حجت الاسلام محمدرضا کتابی؛ (10)

بررسي راهبردها و راهکارهای مقابله با جنگ نرم

توصيف ابعاد و گستره جنگ نرم

28 مرداد 1396 ساعت 9:00

ولایت فقیه با موضع گیری شجاعانه و پذیرش ریسک خطر و قرار دادن خود در معرض حملات دشمن، پرچم اسلام را برافراشته و موضع اسلام و دین را حمایت و تقویت می کند. "ولی جامعه" با این پذیرش خطر و حرکت مجاهدانه، در توسعه قدرت اسلام و گرایش آحاد مردم دنیا به اسلام سهیم است و او و یارانش در خیرات ایجاد شده در عالم حضور دارند و شریک و سهیم هستند.


به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، در یادداشت دهم از سلسله یادداشت های حجت‌الاسلام محمدرضا کتابی در خصوص «بررسی راهبردها و راهکارهای مقابله با جنگ نرم»، به توصیف ابعاد و گستره جنگ نرم در حوزه سیاسی پرداخته است.

در ادامه دهمین بخش از سلسله یادداشت های ایشان از پیش روی شما می گذرد.



***



پس از توضیح و تبیین راهبردها و راهکارهای عام جبهه خودی در تقابل با جنگ نرم دشمن در یادداشت قبلی، اینک در این یادداشت با توجه به تبیین نقشه راه و استراتژی دشمن در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اقتصادی در یادداشت های قبلی، به راهبردها و راهکارهای جبهه انقلاب اسلامی در حوزه سیاسی می پردازیم.

یکم: بی شک مهم ترین راهبرد سیاسی جبهه حق در این درگیری «تقویت راهبرد امت اسلامی با محوریت ولایت مطلقه فقیه» و «تنظیم گرایش ها و جهت گیریهای جامعه حول محور ولایت» و «حفظ و تقویت همدلی و وحدت اجتماعی و وحدت کلمه در سایه اسلام و ولایت» است.
در راهبردهای و راهکارهای عام جبهه حق در یادداشت قبل بیان گردید که استراتژی کلان ما در این رویارویی، رویکرد و عملکرد جهادی و کسب اقتدار در همه ابعاد می باشد. اما بی گمان محور مقاومت و ایستادگی و پرچم دار جهاد و مقابله با جبهه کفر و شرک، "ولی جامعه" است که مدیریت و سرپرستی جامعه را بر عهده دارد.
در حقیقت پاسداری از حریم و توسعه دامنه اقتدار دین در عالم و توجه جهانیان به حقیقت آن، رسالت نخستینِ ولایت فقیه است. ولایت، منحصر در یک محدوده ضیق جغرافیایی نیست بلکه مهم ترین عامل و ابزار الهی برای درگیری دو نظام ایمان و کفر در عالم است و ولایت فقیه در این زمان، مهم ترین شخصی است که می تواند در موازنه قدرت، برای اقتدار اسلام و تحقق بخشیدن به ابعاد اجتماعی و حکومتی اسلام و بازسازی اقتدار دین در معادلات بین المللی و جهانی برنامه ریزی کند.
در این میان راهبرد اصلی ولایت فقیه علاوه بر مدیریت بحران اجتماعی و پاسخگویی و مدیریت حوادث ایجاد شده از سوی دشمن، "ایجاد حادثه و مدیریت آن و به چالش کشیدن جبهه دشمن" است. ولی فقیه می تواند با ایجاد حوادث در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دشمن را دچار حادثه کرده و او را به انزوا و انفعال بکشاند و غرور و اقتدار آن را بشکند. به عنوان مثال حوادثی همچون فتح لانه جاسوسی، اعلام حکم اعدام سلمان رشدی، نوشتن نامه به گورباچف و دعوت وی به اسلام از سوی امام، حوادثی بودند که توسط انقلاب و امام صورت گرفت و دنیای کفر را به چالش کشید و وضعیت روانی عالم را به نفع قدرت اسلام تغییر داد و مدیریت بحران را به دست گرفت. در این مصاف نابرابر، ولایت فقیه با توکل محکم بر خدای متعال و رویکرد جهادی و استقامت و ایستادگی، باعث انتقال این رویکرد و رویّه به بدنه جامعه و موجب ایستادگی و مقاومت و رویارویی آنان با خطرات و مشکلات می شود که عزت و اقتدار جامعه اسلامی را در پی دارد.
در این عرصه، ولایت فقیه با موضع گیری شجاعانه و پذیرش ریسک خطر و قرار دادن خود در معرض حملات دشمن، پرچم اسلام را برافراشته و موضع اسلام و دین را حمایت و تقویت می کند. "ولی جامعه" با این پذیرش خطر و حرکت مجاهدانه، در توسعه قدرت اسلام و گرایش آحاد مردم دنیا به اسلام سهیم است و او و یارانش در خیرات ایجاد شده در عالم حضور دارند و شریک و سهیم هستند. امروزه حضور قدرتمندانه حزب الله لبنان و دیگر هسته های مقاومت در منطقه و شکل گیری صف بندی و جبهه جدید به نفع جهان اسلام به برکت پشتوانه و دلگرمی انقلاب اسلامی و ولایت فقیه است که خشم و ناراحتی دشمن را در پی دارد و اگر این پشتیبانی نبود، به طور قطع مجاهدان و انقلابیون عالم نا امید و منزوی می شدند.
ولایت فقیه همواره با تأکید همیشگی به موضوع تهاجم فرهنگی و جنگ نرم و با حمله به فرهنگ مهاجم، اجازه نمی دهد این درگیری فراموش و لوث شود؛ در واقع درگیری در همه شئون و ابعاد با کفر و نفاق، موضوع کار ولی فقیه است. او با "هماهنگ کردن اراده ها از طریق وحدت بخشیدن به تمایلات و گرایش های اجتماعی"، آنها را در جهت پرستش و تکامل در عبودیت خدای متعال به وحدت و هماهنگی و "امت واحده شدن" سوق می دهد. در نقطه مقابل نیز، اولیاء کفر و طاغوت، با دفاع از منکرات و فحشاء، هم چون دفاع روسای جمهور آمریکا از عمل زشت هم جنس بازی، با دین و اعتقادات مردم درگیر می شوند و اخلاق را قربانی کرده و در مقابلِ فرهنگ انبیاء و اولیاء الهی می ایستند.
در این میان مسئولیت و وظیفه رهبر الهی، افزایش و توسعه انتظارات و تمایلات نسبت به خوبی ها و اخلاق الهی در جامعه است؛ به میزانی که ولایت دینی جامعه بتواند این تعاریف بین المللی را به وسیله این توسعه انتظارات و تمایلات نسبت به کمال و تقرب و پرستش الهی بشکند و تعاریف جدیدی را به جای آنها قرار دهد، می تواند به همان نسبت معادلات را تغییر داده و ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و محصولات و استانداردهای جدیدی را به نفع جبهه اسلام و ایمان تولید کرده و به ظهور و بروز برساند.

دوم: بنابراین و با این بیان، "بسط ید و توسعه اختیارات ولی فقیه"، خط اصلی درگیری ما با نظام کفر بین المللی خواهد بود؛ یعنی از آنجا که تکامل بشر وابسته به توسعه نظام ولایت الهی است، ما باید به دنبال توسعه قدرت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اسلام باشیم و خطوط اصلی درگیری با توسعه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کفر را معین کنیم و متناسب با آن خطوط، پشت سر رهبری حرکت کرده و برای ایشان بسط ید و توسعه اختیار و قدرت ایجاد کنیم.
در جایی که دنیای کفر به دنبال بستن دست ولی فقیه و محدود کردن قدرت و اختیارات او در همه صحنه ها و جلوگیری از توسعه شعاع کلمه توحید است، ما باید تلاش کنیم تا شرایط توسعه اسلام از راه بسط ید ولی فقیه و توسعه اختیارات و اقتدار او در همه شئون فراهم شود. به طور مثال باید ملاحظه کنیم که چه الگوی مصرفی متناسب با توسعه کلمه توحید است و چگونه حساسیت مردم در الگوی مصرف، متناسب با بسط ید ولی فقیه می شود و اگر ولایت فقیه به توسعه قرض الحسنه نظر می دهد، باید نهادهای علمی از جمله حوزه و دانشگاه در این زمینه عالمانه فکر کنند و بحث اقتصاد اسلامی و پول و گردش پول اسلامی را طرح و عملیاتی کنند. در موضوعات مشابه نیز همه باید سعی کنند وظیفه خود را به نحو احسن به انجام رسانند.

سوم: «افزایش بصیرت عمومی و ارتقاء بینش دینی و سیاسی» و تقویت قوه تحلیل مسائل و در نتیجه افزایش ضریب دشمن شناسی و هوشیاری در برابر نفوذ دشمن و توطئه های آن از دیگر راهبردها در بعد سیاسی جامعه می باشد.
مقصود ما در اینجا از بصیرت، تنها دارا بودن بینش و قوه تحلیل مسائل سیاسی و اجتماعی نیست، بلکه مقصود از بصیرت، دارا بودن یک منظومه و نظام فکری منسجم، شامل "نظام احساس، نظام بینش و نظام دانش" است که به شخص قدرت تحلیل مسائل اجتماعی و تاریخی را می بخشد. یکی از ارکان مهم بصیرت و فهم حق و باطل این است که ما جریان جبهه باطل را بر اساس یک نگاه جهان شناختی و فلسفه تاریخی در شکل تاریخی و فراگیر آن بشناسیم.
از این رو اولین نقطه بصیرت این است که مبتنی بر این شناخت بنیادین و کلان، دو جبهه حق و باطل و درگیری مستمر و تاریخی آن را بر محور انبیاء الهی و طواغیت عالم ملاحظه کرده و نسبت خود را با این دو جبهه در دنیای معاصر روشن نماییم و موضوعات خرد جامعه را نیز بر اساس آن بصیرت کلان تحلیل کنیم و دشمن شناسی و شناخت راهبردها و نقشه های دشمن را تعمیق بخشیم.
تمام هنر حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) نیز همین نکته بود که موفق شدند جنگ تحمیلی را به درگیری تاریخی دو جبهه حق و باطل تبدیل کنند و با رشد انگیزه های ایمانی، شرح صدر و بصیرت ایمانی لازم را در این درگیری ایجاد نمایند. این بصیرت با این گستردگی و عمق و فراگیری، همواره چراغ راه مومنان در این درگیری سنگین و پیچیده با جبهه باطل و ظلمت خواهد بود.

چهارم: «توسعه معنویت و ترویج ا خلاق ایثاگرانه و تعاون علی البرّ و التّقوی» نیز از راهبردهای مهم ما در تقابل با این جنگ نرم است.
هدف اصلی جنگ نرم و تلاش اصلی دشمن در جهت تغییر جهت گیری و گرایش ها و تغییر باورها و ارزشهای اسلامی و در یک کلام به دست گرفتن قلوب و باورها و انگیزه ها، حساسیت ها و تمایلات آنان و ترویج ارزش های غربی و مادی به جای ارزش های اسلامی است. با این توصیف، یکی از راهبردهای اصلی مبارزه با این خط مشی دشمن و پادزهر اصلی آن، ترویج و تقویت اخلاق و فرهنگ اسلامی و توسعه معنویت و ترویج اخلاق ایثارگرانه و همکاری و تعاون آحاد جامعه بر "برّ و تقوی" است.
اگر تمایلات مردم از دنیا پرستی و مشغول شدن و لذت بردن از دنیا به سمت و سوی معنویت و توسعه قدرت اسلام و گسترش ولایت اهل بیت و فرهنگ آنان در عالم تغییر کند، در این صورت از کار و هزینه کردن در راه این هدف لذت می برند و این هدف مقدس؛ یعنی توسعه اسلام و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام منشأ کار و تلاش و انفاق و هزینه در این مسیر می شود که محصولِ تجمیع این اراده ها و تفکرات و سرمایه های مادی و انسانی حول محور ولایت، توسعه نظام ولایت و اخلاق و فرهنگ الهی خواهد بود که امروز پدیده مبارک و شکوهمند اربعین حضرت سید الشهداء علیه السلام را در همین راستا می توان ملاحظه و تحلیل کرد.
در این میان جهت دهی به تمایلات مذهبی و توسعه آنها و تبدیل موضوعات از خرد به کلان و سپس به سطح توسعه و تکامل و ایجاد تشکل های الهی در اشکال اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بر اساس تکامل حساسیت های روحی، ذهنی و عینی بشر و ترقی دادن موضوعات فعالیت فکری و موضوعات فعالیت عاطفی و روحی و موضع گیری آنها باعث توسعه و تکامل نظام ولایت و جبهه حق خواهد بود.

پنجم: «شناخت مبانی انقلاب و ترویج و تقویت و تعمیق گفتمان انقلاب اسلامی» از دیگر راهبردهای اصلی ما در این درگیری در بعد سیاسی است.
یکی از اصلی ترین مواردی که مقام معظم رهبری مد ظله العالی از آغاز رهبری داهیانه خود همواره بر آن تأکید داشته اند شناخت عمیق انقلاب اسلامی و مبانی آن است. در اندیشه معمار کبیر انقلاب، انقلاب اسلامی محدود به ایران نیست، بلکه نقطه شروع انقلاب بزرگ جهانی اسلامی به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است و ایجاد حکومت جهانی اسلام و پیاده کردن اهداف بین المللی اسلامی در جهان فقر و گرسنگی از اهداف عظیم آن است که عظمت و انحراف از آن خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. (پیام امام به مهاجرین جنگ تحمیلی)
از نگاه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی امروز گفتمان انقلاب اسلامی تا اعمال جامعه اسلامی و جامعه جهانی به پیش رفته و دلها و قلوب را متوجه خود کرده است. این انقلاب مسیر تاریخ را تغییر داده و به معنای ظهور یک قدرت جدید در عالم و ارائه دهنده یک راه جدید سعادت و یک نظم جدید و آغاز یک دوران جدید و یک پیچ تاریخی برای بشریت است که قدرت های مادی عالم را دچار چالش کرده است. (مقام معظم رهبری،۱۰/۱۱/۹۰ و۱۴/۶/۸۷ و ۱۷/۷/۹۲)
اما ظرفیت انقلاب اسلامی چنان گسترده و عمیق است که محدود به یک انقلاب ضد استبدادی و ضد استعماری نیست بلکه ظرفیت آن تمدن سازی است؛ یعنی در مقابله با نظام سلطه، مقابله و درگیری آن یک درگیری تمدنی است که تا حد ایجاد و پایه ریزی یک تمدن نوین اسلامی به پیش می رود. در واقع انقلاب اسلامی سرآغاز یک تحول عظیم و عمیق در جهان و حرکتی در جهت احیای مجدد دین و معنویت و حضور دین در عرصه زندگی بشر در مقیاس اجتماعی و جهانی و نزدیک کردن جامعه جهانی به قرب ظهور و فراهم کردن زمینه پذیرش ولایت الله در مرتبه جدیدی در جامعه جهانی و در یک کلام انقلاب مطالبات و فطرت هایی است که در پی عبودیت، معنویت و عدالت دینی هستند.
در یک نگاه کلان، اهداف انقلاب اسلامی را می توان ساخت ایرانی مستقل، آزاد، ثروتمند، دارای امنیت، عدالت، رفاه، متدین و بهره مند از معنویت و تکامل اخلاق، پیشرو در مسابقات جهانی در علم، برخوردار از آزادی با همه معانی آن (آزادی اجتماعی، آزادی معنوی) و استقلال برشمرد که همه اینها مقدمه برای تکامل و عروج انسان و الگویی برای جوامع اسلامی و سپس همه جوامع بشری می باشد که برای تحقق این هدف می بایست نقشه پیشرفت اسلامی ـ ایرانی و ابعاد و زوایای آن متناسب با مبانی، اهداف، شاخص های و رسالت های انقلاب اسلامی تدوین و تبیین شود. (همان، ۱۴/۲/۸۷)
در واقع مأموریت انقلاب اسلامی "احیای گفتمان کارآمدی فرهنگ اسلام ناب" و "به چالش کشاندن برتری تفکر فرهنگی و تمدنی غرب و واکنش در برابر پذیرش بی چون و چرای فرهنگ و تمدن غرب و مقابله با استحاله فرهنگی امت اسلام" و "الگو بخشی برای جهان اسلام و دعوت به بیداری اسلامی و بازیابی هویت فرهنگی آنان و جسارت عرض اندام در برابر الگوهای بیگانگان و سلطه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آنان" و "تحکیم پیوند و حمایت سیاسی، معنوی و علمی از جهان اسلام و مستضعفین و ارائه الگوهای اداره دینی به آنان و نیز جهان بشریت" است.
علاوه بر آن تحقق عدالت اجتماعی بر محور دین و اقامه توحید در عالم تربیت انسان تراز انقلاب اسلامی، کسب اقتدار همه جانبه و تغییر موازنه قدرت و تصرّف و تغییر جهت حاکم بر تحولات جهانی از دیگر اهداف و آرمانهای قابل ذکر در گفتمان انقلاب اسلامی است.
انقلاب اسلامی برای اینکه مأموریت خود را به نحو صحیح انجام دهد و در مسیر تکامل خود دچار انحراف نگردد و به تمامی اهداف خود دست یابد نیازمند دقت و "بازخوانی دائمی شاخص های حرکت" صحیح خود می باشد و در این مسیر جهت گیری های آن باید حفظ شود. اگر این جهت گیری ها در یک انقلاب و حرکت اجتماعی صیانت نشود و محفوظ نماند، آن انقلاب به ضد خود تبدیل می شود و سیرت انقلاب همین جهت گیری های اصلی است. از این رو دشمن سعی در حفظ صورت و تغییر سیرت انقلاب را دارد. باید توجه داشت که تغییر جهت گیری ها تدریجی و نامحسوس است و لذا برای جلوگیری از تغییر و انحراف، توجه به شاخص ها ضروری است. در این میان بهترین شاخص خود امام و خط امام است که باید درست فهم و تبیین شود. (همان، ۱۴/۳/۸۹)
استکبارستیزی و ایستادگی مقابل حرکت کفر و نفاق در سطح ملی و جهانی و در هم تنیده بودن معنویت و سیاست و قدرت همراه با اخلاق، عمل به تکلیف الهی، اعتقاد راسخ و صادقه به نقش مردم و مردم سالاری دینی، پاسداری از ارزش ها (که مظهر آن در تبیین بحث ولایت فقیه بود که امام آن را روشن کرد) عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف طبقاتی از شاخص های سیره امام و خط امام (ره) می باشد. (همان، ۱۴/۳/۸۳)
در مجموع، اعتقاد به دین حداکثری و حضور و دخالت دین در تمامی عرصه های حیات اجتماعی بشر، مواجهه با تمدن مدرن و پیگیری ایجاد تمدنی دین و تلاش برای عبور از تمدن مدرن به سمت یک تمدن الهی، اعتقاد به تولید علم و عقلانیت دینی در برابر عقلانیت سکولار تمدن مادی و تلاش در جهت تقابل همه جانبه با دشمن و بستن راههای نفوذ دشمن و تلاش برای تهدید زدایی و استقامت در برابر دنیای کفر تا پیروزی و در نهایت اعتقاد به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برای ساخت سبک زندگی و تمدن مومنانه از شاخصه های اصلی قابل ذکر در گفتمان انقلاب اسلامی است که می بایست تدوین، تبیین و تعمیق و ترویج گردد.

ششم: «شبکه سازی و جبهه سازی از نیروهای انقلابی و دلبسته به تفکر انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور» در تقابل با راهبرد شبکه سازی از نیروهای سکولار و دلباخته غرب از دیگر راهبردهای مهم سیاسی در این جنگ نرم خواهد بود. در جنگ نرم فرهنگی توضیح داده شد که سرمایه گذاری روی شکاف ایدئولوژیک و شبکه سازی از نیروهای متخصص از راهبردهای مهم دشمن در جنگ نرم فرهنگی است. غرب برای مقابله با امواج انقلاب اسلامی و حرکت بیداری اسلامی جهان اسلام، در پی آن است که شکافهای ایدئولوژیک دنیای اسلام را تعمیق کرده و جریان های انقلابی درون جهان اسلام را منزوی نموده و جریان های سکولار فریفته و دلبسته به غرب و جریان های میانه رو سازشکار و نزدیک به غرب را شبکه سازی کرده و امکانات و مقدورات لازم را در اختیار آنان قرار داده و آنان را به قدرت رسانده و شبکه جهانی آنان را فعال کرده تا از طریق آنان اسلام با قرائت سکولاریسم را ترویج نماید.
در کنار این شبکه سازی، دنیای غرب سعی کرده است با حمایت و فعال کردن تروریسم و قرائت تحجر گرایانه و تکفیری از اسلام و ایجاد موج نفرت از آن، قرائت سکولاریستی را محبوب نماید و رشد دهد؛ از این رو خطر سکولاریسم برای دنیای اسلام بیشتر است.
جبهه انقلاب اسلامی در مقابل این راهبرد و تحرکات، می بایست به سازماندهی و شبکه سازی طرفداران جبهه انقلاب اسلامی و اندیشه تمدن اسلامی در داخل و خارج مرزهای جامعه اسلامی همت گمارد. انقلاب اسلامی در این میدان باید تلاش نماید ضمن جلوگیری از مصادره مقدورات جهان اسلام توسط جبهه استکبار، مرزهای فکری خود را با جریان سکولاریست های مسلمان و طرفداران اندیشه مدرنیته اسلامی و آنان که نسخه اداره را در غرب و اندیشه غربی جستجو می کنند مشخص و شفاف کند و علاوه بر آن سعی نماید طرفداران اندیشه تمدن اسلامی و عدالت توحیدی در دنیای اسلام و در داخل کشور و حتی در بیرون از دنیای اسلام را شبکه سازی نماید و از درون جبهه استکبار اقدام به یارگیری نماید. علاوه بر آن باید تلاش کند تا فرصت یارگیری و شبکه سازی از طیف سکولار و غرب باور را در درون دنیای اسلام از دشمن سلب نماید.
اگر ما بتوانیم طرفداران تفکر تمدن اسلامی و نیروهای انقلابی دنیای اسلام و عالم را متحد و همراه کنیم و به بستری برای اقتدار بیشتر این تفکر انقلابی در دنیای اسلام تبدیل نماییم، پایگاهی فعال برای حرکت های بعدی شکل خواهد گرفت و نقطه ضعف های درونی را که عامل نفوذ دشمن است از بین برده و بی تردید این حرکت به نفع انقلاب اسلامی خواهد بود.

هفتم: تحکیم «پیوند با جهان اسلام و مستضعفین و حمایت همه جانبه از محرومین و مستضعفان عالم» و قرار دادن تجربیات و تکنولوژی رایگان و عزت مندانه در خدمت امت اسلام و جهان مستضعفان و موحدان در مقابل پروژه استعمار و استثمار جبهه استکبار از راهبردهای مهم منطقه ای و جهانی ما برای موفقیت در این جنگ نرم است. بدون شک این حمایت مادی و معنوی، قلوب مردم جهان را با انقلاب اسلامی پیوند داده و همراه نموده و توطئه های جریان های سلفی و تکفیری و پروژه دشمن در ایجاد اختلافات قومی و مذهبی و ایران هراسی و شیعه هراسی را خنثی و بی اثر می سازد.

هشتم: در پایان باید متذکر شد "امید بخشی و روحیه دادن به جریان انقلابی و عموم مردم و اطمینان به نصرت الهی و پیروزی نهایی" از راهبردهای اصلی و دائمی جبهه حق می باشد که همواره توسط رهبران انقلاب اسلامی دنبال شده است.
ملت بزرگ ايران، هنوز با تحقق اهداف و آرمان های خود، فاصله بسياري دارد و این مسیر و راه روشن را باید با دلهايي پر از انگيزه و همت و اميد ادامه دهد. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب "ما با هدفهای خودمان هنوز خیلی فاصله داریم امّا مهم این است که در حال حرکتیم؛ مهم این است که نیرو و همّتِ پیشرفت در ملّت ما وجود دارد؛ مهم این است که جوانان ما معتقدند که میتوانند به این هدفها برسند؛ ... میتوانند ما را به یک کشور پیشرفته و دارای قدرت متناسب با هویّت تاریخی خودمان تبدیل کنند؛ این امید، امروز در کشور ما موج میزند و جوانهای ما در این جهت در حرکتند. ما از حال تخدیرشده بیرون آمدیم، از حال خواب‌آلودگی بیرون آمدیم، این کار را نهضت امام بزرگوار ما و این مرد بزرگ انجام داده است." (۱۴/۰۳/۱۳۹۴)
دشمن در تلاش است تا روحیه یأس و ناامیدی را بر کشور حاکم نماید، بنابراین در مقابل تلاش دشمن در این راستا همواره ملّت ایران و بخصوص جوانان بایستی ضمن تحلیل واقع بینانه از دستاوردها و همچنین نقاط ضعف کنونی با توکل و امید به نصرت الهی در جهت پیشرفت ایران اسلامی گام بردارند و البته ملّت ایران با توجّه به پیشرفت‌های روزافزون و با بهره‌گیری از ظرفیت جوانان، تجربیات خود و با اعتماد به نصرت الهی پیروز خواهد شد. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی پایان این مسیر را همواره چنین ترسیم می فرمایند: "وعده خدای متعال صادق است. ملت ایران همه امکانات خود را وارد عرصه کرده است. بنابر این نصرت الهی قطعی است. منتهی ما باید همه هوشیار باشیم. (همان، ۱۰/۱۱/۱۳۹۰) ما ایستاده ایم به فضل الهی، به توفیق الهی، این راه را، این کار را، این حرکت اسلامی و انقلابی را پیش بردیم و ان شاء الله پیش خواهیم برد و آن که پیروز خواهد شد قطعا و یقینا ما هستیم به فضل الهی. همه بدانند جمهوری اسلامی مستحکم ایستاده است. (همان، ۲۱/۳/۱۳۹۶)


کد مطلب: 980

آدرس مطلب: http://isaq.ir/vdcakwno149na.5k4.html

فرهنگستان علوم اسلامی قم  http://isaq.ir