فرهنگستان علوم اسلامی قم - آخرين عناوين گفتگو ، گفتار :: نسخه کامل http://isaq.ir/notes Sat, 21 May 2022 10:44:44 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaq.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم http://isaq.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام فرهنگستان علوم اسلامی قم آزاد است. Sat, 21 May 2022 10:44:44 GMT گفتگو ، گفتار 60 اسلامی سازی علوم با مشارکت عموم جوانان http://isaq.ir/vdca.wn6k49nui5k14.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از رسا، استاد رضایی در مورد اسلامی سازی علوم انسانی نکاتی را بیان نموده اند که مشروح مصاحبه در ادامه ارائه می شود:***- اسلامی سازی علوم به چه معنا است؟امروزه که ما در مرحله تشکیل دولت اسلامی هستیم، اسلامی‌سازی علوم به این معنا است که باید نیازمندی های دولت اسلامی بر پایه مفاهیم دینی شکل بگیرد و تا آن مفاهیم به‌دست نیاید نمی‌توانیم در تشکیل دولت اسلامی به موفقیت برسیم؛ چنانکه در چندین دهه دولت اسلامی که در حال شکل‌گیری است نیازمندی های مختلفی در حوزه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مطرح شده است؛ اما به دلیل «عدم تولید مفاهیم با پایه اسلامی و دینی» این امورات به شکل التقاطی و یا به شکل غیر دینی در جامعه تحقق پیدا کرده است.یعنی سیاست ورزی و علم ورزی نهایتاً به مدل سرمایه‌داری برگشت پیدا کرده و تا به امروز نیز شاهد تبلور علوم اسلامی در کشور خود نیستیم؛ البته برخی تحرکات زیرساختی در این زمینه شکل گرفته و مشکل اصلی شناسایی شده است؛ اما تا زمانی که ما در لایه های زیرین جامعه فقه اجتماعی نداشته باشیم جامعه اسلامی شکل نخواهد گرفت؛ چرا که فقه اجتماعی پیش فرض علوم اسلامی است؛ بنابراین معنای اسلامی سازی علوم به معنای اسلامی سازی در پیش فرض های علوم است.- آیا ما توانسته ایم علوم انسانی را در کشور خود اسلامی سازی کنیم؟این سوال را نمی‌شود با جواب بله یا خیر پاسخ داد؛ زیرا راه طولانی است و کارهایی توسط گروه‌های سازمان‌ نیافته علمی انجام شده است و توانسته‌اند صورت مسئله و مشکلات را شناسایی و پیدا کنند که مشکل را نیز در «عدم توانایی ابزارها، مفاهیم و روش های موجودی که در اختیار داریم» تشخیص داده اند که این اتفاق مهمی است؛ چراکه پیدا کردن مشکل خود ۴۰% از مسئله و مشکل را حل کرده و تکلیف را مشخص می کند. بنابراین ما می توانیم بگوییم که ما به صورت غیر رسمی و غیر حاکمیتی در مسیر اسلامی‌سازی علوم حرکت می‌کنیم.- مسئولیت اسلامی سازی علوم بر عهده چه ارگان هایی است؟ علم به دلیل گستردگی که دارد بر عهده شخص خاصی نمی تواند باشد؛ اما حاکمیت به عنوان محور قدرت و محور هماهنگی در فعالیت‌ها و پیشرفت، می‌تواند نقش آفرینی مهم و کلیدی در این رابطه داشته باشد؛ اما تا زمانی که جامعه عمومی و جامعه علمی کشور به سوی رفع نیازمندی‌های خود حرکت نکند، رسیدن به این هدف سخت تر خواهد شد.به عنوان مثال وقتی امروزه بحث عدالت مطرح می‌شود، غالب مطالبات بر عهده مردم و نخبگان اعم از بخش گروهی، فردی و سازمانی است و دولت و حکومت نیز همانند این افراد مسئولیت خاص خود را دارد.بنابراین در حوزه جامعه سازی علوم باید کل جامعه نقش آفرینی داشته باشند و عموم جامعه با تمام اجزاء و ابعادش وارد این عرصه شوند تا مسئله اسلامی‌سازی علوم تحقق پیدا کند.- اکنون که چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی می گذرد چقدر از علوم انسانی ما اسلامی شده است؟متاسفانه باید بگویم که در این بخش بیشترین کم کاری صورت گرفته است و بیشترین ضربه نیز از همین ناحیه بوده است؛ مادامی که ما علوم انسانی خود را اسلامی‌سازی نکنیم نمی توانیم انتظار داشته باشیم که ثمره آن را در جامعه مشاهده کنیم و امروزه که جامعه ما به چالش های مختلفی دچار شده است حاصل عدم توجه به انقلاب فرهنگی در جامعه، به خصوص در نهادهای حوزوی و دانشگاهی بوده است و نهادهای مختلف در جامعه بیشترین تأثیر را در عدم موفقیت انقلاب اسلامی در انقلاب فرهنگی داشته اند.به عبارت دیگر مسئولیت عدم توجه به این مسئله اساسی، متوجه نهادهای موجود در کشور به خصوص حوزه های علمیه، دانشگاه و شورای عالی انقلاب فرهنگی است چرا که حوزه به دلیل اینکه در فقه فردی، عرفان فردی و اعتقادات فردی ممحض شده است، به سوالاتی که در جامعه مطرح شده است توجه جدی نداشته است و به همین خاطر نیز نتوانسته است مفاهیم دینی خود را ارتقاء دهد.حوزه علمیه برای ارتقاء مفاهیم خود از بُعد فردی به بُعد اجتماعی باید اولاً در روش و اصول فقه متداول تحول ایجاد می‌کرد تا تغییرات اساسی در حوزه اتفاق می‌افتاد؛ اما متاسفانه با وجود اینکه مقام معظم رهبری از سال ۱۳۷۴ در مدرسه فیضیه مطرح کردند که «حوزه علمیه باید برای ارتقاء و رسیدن به این هدف بر روی طلاب جوان حساب باز کرده و از فضلای حوزه علمیه کمک بگیرد و بر روی جوانان سرمایه گذاری کند...» از عمل به آن غفلت شده است؛ لذا اگر بخواهیم در این باره ارزیابی داشته باشیم، باید بگوییم که کُندترین حرکت در این بخش صورت گرفته است و در درجه بندی و درصد اسلامی‌سازی علوم نمی‌توانیم درجه مطلوبی را برای آن در نظر بگیریم.- با توجه به وجود توانایی های لازم جهت اسلامی سازی علوم انسانی در کشور، علل کُندی یا موانع بر سر راه این امر چیست؟اولین مانع، عدم مسئولیت پذیری نهادهای علمی کشور از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، حوزه علمیه و دانشگاه است و خود را پاسخگوی نیازهای جامعه اسلامی نمی‌دانند؛ چراکه شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان قرارگاه مرکزی اسلامی سازی علوم نتوانسته است به وظیفه قرارگاهی خود عمل کند و همچنین حوزه علمیه هنوز بر رفتار سنتی گذشته خود که وظیفه ما تبلیغ دین است و دین را فردی، عرفان فردی و حکمت فردی می داند منحصر کرده است؛ لذا شانه خود را از این مسئولیت سنگین خالی کرده است.دانشگاه نیز با توجه به این که علم را جهت دار نمی داند تکیه بر تقلید و تبعیت از مفاهیم راهکار ها و مدل های غربی دارد به همین خاطر انقلاب اسلامی در اسلامی سازی علوم با کندی قابل توجهی مواجه است که بعضاً هم این نهادها مانع اصلی پیشرفت در این زمینه نیز می باشند و این گونه مباحث را نوعی تحجر می‌دانند.مانع بعدی «عدم وجود شبکه سازی گسترده در سطح ملی و در سطح بین المللی» است که تا هنوز نیز ما نتوانسته‌ایم در این باره گام های مثبتی را برداریم.بنابراین ما به شدت نیازمند شبکه سازی علمی هستیم که نهادهای حوزوی، دانشگاه ها، نهادهای اجرایی و سایر نهادهای مرتبط را به همدیگر متصل کرده و در یک فرایند متقابل، اطلاعات را رد و بدل کنند که از جمله آنها شناسایی توانمندی های فکری جامعه است که به وفور در جامعه سرریز داشته و دولت‌های غربی بهتر از دولت انقلاب اسلامی از آن بهره مند می شوند و از استعدادهای نهفته درونی ما به نفع کشور خود بهره برداری و استفاده می‌کنند.تا زمانی که ما یک مدیریت واحد شبکه ای تحقیقات نداشته باشیم تا به مشکلات سامان دهد رفع مشکلات بسیار سخت شده و در برخی از مواقع کارها متوقف خواهد شد- آینده اسلامی سازی علوم در انقلاب اسلامی را چگونه ارزیابی می کنید؟در این باره چنین می توان گفت که به طور طبیعی آینده اسلامی سازی علوم اگر به همین روالی که اکنون در حال حرکت و فعالیت است ادامه پیدا کند بسیار ناامید کننده خواهد بود و این پروژه عظیم در معرض شکست قرار خواهد گرفت؛ اما اگر ما کمی واقع نگر باشیم و از ظرفیت هایی که در جامعه ایجاد شده است و زیر ساخت های جدیدی که با حمایت ویژه رهبر انقلاب در حال پیگیری است، استفاده کنیم یقیناً با تحول ساختاری در حوزه ها و دانشگاه ها و نهادهای اجرایی زمینه برای اسلامی‌سازی علوم فراهم خواهد شد و افق بسیار روشنی در انتظار خواهد بود.قطعاً برای تحقق این کار ظرفیت‌های فراوانی در داخل کشور وجود دارد و اگر ما گفتمان‌سازی و اسلامی‌سازی علوم را همانند دهه اول انقلاب مجدداً راه اندازی و پیگیری کنیم- با توجه به ظرفیت جدیدی که اکنون مهیا است- بدون شک در گفتمان سازی نتیجه بهتری خواهیم گرفت و برای رسیدن به این هدف نباید منتظر باشیم که در ابتدا بحث های نظری و مدل سازی اتفاق بیفتد و بعداً نوبت به اجراء برسد؛ بلکه باید هر سه در کنار همدیگر به پیش برده شوند.به نظر من برای اسلامی سازی علوم باید با ایجاد فضای مشارکت عمومی از نیروهای جوان تازه نفس ، معتقد و متعهد و انقلابی در این کار استفاده شود و اگر نیروهای ناکار آمد و خسته کنار زده شوند آینده روشنی در پیش خواهیم داشت. ]]> گفتگو ، گفتار Sun, 01 May 2022 14:00:25 GMT http://isaq.ir/vdca.wn6k49nui5k14.html منشور مردم داری از زبان امیرالمومنین http://isaq.ir/vdcj.yevfuqe8isfzu.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از جام جم.  حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر علیرضا پیروزمند، هیات علمی فرهنگستان علوم اسلامی، مدرس حوزه و دانشگاه و پژوهشگر در گفت‌و‌گوی پیش‌رو از آموزه‌ها و درس‌های اخلاقی امام علی(ع) برای حاکمان می‌گوید.                                        ***‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬مهم‌ترین‭ ‬موضوعاتی‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬سیره‭ ‬حکومتی‭ ‬امام‭ ‬علی علیه السلام مطرح‭ ‬است‭ ‬مسأله‭ ‬اخلاق‭ ‬سیاسی‭ ‬دولتمردان‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬خطبه‌ها‭ ‬و‭ ‬نامه‌های‭ ‬ایشان‭ ‬هم‭ ‬بعضا‭ ‬اشاره‭ ‬شده‭ ‬است‭. ‬چرا‭ ‬نگاه‭ ‬امام‭ ‬به‭ ‬مسأله‭ ‬زمامداری‭ ‬متفاوت‭ ‬از‭ ‬دیگران‭ ‬است؟‭ ‬اخلاق‭ ‬کارگزاران‭ ‬در‭ ‬سیره‭ ‬امیرالمؤمنین‭ ‬در‭ ‬حکومت‭ ‬و‭ ‬جامعه‭ ‬اسلامی‭ ‬مورد‭ ‬توجه‭ ‬قرار‭ ‬گرفته‭ ‬است،‭ ‬از‭ ‬این‌رو‭ ‬با‭ ‬توجه‭ ‬به‭ ‬روند‭ ‬تکاملی‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬پرداختن‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬موضوع‭ ‬و‭ ‬روشن‭ ‬کردن‭ ‬زوایای‭ ‬آن‭ ‬برای‭ ‬حکومتی‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬فرموده‭ ‬رهبر‭ ‬معظم‭ ‬انقلاب‭ ‬منظور‭ ‬از‭ ‬دولت‭ ‬اسلامی،‭ ‬اسلامی‭ ‬‌شدن‭ ‬اخلاق‭ ‬و‭ ‬رفتار‭ ‬کارگزاران‭ ‬است،‭ ‬بسیار‭ ‬اهمیت‭ ‬دارد‭. ‬در‭ ‬این‭ ‬صورت‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬حکومت‭ ‬و‭ ‬دولت‭ ‬اسلامی‭ ‬قواره‭ ‬و‭ ‬استاندارد‭ ‬اسلامی‭ ‬به‭ ‬خود‭ ‬می‌گیرد‭.‬امیرالمومنین در‭ ‬خطبه‭ ‬۴۶‭ ‬نهج‌البلاغه‭ ‬در‭ ‬دو‭ ‬فراز‭ ‬مهم،‭ ‬ماموریت‭ ‬حاکمان‭ ‬و‭ ‬دولتمردان‭ ‬را‭ ‬بیان‭ ‬می‌کند‭. ‬مورخان‭ ‬احتمال‭ ‬می‌دهند‭ ‬این‭ ‬خطبه،‭ ‬خطاب‭ ‬به‭ ‬مالک‌اشتر‭ ‬باشد‭ امام می فرماید تو از کسانی هستی که به عنوان نماینده من باید دین خدا را اقامه کنی. ‬دوم‭ ‬این‌که‭ ‬باید‭ ‬نهضت‭ ‬گناهکاران‭ ‬را‭ ‬سرکوب‭ ‬کنی‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬گناهکاران‭ ‬اجازه‭ ‬ندهی‭ ‬که‭ ‬کار‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬وسعت‭ ‬دهند‭ ‬بلکه‭ ‬باید‭ ‬فعالیت‭ ‬آنان‭ ‬را‭ ‬محدود‭ ‬کنی‭ ‬و‭ ‬مأموریت‭ ‬دیگر‭ ‬تو‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬باید‭ ‬امنیت‭ ‬را‭ ‬برقرار‭ ‬کنی‭ ‬و‭ ‬ترس‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬مردم‭ ‬دور‭ ‬کنی‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬مرزهای‭ ‬دولت‭ ‬اسلامی‭ ‬امنیت‭ ‬برقرار‭ ‬کنی‭. ‬این‭ ‬سه‭ ‬ماموریت‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬نامه‭ ‬به‌وضوح‭ ‬بیان‭ ‬شده‭ ‬است‭. ‬امام‭ ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬این‭ ‬خطبه‭ ‬به‭ ‬بیان‭ ‬چگونگی‭ ‬انجام‭ ‬مأموریت‭ ‬توسط‭ ‬زمامدار‭ ‬خود‭ ‬می‌پردازد‭ ‬و‭ ‬می‌فرماید‭: ‬در‭ ‬صورتی‭ ‬می‌توانی‭ ‬این‭ ‬سه‭ ‬مأموریت‭ ‬را‭ ‬انجام‭ ‬بدهی‭ ‬که‭ ‬او‭ ‬از‭ ‬خدای‭ ‬متعال‭ ‬استعانت‭ ‬بجویی‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬او‭ ‬یاری‭ ‬بطلبی‭. ‬دوم‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬ارتباط‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬نرمی‭ ‬‌و‭ ‬درشتی‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬هم‭ ‬ترکیب‭ ‬کنی‭ ‬اما‭ ‬نرم‌خویی‭ ‬تو‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬بیشتر‭ ‬باشد‭.‬البته‭ ‬امام‭ ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬متذکر‭ ‬می‌شود‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬جایی‭ ‬که‭ ‬کار‭ ‬با‭ ‬نرم‌خویی‭ ‬پیش‭ ‬نمی‌رود‭ ‬و‭ ‬جز‭ ‬با‭ ‬درشتی‭ ‬امری‭ ‬انجام‭ ‬نمی‌شود،‭ ‬می‌توانی‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬حربه‭ ‬استفاده‭ ‬کنی‭ ‬اما‭ ‬در‭ ‬کلام‭ ‬امام‭ ‬علی‭(‬ع‭ ( ‬ویژگی‭ ‬سومی‭ ‬هم‭ ‬بیان‭ ‬شده‭ ‬است‭. ‬امام‭ ‬می‌فرماید‭: ‬با‭ ‬مردم‭ ‬فروتن‭ ‬باش‭. ‬فروتنی‭ ‬خودت‭ ‬را‭ ‬برای‭ ‬مردم‭ ‬پهن‭ ‬کن‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬با‭ ‬گشاده‌رویی‭ ‬و‭ ‬نرم‌خویی‭ ‬رفتار‭ ‬کن‭. ‬ویژگی‭ ‬چهارم‭ ‬در‭ ‬ارتباط‭ ‬با‭ ‬حاکم‭ ‬و‭ ‬مردم‭ ‬است‭.‬مولای‭ ‬متقیان‭(‬ع‭) ‬به‭ ‬همه‭ ‬ریزه‌کاری‌های‭ ‬حکومتی‭ ‬زمامداران‭ ‬خود‭ ‬اهمیت‭ ‬می‌داد‭ ‬و‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬همه‭ ‬رفتارهای‭ ‬آنان‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬دقت‌نظر‭ ‬داشت‭. ‬امام‭ ‬می‌فرماید‭ ‬در‭ ‬برخورد‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬تساوی‭ ‬در‭ ‬رفتار‭ ‬و‭ ‬حتی‭ ‬نگاه‭ ‬کردن‭ ‬را‭ ‬مراعات‭ ‬کن‭.‬در‭ ‬فرمایش‭ ‬امام‭ ‬علی‭(‬ع‭)‬،‭ ‬این‭ ‬رفتار‭ ‬تنها‭ ‬مختص‭ ‬قاضی‭ ‬و‭ ‬دادگاه‭ ‬نیست‭ ‬بلکه‭ ‬حاکم‭ ‬دولت‭ ‬اسلامی‭ ‬‌نیز‭ ‬باید‭ ‬در‭ ‬همه‭ ‬امور‭ ‬مساوات‭ ‬را‭ ‬رعایت‭ ‬کند‭ ‬حتی‭ ‬در‭ ‬نوع‭ ‬نگاه‭ ‬کردن‭ ‬به‭ ‬مردم‭. ‬اما‭ ‬این‭ ‬مسأله‭ ‬را‭ ‬به‌عنوان‭ ‬یک‭ ‬امر‭ ‬اخلاقی‭ ‬حکومتی‭ ‬مطرح‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬می‌فرماید‭: ‬در‭ ‬نگاه‭ ‬به‭ ‬مردم‭ ‬بین‭ ‬آنها‭ ‬فرق‭ ‬نگذار،‭ ‬در‭ ‬نگاه‭ ‬مستقیم،‭ ‬اشاره‭ ‬دست،‭ ‬سلام‭ ‬و‭ ‬تکریم‭ ‬و‭ ‬خوشامد‌گویی‭ ‬مساوات‭ ‬را‭ ‬رعایت‭ ‬کن‭.‬دلیل‭ ‬این‭ ‬همه‭ ‬تاکید‭ ‬امام‭ ‬به‭ ‬رعایت‭ ‬مساوات‭ ‬بین‭ ‬مردم‭ ‬چیست؟حضرت‭ ‬علی‭ ‬علت‭ ‬اهمیت‭ ‬رعایت‭ ‬مساوات‭ ‬بین‭ ‬مردم‭ ‬توسط‭ ‬حاکم‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬این‭ ‬می‌بیند‌،‭ ‬افرادی‭ ‬که‭ ‬بیشتر‭ ‬مورد‭ ‬توجه‭ ‬قرار‭ ‬می‌گیرند‭ ‬بر‭ ‬دولت‭ ‬و‭ ‬حاکم‭ ‬اسلامی‭ ‬طمع‭ ‬نکنند‭ ‬و‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬متمایز‭ ‬از‭ ‬دیگران‭ ‬فرض‭ ‬نکنند‭. ‬از‭ ‬طرف‭ ‬دیگر‭ ‬فقرا‭ ‬و‭ ‬ضعیفان‭ ‬از‭ ‬خود،‭ ‬حکومت‭ ‬و‭ ‬دولتمردان‭ ‬ناامید‭ ‬نشوند‭. ‬نا‌امیدی‭ ‬عموم‭ ‬مردم‭ ‬از‭ ‬رعایت‭ ‬نکردن‭ ‬عدالت‭ ‬توسط‭ ‬حاکم‭ ‬نیز‭ ‬یکی‭ ‬دیگر‭ ‬از‭ ‬دلایل‭ ‬توجه‭ ‬امام‭ ‬به‭ ‬رعایت‭ ‬دقیق‭ ‬مساوات‭ ‬است‭.‬وظایف‭ ‬زمامداران‭ ‬در‭ ‬قبال‭ ‬مردم‭ ‬در‭ ‬کلام‭ ‬علی‭ ‬چگونه‭ ‬تعریف‭ ‬شده‭ ‬است؟امام‭ ‬در‭ ‬ابتدای‭ ‬خطبه‭ ‬مالک‌اشتر‭ ‬چهار‭ ‬وظیفه‭ ‬برای‭ ‬حاکم‭ ‬اسلامی‭ ‬بیان‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬بلافاصله‭ ‬سراغ‭ ‬ویژگی‭ ‬حاکم‭ ‬اسلامی‭ ‬رفته‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬شرح‭ ‬آن‭ ‬می‌پردازد‭. ‬در‭ ‬واقع‭ ‬متذکر‭ ‬می‌شود‭ ‬که‭ ‬اگر‭ ‬می‌خواهی‭ ‬ماموریت‌های‭ ‬محوله‭ ‬را‭ ‬به‌خوبی‭ ‬انجام‭ ‬دهی‭ ‬باید‭ ‬این‭ ‬خصلت‌ها‭ ‬را‭ ‬داشته‭ ‬باشی‭.‬امام‭ ‬درباره‭ ‬مأموریت‌ها‭ ‬می‌فرماید‭: ‬اولین‭ ‬ماموریت‭ ‬تو‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬مالیات‭ ‬را‭ ‬جمع‌آوری‭ ‬کنی‭. ‬دوم‭ ‬بحث‭ ‬برقراری‭ ‬امنیت‭ ‬و‭ ‬مقابله‭ ‬با‭ ‬دشمنان‭ ‬است‭. ‬سوم‭ ‬باید‭ ‬کار‭ ‬مردم‭ ‬را‭ ‬به‌سامان‭ ‬برسانید‭ ‬تا‭ ‬مردم‭ ‬در‭ ‬زندگی‭ ‬احساس‭ ‬سختی‭ ‬نکنند‭. ‬باید‭ ‬سرزمین‭ ‬آنها‭ ‬را‭ ‬آباد‭ ‬کنی‭ ‬زیرا‭ ‬وقتی‭ ‬سرزمین‌ها‭ ‬آباد‭ ‬شود،‭ ‬بهره‌وری‭ ‬از‭ ‬منابع‭ ‬به‌شکل‭ ‬درستی‭ ‬انجام‭ ‬می‌گیرد‭. ‬امام‭ ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬به‭ ‬بیان‭ ‬ویژگی‌های‭ ‬والی‭ ‬دولت‭ ‬در‭ ‬چند‭ ‬مرحله‭ ‬می‌پردازد‭.‬مرحله‭ ‬اول‭ ‬ارتباط‭ ‬حاکم‭ ‬با‭ ‬خداست‭. ‬امام‭ ‬به‭ ‬مالک‭ ‬هشدار‭ ‬می‌دهد‭ ‬به‭ ‬ترس‭ ‬از‭ ‬خدا‭ ‬و‭ ‬مقدر‭ ‬داشتن‭ ‬فرمان‭ ‬پروردگار‭ ‬و‭ ‬می‌فرماید‭ ‬کسی‭ ‬بدون‭ ‬تبعیت‭ ‬از‭ ‬خداوند‭ ‬و‭ ‬انجام‭ ‬واجبات‭ ‬به‭ ‬سعادت‭ ‬نمی‌رسد‭ ‬در‭ ‬غیر‭ ‬این‭ ‬صورت‭ ‬به‭ ‬شقاوت‭ ‬و‭ ‬گمراهی‭ ‬خواهی‭ ‬رسید‭. ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬به‭ ‬مالک‭ ‬توصیه‭ ‬می‌کند‭ ‬که‭ ‬والی‭ ‬دولت‭ ‬باید‭ ‬خودش‭ ‬را‭ ‬وقف‭ ‬دین‭ ‬خدا‭ ‬کند‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬صورت‭ ‬که‭ ‬قلب،‭ ‬دست‭ ‬و‭ ‬زبانش‭ ‬در‭ ‬خدمت‭ ‬دین‭ ‬خدا‭ ‬باشد‭.‬در‭ ‬بخش‭ ‬دیگر‭ ‬به‭ ‬ارتباط‭ ‬حاکم‭ ‬با‭ ‬خودش‭ ‬اشاره‭ ‬می‌کند‭ ‬یعنی‭ ‬حاکم‭ ‬و‭ ‬زمامدار‭ ‬دولت‭ ‬اسلامی‭ ‬باید‭ ‬با‭ ‬نفس‭ ‬اماره‭ ‬خود‭ ‬مبارزه‭ ‬کند،‭ ‬نفس‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬برابر‭ ‬شهوت‌ها‭ ‬بشکند‭ ‬و‭ ‬بر‭ ‬نفس‭ ‬خود‭ ‬حاکم‭ ‬باشد‭. ‬مسؤولیت‌های‭ ‬حکومتی‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬مبارزه‭ ‬با‭ ‬نفس‭ ‬باز‭ ‬ندارد‭.‬مرحله‭ ‬آخر‭ ‬ارتباط‭ ‬زمامدار‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬است‭. ‬امام‭ ‬علی‭(‬ع‭) ‬خطاب‭ ‬به‭ ‬مالک‭ ‬بیشتر‭ ‬از‭ ‬ارتباط‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬می‌گوید‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬نوع‭ ‬رابطه‭ ‬او‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬صحبت‭ ‬می‌کند‭. ‬در‭ ‬کلام‭ ‬امام‭ ‬علی‭ ‬قضاوت‭ ‬مردم‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬حاکم‭ ‬در‭ ‬دروه‭ ‬حاکمیت‭ ‬ملاک‭ ‬شناسایی‭ ‬فرد‭ ‬است‭. ‬فرآیند‭ ‬شناخت‭ ‬مردم‭ ‬مومن‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬رفتار‭ ‬حاکم‭ ‬وزنه‭ ‬و‭ ‬ملاک‭ ‬است‭. ‬امام‭ ‬به‭ ‬مالک‭ ‬می‌فرماید‭: ‬حواست‭ ‬باشد‭ ‬قبل‭ ‬از‭ ‬تو‭ ‬حکامی‭ ‬را‭ ‬دیدند‭ ‬که‭ ‬برخی‭ ‬ستمگر‭ ‬بودند‭ ‬و‭ ‬برخی‭ ‬دادگر‭. ‬مردم‭ ‬در‭ ‬کارهای‭ ‬تو‭ ‬به‭ ‬همان‭ ‬چشم‭ ‬می‌نگرند‭ ‬که‭ ‬تو‭ ‬در‭ ‬کارهای‭ ‬والیان‭ ‬پیش‭ ‬از‭ ‬خود‭ ‬می‌نگری‭. ‬درباره‭ ‬تو‭ ‬همان‭ ‬می‌گویند‭ ‬که‭ ‬تو‭ ‬درباره‭ ‬آنها‭ ‬می‌گویی‭ ‬و‭ ‬نیکوکاران‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬آنچه‭ ‬خداوند‭ ‬درباره‭ ‬آنها‭ ‬بر‭ ‬زبان‭ ‬مردم‭ ‬جاری‭ ‬ساخته،‭ ‬می‌توان‭ ‬شناخت‭. ‬بنابراین‭ ‬باید‭ ‬بهترین‭ ‬‌اندوخته‌ها‭ ‬در‭ ‬نزد‭ ‬تو،‭ ‬اندوخته‭ ‬کار‭ ‬نیک‭ ‬باشد‭. ‬استدلالی‭ ‬که‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬سخن‭ ‬علی‭ ‬بن‭ ‬ابیطالب علیه السلام می‌توان‭ ‬داشت‭ ‬این‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬نام‭ ‬صالحین‭ ‬بر‭ ‬زبان‭ ‬مردم‭ ‬جاری‭ ‬می‌شود‭.‬چرا‭ ‬این‭ ‬حجم‭ ‬از‭ ‬توجه‭ ‬به‭ ‬مردم‭ ‬در‭ ‬کلام‭ ‬امام‭ ‬دیده‭ ‬می‌شود‭. ‬این‌گونه‭ ‬به‌نظر‭ ‬می‌رسد‭ ‬که‭ ‬امام‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬مدارا‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬زمامداران‭ ‬خودش‭ ‬سختگیر‭ ‬است؟امیرالمومنین علیه السلام ‬در‭ ‬این‭ ‬رابطه‭ ‬می‌فرماید‭: ‬حواست‭ ‬باشد‭ ‬دوام‭ ‬حکومت‭ ‬تو‭ ‬به‭ ‬مردم‭ ‬بستگی‭ ‬دارد‭.‬تو‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬حاکم‭ ‬باید‭ ‬مردم‭ ‬را‭ ‬راضی‭  ‬نگه‭ ‬داری‭. ‬علاوه‭ ‬بر‭ ‬این‭ ‬خوشنودی‭ ‬خدای‭ ‬متعال‭ ‬در‭ ‬رضایت‭ ‬مردم‭ ‬است‭. ‬تو‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬بامحبت‭ ‬و‭ ‬لطف‭ ‬برخورد‭ ‬کنی‭. ‬نباید‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬با‭ ‬غرور‭ ‬برخورد‭ ‬داشته‭ ‬باشی‭ ‬چون‭ ‬غضب‭ ‬الهی‭ ‬شامل‭ ‬تو‭ ‬می‌شود‭. ‬با‭ ‬مردم‭ ‬فاصله‭ ‬نگیر‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬فاصله‭ ‬با‭ ‬آنها‭ ‬صحبت‭ ‬نکن‭. ‬با‭ ‬مردم‭ ‬با‭ ‬انصاف‭ ‬رفتار‭ ‬کن‭ ‬که‭ ‬اگر‭ ‬با‭ ‬این‭ ‬روش‭ ‬با‭ ‬آنها‭ ‬برخورد‭ ‬نکنی‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬آنها‭ ‬ظلم‭ ‬کنی،‭ ‬در‭ ‬زمره‭ ‬ظالمان‭ ‬خواهی‭ ‬بود‭ ‬و‭ ‬گرفتار‭ ‬عواقب‭ ‬ظلم‭ ‬خواهی‭ ‬شد‭. ‬امام‭ ‬در‭ ‬ادامه‭ ‬به‭ ‬بیان‭ ‬عواقب‭ ‬ظالم‭ ‬شدن‭ ‬می‌پردازد‭ ‬و‭ ‬می‌فرماید‭: ‬اگر‭ ‬به‭ ‬مردم‭ ‬ظلم‭ ‬کنی،‭ ‬علاوه‭ ‬بر‭ ‬بندگان‭ ‬خدا،‭ ‬پروردگار‭ ‬نیز‭ ‬دشمن‭ ‬تو‭ ‬خواهد‭ ‬شد‭. ‬پیوسته‭ ‬در‭ ‬جنگ‭ ‬و‭ ‬خصومت‭ ‬خواهی‭ ‬بود‭ ‬تا‭ ‬زمانی‭ ‬که‭ ‬توبه‭ ‬کنی‭. ‬همچنین‭ ‬می‌فرماید‭ ‬خدا‭ ‬در‭ ‬کمین‭ ‬ظالمین‭ ‬است‭.‬در‭ ‬ادامه‭ ‬این‭ ‬توضیح،‭ ‬دو‭ ‬امر‭ ‬مهم‭ ‬را‭ ‬به‌عنوان‭ ‬ملاک‭ ‬به‭ ‬کارگزاران‭ ‬معرفی‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬محبوب‌ترین‭ ‬عمل‭ ‬نزد‭ ‬حاکم‭ ‬را‭ ‬مشخص‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬می‌فرماید‭: ‬محبوب‌ترین‭ ‬عمل‭ ‬نزد‭ ‬حاکم‭ ‬باید‭ ‬سه‭ ‬چیز‭ ‬باشد؛‭ ‬اول‭ ‬اقامه‭ ‬حق‭. ‬در‭ ‬جاده‭ ‬حق‭ ‬میانه‌ترین‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬این‭ ‬اولین‭ ‬کاری‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬باعث‭ ‬محبوبیت‭ ‬حاکم‭ ‬می‌شود‭. ‬دوم‭ ‬این‭ ‬که‭ ‬عدالت‭ ‬او،‭ ‬عمومی‭ ‬باشد‭ ‬و‭ ‬برای‭ ‬مردم‭ ‬منفعت‭ ‬داشته‭ ‬باشد‭. ‬سوم‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬خوشنودی‭ ‬مردم‭ ‬فراگیرتر‭ ‬باشد‭. ‬امام‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬عطوفت‭ ‬با‭ ‬مردم‭ ‬تأکید‭ ‬بسیار‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬بسیار‭ ‬تعجب‌برانگیز‭ ‬است‭. ‬سپس‭ ‬می‌فرماید‭: ‬کسانی‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬بیشتر‭ ‬از‭ ‬همه‭ ‬از‭ ‬تو‭ ‬فاصله‭ ‬دارند‭. ‬آنها‭ ‬کسانی‭ ‬هستند‭ ‬که‭ ‬باید‭ ‬از‭ ‬آنها‭ ‬منفور‭ ‬باشی‭. ‬افرادی‭ ‬که‭ ‬دنبال‭ ‬عیب‌جویی‭ ‬و‭ ‬عیب‌یابی‭ ‬مردم‭ ‬هستند‭ ‬از‭ ‬آنها‭ ‬فاصله‭ ‬بگیر‭. ‬متاسفانه‭ ‬در‭ ‬جامعه‭ ‬ما‭ ‬هستند‭ ‬کسانی‭ ‬که‭ ‬خوبی‌های‭ ‬مردم‭ ‬را‭ ‬نمی‌بینند‭ ‬این‌که‭ ‬ملت‭ ‬ایران‭ ‬اهل‭ ‬سخاوت،‭ ‬دینداری،‭ ‬ولایتمداری‭ ‬و‭ ‬محبت‭ ‬هستند‭ ‬اما‭ ‬برخی‭ ‬سعی‭ ‬دارند‭ ‬چشم‭ ‬به‭ ‬خوبی‌های‭ ‬مردم‭ ‬ببندند‭ ‬و‭ ‬آنان‭ ‬را‭ ‬مردمی‭ ‬مسؤولیت‌گریز‭ ‬و‭ ‬کارگریز‭ ‬که‭ ‬حق‭ ‬دیگران‭ ‬را‭ ‬رعایت‭ ‬نمی‌کنند،‭ ‬معرفی‭ ‬کنند‭.‬حضرت‭ ‬علی‭(‬ع‭) ‬می‌فرماید‭: ‬مردم‭ ‬بی‌عیب‭ ‬نیستند‭ ‬و‭ ‬سزاوار‭ ‬است‭ ‬که‭ ‬والی‭ ‬و‭ ‬حاکم‭ ‬عیوب‭ ‬مردم‭ ‬را‭ ‬بپوشاند‭ ‬و‭ ‬آنها‭ ‬را‭ ‬پاک‭ ‬کند‭ ‬زیرا‭ ‬خدا‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬عیب‭ ‬مردم‭ ‬داوری‭ ‬خواهد‭ ‬کرد‭. ‬عیب‭ ‬مردم‭ ‬را‭ ‬بپوشان‭ ‬همان‌گونه‭ ‬که‭ ‬دوست‭ ‬داری‭ ‬عیب‭ ‬تو‭ ‬پوشیده‭ ‬باشد‭.‬​​​الگوی‭ ‬توسعه‭ ‬ما‭ ‬باید‭ ‬تغییر‭ ‬کنددر‭ ‬آیات‭ ‬قرآن‭ ‬به‭ ‬اقامه‭ ‬عدل‭ ‬و‭ ‬قسط‭ ‬اشاره‭ ‬شده‭ ‬است،‭ ‬این‌که‭ ‬مردم‭ ‬باید‭ ‬در‭ ‬پناه‭ ‬حاکم‭ ‬جامعه‭ ‬به‭ ‬برپایی‭ ‬عدل‭ ‬توجه‭ ‬کنند‭. ‬اگر‭ ‬غیر‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬رخ‭ ‬دهد‭ ‬و‭ ‬اقامه‭ ‬عدل‭ ‬به‌واسطه‭ ‬حکومت‭ ‬و‭ ‬همراهی‭ ‬مردم‭ ‬انجام‭ ‬نگیرد،‭ ‬مشروعیت‭ ‬حکومت‭ ‬از‭ ‬بین‭ ‬خواهد‭ ‬رفت‭ ‬و‭ ‬توجیهی‭ ‬برای‭ ‬استمرار‭ ‬حکومت‭ ‬وجود‭ ‬نخواهد‭ ‬داشت‭.‬اما‭ ‬ملاک‭ ‬رعایت‭ ‬عدالت‭ ‬چیست؟‭ ‬حضرت‭ ‬می‌فرماید‭: ‬عدالت‭ ‬یعنی‭ ‬هرچیزی‭ ‬در‭ ‬جای‭ ‬خودش‭ ‬قرار‭ ‬بگیرد‭. ‬باید‭ ‬توجه‭ ‬داشته‭ ‬باشیم‭ ‬ممکن‭ ‬است‭ ‬گاهی‭ ‬عدالت‭ ‬به‭ ‬تساوی‭ ‬تعبیر‭ ‬شود‭ ‬که‭ ‬درست‭ ‬نیست‭. ‬هر‭ ‬چند‭ ‬ظاهر‭ ‬امر‭ ‬درست‭ ‬باشد‭. ‬مثلا‭ ‬رفتار‭ ‬فرزند‭ ‬با‭ ‬پدر‭ ‬باید‭ ‬همراه‭ ‬با‭ ‬تکریم‭ ‬بیشتری‭ ‬نسبت‭ ‬به‭ ‬رفتار‭ ‬پدر‭ ‬با‭ ‬فرزند‭ ‬باشد‭. ‬رابطه‭ ‬والی‭ ‬و‭ ‬رعیت‭ ‬همین‌طور‭ ‬است‭. ‬لذا‭ ‬باید‭ ‬در‭ ‬ابتدا‭ ‬نظام‭ ‬حقوقی‭ ‬را‭ ‬به‌درستی‭ ‬بشناسیم‭ ‬زیرا‭ ‬آن‭ ‬پشتوانه‭ ‬عدالت‭ ‬در‭ ‬جامعه‭ ‬است‭.‬در‭ ‬حال‭ ‬حاضر‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬جامعه‭ ‬ما‭ ‬شرایطی‭ ‬به‌واسطه‭ ‬بی‌عدالتی‭ ‬به‌وجود‭ ‬آمده‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬برخی‭ ‬موارد‭ ‬موجب‭ ‬نا‌رضایتی‭ ‬مردم‭ ‬شده‭ ‬است‭ ‬و‭ ‬حق‭ ‬به‭ ‬جانب‭ ‬مردم‭ ‬است‭. ‬این‭ ‬مساله‭ ‬را‭ ‬باید‭ ‬از‭ ‬حساب‭ ‬جمهوری‭ ‬اسلامی‭ ‬و‭ ‬انقلاب‭ ‬اسلامی‭ ‬جدا‭ ‬کرد‭. ‬الگویی‭ ‬در‭ ‬جامعه‭ ‬ما‭ ‬طراحی‭ ‬و‭ ‬تحمیل‭ ‬شده‭ ‬که‭ ‬کشور‭ ‬براساس‭ ‬آن‭ ‬اداره‭ ‬می‌شود‭. ‬وقتی‭ ‬الگوی‭ ‬توسعه‭ ‬سرمایه‌داری‭ ‬در‭ ‬جامعه‭ ‬ما‭ ‬مبنای‭ ‬توسعه‭ ‬قرار‭ ‬گرفته‭ ‬است،‭ ‬الزاماتی‭ ‬به‌دنبال‭ ‬دارد‭ ‬که‭ ‬ثروتمندان‭ ‬را‭ ‬ثروتمندتر‭ ‬و‭ ‬فقرا‭ ‬را‭ ‬فقیرتر‭ ‬می‌کند‭. ‬این‭ ‬ذات‭ ‬نظام‭ ‬سرمایه‌داری‭ ‬است‭. ‬تکریم‭ ‬ثروتمند‭ ‬و‭ ‬تحقیر‭ ‬فقیر‭ ‬نتیجه‭ ‬رعایت‭ ‬الگوی‭ ‬نظام‭ ‬سرمایه‌داری‭ ‬است‭. ‬تبعیض‭ ‬میان‭ ‬مردم‭ ‬و‭ ‬ایجاد‭ ‬نارضایتی‭ ‬عمومی‭ ‬را‭ ‬به‌دنبال‭ ‬خواهد‭ ‬داشت‭. ‬دولتمردان‭ ‬اگر‭ ‬می‌خواهند‭ ‬بر‌مبنای‭ ‬عدالت‭ ‬رفتار‭ ‬کنند‭ ‬باید‭ ‬نرم‌افزار‭ ‬توسعه‭ ‬کشور‭ ‬را‭ ‬اصلاح‭ ‬کنند‭. ‬ملاک‭ ‬تولید،‭ ‬درآمد،‭ ‬توزیع‭ ‬درآمد‭ ‬و‭ ‬توزیع‭ ‬اعتبارات‭ ‬حتی‭ ‬سیاسی‭ ‬اصلاح‭ ‬شود‭.‬ ]]> گفتگو ، گفتار Sun, 24 Apr 2022 14:54:14 GMT http://isaq.ir/vdcj.yevfuqe8isfzu.html سالگرد رحلت علامه سید منیرالدین حسینی http://isaq.ir/vdcg.z9qrak9xxpr4a.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، به مناسبت سالگرد رحلت علامه سید منیرالدین حسینی، بنیانگذار فرهنگستان علوم اسلامی، مصاحبه ای با حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پیروزمند انجام شد که ایشان به جنبه های مختلفی از شخصیت علامه حسینی پرداختند. مشروح مصاحبه به این شرح است:                                                *** با توجه به حضور شما از دوران جوانی در فرهنگستان علوم اسلامی و آشنایی با استاد سید منیرالدین حسینی ، در مورد شخصیت ایشان توضیحاتی را بفرمایید؟وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَه مَخرَجاً * وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب وَ مَنْ یَتَوَکِّلْ عَلَی الله فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالغُ اَمْرِهِ این آیه نوید بخش نعمات الهی به همه مومنین است. البته رزق به تعبیر خاص آن که در قرآن ذکر شده، مد نظر است. کسب رزق الهی قطعاً وابسته به رفتار جامعه مومنین است. اهمیت این قضیه از این جهت است که گاهی نعماتی بر جامعه نازل می شود که صرفاً در تناسبات الهی قابل تفسیر است. همانطور که در جریان انقلاب بارها مشاهده شده است. در جریان تاسیس فرهنگستان هم، کارهای بزرگی توسط استاد حسینی رقم خورده است، ان شاء الله که با همت پژوهشگران جوان فرهنگستان این مباحث مهم تولید شده، تدوین گردیده و به مخاطبان ارائه شود. البته استاد حسینی می دانست که کار علمی سنگینی را شروع کرده است که در عمر خودشان به ثمر نهایی نمی رسد و این را کار بزرگ و تاریخی می دانستند، لذا تعجیل اطرافیان، اثری روی حرکت ایشان نداشت.شأن عالم، ذکر است. چون «النظر الی وجه العالم عباده»، کما اینکه مرحوم سید منیر الدین حسینی، مجلسشان، مجلس ذکر بود . سکنات ایشان ذکر بود. برای خودش در قبال حضرات معصومین (علیهم السلام) که هیچ در قبال علمای دیگر نیز شأنی قائل نبود، و دارای اخلاص، تواضع و غیرت دینی بود و از کسی طلبکاری نمی کرد و این معنای واقعی ذکر است. عمیق ترین دستاورد انقلاب را به یادگار گذاشت؛ ولی با این وجود از کسی انتظاری نداشت بلکه خود را دائما مسوول می دانست. مجلس درس ایشان مجلس ذکر بود، در میان بحث علمی، بحث اخلاقی را پیش می کشیدند و عُجب را مایه فساد علم می دانستند. مباحث علامه حسینی رحمه الله علیه در فرهنگستان علوم اسلامی بر پایه چه موضوعاتی شکل گرفت؟ایشان قبل از آنکه مساله انقلاب فرهنگی توسط امام خمینی (رحمه الله علیه) بیان شود، مباحثی را درباره اقتصاد اسلامی شروع کرده بودند. زیرا گرایشات چپ در اقتصاد فعال بود و مساله این بود که بعد از انقلاب می خواهیم چه رویکردی را اتخاذ کنیم و تنها رقیب همین رویکردهای چپ بودند که مدعی بودند حرفی برای گفتن دارند. علامه سید منیرالدین حسینی همزمان به نقد اقتصاد لیبرالیستی و سوسیالیستی پرداختند. این اولین مساله اصلی جامعه بعد ار انقلاب بود که با تغییر حکومت چه روشی قرار است اتخاذ شود. این بحث مقارن شد با انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها و ایشان یک هم سنخی بین انقلاب فرهنگی و بحثی که شروع کرده بودند می‌دید. امام خمینی (رحمه الله علیه) هنگام انقلاب فرهنگی یک جمله ای فرموده بودند که ایشان به کررات استفاده می کردند مضمون آن جمله این است که اگر انحراف فرهنگی در جامعه رخ بدهد ولو مسئولین و مردم مسلمان باشند و به اسلام پایبند باشند، بر سر کشور و مردم آن رخ می دهد که در طول حکومت ستم شاهی رخ نداده است. برای همین استناد می کردند به بحث انقلاب فرهنگی و به بحث خوشان ربط می دادند به این صورت که بحث انقلاب فرهنگی فقط فرهنگ عمومی نیست و اگر پس از انقلاب فرهنگ عمومی، نتوانیم فرهنگ تخصصی که دانش های دانشگاه را تولید می کند متحول کنیم و نتوانیم فرهنگ علوم دانشگاهی را تحت تاثیر فرهنگ انقلاب قرار دهیم، به ویژه در علوم انسانی، انقلاب فرهنگی یک پروژه ناکام خواهد بود. توجهشان به این بود که ریشه ی انقلاب فرهنگی تحول در علوم دانشگاهی است. استاد حسینی یک تقسیم بندی دارند و می گویند ما در استناد به دین یک معرفت های محتمل داریم؛ یعنی نسبت آن با دین قطعی نیست. یک معرفت های مستند داریم مثل فقیه و یک معارف محقق داریم یعنی این معرفت های مستند شده محقق شوند. درباره اینکه چطور این معرفت ها محقق شوند معتقدند بودند که فقط با تحول علوم انسانی میسر است. علوم انسانی اگر بتواند حامل اندیشه های دینی بشود و تحولات اجتماعی بر اساس آن اتفاق بیوفتد، معارف محقق شکل گرفته است. جمله ایشان این است که امروزه علم به معنای معرفت کاربردی ست که کیفیت رشد را بر عهده دارد، یعنی تغییرات مثل تشخیص یک درد و کنترل و علت یابی و درمان درد. بنابراین معارف محقق دینی، معارفی هستند که اصول حاکم اجتماعی بر آنها ولایت الهی است. لذا معارف محقق را کسی در دست دارد که در تکامل فرهنگی جامعه حضور داشته باشد. علوم انسانی باید این امکان را در جامعه انقلابی داشته باشد که تکامل فرهنگی جامعه را پشتیبانی و تبیین کند. و این تکامل فرهنگی بر اساس معارف مستند هستند. ایشان به دنبال این بود که هم به معارف مستند فقیه امتداد اجتماعی بدهد و هم تحول در علم را ایجاد کند. نگاه علامه حسینی به اسلامی سازی علوم انسانی چگونه بود؟ هنگامی که امام خمینی (رحمه الله علیه) فرمودند دانشگاهیان از حوزویان علوم انسانی اسلامی را فرابگیرند، گروه ها و تلاش هایی شکل گرفت. یک رویکرد بود که نگاه خوشبینانه ای به علوم انسانی داشت و بعد از بازگشایی مجدد دانشگاه ها همان روال گذشته را پی گرفتند. حلقه ای که به دنبال روش نویی بودند خودشان چند دسته و رویکرد هستند. یک عده معتقد بودند ما مشکل اساسی و اصولی با علوم انسانی نداریم و مشکلمان موضوعی و موردی است پس باید آن موارد را شناسایی کنیم و علوم انسانی را از آن موارد تصفیه کنیم. نگاه دوم این بود که ما باید مبانی این علوم را تغییر دهیم و با این تغییر به صورت خودکار خود علم هم دستخوش تغییر می شود. علامه سید منیرالدین حسینی در بحث اقتصاد متوقف نماند؛ زیرا وقتی می خواست به بحث اقتصاد اسلامی و تولید اقتصاد اسلامی بپردازد، متوجه شد تولید علوم انسانی اسلامی نیازمند زیرساخت هایی است که فقط اقتصادی نیست و تحول همه علوم انسانی به آن احتیاج داشت. پس ایشان مجموعه علوم انسانی را پیوسته می دید و آن را با سایر علوم مرتبط می دانست. بنابراین بحث تحول علم را یکپارچه در نظر می گرفت. این تحول را نه فقط در روبنا یعنی نظریه ها و مبانی بلکه روش علوم و مسائل علوم را هم نیازمند تحول می دانست. نکته دیگر این بود که علوم انسانی اسلامی به مثابه ی یک برهان عملی باید توانمندی دین در پاسخگویی به نیازهای بشر را ارائه کند. ایشان در این بحث به فرمایش امام خمینی (رحمه الله علیه) استناد می کنند. جمله علامه سید منیرالدین حسینی این است که کاربردی تعریف کردن مفاهیم بر مبنای متغیر اصلی قرار دادن اخلاق، نمونه بارز آن شکست کمونیست است که امام خمینی (رحمه الله علیه) در مقابل تز عدالت اجتماعی و عدالت خواهی کمونیست ها عدالت اسلامی را قرار داد. چراکه قبل از انقلاب اسلامی همه فکر می کردند کمونیست است که طرفدار مظلوم و ظلم ستیزی است اما حالا همه فهمیدند که اسلام می تواند ظلم ستیز باشد. این برهان غیر از برهان نظری است. علامه سید منیرالدین حسینی معتقد بود ما در جهان امروز و مواجهه با تمدن غرب باید برهان تحققی ارائه کنیم. بتوانیم الگوی زیست اسلامی تولید کنیم. این الگو در صورتی قاعده مند و آزمون پذیر می شود که از فیلتر علوم انسانی بگذرد.ایشان در همان دوران به همان علتی که گفتند بحث اقتصاد اسلامی را بستند و ادامه ندادند و بعدها بر اساس روشی که پایه ریزی کرده بودند یک برنامه ی پژوهشی برای اقتصاد اسلامی ارائه کردند. بعد از این بحث ذهنشان معطوف به روش علم و روش سیستمی شد. ایشان در تبیین روش سیستمی هم نوآوری داشتند. بعد به نظرشان آمد که این روش هم پاسخگو نیست و یک مرحله عمیق تر شدند و به بحث مبانی روش علم پرداختند. برای اینکه بتوانند معرفت شناسی مناسبی را پایه ریزی کنند، هستی شناسی بر پایه ی فلسفه ی ولایت پایه گذاری کرد. بر اساس این فلسفه روش علم نوینی را پایه گذاری کرد اما نا تمام ماند. ایشان تولید علم را اجتماعی تعریف کرد و منطق را تعریف کرد. در کنار آن دو بحث دیگر هم بود یک آنکه ما به مدیریت شبکه تحقیقات نیاز داریم. دوم آنکه به بانک اسلامی توسعه اطلاعات نیاز داریم. برای آنکه دست به تولید دانش بزنیم به یک سازمان منسجم احتیاج داریم. منظور ایشان از بانک اطلاعات این بود که آن منظومه اطلاعات در چرخشی که عوامل و عناصری با او درگیر هستند به صورت نامحسوسی هدایت و توانمند می کند. منظورشان از مدیریت شبکه تحقیقات این بود که می خواستند سازمانی برای مدیریت علم تاسیس کنند. علامه سید منیرالدین حسینی در مرحله بعدی به مسائل مسقیم تر علوم انسانی پرداخت. از جمله دستاوردهای ایشان الگوی تحول جامعه بود. یک نظام مفاهیم قاعده مندی را پایه گذاری کردند و معتقد بودند که بر این اساس می توانند همه مسائل اجتماعی را تحلیل کنند. در موضوعات مصداقی دیگر هم ورود کردند. در موضوعات مختلف نظریه دارند.اشاره داشتید که ایشان به امامین انقلاب ارادت ویژه ای داشته اند، در مورد نظر مقام معظم رهبری راجع به فرهنگستان علوم اسلامی نقل های مختلفی هست، خصوصا در باب خطرناک بودن مباحث که نقلی از ایشان در کتابی چاپ شده است، شما در برخی دیدارهای اعضاء فرهنگستان با رهبری حضور داشته اید، لطفا توضیحاتی در این مورد بفرمایید.برخی مطالبی که به نقل از مقام معظم رهبری نشر داده شده، مطالب درستی است و عبارتها هم عین عبارتی است که معظم له فرمودند، منتهی نقصی که دارد این است که اولا مباحث آن جلسه به صورت کامل منتشر نشده است. قبل و بعد این مطلب مطالبی ذکر شده است و هم اینکه افزون بر این جلسه جلسات دیگری بوده که این جلسات هم حاوی مطالبی است که آنها هم انعکاس پیدا نکرده است.در این زمینه نکاتی را عرض می کنم. اشاراتی که در مورد جزوه ای که دستشان رسیده است و ناظر به آن مطالبی را در مورد اعاظم حوزه فرمودند، این جزوات مربوط به عزیزانی است که بدون نظارت سازمانی جزواتی را تدوین کردند و بدون هماهنگی سازمانی به معظم له رساندند. مشی آن دوستان مد نظر مسئول فرهنگستان نبود و مدتی هم مجزا درون فرهنگستان فعالیت می کردند؛ جهتی هم که مدیریت دفتر این نوع مواجهه را بر نمی تابیدن همین ملاحظه ای بود که مقام معظم رهبری به آن پرداختند. در مورد فرهنگستان علوم اسلامی چند دیدار با مقام معظم رهبری حضور داشته اید؟بعد از رحلت علامه سید منیرالدین حسینی، رحمه الله، یک دیدار خصوصی و سه دیدار دیگر با رهبری معظم، برگزار گردیده است. لکن مطالب آن جلسات توسط مجموعه رسانه ای بیت رهبری منتشر نشده است و بنده به عنوان شاهد عینی، با توجه به یادداشت های برداشته شده ی داخل جلسات مطالب را عرض می نمایم. البته بسیار خوشحال می شویم که متن کامل این جلسات انتشار پیدا کند تا به صورت مستندتری مطالب را تقدیم کنیم.یک جلسه خصوصی به همراه خانواده استاد حسینی، خدمت رهبری رسیدیم که هم از خانواده ایشان تفقد شد و هم در مورد روند چگونگی ادامه کار مطالبی بیان فرمودند. دو جلسه دیگر به صورت حضور اعضاء فرهنگستان به همراه عده ای دیگر که معمولا در روزهای دوشنبه برگزار می شود، انجام شد. جلسه چهارم هم مربوط به بازدید از نمایشگاه فرهنگستان در اخرین سفر ایشان به قم است.دو سری نکات کلی در این دیدارها بیان شده است که یک سری تحذیرهایی بود که در کار باید ملاحظه می شد و دیگری در مورد اهمیت و اصل حرکت است.مطالب سری اول که فرموده شده یک نمونه نحوه مواجهه با بزرگان حوزه و از طرف دیگر جوانان حوزه که تا بنایی مستحکم ساخته نشده، بناهای قبلی تخریب نشود. نکته دیگر اینکه افراد توانا باید این کار را انجام دهند، هم پژوهشگران و هم مخاطبان باید افراد فرهیخته ای باشند.توصیه دیگر این بود سعی کنید عباراتی که استفاده می کنید، مغلق نباشد. به ویژه با اشاره به ادبیات استاد فقید، اشاره کردند که من شاگرد کم هوشی نبودم، جزواتی را آقای حسینی آوردند( متن پیاده شده جلسات پژوهشی) مطالعه کردم ولی مطالب منتقل نشد. البته ایشان خاطره ای دیگر ذکر کردند که من آقای میرباقری را نمی شناختم، در رادیو صحبتی شنیدم و احساس کردم که این صحبت عقبه علمی قوی دارد. من پرسیدم که ایشان کی هستند، گفتند از شاگردان استاد حسینی است که من خوشحال شدم و گفتم که الحمدلله آقای حسینی یک زبان گویایی پیدا کردند و از دفتر خواسته بودند که حتما ملاقاتی با اقای میرباقری تنظیم شود.این مطالبی که عمدتا هشدارهایی بود که ما باید به آنها توجه کنیم.مطالب دیگر، ناظر به اهمیت و بعضاً تایید کار بوده است. در همان ملاقات اول بعد رحلت استاد حسینی رحمه الله علیه، جزوه ای قبل از ملاقات به ایشان داده شده بود در مورد ماموریت هم داخل جلسه نکاتی را حاج آقای میرباقری بیان داشته و نیز گفتند ما طبق نظر شما ادامه مسیر خواهیم داد و چنانچه شما بخواهید مجموعه را تعطیل خواهیم کرد.رهبری معظم فرمودند، بعد از رحلت حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) آقای حسینی آمدند و همین را از من پرسیدند و من همان موقع هم گفتم که شما فعالیتتان را ادامه دهید. نکته دیگری که در بیانات رهبر معظم انقلاب بود، اشاره به این خصلت استاد حسینی بود که «با تمام وجود برای انقلاب اسلامی خدمت می کرد، ولی هیچ انتظاری از نظام نداشت.»معظم له در وصف فرهنگستان بیان فرمودند:«بنیان اسس علی التقوی»، اضافه کردند مرحوم حسینی با تقوا فرهنگستان را بنا نهاد و بدون اینکه توقعی داشته باشد برای انقلاب زحمت می کشید. همچینن تقریر فرمودند آنچه که کتبی و شفاهی از ماموریت فرهنگستان ارائه شده بود. بیان داشتند که شما به دنبال نرم افزار اداره نظام اسلامی هستید. و فرمودند من سراغ ندارم این کار را مجموعه ای دیگر انجام بدهد و اگر هم سراغ داشتم باز می گفتم که شما هم انجام بدهید، چرا که اهمیت کار زیاد است.این جمله تعیین کننده ای بود برای اعضاء فرهنگستان، در جلسات دیگری نیز مطالبی در تایید این مطلب فرمودند. از جمله در یکی از جلسات دوشنبه فرمودند، منتظر نباشید که کار شما به انتها برسد، بلکه به تدریج مباحث را ارائه دهید. البته کمی تردید دارم اما احتمالا فرمودند که از مطالبی که به کاربرد نزدیک تر است بیان کنید و از مطالب بنیادی تر الزاماً شروع نکنید.همچینن با مثال از اندیشه شهید صدر فرمودند که انتظار نداشته باشید که به زودی به شما اقبال شود، کما اینکه شهید صدر بعد از شهادت بیشتر تفکراتش شناخته شد، فرمودند به طور طبیعی زمان می برد.- جلساتی با اعضاء فرهنگستان هم بوده که شما حضور نداشته اید؟!بله، چه با استاد میرباقری چه سایر پژوهشگران بعضاً جلساتی داشته اند، به طور مثلا موضع گیری دیگری در جلسه ای خصوصی بوده که در جلسه ای دونفره ایشان با یکی از محققین فرهنگستان مطلبی را در مورد جایگاه روش تحقیق در تبلیغ نکاتی نوشته بودند که مطلب را معظم له دیده بود و در این جلسه خصوصی، در این زمینه مطالبی که در مقاله بود را صحبت کرده بودند، در مورد استاد حسینی بیان داشته بودند که افراد باهوش و کیس سراغ مطالب ایشان می روند. به هر حال از آن پژوهشگر می شود، پرسید.- نکته تکمیلی اگر هست بفرمایید نکته مهم اینکه فرمایشاتی رهبری دارند، نه خطاب مستقیم به فرهنگستان، بلکه خطاب به مجموعه های حوزوی و دانشگاهی، موضوع شناسی ایشان از فضای علمی کشور و عقبه فکری برای انقلاب است و بدون آنها نباید عبارت نقل شده از ایشان را معنا کرد.از جمله اینکه ایشان در سال ۱۳۷۴ یا ۱۳۷۶ که به قم مشرف شدند و صحبت های آن سال به عنوان منشور روحانیت منتشر شد؛ پاس داشت بزرگان حوزه باید با آن صحبت ها کنار هم معنی کرد. ایشان فرمودند که همزمان حوزه مسئول سه سطح «حفظ، ترمیم بالندگی» است و مرحله بالندگی را به «بالندگی فقاهت» تعمیم دادند و در بالندگی فقاهت را هم تحول در فقه و هم تحول در ابزار فقاهت بر شمردند.بزرگان ما در فقه و ابزار فقاهت، همین افراد معروفی هستند که در آن بیان اسامی برخی بیان شده. با کنار هم گذاشتن این دو مطلب به این نتیجه می رسیم که منظور ایشان این نیست که حوزه در فضای فکری علمای سلف بماند، مستدل و مستند بودن با اندیشه گذشتگان و نیز رعایت ظرفیت مخاطبان جوان را باید مورد توجه قرار داد که فرمایش درستی است.فرمایشات مشابه این، در جمع مجلس خبرگان، نیز مطالبه کردند که علما باید نرم افزار ادامه حکومت را مدیریت بکنند. یا مطالبی که در مورد تحول در علوم انسانی یا در مورد امتداد عملی فلسفه متذکر شدند. اینها و موارد مشابه را وقتی کنار میزاریم این مطلب فهم می شود که از رهبری از همه حوزویان می خواهند که عقبه تمدن ایرانی اسلامی پیشرفت را مهیا کنند و زمینه فکری حوزه های علمیه را اتقاء بخشند.کسانی با تقطیع بیانات بزرگان، دنبال تخریب وجه ی برخی مراکز هستند؛ این روش روش علمی نیست، در مجموع برداشت ما این است که رهبر فرزانه انقلاب، اهتمام دارند به نتایج مجموعه های علمی کشور، لکن مانند باغبانی که به دنبال پرورش هستند، لذا باید با مراقبات بیشتری در کار مد نظر باشد. امیدوارم که در سال های آینده، بزرگداشت سالگرد استاد حسینی با وجه علمی و رسانه ای بهتری انجام شود. از کسانی که امسال زحماتی در این راه کشیدند، سپاسگزارم. ]]> گفتگو ، گفتار Sun, 13 Mar 2022 11:17:02 GMT http://isaq.ir/vdcg.z9qrak9xxpr4a.html رابطه حوزه و حاکمیت http://isaq.ir/vdcf.xdyiw6d0ygiaw.html به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، به نقل از صدای حوزه، برنامه زاویه با حضور استاد کاظم قاضی‌زاده، عضو هیأت ‌علمی دانشگاه تربیت مدرس و حجت‌الاسلام  والمسلمین دکتر علیرضا پیروزمند، عضو هیأت‌ علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم، به موضوع «واشکافی نسبت میان حوزه‌های علمیه و ساختار حاکمیت» پرداخت.در این مناظره و مباحثه، استاد قاضی‌زاده و پس از آن حجت الاسلام پیروزمند به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند که مشروح آن در ادامه آمده است:***استاد قاضی زاده: حوزه علمیه باید فقط ناظر و ناصح حکومت باشدبحثی که در برنامه مطرح است مسأله رابطه حوزه علمیه و حاکمیت و رابطه مطلوبی که می توانیم در شرایط فعلی بین این دو تصویر کنیم است، در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حوزه علمیه رابطه خاصی با حاکمیت نداشت و به خاطر رویکردی که حاکمیت نسبت به مسأله دین و اجتماع داشت، قاعدتا حوزه‌های علمیه در برابر سیاست‌های ناصواب حاکمیت قرار می‌گرفت، چون این سیاست‌های ناصواب برجستگی بیشتری نسبت به امور عادی داشت، معمولا حوزه‌های علمیه به عنوان منتقدان و معترضان حاکمیت به شمار می‌آوردند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روحانیت عملا سردمدار انقلاب اسلامی و امام خمینی ره به عنوان رهبر و هادی انقلاب، هدایت مسیر را به عهده گرفتند و امام خمینی ره پیش از اینکه رهبر باشند مرجع عامی از مراجع تقلید شیعه بودند و به طور طبیعی معلوم بود که این رابطه باید عوض بشود و همینطور هم شد.نکته‌ای که وجود داشت و شاید بتوانیم بگوییم در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی و دهه اول انقلاب ارتباطی تنگاتنگ نسبت به حاکمیت وجود داشت و عده زیادی از روحانیون نسبت به مسائلی که در جامعه می‌گذشت روحیه همراهی و تأیید را داشتند، کم کم براساس رفتارهای مجموعه حاکمیت، این نوع نگاه تأیید مطلق و بدون نقد از حوزه‌های علمیه جدا شد و حوزه علمیه به یک نگاه میانی نسبت به حاکمیت قرار گرفت.چیزی که امروز مطرح است با توجه به بیش از ۴۰ سال تجربه جمهوری اسلامی و اینکه حاکمیت جمهوری اسلامی در رأس و در برخی مناسب مهم در اختیار روحانیون شاخص و والا مقامی قرار گرفته باید ببینیم نگاه مجموعه حوزه علمیه به حاکمیت چگونه باید باشد و حوزه علمیه چگونه در مقابل حاکمیت تصویر مطلوبی می‌تواند ارائه بدهد.حوزه نباید تابع و توجیه‌گر حکومت باشدمی شود به طور مختصر اینطور ذکر کرد که حوزه ما مقابل حاکمیت نه، حوزه ما توجیه‌گر و تابعیت حاکمیت نه، بلکه حوزه ما مستقل و ناصح حاکمیت باید باشد و روی این کلید واژه استقلال در حوزه‌های علمیه باید تأکید جدی داشت، البته بد نیست در خصوص این موضوع میانه که نه تقابل نه توجیه بلکه نصیحت را توضیح بدهم و بد نیست بگویم امام خمینی در دوران خودشان سعی داشتند که حاکمیت و سیاستگذاری‌های حوزه علمیه را از حاکمیت جدا کنند، وقتی ایشان خواستند اعضای شورای عالی حوزه علمیه را معرفی کنند و جامعه مدرسین و برخی دیگران خدمت ایشان آمدند، امام خمینی فرمودند آیت الله گلپایگانی و دیگر بزرگان در قم هستند و از آنها سؤال کنید و از آنها بپرسید و سعی می‌کردند که با اینکه خودشان مرجعیت عام تری نسبت به دیگر مراجع داشتند اما از نفوذ و نگاه خود در حوزه علمیه قم استفاده نکنند و به این جهت نوعی استقلال را برای حوزه علمیه در نظر می‌گرفتند.حتی وقتی که سازمان‌های حوزوی شروع به کار کردند و شورای عالی حوزه یک اساسنامه‌ای را تأیید و خدمت امام خمینی فرستاد، امام خمینی این بند که تأمین مسکن طلاب را برعهده حاکمیت یا شورای عالی حوزه دانسته بود خط کشیدند و مانع آن شدند؛ به نظر می‌رسد مسیر مطلوبی که هم اکنون هم باید به آن توجه کرد این است که حوزه‌ها خارج و مستقل از حاکمیت ولی ناظر بر حاکمیت باشند تا بتوانند نقش اصلی خود را هم ایفا کنند.به نظر می رسد استقلال حوزه علمیه یعنی نظارت دقیق، نصیحت خالصانه، نقد منصفانه و اعتراض مؤثر به ناراستی‌ها، استقلال حوزه یعنی عدم دخالت حکومت در وظایف اصلی و اساسی حوزه علمیه نظیر معرفی مراجع تقلید یا اداره مدارس علمیه، استقلال حوزه علمیه یعنی اینکه حوزه کارهای مثبت و مطلوب را از متولیان امور ببیند و تشویق کند اما راه تملق و چاپلوسی را در پیش نگیرد و توجیه گر کاستی‌ها و زشتی ها نباشد.در طول تاریخ مراجع معظم تقلید و حوزویان برجسته همواره پناهگاه مردم بودند، مردم از ظلم حاکمان در دوران ستم شاهی به مراجع پناه می‌بردند و خانه مراجع محل تظلم خواهی مردم بود و این خصوصیت باید در مقابل هرنوع ناراستی در صورتی که واقعا وجود داشته باشد، در میان مراجع تقلید موجود باشد و مراجع در همه موارد رنج و درد مردم را مورد توجه قرار داده و با این مشکلات برخورد کنند.حوزه علمیه مستقل یعنی مقابله با ناراستی‌ها و مشکلات کشورحوزه مستقل یعنی حوزه ای که با نوع فقر، فساد، دروغ، دورویی، اختلاس و هر ناراستی از هر مسؤولی مقابله کند و آزادانه و بدون لکنت زبان حرف خودش را بیان کند؛ گاهی بعضی‌ها حوزه علمیه ای را می‌پسندند که دربست مؤید مطلق سیاست‌های حاکمیت چه در کل چه در جزء باشد و چنین حوزه‌ای مطلوب نیست و اینکه متأسفانه‌ای گاهی اوقات کسانی که بر استقلال حوزه تأکید می‌کنند با عنوان سکولار یاد می‌شوند آن هم به نظر اقدام ناصوابی است، برعکس مراجع معظم و حوزویان برجسته کسانی هستند که در مسائل اهم اجتماعی رنج‌های مردم را می‌بینند و برخورد می‌کنند و این برخوردها بسیار جدی است.دیدگاه‌هایی که اخیرا از سوی آیت الله العظمی صافی یا آیت الله العظمی شبیری ابراز شده باید مورد توجه قرار بگیرد، یعنی یک مرجع تقلید وقتی شرایط جامعه را می‌بیند و به رییس مجلس یا رییس جمهور توصیه می‌کند که برای کاهش رنج مردم تلاش کنید و به طور صریح پیشنهاد می‌دهد باید با تمام دنیا و کشورهای دنیا ارتباط داشته باشید. کجای این دیدگاه‌ها سکولاریسم است؟ این توجه به مسائل اجتماعی است و باید افتخار کنیم قاطبه حوزویان به این مسائل توجه دارند و مسأله استقلال همراه با نقد مشفقانه و همراهی دلسوزانه را مورد توجه قرار می‌دهند و اینطور نیست که حوزه های علمیه ما در سراسر کشور از مسائل اجتماعی دور باشند و در این خصوص وظیفه دارند.همانطور که در بیانات رهبری هم آمده است، حوزه نسبت به مسائل جامعه حساس است و باید هم باشد و باید خودش را در جامعه بعد از انقلاب اسلامی تعریف کند و در حاکمیت جا داشته باشد اما نه در ذیل حاکمیت بلکه در کنار حاکمیت بلکه در فوق حاکمیت. حوزه هست که رهبران جمهوری اسلامی را تربیت کرده و خواهد کرد و نباید مراجع و علما را ذیل حاکمیت قرار بدهیم، بلکه حوزه و مراجع باید جایگاه خود را داشته باشند و از قضا اگر دورتر هم باشند بهتر است.روش آیت الله سیستانی در برخورد با مسائل حکومتیروشی که آیت الله العظمی سیستانی در نجف داشت، پس از پیروزی مردم بر صدام در اوایل کار به همه روحانیون و وکلای خود توصیه کرد که همه در انتخابات شرکت کرده و حتی در مجلس قانونگذاری سهیم باشید و شرکت کنید، بعد از مدتی آیت الله سیستانی به صراحت نمایندگان خودشان را از حضور در دولت باز داشتند، گفتند دولتی‌ها و وزرا و سفرا فرزندان من هستند اما اگر کسی می‌خواهد وکیل و وزیر بشود باید وکالت من را پس بدهد. چرا که ایشان و نمایندگان ایشان می خواستند در جایگاه ناصح و ناظر باشند که بتوانند نظر و رأی خود را بگویند و به نظر این شیوه مطلوبی بود.مرحوم آیت الله ابراهیم امینی که از بزرگان و دلسوزان حوزوی بود دیداری با آیت الله سیستانی داشت، از وی سؤال کردم بین شما چه چیزی رد و بدل شد، گفت ظاهرا انتخاب مالکی به عنوان نخست وزیر مشکل آفرین شده بود و مشکلاتی در عراق وجود داشت، به آیت الله سیستانی پیشنهاد دادم که به موضوع ورود کند اما آیت الله سیستانی فرمودند اگر من دخالت نکنم در نهایت به نفع کشور است و نمایندگان یاد می‌گیرند که چگونه باهم سازش کنند و شما هم کمتر در کار مردم دخالت کنید، بگذارید حاکمیت و جامعه در اختیار مردم باشد و خودتان را دست برتر نگیرید!حجت الاسلام پیروزمند: اقامه قسط و حکومت وظیفه روحانیت استبحث راجع به حاکمیت و حوزه علمیه دو طرف دارد که آقای قاضی زاده به یک طرف آن پرداخت، اینکه حاکمیت چقدر مسؤولیت دارد و باید حریم نگه دارد، جنبه دیگر این است که حوزه نسبت به حاکمیت چقدر مسؤولیت دارد که بیشتر می‌خواهم در این خصوص صحبت کنم. پایه این بحث که ارتباط میان حکومت و روحانیت چگونه است، در ارتباط میان دین و سیاست به تعبیر امام خمینی بسته خواهد شد، در این زمینه طیف دیدگاه‌هایی وجود دارد مبتنی بر عدم ارتباط دین و سیاست، ارتباط تمام عیار دین و سیاست یا ارتباط میانه دین و سیاست.ذیل این بحث، مسأله روحانیت و حکومت مطرح می‌شود و از دو جهت می‌شود بحث را صورت‌بندی کرد، یکی اینکه مسؤولیت روحانیت در قبال جامعه چیست که دو مسؤولیت به طور سنتی پذیرفته شده و محل وفاق همه حوزه‌های علمیه است، که فهم و تبیین شریعت مقدس و آموزه‌های اسلامی است؛ اگر قرار است حوزه علمیه بفهمد و بفهماند، قلمرو دین را چگونه ارزیابی می‌کند که خود را با آن تطبیق بدهد؟بعد از انقلاب اسلامی تفاوت محسوسی با قبل پیدا شد که ابعاد اجتماعی دین بیشتر روشن شد و امام خمینی اصرار داشت این را در جامعه به منصه ظهور بیاورد و برهمین اساس هم انقلاب اسلامی شکل داده شد و انقلاب فرهنگی در جامعه ایجاد کرد و اسلام اجتماعی و سیاسی را به جامعه آورد و نتیجه این شد که آن طیفی از روحانیت که همراه امام خمینی شدند وظیفه خود را علاوه بر اسلام فردی در زمینه اسلام اجتماعی و فهماندن اسلام اجتماعی هم قلمداد کردند.دسته اول کسانی هستند که وظیفه روحانیت را فهمیدن و فهماندن دین می دانند که این دسته هم دو گروه می‌شود، بنابراینکه ما دین را حداقلی بدانیم یا ندانیم. یک گام سومی هم قابل بحث است که در ادامه بحث بشدت اثرگذار است، اینکه روحانیت صرفا ناظر و ناصح باشد یا بیش از این مسؤولیت داشته باشد.رسالت روحانیت فقط فهمیدن و فهماندن دین نیستموضوع مهم دیگر این است که آیا روحانیت وظیفه اقامه دین و مشارکت در اقامه دین را دارد یا نه؟ فهمیدن و فهماندن، اقامه را به دنبال ندارد، می‌گوید ابلاغ می‌کنم می‌خواهد شخص عمل کند یا نکند ولی وقتی می‌گوییم اقامه قسط کن یعنی بپادار نه اینکه قسط را تعریف کن بلکه آن را اقامه کن، به نظر من این بحث تعیین کننده است که آیا روحانیت سهمی در اقامه دین دارد یا ندارد و من معتقد هستم به استناد روایات و قرآن کریم این وظیفه برعهده روحانیت هست.اگر که علما ورثه انبیا هستند و انبیا اقامه قسط و دین را برعهده دارند، پس علما وظیفه اقامه قسط دارند و این هم مشرب علمی و هم سیره عملی امام خمینی است و این دقیقا مرز تمایز بخش ایشان با فقهای گذشته بود و مبدأ یک تحول بزرگ شد و الا در فهمیدن و فهماندن دین به معنای مصطلح که دیگران از امام کم نداشتند اما ایشان باب دیگری را گشودند که در تبیین نقش روحانیت نسبت به حاکمیت تأثیرگذار خواهد بود.بر این اساس رابطه حوزه و حاکمیت چند صورت خواهد داشت، یک اینکه بگوییم مسؤولیتی ندارند، دو اینکه بگوییم مسؤولیت ندارند اما ناظر و ناصح هستند، سه اینکه بگوییم مسؤولیت روحانیت بیش از این است و به خاطر حضور دین در حکومت حضور دارد اما حضور سیاسی است، چگونه سیاسی است اینگونه که یک فقیهی را به عنوان ولی فقیه در زمان غیبت امام قرار می‌دهد و اسلامیت و حجیت آنچه درون نظام رخ می‌دهد به او برمی‌گردد پس به این تربیت ولی فقیه نماینده دین در اداره جامعه است و مشروعیت می‌بخشد به آنچه در درون اتفاق می‌افتد و البته این مشروعیت به معنای نبود تخلف نیست. چهار اینکه بگوییم علاوه بر نظارت، علاوه بر حضور سیاسی، احتیاج به مشارکت در اقامه است، این مشارکت در اقامه یک نگاه افراطی دارد که بگوییم دین حداکثری است پس حضور روحانیت هم حداکثری است و باید از فهم دین تا تولید علم و اجرا و برنامه‌ ریزی همه چیز با روحانیت باشد که بنده مطلقا از این نظر دفاع نمی کنم، یک طرف دیگر می‌گوید روحانیت در حاکمیت نباشد، این وسط طیفی درست می‌شود که یکی از این طیف‌ها نگاه آقای قاضی‌زاده است.نگاه دیگر این است که بگوییم روحانیت حضور سیاسی، محتوایی، مدیریتی و اجرایی دارد و در عین این مسأله به معنای اینکه تمام مسؤول صحنه روحانیت می‌باشد نیست. اینکه روحانیت نباید متملق باشد باید حریت، مقابله با ناراستی و جرأت حرف زدن داشته باشد فرمایش درستی است ولی روحانیت عموما چنین بوده است. امام خمینی که انقلاب کردند همه با ایشان همراه نشدند تا آخر هم بعضی همراه نبودند، روحانیت همیشه نقد درون گفتمانی داشته و هرقدر انقلاب اسلامی جلو رفته متناسب با همین مسائل انقلاب اتفاق افتاده است، روحانیت به ناحق چشم خود را بر مشکلات مردم نبسته است و این موضوع مسأله نوپدیدی نیست.تقید امام خمینی به حفظ حرمت مراجع معظم تقلیدمسأله رابطه روحانیت با حکومت با مسأله رابطه مراجع با حکومت متفاوت است اگرچه یک جنس است، مراجع مفاخر حوزه علمیه هستند و همیشه احترام داشتند و هنوز هم دارند و باید داشته باشند، حتی مراجع محترمی که با امام خمینی زاویه داشتند وقتی در یک محفل خصوصی شخصی با احترام از یکی از این مراجع یاد نکرد امام به تذکر جدی دادند، این مسأله باید باشد و رهبری هم این ملاحظه را نسبت به حوزه علمیه و مراجع دارند و سیره ایشان است و معتقد هستند مراجع باید نسبت به حوزه تصمیم گیری کنند و از این جهت مسأله‌ای نیست که قرار باشد آن را حل کنیم.مراجع معظم تقلید مسؤولیت خود در قبال حکومت را به خوبی ایفا کرده و حرف‌های خود را هم مطرح کردند و حاکمیت هم حریم نگه داشته و اگر کسی می‌خواسته تعدی بکند ولو اینکه حرف آن شخص درست هم باشد حاکمیت اجازه جسارت به ساحت مراجع را نداده است و به همین دلیل مراجع معظم به درستی حرف‌های خود را زده اند.پس لزومی ندارد بحث را به سمت مراجع ببریم، بحث برسر این است که روحانیت در قبال حکومت علاوه بر نظارت و نصیحت که درست است مسؤولیت می‌پذیرد یا نمی‌پذیرد و الزامات این مسؤولیت پذیری چیست؟استاد قاضی زاده: علما باید بستر ساز اقامه دین باشنددرست می‌فرمایند که اقامه قسط یکی از اهداف دین است، اما یک فرقی هست، آیه شریفه قرآن کریم می‌گوید علما باید بستر سازی کنند تا مردم به سمت اقامه قسط بروند، بعد از انبیاء اینطور نیست که همه چیز در اختیار روحانیت باشد، ما که تحلیل می‌کنیم حوزه علمیه را به عنوان یک نهادی که کارویژه دارد این را با جامعه مورد سنجش قرار می‌دهیم، امام خمینی اوایل انقلاب اسلامی چندین بار به صراحت گفتند علما به وظایف خودشان برسند. وظایف علما هم تبیین و ترویج احکام و معارف دین و متکفل شدن دینداری مردم است و امام خمینی تلقی می‌کردند حکومت را دست مردم بسپاریم و ما به وظیفه اصلی بپردازیم و به همین دلیل به قم رفتند اما پس از مدتی فرمودند کسانی که کار را به آنها سپردیم توانایی مدیریت نداشتند و مجبور شدیم روحانیت وارد صحنه بشود، امام خمینی مخالف کاندیداتوری آیت الله بهشتی برای ریاست جمهوری بودند.اگر بگوییم ذاتا غیر روحانی امکان مدیریت ندارد صحیح نیست و بعد از چهل سال اینکه بگوییم غیر روحانیون توانایی مدیریت جامعه را ندارند که ما مجبوریم خیلی از جاها حتی کمیسیون کشاورزی مجلس ۸۰ درصد روحانیون باشند در حقیقت مبتلا به ناکارآمدی حاکمیت نسبت به تولید نیروهای متدین در حوزه‌های تخصصی هستیم.ما باید در تحلیل‌ها واقع نگری داشته باشیم، اینکه می‌گویید مراجع تقلید نقد و نظارت خود را دارند این سؤال من را به دنبال دارند که چرا آیت الله وحید بحث ولایت فقیه را کنار گذاشتند یا آیت الله فلسفی بحث ولایت فقیه را کنار گذاشتند به خاطر اینکه بستر جامعه را برای طرح نظر خود مناسب نمی‌دیدند. اگر مراجع تقلید بگویند یک فردی فلان منکر جزئی را انجام داده یا بانک فلان اشتباه را کرده است همه بپذیرند اما وقتی مرجعی نظری می‌دهد عده‌ای به در خانه او رفته به او مرجع بی بصیرت بگویند این چگونه بستر سازی مناسبی است که جامعه برای آزاداندیشی مراجع قائل است و مراجع هم خیلی از جاها متأسفانه سکوت کردند و کنار آمدند.امام خمینی نسبت به مراجع خیلی احترام قائل بودند و اینطور نبود که کسی که حرف خلاف ایشان بزند بگوید این از مرجعیت ساقط شد علیه او هرکاری خواستید انجام بدهید، برعکس، امام خمینی در اوایل انقلاب یعنی سال ۴۲ و ۴۳ امام شنیده بودند که طلاب جوان به مراجع غیرانقلابی بی احترامی می‌کنند، امام فرمودند به این طلاب جوان نصیحتی می‌کنم، اگر کلمه‌ای کسی به مراجع توهین کند بین او و خداوند ولایت منقطع می‌شود، فحش دادن به مراجع را کوچک فرض می‌کنید؟ اگر به واسطه برخی جهالت ها لطمه‌ای به نهضت وارد شود معاقب هستید در مقابل خدا چرا که به حیثیت اسلام لطمه وارد می‌شود. اگر کسی به من اهانت کرد و سیلی به صورت من و اولاد من زد راضی نیستم کسی جلوی او بایستد و مقابله کند.میراث حوزه علمیه به حوزه بازگردانده شودآیت الله صافی جمله ناصحانه‌ای گفتند، در سایتی منتسب به حاکمیت مقاله‌ای از سوی کسی نوشته شد و اهانت‌هایی شد و مقالات دیگری هم نوشت و کسی اقدامی نکرد تا در نهایت رییس جمهور موضع گیری کرد، وقتی حرمت آیت الله صافی اینطور شکسته می‌شود مانند همان طلاب جوانی است که امام خمینی به آنها تذکر داد. البته به نظر من انتقاد به مراجع تقلید هم واقع است، ایشان باید نسبت به منکرات اصلی جامعه حساس باشند و اظهار نظر کنند، چند وقت قبل فیلمی منتشر شد که کسی در سلول انفرادی بوده روی زمین کشیده می‌شود و روحانی بی مسؤولیتی هم از کنار او عبور می‌کند، چرا از حوزه‌های علمیه و مراجع پیگیری صورت نگرفت، مراجع باید ظلم اجتماعی و مشکلات و منکرات اقتصادی جدی را پیگیری کنند که یا اطلاعات آن خوب به حوزه علمیه و مراجع داده نمی‌شود یا انقدر اطلاعات ناصحیح ارائه می‌دهند که مراجع در واقعیت آن تردید می‌کنند.یکی از مشکلات کشور ما متأسفانه این است که اقشاری که بلندگو دست آنها است و در مراسمات مذهبی سخن می‌گویند، مداحان یا بعضی خطبا اینها متأسفانه خیلی راحت به مرجعیت توهین می کنند، چه کسی در مقابل اینها موضع گیری کرده؟ یکی از چیزهای خیلی مهم این است که مقداری از آنچه مربوط به حوزه علمیه پیش از انقلاب اسلامی بوده به حوزه علمیه بازگردانده بشود.در گذشته امام جماعت مسجد از سوی مراجع معظم تقلید منصوب می‌شدند، اکنون امام جماعت از سوی کسی منصوب می‌شود که آن شخص از سوی کسی نصب می‌شود که او حکمی از رهبری در باب ائمه جمعه دارد و هر دوسال یکبار امام جماعت تغییر می‌کند، علت این است که جایگاه مرجعیت را نتوانسته‌ایم محفوظ کنیم و نقش مرجعیت پیش از انقلاب اسلامی حفظ نشده است، اینکه علمای بزرگی مانند گذشته نداریم به دلیل این نیست که علم از دنیا نرفته بلکه بستر سازی نشده، بیاییم بجای دخالت روحانیت در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی به روحانیت بگوییم تبلیغ برعهده شما است. الان مبلغ از سوی امام جمعه یک شهری به روستا می‌رود اما مردم به او جا نمی‌دهند مجبور است در دفتر امام جمعه بخوابد چرا که می‌گویند از طرف دولت آمده است.حجت الاسلام پیروزمند: امام خمینی خواستار عدم بی تفاوتی مراجع به سیاست بودندآقای قاضی زاده بحث را شروع ولی رها کردند به سراغ مباحث سیاسی رفتند، یک نفر حرفی علیه آیت الله صافی زد انقدر به او فشار وارد شد و تا مرز دادگاهی شدن رفت که حضرت آیت الله صافی خودشان گفتند راضی نیستم چنین اتفاقی رخ بدهد، اما می‌خواهم بگویم مسأله رابطه نهاد روحانیت با حکومت را تقلیل دادن به مرجعیت و حکومت و برخورد ناشیانه و بی ادبانه یک تعدادی با مرجعی در طول ایام بعد از انقلاب و تمرکز روی این موضوع انحراف بحث است.انتظار دارم آقای قاضی زاده به آیات مکرر قرآن رجوع کنند که اقامه قسط مسؤولیت انبیا است و باید ادامه آن را توضیح داد که اقامه قسط با چه کیفیتی رخ خواهد داد و سهم روحانیت چیست؟ از ابتدا گفتم معتقد نیستم همه چیز در اختیار روحانیت باشد. آقای کدیور در کتابی که نوشت به همان مسأله امام خمینی و رفتن به قم تمسک کرد برای موضوع ولایت فقیه، من یک جمله از وصیتنامه امام خمینی می‌خوانم که روی یک جمله آن تأکید دارم، می‌خواهم عرض کنم تقریر شما از امام خمینی تحریف ایشان است، امام خمینی در وصیتنامه خود می‌فرمایند به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم وصیت می‌کنم که خود را از مسائل جامعه خصوصا انتخابات مجلس و ریاست جمهوری کنار نکشند، همه دیدید و نسل آینده خواهد دید که دست سیاست بازان پیرو شرق و غرب روحانیت را که اساس مشروطیت را بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست بازان را خوردند و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند و صحنه را به غرب زدگان سپردند و به سر مشروطیت و اسلام و قانون اساسی آن اوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.دیدگاه امام خمینی در خصوص نقش اسلام در حکومت و جامعهدر کتاب ولایت فقیه صفحه چهار امام خمینی می‌فرمایند: «تبلیغ کردند که اسلام دین جامعی نیست ، دین زندگی نیست ، برای جامعه نظامات و قوانین ندارد ، طرز حکومت و قوانین حکومتی نیاورده است . اسلام فقط احکام حیض و نفاس است . اخلاقیاتی هم دارد ، اما راجع به زندگی و ادارۀ جامعه چیزی ندارد . تبلیغات سوء آن ها متأسفانه مؤثر واقع شده است . الآن گذشته از عامه مردم ، طبقه تحصیل کرده ، چه دانشگاهی و چه بسیاری از محصلین روحانی ، اسلام را درست نفمیده اند و از آن تصور خطایی دارند … گاهی می گویند که بگذارید روحانیون مشغول محراب و همین ورد باشند و سیاست را به امپراتور واگذار کنند و این تزی است که مسجد مال پاپ و سیاست مال امپراطور باشد.در صحیفه امام جلد یک صفحه ۱۵۳ و ۱۵۴ امام خمینی می فرمایند: چند سال است که تبلیغ کرده‌اند به طوری که خود آخوندها هم باور کردیم ما را چه به سیاست، به این معنا که اسلام را اصلا کنار بگذارند.تحریرالوسیله جلد یک صفحه ۴۲۸ در باب امر به معروف: در زمان غیبت ولی امر و سلطان عصر ـ عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ قائم مقام آن حضرت در اجرای سیاسات (حدود و تعزیرات) و تمام آن چه برای امام(ع)است, مگر جهاد ابتدایی, نوّاب عام حضرتش می باشند و آن ها فقهایی هستند که جامع الشرایط فتوا و قضاوت باشند.صحیفه امام جلد ۲۱ صفحه ۲۷۷ تا ۲۷۹: وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق در احکام فردی و عبادی شد، قهرا فقیه هم مجاز نبود از این دایره بیرون برود و در سیاست و حکومت دخالت کند.امام خمینی همچنین می‌فرمایند: امید آن دارم که نویسندگان و جامعه‌شناسان و تاریخ نویسان، ‌مسلمانان را از این اشتباه بیرون آورند. و آنچه گفته شده و می‌شود که انبیا ـ علیهم السلام ـ به معنویات کار دارند و حکومت و سررشته‌داری دنیایی مطرود است و انبیا و اولیا و بزرگان از آن احتراز می‌کردند و ما نیز باید چنین کنیم، اشتباه تأسف‌آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملتهای اسلامی و بازکردن راه برای استعمارگران خونخوار است…لطفا آقای قاضی‌زاده نسبت به این موضوع نظر بدهند، اگر این مسائل را قبول دارند ادامه بحث را صحبت کنیم و ببینیم سهم ما در مسأله باید کجا باشد که نه به آن حالت افراطی منجر بشود و نه اینکه به جدایی دین از سیاست منجر بشود، بالا پایین شدن چند امام جماعت مسأله نیست، مسأله اصولی‌تر از این حرف‌ها است. بعد از بیش از ۴۰ سال از انقلاب اسلامی نمی توانیم بگوییم روحانیت فقط ناصح و ناظر باشد، البته که باید باشد اما سؤال من این است که سهم حوزه علمیه در معاونت حکومت اسلامی چیست؟ بعد از ۴۰ سال تنفس زیر بیرق ولایت فقیه بگوییم روحانیت ناظر بشود؟ مردم ما مردم سالاری دینی را بیش از چهار دهه تجربه کردند، ولایتمداری یعنی منصب ولایت در حوزه اجتماعی را تجربه کردند و چشیدند، ما چشم خود را به روی آن ببندیم و بگوییم روحانیت ناصح و ناظر است. آقای قاضی زاده به مشی آیت الله سیستانی اشاره کردند و خواستند بگویند باید ماهم اینگونه عمل کنیم، آیا جملات امام خمینی مؤید این موضوع است؟ آیا سیره امام همینطور است؟در اینکه اسلام نظام اقتصادی و سیاسی دارد، با امام خمینی ره مخالفم!نظر امام برای حضور روحانیت در جامعه هیچ موقع حضور روحانیون در شورای شهر نبوده است. آقای رئیس جمهور به آیت الله شبیری گفت که در خصوص مسائل اقتصادی به ما رهنمود بدهید، آیت الله شبیری گفتند ما دعا می‌کنیم، شما ۷ هزار صفحه در زمینه اقتصاد اسلامی مطلب نوشته‌اید خب باید به همان عمل کنید. مسائلی است که در سطح کارشناسی و علم باید پیگیری بشود، این برعهده عالمان حوزه علمیه و مراجع تقلید نیست، چون درس آن را نخوانده‌اند؛ ولی اینکه اسلام نظام اقتصادی و سیاسی دارد یا راهبرد در خصوص نظام اقتصادی و سیاسی دارد مسأله است که من دومی را قبول دارم اگرچه امام خمینی فرموده‌اند اسلام نظام اقتصادی و سیاسی دارد اما بد نیست که در منشور روحانیت ببینیم امام خمینی درخواست تبیین نظامات اسلامی را کرده است و این نشان دهنده این است که این موضوع تبیین نشده و اکنون هم چنین چیزی رخ نداده و نمی‌توانند آن را انجام بدهند و من در این زمینه با امام خمینی اختلاف نظر دارم.چیزی که ما داریم اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و ارائه کارویژه‌های خاص است، ما باید از علوم روز دنیا استفاده کنیم و عملا هم ما در عرصه جامعه مشغول به همین کار هستیم. ]]> گفتگو ، گفتار Mon, 31 Jan 2022 14:24:14 GMT http://isaq.ir/vdcf.xdyiw6d0ygiaw.html مساله فرهنگستان، انقلاب اسلامی است http://isaq.ir/vdce.78zbjh8w79bij.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از فرهیختگان، استاد علیرضا پیروزمند درباره روند شکل گیری و ماموریت فرهنگستان مصاحبه ای انجام دادند که شرح آن ارائه می گردد:***ایده‌ای که فرهنگستان علوم اسلامی براساس آن شکل گرفته و تلقی‌ای که نسبت به علم و نسبت به علوم انسانی دارد، چیست؟فرهنگستان علوم اسلامی در ابتدای دهه ۶۰ با ایده ایجاد عقبه علمی لازم برای حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی ایجاد شد. ابتدا متمرکز بر مقابله با جریانات التقاطی مانند منافقین بود؛ ولی به‌سرعت به‌سوی بحث اقتصاد اسلامی حرکت کرد. همچنین بحث عمیق‌تری شکل گرفت نسبت به اینکه جامعه اسلامی در موضوع‌شناسی اسلامی، دچار ضعف است و اگر نتوانیم موضوع‌شناسی را برمبنای اندیشه اسلامی انجام بدهیم و کارشناسی‌های نظام در عرصه‌های مختلف براساس اندیشه و تفکر اسلامی نباشد، طبیعتا احکام اسلامی هم زمینه اجرا پیدا نمی‌کند. لذا این ادبیات شکل گرفت و طبیعتا موضوع دستیابی به تمدن حقه جعفری جزء اصول و آرمان‌هایی بود که فرهنگستان در ابتدای دهه ۶۰ به آن واقف بود و به‌عبارتی استاد علامه سیدمنیرالدین حسینی‌الهاشمی بر این مساله تاکید داشتند. در ادامه جریان انقلاب، امام موضوع انقلاب فرهنگی را مطرح کردند و فرمودند اگر انقلابی در فرهنگ رخ ندهد بر سر کشور، آن خواهد آمد که حتی در ۵۰ سال رژیم ستمشاهی اتفاق نیفتاده است. لذا مرحوم حسینی‌الهاشمی بحث انقلاب فرهنگی را جدی گرفتند و بحث داشتند. ایشان معتقد بودند که مخاطب و موضوع انقلاب فرهنگی فقط فرهنگ عمومی نیست و اگر فرهنگ علمی جامعه تحول مناسب پیدا نکند، فرهنگ عمومی نیز تحت‌تاثیر فرهنگ تخصصی قرار خواهد داشت و در مسیر صحیح خود قرار نمی‌گیرد. به همین خاطر موضوع تحول علمی را مدار و مرکز اندیشه خودشان قرار دادند و ابتدا از بحث اقتصاد اسلامی شروع کردند؛ اما در ادامه توجه کردند که ما به‌تنهایی نمی‌توانیم به یک علم بپردازیم و در آن تحول ایجاد کنیم و تحول در علوم انسانی مستلزم زیرساخت‌هایی است که مادامی‌که آن زیرساخت‌ها ایجاد نشود، امکان ورود به این مساله ممکن نیست. آن زیرساخت‌ها به‌گونه‌ای است که ابتدا تصور می‌شد زیرساخت تحول علم این است که بتوانیم مبانی علم را تغییر بدهیم. هرچه جلوتر رفت، مشخص شد که علاوه‌بر مبانی نیاز به تحول در روش علم هم داریم. هرچه جلوتر رفت به این توجه رسیدند که تحول در روش هم خود مبتنی‌بر مباحث فلسفه روش است و لذا موضوع مباحث فلسفی در مجموعه مطرح شد. بحث این بود که فلسفه‌ای که می‌تواند پشتوانه فلسفه روش برای تحول علمی باشد چه فلسفه‌ای است و منتهی شد به پایه‌گذاری فلسفه نظام ولایت یا فلسفه شدن اسلامی. هرچه جلوتر آمد بحث به این منتهی شد که یکی از عقبه‌های لازم برای تحول علمی تکامل و پویایی فهم از معارف اسلامی و منابع دینی است، لذا بحث فقه حکومتی و فقه اجتماعی هم در دستورکار قرار گرفت. بعد به تبع آن، بحث از این موضوع مطرح شد که اگر بخواهیم تکامل در فقه اتفاق بیفتد، مستلزم چه تقویتی در زیرساخت‌های احراز حجیت در علم اصول است. مرحوم حسینی‌الهاشمی بحث را تا این عمق از یک‌طرف پیش بردند و از طرف دیگر به اقتضای مباحثی که در فلسفه روش به آن پرداختند، این توجه آنجا حاصل شد که اگر ما نتوانیم نسبت به فلسفه کم‌وکیف و پیوند بین فلسفه خلقت و فلسفه کیفیت و کمیت ارتباط برقرار کنیم، طبیعتا نتوانسته‌ایم در تحول علمی بنیان محکمی ایجاد کنیم و وقتی بحث به چنین خاستگاهی منتهی شد که پایه‌ریزی تحول علم-به‌ویژه در علوم انسانی- از چنین خاستگاهی شروع شود، طبیعتا توجه بیشتری حاصل و تثبیت شد که مساله ما در تحول علوم اسلامی از یک‌طرف به حوزه‌های علمیه و منابع دینی مربوط می‌شود -که عرض کردم باید متناسب با ورود به مسائل از یک پویایی متناسب با ورود به مسائل اجتماعی در فقه اتفاق بیفتد- و از طرف دیگر باید بنیان‌هایی نسبت به فلسفه کم ‌و فلسفه کیف ایجاد کنیم که اگر این تحول اتفاق بیفتد، دامنه تاثیر آن تنها منتهی به علوم انسانی نمی‌شود.از این‌جهت دنیای غرب نیز تجربه مشابهی دارد و آنها هم مباحثی را که در فلسفه علم مطرح می‌کنند، اتفاقا ابتدا در علوم طبیعی مطرح کردند- بنابر نگرش غلطی که علم را فقط علوم تجربی می‌دانستند- و بعد تاثیر سرریز آن وارد در بحث علوم انسانی شد. ولی از این‌جهت این بحث در دنیای غرب تثبیت شده است که مباحث معرفت‌شناسی و مباحث روش‌شناسی ابتدا از یک موضع اشتراک و وحدت علوم موردتوجه قرار بگیرد و تفکیک بین انواع علم، ازجمله علوم طبیعی و علوم انسانی در آن موضوعیت ندارد. ولیکن در ادامه ممکن است اختصاصاتی پیدا کند.غرض این است که جنبه دیگری که در این امتداد موردتوجه قرار گرفت و مقداری توسط دیگرانی که از دور مباحث فرهنگستان را دنبال می‌کنند همچنان مورد سوال است، اینکه غیر از علوم انسانی، در علوم مهندسی و حتی علوم پایه نیز می‌توان تحت‌تاثیر فلسفه اسلامی و نگرش توحیدی به دستاوردهای متفاوتی دست پیدا کرد. اما این باید درست توضیح داده شود و این نه به معنای آن است که تجربیات قطعی مورد خدشه قرار بگیرد که بعضی برای به مضحکه گرفتن این حرف مثال می‌زدند که فرهنگستان معتقد بر این است که ۲ در ۲، چهار نمی‌شود. حال اینکه اساسا بحث بر سر انکار این نیست و بحث بر این است که دستگاه‌های ریاضی و دانش ریاضی حتی فارغ از نگاه اسلامی و فارغ از جهان‌بینی و نگرش توحیدی متحول شده‌اند و محاسبات متفاوت شده و در یک دستگاه ریاضی ۲ در ۲ چهار می‌شود و در یک دستگاه ریاضی که ریاضیات برداری است، لزوما ۲ در ۲ چهار نمی‌شود. این بستگی دارد که شما چه مبنایی را اخذ کنید و براساس چه پیش‌فرض‌هایی صحبت می‌کنید. آن‌وقت این باب بحث‌هایی جدی‌تر و گسترده‌تری را می‌گشاید که ما طبیعتا بتوانیم در این حوزه هم بحث را دنبال کنیم. هرچند همچنان اولویت در حوزه علوم انسانی است و بحث به این کیفیت و در این فرآیند که عرض کردم، دنبال شده است.ایده فرهنگستان الان در چه مرحله‌ای قرار دارد و در مدتی که پیش رفته است، چقدر توفیق پیدا کرده و چه مسیری را پیش‌رو دارد؟درباره مسیری که به اسم مسیر فرهنگستان می‌گوییم باید این توجه را داشته باشیم که این مساله، مساله فرهنگستان نیست و مساله انقلاب است. مساله تولید نرم‌افزار دستیابی به تمدن نوین اسلامی است. این نرم‌افزار لایه‌های مختلفی دارد. بحث الگوی پیشرفت و قبل از آن، تحول علمی به‌ویژه در علوم انسانی و قبل از آن تحول در حوزه علوم اسلامی به معنای فهم در معارف اسلامی و قبل از آن تحول در روش‌ها و قبل از آن تحول در مبانی روش‌ها، یک سلسله‌مراتب و لایه‌هایی است که درمجموع روی هم این عنوان بر آن صادق است که بگوییم نرم‌افزار دستیابی به تمدن نوین اسلامی است. لذا تاکید من بر این است که این توجه حاصل شود که این مساله، مساله انقلاب و مساله گام دوم انقلاب است. فرهنگستان به‌عنوان مجموعه‌ای کوچک تجربه‌ای چند ده‌ساله در این رابطه داشته و می‌تواند به‌عنوان یک سرمایه در ادامه حرکت انقلاب، مورد استفاده قرار بگیرد. ولی بر فرض اینکه فرهنگستان نیز به این موضوع نمی‌پرداخت و حال که پرداخته است، بر فرض، پاسخ‌هایش موردتوجه و تصدیق بعضی قرار نگیرد، هیچ اشکالی ندارد و باید دیگرانی این مساله را متوجه شوند و پاسخی را که از نظر خودشان پاسخی درخور و قابل اعتماد است به جامعه عرضه کنند تا حرکت پیش‌رونده انقلاب به‌سمت دستیابی به تمدن نوین اسلامی اتفاق بیفتد.اما همان‌طور که عرض شد، اولا در ابتدا فرهنگستان متشکل از جمع محدودی بود که با یک تحقیر و تنقیس و تعریض‌های فراوان از جنبه‌های مختلف فرهنگی و سیاسی و اقتصادی مواجه بود و عموما از جانب گرایش‌های مختلف سیاسی مورد استقبال و حمایت قرار نگرفت که در این مصاحبه جای توضیح علت آن نیست. از این‌جهت لازم است مخاطبانی که از بیرون نگاه می‌کنند و توقع دارند بعد از چند ده سال دستاوردهای علمی چشمگیری را شاهد باشند، توجه داشته باشند که مجموعه هزینه‌ای که در طول چهار دهه در فرهنگستان شده، کمتر از هزینه‌ای است که برای ۵ سال در یک دانشکده اتفاق می‌افتد. لذا باید به اندازه خودش از آن انتظار داشت ولی با همه این تفاسیر به برکت شهدا و امام(ره) و هدایت‌های عمومی که رهبری نسبت به اصل موضوع داشتند، اهمیت و ضرورت این نوع موضوعات روزبه‌روز بیشتر موردتوجه واقع شده و همچنین توفیقات فرهنگستان در پیشبرد بحث خود به‌طور نسبی قابل‌اعتنا و استفاده بوده است.فرهنگستان در مسیر علمی خود در سه‌جبهه علمی فعالیت کرده و می‌کند. در یک‌لایه مشارکت در تصمیم‌سازی‌ها برای اسناد ملی و اسناد بالادستی داشته است و در لایه دیگر مشارکتی است که در گفتمان‌سازی انقلاب اسلامی انجام می‌دهد؛ گفتمان عدالت، ولایت و جنبش نرم‌افزاری یا تحول علمی و... مواردی از این دست هستند که به‌تناسب موقعیت‌هایی که در مقاطع مختلف اتفاق می‌افتد، فرهنگستان ورود داشته و با توجه به برخورداری از عقبه مبنایی و بنیادی -که به فضل الهی وجود داشت- توانسته است به‌عنوان پایه‌ای در مباحث گفتمانی در جبهه انقلاب اسلامی حضور داشته باشد. به همین دلیل معارضان و معاندان انقلاب اسلامی همواره این مجموعه را در نظر داشته و رصد کرده‌اند و واکنش‌هایشان قابل‌مشاهده است. لایه سوم به مباحث بنیادین و زیرساختی خود می‌پرداخت که طبیعتا حجم اصلی‌تر توان مجموعه بر این بخش بوده و مسئولیت اصلی‌تری که مجموعه متوجه خود می‌دید، این بخش بود. در این خصوص یک سیر از پایین به بالا وجود داشته که از بحث‌های اقتصادی شروع‌ و بعد به مباحث فلسفه روش پرداخته و عمیق می‌شود و یک سیر برگشت داشته، به این معنا که شروع و براساس بنیانگذاری فلسفه نظام ولایت، روش عامی را پایه‌ریزی کرده است، البته این روش عام باید قدری کامل‌تر شود. مقداری از آنکه به‌دست‌آمده توانسته در حوزه تولید علم امتداد‌هایی را برای خودش ایجاد کند و وقتی می‌گوییم روش عام به این دلیل است که باور مجموعه بر این بود که به روشی عام و هماهنگ‌کننده در حوزه‌های مختلف دانشی نیاز داریم، هرچند در پایین‌دست به‌تناسب موضوع، روش‌ها از هم متمایز می‌شوند. بنابراین پژوهش‌های بنیادی دفتر الان در این مرحله قرار دارد که مرحله دشواری است، البته همزمان علاوه‌بر تلاش برای تکمیل مباحث روش از یک‌طرف، تلاش می‌شود دو اتفاق دیگر نیز رقم بخورد؛ یکی اینکه محور دیگر بحث حجیت است که معارف وحیانی به تحولی که باید در علم اتفاق بیفتد، اتصال پیدا کند و در بنیان‌های فقاهت، تکاملی باید اتفاق بیفتد تا این امکان را فراهم کند. این یک محور دیگر است که هرچند به‌کندی اما دنبال می‌شود.محور دیگری که پی می‌گیرند این است که به‌تناسب موقعیتی که فراهم می‌شود این را در مصادیق و موضوعاتی در حوزه نظریه‌پردازی امتداد بدهیم تا هم روش تکمیل و هم اعتبار کار افزون شود.یکی از انتقادهایی که به فرهنگستان وارد می‌شود این است که استادان فرهنگستان چندان مایل به گفت‌وگو با دیگران نیستند و فعالیت‌های آنها در گفت‌وگو با اندیشه‌های معارض مشهود نیست. فرهنگستان چقدر به این گفت‌وگو‌ها توجه کرده است؟در سه‌لایه‌ فوق، اگر بخواهم به تفکیک بگویم در لایه تصمیم‌سازی‌ها و اسناد بالادستی و سهم کمی که مجموعه در حرکت عمومی کشور در این رابطه داشته، طبیعی است که فرهنگستان با دیگران دور یک میز نشسته -میزی که متولیان کار برای این امر چیده‌اند- و نمی‌شد اساسا جور دیگری حضور داشت و تاثیر‌ گذارد. در این صورت طبعا حرف‌ها در مواجهه با حرف دیگران قرار می‌گرفت و خود را نشان می‌داد و به‌تناسبی که می‌توانست خود را ثابت و تفکرات دیگر را اقناع کند، مورد توجه قرار می‌گرفت. این تجربه موجود است و علاقه‌مندان می‌توانند آن را در بحث‌هایی نظیر مهندسی فرهنگی و الگوی پیشرفت اسلامی دنبال کنند. اینها ازجمله مواردی بوده که این مواجهه اتفاق افتاده است.در لایه دوم که بحث گفتمان‌سازی بود اتفاقا ما هم نقد کردیم و هم نقد شنیدیم و یک سابقه چنددهه‌ای نسبت به انواع منازعات و گفت‌وگو‌هایی که به‌صورت شفاهی یا کتبی بین ما و مجموعه‌های دیگر شکل‌گرفته وجود دارد، چون ما به‌لحاظ موانع و محدودیت‌های انسانی و مالی‌مان، محصولات کتبی کم داشتیم، از ابزار و طریقه مهمی مانند همین مواجهه‌های حضوری و شفاهی برای آشنا کردن دیگران با این تفکر استفاده کردیم و خیلی‌ها هم اگر اطلاعی از فرهنگستان دارند از مطالعه منابع مکتوب نیست و از همین نوع مواجهه‌هایی است که ما داشتیم.همین مساله در لایه سوم و لایه مطالعات بنیادی نیز هست و دشواری کار در مطالعات بنیادی بیشتر بوده، به‌عبارتی سال‌ها باید تلاش کرد تا به حرفی قابل‌عرضه رسید. ممکن است ۲۰ تا ۳۰ سال طول بکشد که حرف قوامی پیدا کند و قابل‌عرضه باشد. عامل دیگر این بود که به‌دلیل نیاز ضروری انقلاب به این تحول علمی و زیربنایی، اگر می‌خواستیم از ابتدای تولید، انرژی خود را صرف متقاعد کردن دیگران و پاسخ به اشکالات کنیم از اصل کار و پیشبرد معرفتی بازمی‌ماندیم، لذا فرهنگستان این انتقادها را به جان خرید تا فرصت را از دست ندهد و بحث را به نتیجه برساند، البته تا جایی که نیروی انسانی و امکانات مجموعه اقتضا می‌کرد، بحث‌ها را در معرض مواجهه با صاحب‌نظران دیگر قرار داده است.آیا می‌توان انتظار داشت که فرهنگستان در کوتاه‌مدت از مباحث بنیادی عبور کند و وارد مباحثی کاربردی‌تر شود و بتواند به مسائل جمهوری اسلامی پاسخ دهد یا ما هنوز در مبانی کار داریم؟من پاسخ را در صورت‌بندی نسبت به فعالیت‌های فرهنگستان عرض کردم، به این معنا که فرهنگستان در هیچ‌زمانی از دوره حیات خود از مسائل عینی و واقعی و به‌روز جامعه رها نبوده و خود را رها ندیده است، حتی قبل از شکل‌گیری فرهنگستان مرحوم حسینی‌الهاشمی در تنظیم پیش‌نویس قانون اساسی از افراد نادری بود که پیش‌نویس مستقلی را برای قانون اساسی ارائه کرد و همچنین در بحث تعاونی‌ها مشارکت داشت. در دوران پس از جنگ الگوی توسعه متمایل به کشور‌های غربی در ایران توسط برخی افراد مطرح شد که باز وی در صحنه حضور داشت تا روشنگری کند که این الگو‌ها کشور را به چه سمتی می‌برد. او در مواجهه با جریانات سیاسی که بنیان‌های فکری و مشروعیت نظام را مورد خدشه قرار می‌دهند، مثلا در بحث ولایت فقیه که یکی از مهم‌ترین بحث‌ها بود، در صحنه حضور داشت و زمانی که اصلاحات میدان‌داری می‌کرد، سعی کرد در دفاع از ولایت فقیه بحث‌های فکری را مطرح کند، لذا این سه‌لایه که گفتم، تقریبا درطول مسیر به‌موازات هم جلو آمده، یعنی هم مشارکت در تهیه اسناد ملی و هم در گفتمان‌سازی انقلاب اسلامی و هم در مباحث بنیادین. اتفاقا این، کار را برای مجموعه سخت می‌کرد، چون به این لحاظ که از یک‌طرف حمایت نمی‌شد و از طرف دیگر توقع این بود که باید زودتر به نتیجه برسد و باید مقدار نیرویی را که داشت، توزیع و در چند جبهه کار می‌کرد. فرهنگستان بعضا نمی‌توانست نیروهای خود را در درازمدت نگه دارد، چون نمی‌توانست از نیروهای خود پشتیبانی لازم را به‌عمل آورد. بحثم مشخصا در پاسخ به سوال شما این است که اولا فرهنگستان هیچ‌گاه صرفا بحث بنیادی نداشت و ثانیا درطول مسیر هر مقدار که مباحث بنیادی‌اش به نتیجه مشخصی رسید، سعی کرد این را در مباحث پایین‌دست جریان بدهد و با اتکا به دستاوردهای بنیادی، لایه‌های بعدی بحث را مطرح کند و لذا همین‌الان به‌تناسب نیروی انسانی که هست و براساس مبانی و روش فرهنگستان، رساله‌های علمی متعددی تحت‌نظارت و راهبری استادان فرهنگستان به‌ثمر می‌نشیند یا نشسته است و اینها نشان‌دهنده این نکته است که بحث از لایه بنیادی وارد لایه تخصصی شده است. فرهنگستان در لایه عمومی نیز باکیفیتی که عرض کردم، حضور داشته است، البته ما قصور و تقصیرمان را می‌پذیریم. عظمت انقلاب و ضرورت پاسخگویی به این مقطع و پیچ تاریخی مهمی -که ما در آن قرار داریم- آنقدر بزرگ است که ما هر کاری را در قبال آن انجام بدهیم کوچک است، بنابراین امیدواریم این بضاعت کمی که بوده بیش‌ازپیش مورد استفاده جامعه علمی قرار بگیرد و کمک کند نواقص کار نیز مرتفع شود.نیروهایی که دغدغه اسلام سیاسی و انقلابی را دارند و خود را دست‌پرورده مکتب امام و رهبری می‌دانند باید همدلانه‌تر با هم برخورد و تعامل کنند و ظرفیت پذیرش حرف‌های متنوع را داشته باشند. بنا نیست یک نفر همه حرف‌ها را بزند و یک تفکر و مرکز پاسخگوی همه جوانب و مسائل باشد؛ ممکن است هر تفکری و هر فردی در جنبه‌ای قوت داشته باشد. با پیش‌داوری از راه دور نباید همدیگر را قضاوت کنیم و باید برای با هم بودن و دیدن و شناختن یکدیگر وقت بگذاریم و اهمیت قائل شویم. خدای متعال به این همدلی برکت خواهد داد. ]]> گفتگو ، گفتار Sun, 23 Jan 2022 11:22:20 GMT http://isaq.ir/vdce.78zbjh8w79bij.html مقابله رهبری با تبدیل دنیای اسلام به مصرف کننده صرف http://isaq.ir/vdcb.9b8urhb89iupr.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، به نقل از 598، استاد عبدالعلی رضایی یادداشتی در مورد علت گسترش هجمه های اخیر به نظام اسلامی و رهبر انقلاب نگاشته اند، متن این یادداشت ارائه می شود:***استمرار نظام اسلامی در ایران، استکبار جهانی را خشمگین تر از هر زمان دیگری به ایجاد درگیری بیشتر برای تخریب چهره نظام، وا داشته است، مضافاً آنکه با تغییر چهره جنگ در سرزمین های اشغالی و دست برتر جبهه مقاومت این تقابل وارد مرحله جدیدی شده است.جای این سؤال است که چرا این‌قدر وسیع و پر فشار به جمهوری اسلامی ایران و رهبری و نهادهای وابسته به آن حمله می‌کنند.جواب این سؤال خیلی هم سخت نیست، با استناد به آمارهای معتبر جهانی متوجه خواهید شد که اکثر اقتصاد مسلمین در دست شرکت‌های بزرگ صهیونیستی است و دیگر هیچ عرصه‌ای را به‌جز نقش مصرف‌کننده بودن برای مسلمین باقی نگذاشته‌اند، فقط یک کشور به نام جمهوری اسلامی ایران با یک رهبر شجاع و بصیر و دارای تفکر عمیق راهبردی در دنیا هست که در میدانی که آن‌ها طراحی کرده‌اند بازی نمی‌کند و دست پلید آنان را رو کرده و نقشه این جهانخواران را برای بلعیده شدن کامل دنیا برملا ساخته است. این رهبر زیرک و شجاع نقطه تمرکز درگیری با غرب صهیونیستی را از اولِ رهبری‌اش، اقتصاد می‌دانستند و اعتقاد راسخ دارند جمهوری اسلامی ایران، سیاست اقتصاد مقاومتی را در برابر فشارها و تحریم‌های همه‌جانبه دشمن  داشته است و اگر به همین روال ادامه دهد با همت و حرکت جهادی جوانان مسلمان و غیور ایرانی دستیابی به استقلال اقتصادی راهی نمانده و این همان آوردگاه تحقق شعار «ما می‌توانیم» است که مرکزیت و تجمیع مقاومت جهان اسلام شده و موجب پیدایش اقتدار و عزت برای جبهه مقاومت اسلامی می‌باشد.امروز تنگه احد ما گسترش فرهنگ مقاومت اقتصادی و مجاهده و تلاش بی امان برای خودکفایی اقتصادی و گسترش آن در درجه اول به جبهه پایداری و مقاومت و در مرحله دوم به کشورهای اسلامی و کشورهای آزاده ضد استکباری می‌باشد، این همان کابوس بزرگی است که نظام استکبار جهانی و صهیونیست‌ها را در مدیریت جهانی کم‌طاقت و پر خطا در مواجهه با این پدیده مقاومت و استقلال‌طلبی در حال بلوغ نموده است؛ لذا به تکاپو افتاده‌اند و به هر ترفندی می‌خواهند در نظام تصمیم سازی و تصمیم‌گیری مردم ایران دخالت ‌ کنند تا اولاً مردم حضوری پرشور پای صندوق‌های انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران نداشته باشند و ثانیاً با حمایت از شخصی که نزدیک‌تر به شاخص و ملاک‌های تأمین‌کننده منافع آنان باشد، آراء مردم را به‌سوی او سوق دهند اگر هم در این شکل موفق نشدند، از کسی  که اهل تسامح و تساهل باشد با دشمنان بیگانگان باشد، حمایت کنند.اما پیروزی ملت درگرو این است که رئیس‌جمهوری در تراز و شأن جمهوری اسلامی را انتخاب کنند که حافظ منافع دین و دنیای آن‌ها باشد، پس رئیس‌جمهور منتخب باید دارای ویژگی‌های زیر باشد:۱-اعتقاد و التزام به اصل جمهوریت و اسلامیت، توأمان۲-وفاداری به اصل مردم‌سالاری دینی۳-التزام عملی به اصل عدالت۴-التزام عملی به اصل ولایت‌فقیه۵-التزام عملی نسبت به حفظ و تأمین منافع محرومین جامعه اسلامی ایران۶-رئیس‌جمهور و خانواده درجه‌یک او دوتابعیتی نباشند و در کشورهای آمریکا و انگلیس تحصیل‌نکرده باشند۷-رئیس‌جمهور از تجار و سرمایه‌داران نباشد۸-هیچ‌یک از فرزندان و اقوام او در زمان تصدی پست ریاست جمهوری از صاحب‌منصبان ذی‌نفوذ نباشند۹-حق استفاده از مشاوران غرب‌زده یا اشتهار به غرب‌گرایی را ندارد۱۰-رئیس‌جمهور و اعضای کابینه‌اش حق استفاده از کالاهای خارجی‌ای که مشابه اش در داخل کشور تولید می‌شود را ندارد ]]> گفتگو ، گفتار Mon, 07 Jun 2021 14:50:19 GMT http://isaq.ir/vdcb.9b8urhb89iupr.html مردم ایران مومن ترین مردم تاریخند http://isaq.ir/vdca.on6k49n6a5k14.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله سید محمد مهدی میرباقری، در مصاحبه با نشریه «پاسدار اسلام» در مورد شرایط فعلی ایران نکاتی را بیان داشتند که مشروح این مصاحبه تقدیم می گردد:***یکی از مباحث مهم درس خارج فقه ایشان در سال‌های اخیر بحث «ولایت فقیه» بوده که در هشتاد جلسه ارائه و طی آن مبانی فقهی، کلامی و جامعه شناختی ولایت‌فقیه تبیین و تشریح شده است. و در «درس خارج مبانی فقه حکومتی» زوایای نوینی در اندیشه فقه حکومتی ارائه دادند. تدریس در دوره‌های متعدد «اصول فلسفه برنامه‌ریزی»، «فلسفه تطبیقی» و «الهیات و امام‌شناسی» و تألیف کتاب‌های: «درآمدی بر مبانی فقه حکومتی»، «جستاری در مبانی نظری ولایت فقیه»، «ولایت الهیه»، «مراقبه‌های عاشورایی»، «در شناخت غرب»، «ضیافت بلا» و «علم دینی» و «تاملات قرآنی» و....از دیگر آثار استاد می‌باشد.ایشان در گفتگو «پاسدار اسلام» ابتدا به بررسی ماهیت انقلاب اسلامی و در ادامه با برشمردن ویژگی‌های شاخص امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، به تبیین ویژگی‌های رئیس‌جمهور تراز پرداخته‌اند.در ابتدا تشکر می‌کنیم که این فرصت را در اختیار مجله ماهنامه «پاسدار اسلام» قرار دادید. مستحضرید که درحال حاضر در ماه خرداد هستیم، ماه خردادی که در آن حوادث و اتفاقات متعددی چون سالگرد حضرت امام(ره) و نیمه خرداد را داریم که به تعبیری سرآغاز انقلاب اسلامی است. به عنوان اولین سئوال بفرمایید هویت انقلاب اسلامی‌ با بنیان‌گذاری حضرت امام(ره) از نگاه شما چیست؟بِسمِ اللّهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم. الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم.خدای متعال را سپاسگزار و خرسندم از اینکه توفیق گفتگو با این مجله وزین را دارم. پاسدار اسلام مجله‌ای با سابقه نسبتاً طولانی است و در طول چهار دهه انقلاب اسلامی، خط ثابت و مستمر و مستقیمی داشته است. خدا را شاکرم که توفیق گفتگو با مخاطبان این نشریه برایم فراهم شده است و برای شما آرزوی توفیق و توان بیشتر برای خدمت بیشتر به اسلام و مکتب اهل بیت«ع» را دارم.در تحلیل انقلاب اسلامی باید عرض کنم که این انقلاب چیزی جز ادامه حرکت انبیای الهی نیست. درگیری مستمری که در تاریخ بین جبهه حق و باطل وجود داشته و در دوران ما در شکل انقلاب اسلامی تجلی پیدا کرده، یعنی هم سیره مستمر انبیای الهی درگیری با جبهه باطل در سطوح مختلف بوده و هم دستگاه فقاهت شیعی در طول غیبت همواره در حال مبارزه مستمر و همه جانبه‌ای با دشمنان و دستگاه شیاطین بوده است. هر چند در ادوار مختلف، صور و اشکال جبهه‌ مقابل فرق می‌کرده، اما برخورد با آن یک برخورد مستمر تاریخی بوده است.رفتار حضرت امام (ره) هم رفتاری در همان مسیر است. هرچند حرکت امام نسبت به حرکت فقهای بزرگوار شیعه از مقیاس وسیع‌تری برخوردار و کاری در مقیاس جهانی و حرکتی عظیم و مقدمه‌ای برای نهضت جهانی اسلام به رهبری امام زمان«عج» است. ولی جنس کار همان است.نکته دوم اینکه انقلاب اسلامی ماهیتی اسلامی و دینی دارد و از جنس مبارزات دموکراتیک و پارلمانتاریستی و یا مبارزات مسلحانه سوسیالیستی نیست؛ در حالی که دوره حیات امام مقارن با دوران تسلط این دو مکتب بر جهان بود و هر دو بلوک شرق و غرب تلاش می‌کردند در کشورهایی که تحت سلطه بلوک دیگر بودند، حرکت‌های انقلابی را ساماندهی کنند و حتی دانش‌های پشتیبان را نیز ایجاد کرده بودند، مکتب مارکسیسم تحت عنوان عدالت‌خواهی با سرمایه‌داری مبارزه می‌کرد و مکتب لیبرالیسم، آزادی را شعار خود قرار داده بود.انقلاب اسلامی به هیچ‌یک از این دو مکتب شباهت ندارد؛ بلکه حرکتی بدیع مبتنی بر فرهنگ اسلامی است. رهبر این انقلاب هم دانش‌آموخته دانشگاه نبود؛ بلکه فقیهی برآمده از دل حوزه بود. این پدیده برای سیاستمداران شگفت‌انگیز بود که در دنیائی دوقطبی که تنها دو قدرت مسلط بر جهان وجود دارند، چگونه انقلابی از جنس دین اتفاق افتاده است؟یادم هست در پاریس خبرنگاری از حضرت امام(ره) پرسید: «با توجه به اینکه رهبری، نیازمند دانش‌های مدرن است؛ آیا شما این دانش‌ها را برای رهبری مطالعه کرده‌اید؟» امام در پاسخ فرمودند: «من آنها را نخوانده‌ام و از این بابت خوشحالم. مکتب اسلام معارف لازم را برای تشکیل حکومت دارد.» این سخن امام واقعاً برای آنها شگفت‌انگیز بود. پس انقلاب اسلامی حرکت بدیعی است که به مدل سرمایه‌داری و انقلاب‌های پارلمانتاریستی یا مدل مبارزات مسلحانه سوسیالیستی شباهتی ندارد، بلکه مدل جدیدی است که امام ابداع کردند و بعد هم الگوی مبارزات بعدی شد و شکل جدیدی پیدا کرد.به نظر شما امام برای رهبری چنین انقلاب بزرگی از چه ویژگی‌هائی برخوردار بودند؟ کارهای بزرگ نیازمند شخصیت‌های خاص و بزرگ است. بدیهی است که ایشان دارای شخصیت ممتازی بودند که چنین بار سنگینی روی دوششان قرار گرفت. من معتقد نیستم که ایشان برای خود تکلیف ایجاد کردند، بلکه این تکلیف به عهده ایشان قرار گرفت. همه این موضوع را قبول دارند که امام بر اساس احساس تکلیف، این حرکت را آغاز کردند. البته بار تکلیفی که بر دوش این فقیه قرار گرفت، متناسب با شانه‌ها و توانایی‌های ایشان بود. به اعتقاد بنده، فقهای دیگری که به این کیفیت وارد میدان نشدند، نباید می‌شدند، زیرا توان انجام آن‌ را نداشتند. بنابراین انتخاب امام یک انتخاب الهی بود.آیا می‌توان ولایت‌فقیه را که مهم‌ترین میراث امام خمینی (ره) است بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی تلقی کرد؟این انقلاب دستاوردهای با عظمت فراوانی داشته است. اگر منظورتان نظریه ولایت‌فقیه است، این یک نظریه‌ای است که در تاریخ فقاهت شیعه مسبوق به سابقه بوده است. اما اگر منظورتان تغییر مقیاس ساخت جامعه شیعه از پادشاهی به نظام ولایت‌فقیه است، باید گفت که بله، این دستاورد عظیم انقلاب اسلامی است. البته به نظر من هنوز کافی نیست تا آن را دستاورد کاملی بدانیم، زیرا این نهضت، حرکت دامنه‌دار و پر استمراری است. به فرمایش حضرت امام، انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی اسلام به رهبری حضرت بقیه‌الله «ارواحنا فداه» است و ما در واقع ممهدون و زمینه‌ساز آن انقلاب جهانی هستیم. با این مبنا، انقلاب اسلامی هنوز تمام نشده است، بلکه تا اتصال به ظهور حضرت ادامه خواهد داشت. مسئولین جمهوری اسلامی ایران، مثلاً در تراز ریاست‌جمهوری، باید در پی تحقق این ایده باشند. حضرت امام می‌فرمایند: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب مردم ایران محدود به ایران نیست، بلکه نقطه شروع انقلاب بزرگ اسلام به پرچمداری حضرت حجت «ارواحنا فداه» است که خداوند به همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر ظاهر قرار دهد.»(۱)آنها می‌خواهند نظام جمهوری اسلامی مانند یکی از نظام‌های مادی باشد. دولت جمهوری اسلامی ایران و رئیس‌جمهور آن باید تمام سعی و توان خود را مصروف اداره مردم کنند، ولی معنایش این نیست که از هدف عظیم انقلاب اسلامی که ایجاد حکومت جهانی اسلام است غافل بمانند. از نگاه امام نباید به سبب اهداف کوچک از هدف بزرگ نظام که بسترسازی برای ظهور حضرت است باز ماند؛ چون خیانت به این ملت و خیانت به اسلام است.انقلاب اسلامی در مرحله اول با نظام پادشاهی ۲۵۰۰ ساله و رژیم وابسته به نظام سلطه جهانی مواجه بود. حاکمان آن دوره، کشور را به سمت لیبرال دموکراسی می‌بردند و آن را رسیدن به دروازه‌های تمدن بزرگ می‌نامیدند! در چنین موقعیتی حضرت امام پرچمدار عبور از این وضعیت شدند و جامعه شیعه را یک مرحله جلو بردند.مرحله دوم پس از انقلاب اسلامی، تشکیل نظام اسلامی، یعنی نظام مبتنی بر ولایت‌فقیه است که دستاوردی عظیم و بسیار متفاوت با حرکت‌های قبلی جامعه شیعه است. حضرت امام در مرحله‌ اول بساط پادشاهی را جمع کردند و در مرحله‌ بعد طرح جامعه شیعه و حکمرانی اسلامی را که در ادامه باید جامعه اسلامی را بسازد، پیش بردند. حضرت امام مأموریت ولایت‌فقیه را خیلی بیشتر از اینها می‌دانستند و می‌فرمودند در دوران معاصر، این مستکبرین هستند که استراتژی حاکم بر جهان را تعیین می‌کنند، در حالی که باید اسلام تعیین کند. حضرت امام معتقد بودند که ما باید به دنبال حکومت جهانی اسلامی باشیم، یعنی ظرفیت جامعه شیعی و ملت ایران و در کنار آنها ظرفیت دنیای اسلام را مستعد ایجاد یک حکومت جهانی و انقلاب اسلامی را نقطه جوشش این حرکت عظیم می‌دانستند.امام در بیانیه سالروز ۱۵ خرداد می‌فرمایند: «من بار دیگر از مسئولین بالای نظام جمهوری اسلامی می‌خواهم که از هیچ کس و از هیچ چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه‌داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیزم نکشند که ما هنوز در قدم‌های اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم.»(۲)امام، زمانی که بیانیه پذیرش قطعنامه را دادند، فرمودند: «خدایا! این باب را به روی ما نبند. ما هنوز در میانه راهیم.»بنابراین اولین دستاورد این حرکت بزرگ در مرحله اول بعد از پیروزی، جمع کردن نظام سلطنتی بود که به نظرم در زمره کرامت‌های حضرت امام است؛ زیرا فرهنگ پادشاهی در کشور ما فرهنگ راسخ و ریشه‌داری بود. ما حتی امامزاده‌های خودمان را هم شاهزاده می‌نامیدیم که حاصل فرهنگ شاهنشاهی بود. امام این شجرۀ خبیثه را از ریشه در آوردند. حرکت عظیمی که حضرت امام شروع کردند، در مرحله اول پیروزی بر نظام پادشاهی و سپس مرحله تثبت نظام بود. لذا تحقق نظام مبتنی بر ولایت‌فقیه، دستاورد عظیم حرکت حضرت امام است که در ادامه تبدیل به حکمرانی اسلامی می‌شود که تأثیر آن از نگاه ایشان فراتر از مرزهاست.بعد از رحلت امام خمینی، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جایگاه ولایت‌فقیه قرار گرفتند. ارزیابی شما از نقش ایشان در ادامه نهضت امام خمینی و اهداف انقلاب چیست؟ از نگاه حضرت آقا پیروزی انقلاب اسلامی آغاز عصر جدیدی است. این انقلاب داعیه مبارزه با عصر روشنگری غرب را دارد که با صدای بلند با دین مخالفت می‌کند. بعضی‌ها می‌گویند غرب سرمایه‌داری مخالف دین نیست که البته کاملاً اشتباه می‌کنند. متاسفانه در ایران هم امثال مهندس بازرگان چنین تفکری داشتند. آقای بازرگان در کتاب«راه طی شده» می‌گوید دین همان چیزی است که الان غرب دارد به آن عمل می‌کند. حضرت آقا معتقدند عصر حاضر، عصر حاکمیت فرهنگ مادی بر جهان است و این تفکر طبیعتاً بر کشورها و فرهنگ‌های دیگر هم تأثیر می‌گذارد. از منظر حضرت آقا مسئله مستحدثه ما تمدن، عصر و دوران جدیدی با ایدئولوژی، مکتب و فلسفه‌ خاص خود است. مسئله دوران ما همان مسئله عصر روشنگری است که تمدنی مبتنی بر ایدئولوژی مادی با فلسفه‌های پشتیبان بود و بعدها با انقلاب‌های علمی و صنعتی تحقق عملی پیدا کرد. با چنین تمدنی که سایه‌اش را بر سبک زندگی انداخته است، باید مقابله‌ عملی کرد و این امر بر عهده انقلاب اسلامی است.انقلاب اسلامی جوششی عظیم از متن جامعه اسلامیِ پیرو اهل‌بیت(ع) و به تعبیر حضرت امام (ره) اسلام ناب محمدی «ص» است که علیه تمامیت مدرنیته به پا خاسته است. من تئوریزه شدن تمدن انقلاب اسلامی در سه مرحله بعدی را در بیانات حضرت امام ندیده‌ام. البته در زمان ایشان، دو مرحله محقق شدند که عبارتند از پیروزی بر نظام سلطنتی و سپس عبور انقلاب از مرزهای جغرافیایی به کل جهان و ایجاد یک نظام اسلامی. ولی ندیده‌ام که حضرت امام مراحل بعدی را تئوریزه کرده باشند؛ ولی حضرت آقا این کار را که شامل سه مرحله دولت‌سازی، جامعه اسلامی و تمدن‌سازی است، تبیین کرده‌اند. مقصود حضرت آقا از دولت‌سازی، دولت به معنی قوه مجریه نیست، بلکه مجموعه نظامی است که در آن حکمرانی اسلامی محقق شود. رهبری به الزامات این نظام اعم از نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آگاهی دارند و می‌دانند که باید نیروی انسانی متناسب با این نظام تربیت شود.بنابراین تقابل با دوران روشنگری در گرو ایجاد یک عصر جدید است. حضرت امام این عصر را که با انقلاب اسلامی شروع می‌شود و مرحله بعدی آن ساخت نظام اسلامی است، ایجاد کردند و قانون اساسی‌ای متفاوت با قانون ‌اساسی کشورهای سوسیالیستی و سرمایه‌داری را شکل دادند. رهبر انقلاب هم سه مرحله بعدی یعنی دولت‌سازی،حکمرانی اسلامی و جامعه اسلامی را که نهایتاً به تمدن اسلامی منتهی می‌شود، مدیریت کردند. یکی از خدمات حضرت آقا ایجاد زیرساخت‌های حکومت اسلامی است و ایشان در این راستا کمک شایانی به شکل‌گیری نهضت نرم‌افزاری و بحث کرسی‌های نظریه‌پردازی و علوم انسانی اسلامی کرده‌اند. یکی دیگر از خدمات حضرت آقا محافظت از انقلاب اسلامی در مقابل استحاله شدن و فاصله گرفتن از اهداف اصلی است. ایشان با تئوریزه کردن انقلاب اسلامی، آن را از افتادن در دام اشرافیت و خوی پادشاهی نجات دادند. رهبریِ چنین نظامی، نیازمند فرد توانمندی است که در این مقیاس می‌اندیشد و اراده‌ای پولادین متناسب با این مقیاس دارد.یکی از خدمات حضرت آقا محافظت از انقلاب اسلامی در مقابل استحاله شدن و فاصله گرفتن از اهداف اصلی است. ایشان با تئوریزه کردن انقلاب اسلامی، آن را از افتادن در دام اشرافیت و خوی پادشاهی نجات دادند. رهبری چنین نظامی نیازمند فرد توانمندی است که در این مقیاس می‌اندیشد و اراده‌ای پولادین متناسب با این مقیاس دارد.رهبری با ارایه مراحلی پنجگانه، انقلاب اسلامی را در مقیاس عصر جدید در مقابل عصر روشنگری قرار داده و با هوشیاری پیش برده‌اند. ایشان به‌خوبی می‌دانند که حرکت‌های بزرگ برای رسیدن به نتیجه، زمان می‌برند. به همین دلیل هم با دولت‌ها مدارا می‌کنند، زیرا می‌دانند در کنار کارهای روزمره‌ دولت‌ها، کار بزرگ‌تری به عهده انقلاب اسلامی است و این انقلاب با ظرفیتی که دارد، از این دولت‌ها عبور می‌کند.متاسفانه دولت‌ها تا کنون هم‌تراز انقلاب اسلامی نبوده و آسیب‌هایی را به انقلاب اسلامی وارد آورده‌اند. دوره سازندگی درکشور، دوره لیبرالیسم اقتصادی بود. دولت اصلاحات به سمت گسترش لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی و فرهنگی رفت و اسم این کار را اصلاحات اساسی گذاشت. اینها در همان ‌سال اولی که روی کار آمدند گفتند که قانون اساسی باید عوض و اصول غیر دموکراتیک آن حذف شوند. آنها تصور می‌کردند ظرفیت انقلاب اسلامی تمام شده است، اما پس از هشت سال شکست خوردند.بنابراین جوشش انقلاب اسلامی ارتباطی به رئیس‌جمهورها ندارد، بلکه یک حرکت عظیم الهی است که از رئیس‌جمهورها و دولت‌ها عبور می‌کند. آقا هم چندان سر به سر دولت‌ها نمی‌گذارند، چون انقلاب اسلامی ترمز آنها را کشیده است. اینها می‌خواستند انقلاب اسلامی را استحاله کنند، اما نتوانستند و انقلاب اجازه نداد دولت‌ها فرمان آن را به دست بگیرند. تقریباً هم دولت‌هایی که روی کار آمدند با سیاست‌های کلی انقلاب اسلامی همراهی نکردند و مشغول کارهای دیگری شدند، ولی نتوانستند مسیر انقلاب را تغییر بدهند و این فقط حاصل ظرفیت انقلاب اسلامی و ظرفیت رهبری بود. بنابراین رهبری با تئوریزه کردن انقلاب، آن را در مقابل چالش‌های بزرگ جهانی اعم از منافقین دنیای اسلام و کشورهای عربی و داعش و چالش‌های داخلی غرب‌گراها و منافقین حفظ کردند.پس به نظر شما ابتکار رهبری، تئوریزه کردن انقلاب به شکل منسجم در پنج مرحله است؟ادعای من این است که آقا انقلاب را به شکلی مفصل و در پنج مرحله تئوریزه کردند. حضرت امام، انقلاب اسلامی را به این شکل تئوریزه نکرده بودند. آقا با یک نگاه درجه دوم انقلاب را تئوریزه می‌کنند و می‌گویند امام انقلاب را تا اینجا آوردند و از این به بعد را ما باید جلو ببریم. ایشان در بیانیه گام دوم می‌فرمایند: «راه طی‌شده فقط قطعه‌ای از مسیر افتخارآمیز به سوی آرمان‌های بلند نظام جمهوری اسلامی است. دنباله‌ این مسیر که به گمان زیاد، به دشواریِ گذشته‌ها نیست، باید با همّت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعّالان جوان، در همه‌ میدان‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین‌المللی و نیز در عرصه‌های دین و اخلاق و معنویّت و عدالت، باید شانه‌های خود را به زیر بار مسئولیّت دهند، از تجربه‌ها و عبرت‌های گذشته بهره گیرند، نگاه انقلابی و روحیه انقلابی و عمل جهادی را به کار بندند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته‌ اسلامی بسازند.»(۳)برهمین اساس ایشان در دیدار با دانشجویان، هرجا که جوان‌ها اظهار می‌دارند که این اشکال‌ها وجود دارند، می‌فرمایند این شما هستید که باید مشکلات را حل کنید.به نظر شما در حال حاضر مهم‌ترین چالش فراروی انقلاب چیست و انقلاب باید از کدام مرحله عبور کند؟ به اعتقاد من انقلاب اسلامی باید از مرحله جنگ رسانه‌ای دشمن عبور کند. اینک مرحله تولید نباء است. ما از جنگ نظامی دشمن عبور کردیم و دشمن می‌داند که نمی‌تواند ما را با حرکت نظامی نابود کند. دشمن دو بار با ما جنگید. یک ‌بار در مقیاس منطقه، که همه کشورهای منطقه را از طریق صدام در جنگ عراق علیه ما تحریک کرد و بار دیگر از طریق داعش، جنگی جهانی را علیه ما به راه انداخت و شکست قاطع خورد. دشمنان هفت هزار میلیارد خرج کردند، ولی هر روز ضعیف‌تر شدند و ما قوی‌تر شدیم. پس ما از جنگ نظامی عبور کردیم.جنگ دوم جنگ دیپلماتیک است که از آن نیز عبور کرده‌ایم. دو دهه است که داریم مذاکره می‌کنیم و آنها نتوانسته‌اند ما را در مذاکره شکست بدهند. اگر کسی هوشیار باشد، با نگاهی به صحنه مذاکره درمی‌یابد که ما بزرگ‌ترین قدرت جهانیم. پنج قدرت برنده جنگ جهانی در یک طرف نشستند و خواستند ما را مهار دیپلماتیک کنند و نتوانستند. من تردید ندارم که ما بزرگ‌ترین قدرتیم. این قدرت بزرگ را که یک رئیس‌جمهور لیبرال نمی‌تواند نابود کند. فقط شاید بتواند پیروزی را به تأخیر بیندازد.ما در حال‌حاضر درحال عبور از مرحله جنگ اقتصادی هستیم و باید ابزارهای دشمن را کُند و سپس نابود کنیم. ما در مرحله خبرسازی نباء هستیم. به تعبیر ادبیات دینی، مرحله نباء فاسق است. در سوره حجرات در این باره بحث شده است. به نظر من، فضای مجازی محیط نجوای شیطان است. من کل رسانه‌های غرب را محیط نجوای شیطان می‌دانم. ارتباط لسانی‌ای که مدیریتش در دست آنهاست، حیطه نجوای شیطان است. آنها حتی اگر به شما هم اجازه گفتگو هم بدهند، مادامی که مدیریت و ولایت این فضا با آنهاست و دست شما نیست، محیط نجوای شیطان است.ما الان در این مرحله گرفتاریم و اگر ملت بزرگوار ما ظرفیت عبور از آن را نداشته باشد، پیروزی‌اش عقب می‌افتد. پیروزی در فضای مجازی نیازمند بلوغ فکری مردم است. مردم ایران بعد از هشت سال مذاکره به عمق سخنان رهبری پی بردند که آمریکا و اروپا قابل اعتماد نیستند و نباید به نباء فاسق و رسانه‌های جهانی گوش داد. اگر ان‌شاءالله این ظرفیت شکل بگیرد که باید از رسانه‌های جهانی عبور کرد، حرکتمان تسریع خواهد شد.به نظر شما رمز موفقیت رهبری در چیست؟من معتقدم خدای متعال ایشان را برای این مأموریت ساخته است. دوران جوانی ایشان را ببینید که چه امتحان‌های بزرگی را از سر گذراندند. مطالعات ایشان در اسلام‌شناسی یک نگاه اجتماعی است و ایشان به دنبال تحقق دین در جامعه هستند. حضرت آقا اسلام را با رویکرد اجتماعی و پژوهشی می‌فهمند و سال‌ها روی سیره اهل‌بیت (ع) کار کرده‌اند. من یک وقتی کتابی از ایشان دیدم با عنوان «بر تبعید» که روایتی است از تبعید ایشان در ایرانشهر و جیرفت. در آن کتاب آمده که ایشان در تبعید نبودند، بلکه بر تبعید بودند. ایشان یک وقتی به خرمشهر تبعید شده بودند و در آنجا سیل آمده بود. در آنجا امامت امت را به دست گرفتند و با کمک اهالی توانستند جلوی سیل را بگیرند و کمک‌های مردمی را درمیان چادرها تقسیم کنند. ایشان روزی بعد از اتمام کار، نصف شب به خانه می‌آیند و می‌بینند چند بسته غذا در خانه است. از اهالی خانه جویا می‌شوند و آنها می‌گویند اینها مال خودمان است. ایشان می‌گویند اینها مال ما نیستند. ما غذای ساده داریم. بسته‌های غذایی را بر می‌دارند و در میان چادرها تقسیم می‌کنند. پیداست که خدا چنین کسی را رهبر می‌کند. بنابراین خدای متعال ایشان را به لحاظ اندیشه‌ای و به لحاظ کارآمدی کامل کرده است.من معتقدم خدای متعال رهبر معظم انقلاب را برای این مأموریت ساخته است. دوران جوانی ایشان را ببینید که چه امتحان‌های بزرگی را از سر گذراندند. مطالعات ایشان در اسلام‌شناسی یک نگاه اجتماعی است و ایشان به دنبال تحقق دین در جامعه هستندرهبر معظم انقلاب جزو روشنفکران قبل از انقلاب به حساب می‌آیند. ایشان به یکی از روشنفکران فرموده بودند: «می‌دانید فرق ما و شما چیست؟ ما با هم وارد دوران روشنفکری شدیم، ولی ما عبور کردیم و شما ماندید.» روشنفکران به همین دلیل است که ایشان را قبول دارند و نمی‌توانند انکار کنند. به نظرم امام با هوشیاری تمام، ایشان را در سایه حفظ ‌کردند و با امتحان‌های دشواری که در موقعیت‌های مختلف از ایشان گرفتند ـ از جمله همکاری با آقای میر‌حسین موسوی که حضرت آقا به‌رغم بی‌علاقگی و صرفاً به خاطر دستور امام با او همکاری کردند ـ به توانائی‌های حضرت آقا پی بردند و ایشان را برای مسئولیت سنگین رهبری شایسته دیدند. تقوای رهبری، تقوای امام جماعت و حتی تقوای قاضی‌القضات نیست، بلکه بسیار بالاتر از اینها و تقوای متکی به خداست که موجب می‌گردد رهبری از تهدیدهای دشمن نترسد و تطمیع‌ دشمن منحرفش نکند.دربارۀ ویژگی‌های معنوی رهبر معظم انقلاب و به‌ویژه توجه‌شان به حضرت ولی‌عصر«عج» توضیح بفرمایید.رهبرمعظم انقلاب جایگاه خود را به عنوان نیابت عامه درک می‌کنند. نیابت عامه یعنی منصب منسوب به حضرت که ایشان آن را برای اداره جامعه شیعی ایجاد کردند؛ کما اینکه منصب فقاهت و مرجعیت منصبی است که به‌تدریج و با هدایت امام زمان«ع» در جامعه شیعه شکل گرفته است.از سوی دیگر حضرت آقا و امام مورد عنایت حضرت ولی عصر «عج» هستند. آیت‌‌الله مظاهری می‌فرمودند: «امام در جلسه‌ای خصوصی به اینجانب فرمودند من معتقدم که این انقلاب را‏‎ ‎‏از ابتدا تا کنون دست قدرت الهی که فوق تمام دست‌هاست به اینجا آورده است و همان‏‎ ‎‏یدالله هم این انقلاب عظیم را حفظ می‌فرماید.» حضرت آقا در یکی از خاطراتشان می‌گویند: «در یکی از سال‌ها ‎قبل از سال جدید با برخی از آقایان خدمت امام بودیم و از ایشان تقاضا کردیم‏‎ ‎‏در یکی از روزهای عید دیداری با مردم داشته باشند، اما ایشان نپذیرفتند. دو سه روز بعد از عید، ‏‎ ‎‏قلب ایشان ناراحتی پیدا کرد که فوراً رسیدگی و خطر برطرف شد. وقتی من خدمتشان‏‎ ‎‏رسیدم، به ایشان گفتم: «چقدر خوب شد شما ملاقات با مردم را قبول نکردید، چون با‏‎ ‎‏توجه به بیماری‌تان نمی‌توانستید دیدار را انجام دهید و این موضوع انعکاس بدی در دنیا پیدا می‌کرد‏.» امام فرمودند: «آن‌ طوری که من فهمیده‌ام از اول انقلاب تا حالا مثل اینکه یک‏‎ ‎‏دست غیبی ما را در همه کارها هدایت می‌کند.»روشن است کسی که به خدا توکل ‌کند، خدا از او حمایت می‌کند. من معتقدم که منصب مرجعیت و منصب ولایت یک منصب حقیقی است و در عالم حافظی دارد. مسئلۀ عدالت از جمله موضوعاتی است که همواره رهبر معظم انقلاب برآن تاکید داشته‌اند. جنابعالی راه‌های دستیابی به نقطه‌ مطلوب در این زمینه را چه می‌دانید؟ یکی از بشارت‌های مهم همه انبیا، عصر ظهور عدالت است. شما نمی‌توانید در باره عدالت مسامحه کنید و باید با تمام جدیت به دنبال تحقق عدالت باشید. ما در عدالت نیازمند نظریه جامعی هستیم. فضای این عدالت جامع، درگیری تام با مکاتب رقیب است. به همین دلیل تحقق عدالت نیازمند ساختارهای قدرت است. بدون حاکمیت و حکومت نمی‌توان عدالت اجتماعی را محقق کرد. برای تحقق عدالت، نیروی انسانی کارآمد لازم است. اینکه آقا می‌فرمایند: بعد از برقراری نظام اسلامی، باید دولت اسلامی تشکیل شود، یعنی حکمرانان باید در حکمرانی‌شان عادل باشند و عدالت ابتدا باید در خود آنان ظهور و بروز پیدا کرده باشد. در مقیاس حکمرانی، تئوری عدالت و ساختارهای مناسب و در اجرا، نیروی انسانی عادل لازم است. تحقق عدالت اسلامی نیازمند زیرساخت‌های مناسب است. یکی از این زیرساخت‌ها خود انقلاب اسلامی و دیگری نظام اسلامی و دستگاه ولایت‌فقیه است. ابتدا باید انقلاب کنید و نظام بسازید و بعد آرام آرام به سمت حکمرانی اسلامی بروید. بنابراین راه حل اساسی، تئوریزه کردن عدالت در مقیاس حکومت و حکمرانی اسلامی و سپس تربیت نیروئی است که هم عدالت را باور داشته باشد و هم خود متصف به عدالت اسلامی باشد. با این روش ساختارها اصلاح و عدالت محقق می‌شود.در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری هستیم. از نگاه شما رئیس‌جمهور تراز انقلاب اسلامی باید چه خصوصیت‌هایی داشته باشد؟اگر کاندیدایی در خود این شایستگی را نمی‌بیند و نمی‌تواند کشور را به سمت عصر ظهور ببرد، نباید نامزد انتخابات شود. این نکته‌ای است که هم رهبری و هم امام بر آن تاکید دارند. امام می‌فرمایند: «اگر مسئولان جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان«عج» نباشند، حتی اگر به مردم خدمت کنند، خائن و خطرسازند.»با توجه به اهمیت انتخابات چند نکته را یادآور می‌شوم. یکی از نکات مهم در بحث انتخابات ریاست ‌جمهوری، انتخاب فردی شایسته با مقیاس حرکت انقلاب اسلامی در مقیاس عصر ظهور است. رئیس‌جمهور باید در مقام نظر و عمل، متعهد به حرکت انقلاب اسلامی باشد و بتواند انقلاب اسلامی را در سطحی که رهبری فرمودند اداره و با گام‌هایی که در بخش سازندگی بر می‌دارد، کشور را به تمدن اسلامی نزدیک کند. نکته دیگر اینکه اگر کاندیدایی در خود این شایستگی را نمی‌بیند و نمی‌تواند کشور را به سمت عصر ظهور ببرد، نباید نامزد انتخابات شود. این نکته‌ای است که هم رهبری و هم امام بر آن تاکید دارند. امام می‌فرمایند: «اگر مسئولان جمهوری اسلامی به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان«عج» نباشند، خائن و خطرسازند حتی اگر به مردم خدمت کنند،.»نکته دیگر اینکه باید تلاش کرد تا یک رئیس‌جمهور انقلابی در تراز انقلاب اسلامی انتخاب شود که قلباً معتقد به حرکت تمدنی باشد و بسترها را برای زمینه‌های ظهور فراهم کند و در مقام عمل حقیقتاً به دنبال تحقق عدالت باشد. حضرت آقا در باره شرایط ریاست‌جمهوری می‌فرمایند: «هر کسی که به دنبال سعادت کشور است رئیس‌جمهوری را می‌خواهد که باکفایت، مدیر و مؤمن باشد که اگر بی‌ایمان بود، نمی‌شود به او اعتماد کرد. آدم بی‌ایمان، سرانجام کشور و منافع آن و مردم را می‌فروشد. پس باید باایمان، عدالت‌خواه و ضد فساد باشد. رئیس‌جمهور باید به معنای واقعی کلمه به دنبال اجرای عدالت باشد، با فساد مبارزه کند و عملکرد انقلابی و جهادی داشته باشد. با عملکرد اُتوکشیده نمی‌شود کار کرد. برای حل این همه مسائل اساسی‌‌ کشور، یک حرکت جهادی و انقلابی لازم است.»(۴)یکی از نکات مهم در بحث انتخابات ریاست ‌جمهوری، انتخاب فردی شایسته با مقیاس حرکت انقلاب اسلامی در مقیاس عصر ظهور است. رئیس‌جمهور باید در مقام نظر و عمل، متعهد به حرکت انقلاب اسلامی باشد و بتواند انقلاب اسلامی را در سطحی که رهبری فرمودند اداره و با گام‌هایی که در بخش سازندگی بر می‌دارد، کشور را به تمدن اسلامی نزدیک کند.بدیهی است که عدالت‌خواهی با درک عظمت انقلاب اسلامی و ایمان به گفتمان عصر ظهور محقق می‌شود. چنین رئیس‌جمهوری در تراز انقلاب اسلامی است. بنابراین کاندیدای ریاست جمهوری علاوه بر توانایی در اداره کشور باید به مبانی انقلاب نیز معتقد باشد و اگر این شرایط را نداشته باشد، فرد شایسته‌ای نیست.در انتخابات پیش‌‌رو، بی تردید دشمن از ابزار جنگ رسانه‌ای برای تقویت جریان‌های غرب‌گرا در داخل کشور استفاده خواهد کرد. ما از امام راحل یاد گرفته‌ایم که آمدن هر کاندیدایی که امپراتوری‌های رسانه‌ای دشمن معرفی کنند، یقیناً به نفع جبهۀ انقلاب اسلامی نخواهد بود.از نگاه شما نقش شهید سلیمانی در پیشبرد اهداف چه بود؟فتوحات اسلامی به دست سردارانی چون شهید سلیمانی واقع می‌شود که چهل سال در لبه مرگ راه رفتند و با روحیه شهادت‌طلبی، هر روز خود را در معرض خطرهای بزرگ‌تری قرار دادند. سردار سلیمانی به تعبیر رهبر بزرگوار، بارها و بارها مرگ را تجربه کرد. من که سوریه نرفته‌ام، ولی آنهایی که رفته‌اند وقتی صحنه درگیری سوریه را تعریف می‌کنند، آدم می‌فهمد استوار قدم زدن یک فرمانده بزرگ جنگ روی آن بلندی‌ها یعنی چه؟ در عرصه اقتصادی هم سردارانی از این جنس می‌توانند فتوحات بزرگ را رقم بزنند و اگر از این جنس نباشند، فتحی واقع نمی‌شود. مردم بزرگوار ایران باید بدانند همان‌طور که فتوحات نظامی به دست سرداری چون شهید سلیمانی می‌شدند، فتوحات اقتصادی هم باید به دست یک فرد انقلابی که سرش را به خدا سپرده، شهادت‌طلب، زاهد و فارغ از تعلقات دنیایی است، واقع شوند. عدالت اسلامی با دست کسی که تعلقات دنیایی داشته باشد، محقق نمی‌شود.منظور من افراد خاصی نیست، ولی این را می‌فهمم که فتوحات اسلامی حساب و کتابی دارند. کسی که به زندگی اشرافی خو گرفته، نمی‌تواند فتحی را رقم بزند. به نظر من برای ثروت مسئولین باید سقف خاصی را در نظر گرفت تا کسی که ثروتش از حدی بالاتر است، نتواند رئیس‌جمهور و وزیر و وکیل شود. معنا ندارد که چندین وزیر در دولتی؛ بالای هزار میلیارد سرمایه داشته باشند. اینها قبلاً این ثروت را نداشتند و همه را در همین دوران اسلامی جمع کردند؛ پس نباید پست بگیرند و رئیس‌جمهور مردمی بشوند که کثیری از آنها در اولیّات و بدیهیات زندگی‌شان در مانده‌اند.مشهور است که مرحوم علامه حلّی، فقیه و متکلم شیعه قرن هشتم در منزلش چاهی داشت که از آن استفاده می‌کرد، اما زمانی که ‏خواست مسائل مربوط به آب چاه ـ از جمله اینکه آیا آب چاه قبول نجاست می‏کند یا مانند آب جاری است و با ملاقات با نجاست، نجس نمی‏شود ـ را بررسی کند، اول دستور داد چاهی را که در منزل خودش بود پر کردند، سپس مشغول بررسی این مسئله شد، چون بیم از آن داشت که مبادا این موضوع در رأی و فتوای او که کاشف از حکم شارع است، تأثیر بگذارد. چطور می‌شود وزیری بالای هزار میلیارد ثروت داشته باشد و در بررسی مناسبات و مسائل وزارتخانه‌اش، ثروت خود را در نظر نگیرد؟ بدیهی است که چنین فردی نمی‌تواند به زیردستانش توجه کند.امام می‌فرمایند: « آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید ما فاتحه دولت و ملت را بخوانیم. آن روزی که رئیس جمهور ما خدای نخواسته، از آن خوی کوخ نشینی بیرون برود و به کاخ نشینی توجه بکند، آن روز است که انحطاط برای خود و برای کسانی که با او تماس دارند پیدا می‌شود.»(۵)کسی که ثروتش از حدی بالاتر است به درد مناصب حکومتی جمهوری اسلامی نمی‌خورد و به فرمایش امام نمی‌تواند حال و روز دیگران را دریابد. خاصیت اعیانیت و اشرافیت و به اصطلاح رفاه این است که خوف از دست دادن مقام و لطمه‌‏ خوردن به اشرافیت باعث می‏شود که فرد نسبت به زیر دست‏‌ها ظالم و در مقابل بالادستی‌‏ها توسری خور باشد.تحلیل شما از این جمله رهبر معظم انقلاب که: «من آینده را در همه زمینه‌ها روشن می‌بینم» چیست؟عرض کردم که امام معتقد بودند مأموریتی به این ملت سپرده شده و امتی که ۱۴۰۰ سال با بنی‌امیه و بنی‌عباس درگیری داشته، اینک دارای ظرفیتی شده‌اند. این مردم به مرحله‌ای رسیده‌اند که از منظر حضرت آقا این ظرفیت را دارند که ان‌شاء‌الله «ممهدون للمهدی» باشند. ایشان معتقدند ملتی که چنین ظرفیتی دارد با این فراز و فرودها شکست نمی‌خورد.به نظر شما مردم ایران در مقایسه با ملت‌های دیگر چگونه امتی هستند؟مردم ایران، ملت رشیدی هستند که در طی این سال‌ها واقعاً بارسنگینی را به دوش ‌کشیده و از امتحانات‌ مختلفی سربلند بیرون آمده‌اند. این مردم به تعبیر امام راحل از مردم زمان حجاز بهترند.مردم ایران، ملت رشیدی هستند که در طی این سال‌ها واقعاً بارسنگینی را به دوش ‌کشیده و از امتحانات‌ مختلفی سربلند بیرون آمده‌اند. این مردم به تعبیر امام راحل از مردم زمان حجاز بهترند. ایشان در این باره می‌فرمایند: «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله(ص) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی(ع) می‌باشند.»(۶)برخی ادعا می‌کنند که دینداری در ایران کاهش پیدا کرده، درحالی که به نظر من ضریب دینداری به‌شدت ارتقاء یافته است. شاخص‌های تعیین دینداری کدامند؟ به نظر من اصلی‌ترین شاخص این است که ملتی پرچم دفاع از مکتب حق را در دست بگیرد، پای این مکتب بایستد و زیر بار فشارهای سنگین، مقاومت کند. در روایات آمده است که معیار، همراهی با اهل‌بیت«ع» است. بنابراین اگر کسی با امیرالمومنین«ع» همراه باشد، اگر در جاهایی خطا هم بکند، مشمول عفو الهی واقع خواهد شد، ولی اگر از امیرالمومنین«ع» جدا شود، تمام عمر هم که نماز بخواند، جهنمی است. یعنی کسی که طرفدار ولی حق است، پای ولی می‌ایستد و فراز و فرود‌ها و سختی‌ها را تحمل می‌کند، مؤمن و اهل نجات است. با این شاخص، مردم ایران واقعاً مومن‌ترین مردم تاریخ نیستند؟ چهل سال است که شرق و غرب و دنیای مدرن اعم از مارکسیست‌ها و سوسیالیست‌ها و سرمایه‌داری در برابر این مردم صف کشیده‌اند و فشارهای طاقت‌فرسایی را به آنها وارد می‌کنند. تحریم‌های دشمن علیه ملت ایران در تاریخ بی‌سابقه‌ است.هفده هجده سال قبل، یکی از جامعه‌شناسان‌ دوره پهلوی در مقاله‌ای نوشت: فشارهایی که دنیای غرب در طول بیست و پنج سال بر جمهوری اسلامی آورد از کل فشارهایی که بلوک غرب در چهل سال جنگ سرد به بلوک شرق آورد، بیشترند. البته جنگ رسانه‌ای را هم باید اضافه کرد. با وجود همه این سختی‌ها ملت با قدرت تمام مقاومت کرد و پرچم مبارزه را به دست گرفت. این شاخص سنجش ایمان مردم ایران است. بدیهی است که ایمان را نمی‌توان در خلاء سنجید، بلکه ملت ایران را باید با دیگر ملت‌ها مقایسه کرد و درجۀ تقوای افراد را باید بر اساس سختی‌ها و فشارها سنجید. مقایسه تقوای افراد بر اساس فشارهای شیطان و بر اساس سر بلندی آنان در امتحان‌ات الهی است. خداوند متعال، افراد را بر اساس سعه وجودی و مقدار ظرفیتی که دارند امتحان می‌کند. صحنه امتحان دکترا، صحنه امتحان کلاس اول ابتدایی نیست.دشمنان فشار ‌آوردند تا مردم را به فساد و بی‌تقوائی بکشانند و از دین جدا سازند، اما با همه این تلاش‌ها نتوانستند به اهداف خود برسند و درحیرت مانده‌اند که چرا مردم ایران از مقاومت خسته نمی‌شوند؟! آنها هر سال فروپاشی جمهوری اسلامی را پیش‌بینی می‌کنند. «مک‌کین» سناتور آمریکایی که سال‌ها آرزو داشت سرنگونی نظام ایران را ببیند، در آستانه نوروز ۹۶ طی یک سخنرانی‌ در تالار «کندی» مجلس سنای آمریکا که میزبان کنفرانسی تحت عنوان «دولت جدید آمریکا و گزینه‌های سیاست در قبال حکومت ایران» با حضور سناتورهای ارشد و نمایندگان معارضان ایران از جمله سازمان منافقین بود، گفت به شما قول می‌دهم که روزی در میدانی در تهران خواهیم بود، اما عمرش به سر آمد و در ۲۰۱۸ از دنیا رفت و به معنای واقعی کلمه، این آرزو را به گور برد.این فضای موردنظر دشمن است. به نظر من، در این فضای فشار جوانان‌ متدین و مؤمن ایران تسلیم نخواهند شد و پرچم مقاومت را بر زمین نخواهند نهاد. حتی در بخش تقوای شخصی هم فشار دشمن خیلی بالاست، اما جوانان ایران با وجود تمام مشکلات و فشارها همچنان استوار ایستاده‌اند.به نظر شما دلیل مقاومت ملت ایران درمقابل فشارهای دشمن چیست؟ پیروی از مکتب اهل‌بیت«ع». هر بار که شیطان یک قدم آنها را عقب می‌راند، امام حسین(ع) دستشان را می‌گیرد و آنها را به سوی دین باز می‌گرداند. امام رضا «ع» فرمودند: «اى پسر شبیب! اگر برای حسین«ع» گریه کنى، به‌محض اینکه اشکت بر گونه‏‌هایت روان شود، خدا هر گناهى را که کرده‌اى، از خرد و درشت و کم و بیش می‌آمرزد.»دهه محرم که می‌آید واقعاً همه جوان‌ها پالایش می‌شوند؛ دل‌هایشان به سمت امام حسین«ع» بر می‌گردد و قلوبشان تطهیر می‌شود. ماه‌های محرم و رمضان، ماه‌های سازندگی و تقویت ملت هستند. به همین دلیل است که دشمن دائماً تلاش می‌کند تجمعات عاشورایی و معنوی و زیارت کربلا را تعطیل کند. به اسم احیای صنعت توریسم، راه سفر به کشورهای دیگر را باز می‌گذارند، اما راه کربلا را می‌بندند! در دولت کنونی سفر به ترکیه به شکل مفصلی ادامه داشت، ولی رفت و آمد به کربلا تعطیل شد. مسئول چنین رفتارهایی خود رئیس‌جمهور است. دشمن می‌داند که اربعین باید تعطیل بشود و صنعت توریسم و گردش در اروپا باید گسترش پیدا کند تا بتواند در اجرای برنامه سکولاریزاسیون در ایران موفق شود و جمهوری اسلامی با غرب ببندند و کشور به سمت توسعه مدل غربی برود. متاسفانه تفکر غرب‌باوری در این مسئولین ریشه عمیقی دارد. ما نمی‌گوییم راه ترکیه بسته بشود، ولی مردم با ضوابطی که همه کشورها دارند بروند. اما اینکه شما راه کربلا را ببندید و توریسم را به این شکل گسترش بدهید، شیطنت است.به هرحال ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که برخی به سمت زیارت امام حسین«ع» می‌روند و تربیت یافته و تبلور انسان عصر ظهور و آماده شهادتند و برخی شیفته غرب و تبلور انسان دنیای مدرن هستند. این کشکمش ایمان و کفر همواره ادامه خواهد داشت.پی‌نوشت۱.صحیفه امام خمینی؛ ج ۲۱؛ ص ۳۲۷۲.همان۳. ۲۲/۱۱/۹۷۴. ۱/۱/۱۴۰۰۵. صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۳۷۶۶. صحیفه امام ج ۲۱، ص۴۱۰ ]]> گفتگو ، گفتار Mon, 07 Jun 2021 09:22:47 GMT http://isaq.ir/vdca.on6k49n6a5k14.html رابطه جریان نفاق با جاهلیت جدید در کلام حضرت زهرا(س) http://isaq.ir/vdcj.hevfuqevasfzu.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از مهر، استاد حجت الاسلام و المسلمین پیروزمند، در بزرگداشت عظمت جایگاه حضرت فاطمه زهراء، سلام الله علیها، نکاتی بیان داشت که ارائه می گردد:حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پیروزمند، با اشاره به دوران زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) اظهار کرد: زندگی آن حضرت با وجود مصائب و مرارت‌های فراوانی که بر آن بانوی بزرگوار وارد شد، ثمرات متعددی برای آینده تاریخ مسلمین داشت، آن حضرت با مظلومیت خود، راه هدایت را برای مسلمانان در ادوار آتی فراهم کرد.استاد دانشگاه دفاع ملی ادامه داد: حضرت صدیقه طاهره (س) حجت برای همه شیعیان و بلکه بالاتر از آن بنا بر روایت امام حسن عسکری (ع) حجت بر اهل بیت (ع) است، چنانکه در حدیثی فرمود: «نَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْنا» (ما حجت‌های خدا بر شماییم و مادر ما فاطمه علیها السلام حجت خدا بر ما (اهل بیت) است»؛ بنابراین با این مقدمه می‌خواهم بگویم جایگاه حضرت زهرا (س) بسیار رفیع است حتی نزد ائمه اطهار (ع) بالاترین جایگاه را داشته و در واقع حجت بر آنان است چراکه حجت یعنی دلیل، راه، راهنما، یعنی آنچه که خدای متعال به واسطه او احتجاج می‌کند.مُهر سکوتی که امروز بر دهان برخی مؤمنین در مواجهه با فساد زده می‌شود؛ خلاف سیره فاطمی است. کسانی که اهل طاعت خداوند متعال هستند باید به این موضوع مهم مبادرت ورزند تا مبادا گناه در جامعه عادی شده و حیا و عفت عمومی خدشه دار شود.وی افزود: اگر از زاویه مذکور شخصیت آن حضرت را مورد توجه قرار دهیم نَه تنها بر مردم که بر ائمه (ع) حجت دارد، حال در این مجال بر اساس آنچه که ذکر شد می‌خواهم به فرازهایی از خطبه فدکیه که مورد قبول شیعیان و اهل سنت است اشاره کنم، این خطبه سند مورد قبولی است که دارای مضامین بلند و متنوعی بوده و در شرایط تاریخی خاصی ایراد شده است.حجت الاسلام و المسلمین پیروزمند تصریح کرد: ورود کلی خطبه طبیعتاً از توحید و خدای متعال آغاز شده، در ادامه به پیامبر اکرم (ص) و برکات بعثت آن حضرت رسیده و به بیان برخی از فروع دین می‌پردازد از جمله می‌فرماید: «و طاعتنا نظاماً للملة و امامتنا اماناً للفُرقة» (و رهبری ما را سبب ایمنی از تفرقه و پراکندگی قرار داد)، نظام در این گفتار حکایت از مجموعه‌ای منسجم و هماهنگ دارد، این توصیف نشان می‌دهد که اطاعت از اهل بیت (ع) نظام بخش و وحدت‌آفرین است؛ همچنین در ادامه به امامت و تأثیر اطاعت از امام اشاره می‌شود که این فراز از جمله فرازهایی در خطبه فدکیه به شمار می‌آید که ما را مخاطب قرار داده است.عادی سازی گناه در جامعه ترفند شیطان است / ‏بلیه‌ای‬ که جامعه اسلامی را به خطر می‌اندازداستاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: اگر امروز به این نسخه عمل کنیم انسجام امت اسلام بیشتر شده و از تفرقه جلوگیری می‌شود، همچنین حضرت در فضای دیگری از این خطبه می‌فرماید: «وَ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلِحَةً لِلْعامَّةِ» (امر به معروف مصلحت عامه است). این مهم مسأله‌ای است که امروز بیش از هر زمان به آن احتیاج داریم. مُهر سکوتی که امروز بر دهان برخی مؤمنین در مواجهه با فساد زده می‌شود خلاف سیره فاطمی است. کسانی که اهل طاعت خداوند متعال هستند باید به این موضوع مهم مبادرت ورزند تا مبادا گناه در جامعه عادی شده و حیا و عفت عمومی خدشه دار شود. عادی‌سازی گناه از ترفندهای شیطان است که اگر جامعه به این بلیه مبتلا شود با مخاطرات فراوانی مواجه خواهد شد.حجت الاسلام و المسلمین پیروزمند با بیان اینکه صدیقه طاهره (س) در خطبه فدکیه خطاب به مردم حاضر در آن جمع نکات جالب توجهی را متذکر می‌شود، افزود: برای مثال حضرت زهرا (س) می‌فرماید: شما تهیدست بودید و زیر دست و پاها له می‌شدید اما خداوند به واسطه پیامبر (ص) شما را نجات داد، حضرت در ادامه به برکات حضور و اوصاف حضرت امیر (ع) در دوره حیات پیامبر (ص) و پس از آن می‌پردازد و در شرح و توصیف شرایط آن مقطع می‌فرماید: «آگاه باشید می‌‏بینم که به تن آسایی جاودانه دل داده، و کسی را که سزاوار زمامداری بود را دور ساخته‌اید، با راحت‌‏طلبی خلوت کرده، و از تنگنای زندگی به فراخنای آن رسیده‌اید، در اثر آن آنچه را حفظ کرده بودید را از دهان بیرون ریختید، و آنچه را فروبرده بودید را بازگرداندند، پس بدانید اگر شما و هرکه در زمین است کافر شوید، خدای بزرگ از همگان بی‌نیاز و ستوده است. آگاه باشید آنچه گفتم با شناخت کاملم بود، به سستی پدید آمده در اخلاق شما، و بی وفایی و نیرنگ ایجاد شده در قلوب شما، و لیکن اینها جوشش دل اندوهگین، و بیرون ریختن خشم و غضب است، و آنچه قابل تحمّلم نیست، و جوشش سینه‌ام و بیان دلیل و برهان، پس خلافت را بگیرید، ولی بدانید که پشت این شتر خلافت زخم است، و پای آن سوراخ و تاول‏‌دار، عار و ننگش باقی و نشان از غضب خدا و ننگ ابدی دارد، و به آتش شعله‌‏ور خدا که بر قلب‌ها احاطه می‌‏یابد متصل است. آنچه می‌‏کنید در برابر چشم بینای خداوند قرار داشته، و آنان که ستم کردند به زودی می‌‏دانند که به کدام بازگشتگاهی بازخواهند گشت، و من دختر کسی هستم که شما را از عذاب دردناک الهی که در پیش دارید خبر داد، پس هرچه خواهید بکنید و ما هم کار خود را می‏‌کنیم، و شما منتظر بمانید و ما هم در انتظار بسر می‌‏بریم».بسیاری از آنچه که در خطبه فدکیه مطرح شده مسائل امروز ماستعضو هیات علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم ادامه داد: حضرت زهرا (س) با توصیف این وقایع در واقع در نقش حجت الهی خطبه‌ای به بلندای تاریخ ایراد فرمودند، اشاره به قرآن کردند و نفاقی که میان مسلمین موج می‌زد و همچنین بی اعتنایی مردم به حضرت امیر (ع) را مورد توجه قرار دادند. امروز نیز حضرت برای ما حجت است، بسیاری از آنچه که در خطبه فدکیه مطرح شده مسائل امروز ماست، اگر بخواهیم آن زمان را دوره فعلی ولو با فاصله‌ای که وجود دارد بررسی و شبیه سازی کنیم باید گفت دوران قبل از انقلاب به گونه‌ای با دوره جاهلیت شباهت دارد و پس از انقلاب اسلامی به دوران شکل‌گیری حکومت اسلامی و حضور پیامبر اکرم (ص) در جامعه شباهت دارد.انقلاب اسلامی تحول تاریخی بود که در پی اعتراض مردم به نظام حاکم با رهبری امام (ره) شکل گرفت، مردم راضی به اراده الهی بودند و تحول تاریخی این چنین شکل گرفت. مردم ما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، استقلال نداشتند، هویتشان منکوب شده بود و مظاهر شریعت و توحید در جامعه به حداقل رسیده بود، اما به برکت امام خمینی (ره) آنچه که در بطن جامعه اسلامی بود و صدها سال در این جامعه ریشه دوانده بود اما به سبب شرایط به حاشیه رانده شده بود به منصه ظهوری دوباره رسید. انقلاب اسلامی تحول تاریخی بود که در پی اعتراض مردم به نظام حاکم با رهبری امام (ره) شکل گرفت، مردم راضی به اراده الهی بودند و تحول تاریخی این چنین شکل گرفت.وی گفت: اکنون چهار دهه از انقلاب اسلامی می‌گذرد و وارد گام دوم انقلاب اسلامی شده‌ایم؛ قطعاً بزرگترین درس برای امروز ما سخنان و توجهی است که حضرت فاطمه (س) مطرح کردند، حضرت زهرا (س) آسیب‌شناسی کردند که اگر به امر به معروف، نماز، زکات، حج، ولایت بی‌توجهی کنیم جامعه وارد گرداب می‌شود. نکته دیگر اینکه صدیقه طاهره (س) با جریان نفاق به مقابله پرداخت، امروز ما نیز باید غیرت دینی خود را بیدار نگاه داشته و با این دورویی و نفاق که ثمره بی‌توجهی به موارد فوق و نفوذ دشمن است مبارزه کنیم.‌هنر جریان نفاق آن است که نظام ارزشی جامعه را دچار انحراف می‌کندحجت الاسلام و المسلمین پیروزمند در پایان اظهار کرد: هنر در جریان نفاق این است که نظام ارزشی جامعه را دچار انحراف و ارتجاع می‌کند به گونه‌ای که در آن مقطع تاریخی با وجود تسلط فرهنگ نبوی توانست اکثریت جامعه را نسبت به توصیه‌های پیامبر (ص) در استمرار بعثت مورد تردید و انحراف قرار دهد و جاهلیت نوینی را بر جامعه آن زمان مسلط سازد. این مخاطره برای جمهوری اسلامی نیز وجود دارد از این رو شناخت تحرکات جریان نفاق برای ارتجاع در قالب تولد جاهلیت جدید، تحت تأثیر فرهنگ منحط غربی، بسیار مهم است.پیام‌های خطبه فدکیه برای همه‌ی زمان‌ها است، همه‌ی اهل بیت (ع) این پیام را گرفته‌اند، همان‌طور که امام حسن عسکری (ع) فرمود: «نحْنُ حُجَجُ اللَّهِ عَلی خَلْقِهِ وَ جَدَّتُنا فاطِمَةُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْنا» ما حجّت‌های خدا بر مردم هستیم و مادر ما فاطمه حجّت خدا بر ما است. بر همه شیعیان و دوستداران اهل بیت (ع) و دلسوزان جامعه اسلامی لازم است خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) که دارای ابعاد گوناگونی از جمله، دشمن شناسی و حمایت از ولایت و مقام امامت می‌باشد را مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار دهند. ]]> گفتگو ، گفتار Sun, 17 Jan 2021 10:41:08 GMT http://isaq.ir/vdcj.hevfuqevasfzu.html مقیاس عمل مجلس شورای اسلامی باید تمدنی باشد http://isaq.ir/vdci.3azct1azqbc2t.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله میرباقری در دیدار با دکتر محسن زنگنه نماینده مجلس و رئیس فراکسیون «بیانیه گام دوم» نکاتی مطرح کرد که گزارشی از آن در متن ذیل ارائه می گردد:                                                    ***ریاست فرهنگستان علوم اسلامی در مورد جایگاه مجلس در نظام اسلامی و لزوم نگاه این نهاد به نیروی های کارآمد جوان بیان داشت:« ظرفیتی در انقلاب ایجاد شده که با آن می توان انقلاب را ادامه داد. جوان نخبه انقلابی با روحیه جهادی و تخصص خوب ظرفیت ماست. در مجلس هم این روحیه هست. مجلس تراز انقلاب، مجلس تراز تمدن اسلامی است. یعنی در این تراز بیاندیشد و این اندیشه ها را برای حرکت جامعه، ریل گزاری کند. تلقی این است که مقیاس عمل مجلس باید در مقیاس تمدن سازی باشد؛ به تعبیری در مقیاس «بیانیه گام دوم» باشد.»استاد حوزه علمیه قم در ادامه با توجه به قرائت های مختلف از بیانیه گام دوم با تقسیم بندی این قرائت ها افزود:« بیانیه گام دوم را یکسان تحلیل نمی کنند و جریان های مختلف نگاه های مختلف دارند. مجلس باید نسبت کار خودش با تمدن سازی را تبیین کند و از روزمرگی نجات پیدا کند. سه رویکرد مدرنیزاسیون، مدرنیته اسلامی و رویکرد تمدن اسلامی، سه نوع ماموریت برای کل نظام و از جمله مجلس قائلند.در رویکرد اول مجلس به سمت عرفی شدن و به سمت تمدن مدرن حرکت خواهد کرد و باید موانع فرهنگی در مسیر غربی شدن را رفع کند. در رویکرد دوم به دنبال اسلامی کردن مدرنیته است و وضعیت ساختاری مجلس را فعلاً در همین حد می بینم. در ساختار مجلس ما، قوانین «عرفی» تدوین می شوند و سپس توسط شورای نگهبان کنترل می شوند؛ آنهم اگر مجلسی در تراز قانون اسلاسی باشد؛ نهایتاً با تطبیق قوانینی که تابع علم مدرن است؛ نکته دیگر آنکه شورای نگهبان صرفاً خروجی را کنترل می کند. این مدل «مدرنتیه اسلامی» است. همین هم چالشی خاصی دارد که چون ادبیات انقلاب با دنیای امروز در تعارض است. تقابل با لیبرال دموکراسی هم ایجاد بحران کرده است.»آیت الله میرباقری با توجه دادن مجلس برای حرکت به سمت تمدن اسلامی، تاکید کرد:« اگر مجلس بخواهد به سمت تمدن اسلامی حرکت کند باید کار به گونه ای باشد که فقه در فرایند تصمیم گیری حضور داشته باشد، نه اینکه صرفاً در خروجی اثر بگذارد. قوانین، عرفی تدوین می شوند و صرفاً فقها در تطابق با شرع نظر می دهند و آخر هم به مجمع تشخیص می رود و نهایت قانون عرفی تدوین می شود.؛ به بیانی دیگر مدرنیزاسیونی می شود که مهر شرع می خورد! به قول آن شخص، ولایت فقیه کاتالیروز عرفی سازی حکومت می شود! »ریاست فرهنگستان علوم اسلامی در مورد فراکسیون «بیانیه گام دوم» و روال اثرگذاری آن نیز نکاتی ارائه کرد: «نسبت بین فقه و تقینین از مشروطه بوده و الان هم محل بحث جدی است. و از مسائل مهم آن است که آیا حضور فقه در تقنین حداقلی است یا حداکثری؟! لذا بیانیه گام دوم و ماموریت انقلاب اسلامی با رویکرد های مختلف دیده بشود و جمعی که در این مسیر هستند، در این سطح بیانیه را فهم و تحلیل کرده و رویکرد فائق را انتخاب کنند.لذا در مقیاس عمل مجلس باید گفتمان سازی انجام شود. عمل مجلس باید با این گفتمان سازی متفاوت شود، برای تنظیم قوانین در جهت رسیدن به تمدن اسلامی و حتی در کوتاه مدت هم نگاه مجلس عوض شود و الزامات تمدنی آن لحاظ شود. ظرفیت این مجلس هم این هست، لذا فراکسیون باید بیانیه گام دوم را متناسب با فضای مجلس الان تطبیق بدهد و گفتمان سازی خاص آن انجام شود. در این مساله هم برای کوتاه مدت و هم دراز مدت برنامه ریزی شود.»آیت الله میرباقری با ترسیم دو فرایند کوتاه مدت و بلند مدت برای حرکت به سمت مجلس تراز بیان داشت:« فرآیند کار باید به گونه ای باشد که در دراز مدت مجلس به سمت تغییر روال تقنین برای رسیدن به قوانین متناسب با تمدن اسلامی ، حرکت کند. برخی قوانین کلان ما که از گذشته مانده است، اصلاً متناسب با ریل گذاری تمدنی نیست. این می طلبد که رابطه مجلس با حوزه جدی تر شود. کاری که الان مرکز پژوهش ها انجام می دهد در این سطح نیست. چنانچه بین مرکز پژوهش های مجلس و مجموعه های آتش به اختیار ارتباط برقرار شود، اتفاقات خوبی رقم خواهد خورد. در کوتاه مدت هم گلوگاه های کلان، با طرح ها و تخمینی و ظرفیت هایی که در نظام هست، مانند همین آتش به اختیارها برنامه های کنترلی تدوین شود.» در پایان استاد میرباقری به رابطه دولت و مجلس اشاره کرد و چگونگی اثر هدفتمد مجلس برای ارتقای دولت را تشریح نمود:« اگر مجلس سطح خود را بالاتر ببرد و در مقیاس تمدنی قرار دهد. یعنی نقد متفاوتی به دولت انجام شود، دولت نیز در تراز تمدنی قرار خواهد گرفت؛ فرضاً مجلس قرار دادن بودجه برای ۲۰۳۰ را نقد کرد، اما در مورد ورود ۱۴ میلیون دانش آموز در فضای مجازی چه کاری کرد؟ به صرف ایجاد یک پلتفرم که نباید بسنده میشد!! بررسی شود مقدار ورود دانش آموزان به فضای مجازی در یک سال گذشته چقد بوده و چه آثاری داشته است! اینکه خیلی بدتر از ۲۰۳۰ بود! چرا مجلس کاری نکرد؟ چرا آموزش و پرورش تسلیم این تصمیم شد؟ نظارت مجلس باید تمدنی باشد، آنجا که رفتار از تراز تمدنی خارج شود باید استیضاح و برکناری اتفاق بیافتد! نقدهای مجلس به دولت، هیچ وقت در تراز تمدنی نبوده است! وقتی گفتمان تمدنی نیست، همین اتفاق می افتد. اگر مجلس می خواهد متناسب با گام دوم کار کند، باید ماموریت خود را هم در تقنین، هم در مسائل جاری و هم در نظارت ارتقاء ببخشد، چرا که اگر سطح مسائل و درک از درگیری درست ایجاد شود، اولویت بندی های مجلس هم تغییر می کند.» ]]> گفتگو ، گفتار Sun, 17 Jan 2021 09:56:34 GMT http://isaq.ir/vdci.3azct1azqbc2t.html شورای عالی احساس نمی‌کند ما در جبهه هستیم http://isaq.ir/vdcg.y9qrak9qtpr4a.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از رسا، استاد عبدالعلی رضایی در مورد جایگاه شورای عالی انقلاب فرهنگی نکاتی را در گفتگویی بیان داشت که شرح آن ارائه می گردد: ـ علت تأسیس این شورا چه بود؟بعد از انقلاب توجه جدی نسبت به فرهنگ پیدا شد به نوعی که اگر ما فرهنگ عمومی و خصوصی خود را پس از انقلاب منقلب نکنیم، انقلاب ما تفاوتی با زمان طاغوت ندارد. امام(ره) با تأسیس این شورا  قصد داشت انقلاب را دچار یک انقلاب فرهنگی در سطوح عمومی، خصوصی و حکومتی بکند.با توجه به گستره‌ای که فرهنگ در جامعه دارد و نقطه ثقل تحولات است، باید عوامل، متغیرها و ارکان شناسایی شوند و ارتباط بین آنها معین گردد تا هندسه کار روشن شود؛ این یعنی مهندسی فرهنگی که نسبت سنجی بین اینها در دست شورای عالی انقلاب فرهنگی است.این شورای عالی انقلاب فرهنگی است که باید اولویت بین مسائل را بفهمد و به صورت اهم فالاهم در دستور کار قرار دهد تا مهندسی فرهنگ صورت پذیرد.ـ آیا تاکنون چنین سندی تصویب شده است؟این سند حدود هشت سال طول کشید تا در اواخر دولت دهم تصویب شد. پس از اینکه تصویب شد و در دسترس ابلاغ بود، دولت تغییر کرد لذا اجرا نشد؛ یعنی مسئولین کشور این را عملی نکردند؛ زیرا مسئولین کشور، هنوز دیدگاه واحدی در رابطه با نقشه مهندسی فرهنگ ندارند. ـ خب همانطور که می‌دانید، رئیس جمهور رئیس شورا هم هست؛ آیا طبق گفته خودتان این یک تهدید به شمار نمی‌رود؟ببینید؛ در ابتدای این دولت نسبت به کل سند ایراداتی گرفته شد، ولی وقتی دیدند این سند حاصل تفکر نخبگانی جامعه است و نمی‌توانند به این راحتی آن را رد کنند، کار را به تعلیق انداختند.یک ایرادی که دولت در کار شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفت این بود که مگر شأنیت این شورا قانونگذاری است و مصوباتش قانون است که لازم الاجرا باشد؟ رهبری بارها این را جواب داده‌اند که مگر مصوبات دولت که بر وزارتخانه‌ها لازم الاجراست، قانون است و کسی می‌گوید دولت قانون گذاری کرده!؟ـ نقش اعضای حقیقی در این میان چه بود؟ با این تعابیر که صرفا این اشخاص صوری هستند.شورای عالی انقلاب فرهنگی مشکلات متعددی دارد ولی یکسری از آنها ساختاری است. یکی از آن ایرادات این است که اعضای حقیقی و حقوقی این شورا، باید روی موضوع فرهنگ متمرکز شوند ولی ما می‌بینیم که چند هفته یک‌بار و ماهی یک بار جلسه‌هایشان برگزار می‌شد و در این دولت فاصله بین جلسات زیاد شده است. اعضای این شورا ابوالمشاغل‌اند و آن‌گونه که باید در این شورا تمرکز ندارند؛ بعضی از رؤسا هم که خودشان حضور پیدا نمی‌کنند و نماینده می‌فرستند در نتیجه، این عدم تمرکز و حضور نداشتن موجب وضعیت فعلی می‌شود.مشکل دیگری که مترتب ساختار است، سوگیری‌های جناحی است که در مباحث فرهنگی ورود پیدا می‌کند و باید جلویش گرفته شود. ساختار طوری است که وقتی دولتی با سند مصوب شده در دولت قبل مخالف باشد، آن را اجرا نمی‌کند. وقتی قدرت اجرا و عمل دست دولت‌ها و رئیس شورا است، هر چقدر هم اعضای حقیقی تلاش کنند مسیری را به تعیین کنند، به بن‌بست می‌رسد.ـ آیا همین فشل بودن است که موجب شد رهبری فرمان آتش به اختیار را صادر کند؟مدیریت از مردم سلب شده و دست دولت است؛ موانع این مسیر نیز فقط با دستان دولت است که برطرف می‌شود لذا دولت باید حداقل کاری که می‌کند، این معضلات و موانع را از سر راه بردارد.اگر ما یک هرم بکشیم، در رأس این هرم دولت قرار دارد، یک طرف جامعۀ نخبگان و یک طرف مردم عادی هستند. ایرادی که به دولت گرفته می‌شود این است که نتوانست نخبگان را همراه کند و از آنها بهره بگیرد تا بتواند مردم را نیز به حرکت درآورد.الان وضعیت ما وضعیت جنگ است و معضلی که ما در این شورا داریم، عدم رصد لحظه‌ای مشکلات فرهنگی است. این امکانات وجود دارد ولی در عمل رصدی که باید از میدان فرهنگی باشد، صورت نمی‌گیرد و بنابراین، خیلی از بحث‌های شورا جنبه نظری یافته که به عمل نمی‌رسد.بنابراین باید حاکمیت فکری به حال اجرای این سندها بکند. مگر می‌شود سران سه قوا در جلسه‌ای طرحی را تصویب کنند و آن اجرا نشود!؟ در اینجا سران سه قوا و مسئولان باید پاسخگو باشند که چرا این طرح‌ها به درستی تصویب نشده و به درستی اجرا نمی‌شود؛ این جا یک مطالبه در سطح سران سه قوا باید شکل بگیرد. ـ به نظر شما باید چه کرد؟رهبری فرمودند شورای عالی انقلاب فرهنگی باید به یک قرارگاه تبدیل شود زیرا این قرارگاه است که امر صادر می‌کند، برای حمله، برخورد، فرهنگ‌سازی و... فرمان می‌دهد.ـ این قرارگاه به کجا رسیده؟اصلاً قرارگاه تشکیل نشده که بخواهد به جایی برسد! شما در زمین درگیری هستید؛ باید دیده‌بان داشته باشید که میدان را رصد کند و مشکلات را ببیند. اصلا ما چنین چیزی را در این شورا نداریم.در میدان جنگ ما نیاز به شناسایی داریم، نیاز به شورای تصمیم گیری داریم که مشکلات را آنالیز و تجزیه تحلیل کند؛ سپس فرمان را به نیروهای هوایی، زمینی و دریایی صادر کند تا حرکت کنند و به بهترین نحو دشمن را شکست دهند. اصلاً این شورا نگاهش به وضعیت فرهنگی کشور، نگاه جنگی نیست؛ احساس نمی‌کند ما در جبهه هستیم و لحظه‌به‌لحظه تلفات می‌دهیم.چگونه در کرونا لحظه به لحظه آمار می‌دهیم و حواسمان هست که حتی یک نفر هم از بین نرود؟! ما در کرونای فرهنگی باید حواسمان را جمع کنیم؛ انگار نه انگار که ما دچار مشکلات فرهنگی هستیم و لحظه‌به‌لحظه بر آمار تلفات فرهنگی افزوده می‌شود.این ساختار شورای عالی انقلاب فرهنگی نیاز به خانه‌تکانی دارد؛ هم از لحاظ عناصر، هم از لحاظ کارکرد و هم از لحاظ پاسخگو بودن آنها نسبت به وضعیت فرهنگی کشور و متأسفانه این شورا با فعالیت‌های اشتباهش از صحنه اجتماع دور افتاده است.ـ دبیرخانه‌های مرتبط و شوراهای متصل با دبیرخانه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟دبیرخانه باید منعکس کننده نظرات شورا باشد ولی اکنون می‌بینیم دبیرخانه‌ها مستقل شده‌اند و در جای شورا نشسته‌اند. دبیرخانه‌ها باید زمینه نیازهایی که شورای عالی دارد را تأمین کند نه اینکه خودش قانونگذاری کند. رهبری فرمودند دبیرخانه باید کوچک و چابک باشد ولی اکنون دبیرخانه‌ها به جاهایی تبدیل شده‌اند که نیروها کارمندی می‌آیند و می‌روند، بودجه‌هایی که باید در فرهنگ خرج شود خرج کارمندان و سیستم اداری می‌شود.بحث دیگر شوراهای وابسته به شورای عالی است که اینها ارتباط‌شان خیلی شفاف نیست؛ تصمیماتی که گرفته می‌شود خروجی ندارد.شورای حوزوی باید نظر خود را از دید حوزه درباره مسائل و مشکلات فرهنگی ارائه دهد و اگر این نظرات بازخوردی تا ۱۵ روز نداشت، لازم الاجرا است و دبیرخانه‌ها باید آن را پیگیری و اجرا کند. علت اصلی این مشکلات این است که اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی اولویت‌شان مباحث شورا نیست.اکنون بیش از چند هزار طرح در دبیرخانه‌ها مانده و خاک می‌خورد؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی باید چکیده و عصاره فرهنگی یک ملت باشد ولی این در شورای فعلی ضعیف است. ـ در پایان اگر نکته‌ای دارید بفرمایید.رهبری فرمود برخی گزارش‌های خوبی را در بهترین کاغذها چاپ می‌کنند و ارائه می‌دهند ولی در صحنه عمل، چیزی دیگری به چشم می‌خورد. وقتی وضع بد فرهنگ جامعه را می‌بینیم، در می‌یابیم نهاد کار خودش را به درستی انجام نداده است.با ان وضعیت کار شورا صرفاً حالت نظری پیدا می‌کند و اعضا بدون نظارت و پیگیری خاصی صرفاً دور هم جمع می‌شوند و شورا نمی‌تواند بازوی خوبی برای ولی فقیه باشد.باید در سالگرد تأسیس، شورای عالی خودش را ارزیابی کند و اگر خطایی انجام داده، پاسخگو باشد. باید روشن شود چه کسی در این معضل فرهنگی دست داشته و پاسخ دهد ولی ما می‌بینیم همه به صورت قهرمان از این مجال خارج می‌شوند و در نهایت می‌گویند نگذاشتند ما کارمان را انجام دهیم.موفقیت‌های فرهنگی به خاطر نیروهای فرهنگی است نه شورای عالی انقلاب فرهنگی؛ان‌شالله مسئولین یک بازیابی و بازشناسی در رفتارشان داشته باشند زیرا فرهنگ، اساس جامعه و مایه پویایی جامعه است. ما قوای فرهنگی خوبی درون کشور داریم و همانطور که امام خمینی(ره) فرمودند، اگر انفجاری در ملت صورت بگیرد، به این علت که این مردم انقلابی‌اند نه اثری از انقلاب باقی خواهد ماند و نه از شما مسئولین.ما نیروهای خوبی در عرصه فرهنگی داریم که باید از آنها در جایگاه خودشان استفاده کنیم؛ من نمی‌خواهم عرصه فرهنگی را بد جلوه دهم ولی خوبی‌ها و پیشرفت‌هایی که در عرصه فرهنگی داشتیم، کار شورای عالی انقلاب فرهنگی نبوده و نیروهای فرهنگی و نیروهای جهادی پای کار بودند که این موفقیت‌ها رقم خورده است. ]]> گفتگو ، گفتار Wed, 16 Dec 2020 07:52:06 GMT http://isaq.ir/vdcg.y9qrak9qtpr4a.html