فرهنگستان علوم اسلامی قم - آخرين عناوين رویداد :: نسخه کامل http://isaq.ir/news Sat, 21 May 2022 10:27:19 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaq.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم http://isaq.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام فرهنگستان علوم اسلامی قم آزاد است. Sat, 21 May 2022 10:27:19 GMT رویداد 60 هفته بزرگداشت جهاد علمی استاد حسینی http://isaq.ir/vdci.uazct1ar5bc2t.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به مناسب سالگرد ارتحال علامه سید منیرالدین حسینی، سلسله نشست هایی برگزار گردید که گزارش روز دوم این بزرگداشت ارائه می گردد: آقای اسماعیل پرورموضوع: احکام حکومتی از منظر استاد حسینییکی از واژه هایی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جامعه ما رواج یافت واژه « احکام حکومتی» است. احکام حکومتی در یک نگاه اجمالی به مجموعه دستوراتی گفته می شود که حاکم اسلامی برای حل و فصل مسایل اجتماعی صادر می کند، ولی معنای تفصیلی این واژه و ماهیت واقعی آن نیاز به بحث و بررسی بیشتری دارد، چون صاحب نظران فقه و اصول در باره آن دچار اختلاف شده اند. بخشی از این اختلافات، در تعاریف متعددی که از احکام حکومتی ارایه شده است به وضوح قابل مشاهده است.در این گفتار کوتاه با اشاره به تعاریف مختلفی که از احکام حکومتی شده تلاش خواهیم کرد تا ابعاد و جوانب این مسئله را تبیین کرده و دیدگاه مرحوم علامه حسینی را نیز در این باره بازگو نماییم.احکام حکومتی، احکام منطقه الفراغ استشهید محمد باقر صدر معتقد است که احکام حکومتی همان احکامی است که حاکم اسلامی برای اداره امور منطقه الفراغ جعل می کند.احکام حکومتی، احکام ثانویه استبرخی صاحب نظران مدعی اند که احکام حکومتی همان احکامی است که در شرایط غیر عادی برای حل و فصل مسایل اجتماعی صادر می شود. این احکام به عنوان احکام ثانویه شناخته می شوند و تا هنگامی که شرایط اجتماعی به حال اولیه بازنگردد معتبر هستند.احکام حکومتی، احکام اجرایی استگروهی از اندیشمندان معتقدند احکام حکومتی به آن دسته از تدابیر و فرمان هایی گفته می شود که حاکم اسلامی در راستای اجرا و تحقق احکام دین صادر می کند. مثلا برای برگزاری هر چه باشکوه تر نماز در جامعه، حاکم اسلامی دستوراتی می دهد و برنامه هایی را اجرا می کند. این دستورات و برنامه ها که در طول احکام دین هستند، احکام حکومتی نامیده می شوند.احکام حکومتی، احکام مبتنی بر مصلحت استحاکم اسلامی در هر زمان می تواند آنچه را که به مصلحت جامعه تشخیص می دهد در قالب برخی از دستورات یا قوانین به مردم ابلاغ کند. این دستورات یا قوانین که در راستای تامین مصلحت جامعه هستند، احکام حکومتی نامیده می شوند.احکام حکومتی، احکام سرپرستی تکامل استمرحوم علامه حسینی از احکام حکومتی به عنوان احکام سرپرستی تکامل یاد می کنند. ایشان معتقدند که جامعه همواره در حال تغییر و نو شدن است و همه ابعاد و ارکان آن از یک وضعیت ساده به یک وضعیت پیچیده تر تکامل می یابد. به گونه ای که باید گفت توسعه و تکامل در زندگی اجتماعی، حتمی و اجتناب ناپذیر است. اما در این میان آنچه که مهم است این که سرپرستی تکامل به دست چه کسی باشد و مدیریت تغییر و تحولات اجتماعی چگونه رقم بخورد. چون هر چند که اصل تکامل اجتناب ناپذیر است، ولی جهت گیری تکامل و سمت و سوی کلی تغییرات اجتماعی به دست رهبران جامعه رقم می خورد و می تواند دو جهت مادی یا الهی داشته باشد. بر این اساس احکام حکومتی در جامعه اسلامی، مجموعه تدابیر و برنامه هایی است که به منظور هدایت تغییر و تحولات اجتماعی در راستای اهداف دینی صورت می گیرد. یعنی احکام حکومتی در جامعه دینی، نقطه مقابل سیاست های کلانی است که در جوامع مادی برای سوق دادن امور به سمت ارزش های مادی صورت می گیرد. حجة الاسلام متقیان تبریزیموضوع: فقه حکومتی از منظر استاد حسینیطرح نظریه فقه حکومتی استاد حسینی، نیاز به مقدمه ای دارد و آن هم، چالشها و مسائل تئوریکی است که فراروی حوزه علمیه قرار گرفته است: چالش رابطه فقه و علوم انسانی یا همان چالش حجیت و گزاره های توصیفی. چالش رابطه فقه و اخلاق یا چالش رابطه اخلاق و قانون. ایده های متعددی در حل این چالشها و تبیین مسائل مطرح شده است، مانند: ایده فقه الأخلاق که به دنبال به کارگیری روش استنباط در حوزه منابع اخلاقی دین و مواجهه اجتهادی با این منابع جهت توسعه منابع مورد نیاز برای تفقه است. یا ایده ای که معنای حجیت را تحول بخشیده و آن را به گونه ای تفسیر می نماید که شامل گزاره های توصیفی و واقعی شود. اما ایده استاد حسینی که همان نظریه فقه حکومتی است، خلاصه اش چنین است:الف) درک ضرورتی که ایجاد شده و نیاز به توسعه منابع دین دارد، درک درستی است. در مقام تفقه حکومتی، نمی توان به فقه بالمعنی الأخص اکتفا کرد و باید همه گزاره های دین یعنی گزاره های ارزشی-اخلاقی، توصیفی-حکمی، تکلیفی-تجویزی به عنوان منبع تفقه در نظر گرفته شود. به عبارت دیگر، منبع فقه حکومتی «مکتب» به معنای کامل آن است. ب) استاد حسینی، علاوه بر توجه به توسعه منابع فقه، به روش تفقه نیز نظر داشته اند. به اعتقاد ایشان، همانطورکه در فقه خاص، برخی قواعد مانند لاضرر یا لاحرج، حاکم بر سایر فروعات تکلیفی است، در نسبت و رابطه میان گزاره های سه گانه مذکور نیز باید به تفاوت منزلت میان گزاره ها و قواعد توجه نمود. یعنی اینگونه نیست که همه گزاره ها دارای منزلت واحدی باشند بلکه دسته ای از گزاره ها اصلی و سایر گزاره ها فرعی و تابع آنها هستند. ایشان این رابطه را به صورت منطقی، تفصیل داده اند. ج) مقتضای چنین روش استنباطی که شامل همه گزاره های وحیانی بوده و نسبت خاصی میان گزاره ها را در نظر دارد، برخورداری از اصول فقه حکومتی است که بالتبع متکاملتر از اصول فقه موجود است. ایشان، علاوه بر ارائه روش مذکور، به «اصول فقه حکومتی» نیز توجه نموده و در سلسله مباحثی تحت عنوان «فلسفه اصول»، زیرساخت آن نظام اصولی را نظریه پردازی کردند. د) آیا فقیه فقه حکومتی، با اکتفاء به منابع وحیانی، امور حکومتی را اداره نماید؟ از نظر استاد حسینی، او علاوه بر معارف وحیانی یا ادراکات نقلی، نیاز به دو دسته دیگر از ادراکات دارد: ادراکات عقلی-فلسفی، اطلاعات علمی-تجربی. این دو دسته دیگر نیز جزو منابع تفقه حکومتی است. پس از ترکیب گزاره های نقلی، ادراک نقلی یا فقهی به دست می آید و این ادراک در نسبت با دو دسته دیگر از ادراکات و اطلاعات، ترکیب جدیدی از اندیشه را در اختیار میگذارد که از آن به «فقه حکومتی» تعبیر می شود. به عبارت دیگر، فقه حکومتی از نسبت میان سه دسته ادراکات متولد می شود. ه) شاید این سؤال مطرح شود که: آیا با این ایده، منابع وحیانی، تابع عقلیات و تجربیات نمی شود؟ در پاسخ باید به این دو نکته توجه نمود: الف) قطعاً فقه بالمعنی الأعم (ادراکات نقلی) اصالت دارد و پایگاه مشروعیت و حجیت تصمیمات حکومتی این بخش از معارف است. ب) قطعاً نمی توان بدون برخورداری از تجربیات و ادراکات عقلی، موضوعات اجتماعی و حکومتی را مدیریت نمود. نتیجه آنکه: استاد حسینی با اصل قرار دادن فقه بالمعنی الأعم/ ادراکات نقلی، به ادراکات دیگر نیز توجه می کند و از آنها استفاده می کند. چگونگی رابطه میان این سه دسته از ادراکات، در «روش تحقیقاتی» ایشان طرح گردیده است که باید در مقام دیگری به تفصیل بیان گردد. حجة الاسلام کربلاییموضوع: شبکه اسلامی علمی در اندیشه استاد حسینیمسأله:از منظر مرحوم استاد حسیتی به دلیل تأثیر اختیار انسان در فرآیند اندیشیدن، نیاز به تئوری جامعی هستیم که بتواند معارف بشری را به محوریت معارف وحیانی نظم بخشیده و باعث جریان اعتقادات در عینیت جامعه و تحقق تمدن حقه (تمدن نوین اسلامی) شود؛ اما مسأله این است که تا این نظریه تبدیل به ساختار اجتماعی نگردد، امکان اجتماعی شدن را نخواهد داشت و در نتیجه انقلاب فرهنگی واقع نخواهد شد. نهاد علم در جامعه (اعم از تحقیق، آموزش و جریان عینی اطلاعات) ترجمان این ساختار اجتماعی است و بر اساس تئوری جامعی که مرحوم استاد تدوین کرده اند نهاد علم در جامعه ایران دچار گسل ها و گسست هایی است. از یک منظر ارتباطش با مدیریت و اداره جامعه گسسته شده است و وضعیت کنونی کشور را به عهده نمی‌گیرد و دائماً در نقش منتقد به حاکمیت فشار می‌آورد که علمی رفتار نمی‌کند.از منظر دیگر در درون دچار شکاف و گسست است و از دو ساختار متفاوت و غیر همگون تشکیل شده است که هر یک موضوعات و مسائل خود را بدون توجه به دیگری با استفاده از منابع علمی خاص خود -بدون توجه به منابع علمی دیگری- و با روش‌های علمی مجزا از همدیگر پی‌جویی می‌کند و به دو جزیره مستقل از همدیگر با دو هدف و کارایی متفاوت بدل شده اند. از منظر دیگر میان نهاد علم و زندگی مردم گسست عمیقی برقرار است. نهاد علم اکنون برای مسائل جامعه نمی‌اندیشد و نسبت به عمیق‌ترین مطالبات این جامعه که آرمان ها و آرزوهای ملت ایران است و در انقلاب اسلامی تجلی یافته تا سطحی ترین مطالبات ایشان که ناظر به امور روزمره شان است، کمتر توجه دارد. از آن بالاتر جامعه را برای حل مسائل خود مشارکت نمی‌دهد و انتظار دارد جامعه در مقابلش کرنش کرده و هر پاسخی را که تولید کند، فارغ از اینکه به آن نیازمند است یا خیر، پذیرفته و به آن عمل نماید.پاسخ:ایده شبکه اسلامی علمی هم توضیح دهنده مکانیزم ارتباط منطقی میان ساختارهای مختلف نهاد علم است؛ و هم توضیح می‌دهد چگونه نهاد علم در جایگاه مطلوب خود به عنوان ساختاری عمل خواهد کرد که فرهنگ جامعه و قواعد اجتماعی زندگی مردم را با مشارکت حداکثری ایشان، ارتقا داده و در تقابل با نظام استعماری علمی جهانی به سمت تحقق مدنیت اسلامی سوق می‌دهد.محورهای شبکه اسلامی علمی که تاکنون از اندیشه مرحوم استاد استخراج شده و در ارتباط با همدیگر می توانند یک سامانه منسجم و هم افزا را شکل می دهند به قرار زیر می باشند: ]]> رویداد Sun, 13 Mar 2022 12:24:00 GMT http://isaq.ir/vdci.uazct1ar5bc2t.html هفته بزرگداشت جهاد علمی استاد حسینی http://isaq.ir/vdch.vnzt23nixftd2.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به مناسب سالگرد ارتحال علامه سید منیرالدین حسینی، سلسله نشست هایی برگزار گردید که گزارش روز اول این بزرگداشت ارائه می گردد:                                                 ***ارائه های روز اول:حجة الاسلام و المسلمین حسینیان:موضوع: کلیات روش تحقیق در اندیشه استاد حسینیپیش فرض های تحقیق استاد حسینی: ۱. جریان همه جانبه دین در عینیت. که این خود یک پیش فرض اعتقادی دارد و آن جامعیت و حاکمیت و حداکثری بودن دین است. اولین دستاورد این نگاه، هماهنگ سازی امور مختلف بر محور دین است اینجا ضرورت منطق مطرح می شود. ۲. پیش فرض دوم: مفاهیم و واژه های سازه ای و مهندسی تولید شده توسط استاد در روش تحقیقشان. ۳. پیش فرض سوم: منطق عام شدن که حرکت و شدن ذیل این منطق طرح شدهویژگی روش تحقیق استاد:مابه الاشتراک: مراد همان مراحلی است که دیگران نیز در تحقیق، ملزم به بکارگیری اند مانند: روش تحقیق کتابخانه ای، نظری و میدانیمابه الاختلاف: توجه به روش و مکانیزم فلسفی فلسفه نظام ولایت در تحلیل واژه ها و مبانی. که در روش تحقیق استاد قاعده ولایت، تولی و تصرف مبنا است.مابه الامتیاز: فرهنگ تحقیق، فرهنگ حاکم بر هستی شناسی تحقیق است.فرهنگ، اولین لایه پیدایش یک تحقیق است و یک مفهوم تحت تاثیر فرهنگ و جهت گیری ها و موضع گیری های اجتماعی شکل می گیرد.ارائه حجة الاسلام سیدحمید طباطبائی:موضوع: روش تحقیق در تربیت اسلامی از منظر استاد حسینیسه رویکرد کلی نسبت به تربیت وجود دارد: ۱. اجرایی ۲. علمی و نظری ۳. فقه و فرهنگدغدغه استاد حسینی در بحث تربیت چیست؟ به طور کلی دغدغه استاد سرپرستی موضوعات اسلامی است که در حال تغییر و حرکت اند.ملاک برای فهم اینکه حرکت به سمت اسلامی شدن است این است که باید همه این سه رویکرد اسلامی باشد. یعنی هم تعبد لازم است و هم تقنین لازم است و هم کارآیی و تفاهم لازم است. اسم این ملاک اعتبار را استاد حجیت گذاشته اند یعنی فقیه، متخصص و تجربه البته با محوریت وحی.سرپرستی با این ملاک اعتبار از کجا شروع می شود؟۱. در مرحله نخست از فرهنگ. یعنی در قدم اول فرهنگ حاکم و خطوط کلی حاکم در تربیت را استخراج می کنیم۲. در مرحله بعد فلسفه و شناخت مطلوب است. یعنی تعریفی از تربیت ارائه کرده و شکل مطلوبی از آن ارائه می شود.۳. مرحله سوم یک مدل اجرایی استسرپرستی در سه لایه توسعه ، ساختار و کارآیی انجام می شود.ارائه دکتر حامد یزدانی:موضوع: پرسشهای پیش روی ریاضیات مبتنی بر اندیشه استاد حسینیعلوم انسانی و اجتماعی هم برای تحلیل و پیش بینی وقایع نیازمند ریاضیات است. اما از انجا که خاستگاه توسعه ریاضیات در علوم مدرن، علوم طبیعی بوده اند ورود ریاضیات از این عرصه اسیب های نگرشی و ارزشی را به علوم انسانی وارد کرده است تا جایی که منتهی نقدهایی به برخوردهای ریاضی وار در علوم انسانی گشته است. مراجعه از ریاضیات از منظر علوم انسانی اجتماعی به صورت ابتدایی و فارغ از علوم طبیعی و پرسش‌های بنیادی دوباره از آن شاید مسیر جدیدی برای پاسخهای ریاضی بگشاید. به جای دغدغه سلطه بر طبیعت، هدایت و سرپرستی ـ و نه سلطه بر ـ جامعه انسانی شاید رویکرد جدیدی را در ریاضیات پیش آورد تا جایی که نقدهای وارده را نیز پاسخ‌گو باشد. اما این سوالات چه باید باشد و کدام فلسفه ریاضی ـ شهودی، تجربی و اکسیومیستیک ـ توانایی پاسخ به آنها را دارد یا اساسا این سوالات باید ورای این دستگاه ها تعریف شود؟متن پیش¬رو، گزارشی است از گفتگوی مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی(ره) و جناب دکتر محمود بینامطلق که در سال ۱۳۶۴ در محل فرهنگستان علوم اسلامی قم برگزار شده است. در این گفتگو، استاد حسینی به فراخور دغدغه‌های خود در رسیدن به طرح تنظیم امور مسلمین پرسش‌هایی را از استاد بینامطلق طرح کرده و ایشان نیز پاسخ‌هایی می‌دهند. شاید مهم‌ترین دستاورد این جلسه به زعم نگارنده پرسش‌هایی است که در پایان طرح می‌شود و راه را برای پژوهش و گفتگوهای بیشتر هموار می‌کند. استاد حسینی این دغدغه‌ها و پاسخ به این پرسش‌ها را تا آخرین سال‌های عمر خویش حفظ کردند.پرسش¬های پیش روی ریاضیاتبر اساس تعریف و معیار ارائه شده سوالات متعددی پیش رو ریاضیات قرار می‌گیرد. این سوالات در چند بخش قابل دست بندی است:۱. سؤال از تعریف ریاضیات: تعریفی از ریاضی که جامع و مانع باشد و همه نگرش‌های فلسفی را بپوشاند چیست؟ تفاوت ریاضی از غیر ریاضی چیست؟ با توجه به قدرت محاسبه بشر و تأمل او در امور آیا می‌توان هرگونه حساب دقیقی را ریاضی نامید؟ ۲. سوال از موضوع ریاضیات و امکان تغییر آن: آیا می‌توان به جای شئ و تعلق شیئ به یکدیگر، کیفیت (کیفیت اَعَم از شئ خارجی یا رابطه انسانی) و تعلق کیفیت به یکدیگر را گذاشت؟ همان طور که ریاضیات در دوره ای فقط به کم ثابت شامل کم منفصل و متصل می‌پرداخت و سپس در دوره ای موضوع آن به کم متغیر تغییر کرد به همان شکل موضوع ریاضیات کنونی از کم متغیر به کم متغیر انسانی تغییر کند؟ در این دو حالت چگونه (ریاضیات قدیم و جدید) مفهوم ریاضی حفظ می‌شود و همچنان کمیت‌ها و دستگاه سازگار تشخیص داده می‌شود؟ آیا تکیه بر نسبیت¬های ریاضی، تکیه بر آثار اشیاء است و این یعنی اصل شدن قدرت کارایی عینی عملی خارجی؟ در این صورت افزایش قدرت عملکرد با جهت گیری و شکلی خاص نیاز به محاسبه دارد یا نه؟ آیا در این محاسبات برای عملکرد جدید نیاز به وارد کردن خصوصیت جدید است یا نه؟ اگر نظام ارزشی و نیازهای یک جامعه غیر از سیر کنونی بشر باشد آیا نباید متناسب با این نظام و نیازهای جدید محاسبات جدیدی ایجاد شود؟ به بیان دیگر آیا محاسبات مثلا مربوط به اقتصاد جامعه اسلامی با جهان مدل‌های موجود امکان پذیر است یا اینکه نیازمند مدل‌های دیگری هستیم و این مدل دیگر آیا نیازمند ریاضیات جدید نیست؟۳. سوال از معیار صحت ریاضیات: منظور از سازگاری در دستگاه ریاضی چیست؟ آیا شرط قدرت عملکرد و پیشگویی و قدرت ارائه مدل برای عینیت اضافه بر روش قیاسی است یا برخاسته از آن است؟ آیا هماهنگی عینیت با ذهنیت معیار صحت دستگاه‌های ریاضی است؟ اگر در یک طرف دلیل امکان شئ، وقوع باشد و در طرف دیگر برهان نظری و این دو متعارض با هم باشند و هر کدام از اینها منجر به یک جزم شود آیا منطقی هست که بتواند این تعارض را حل کند؟ ]]> رویداد Sun, 13 Mar 2022 12:01:22 GMT http://isaq.ir/vdch.vnzt23nixftd2.html «عصر حیات و هدایت» در برابر «عصر حیرت» http://isaq.ir/vdcf.1dyiw6dymgiaw.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی استاد حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پیروزمند در برنامه نقد رویکرد و کتاب «عصر حیرت» جناب آقای مهدی نصیری نکاتی را مطرح کردند که در متن ذیل ارائه می گردد: ***باتشکر از تلاش جناب مهدی نصیری در نگارش کتاب عصر حیرت، توفیق یافتم تمام کتاب را ملاحظه نمایم، ارزیابی زیر حاصل دریافت این‌جانب است:۱- کتاب دربردارنده پاره‌ای مدعیات است که محل وفاق جامعه تشیع به ویژه فقه باوران است و تکرار مکرر این موارد افزوده‌ای به دانش پیشین ندارد همچون: عدم اتمام حجت یقینی در نظر و عمل به واسطه عدم حضور یا حتی بسط ید معصوم (ع)؛ یقینی نبودن فتاوای فقها؛ امکان اجرای نسبی معارف اسلامیِ مورد پذیرش و قابل فهم؛ مانعیّت مدرنیته؛ مانعیت ضعف مدیریت حاکمان یا ابهام در نقشه راه تمدن سازی اسلامی... در کنار این قبیل موانع و ادعاهای سلبی، ادعاهای ایجابی مورد توافق هم کم نیست، همچون: وظیفه تبعیت از فقها و رافع تکلیف بودن برای مکلفین؛ مشروعیت قیام قبل از ظهور؛ اثر مثبت انقلاب اسلامی در حفظ کیان اسلام؛ تکلیف به تلاش و قیام جمعی بر علیه ظلم و ظالم؛ پذیرش نظریه ولایت مطلقه فقیه... این همه می‌تواند زمینه تفاهم مناسبی فراهم آورد.۲- بررسی نتایج:اگر نمود تلاش علمی نگارنده در آخرین قسمت، "نتایج کلامی..." تجلی یافته باشد (که ظاهراً چنین است) به عرض می‌رساند: کلیه نتایج مورد ادعا در زمینه سیاسی، اجتماعی، فقهی و عقیدتی، مورد پذیرش عامه است. اگر جدا از بقیه کتاب، این موارد را به اشتراک می‌گذاشتید مورد تأیید همگان قرار می گرفت. البته منظور مصادیقی است که از ثمرات به اصطلاح نگارنده، "عصر حیرت" بیان داشتند. همانند اینکه: همه احکام در همه شرایط قابل اجرا نیست؛ باید با جوانان با شفقت برخورد کرد؛ باید نگاه فرهنگی بر قضایی اولویت داشته باشد، انحرافات را نباید حمل بر خبث باطنی کرد؛ باید برای پیش‌گیری از انحراف تلاش کرد؛ در مواردی سوء مدیریت باعث فاصله فرهنگی شده است؛ غرور علمی پسندیده نیست؛ گفتگوی علمی مورد تأکید است؛ تکثر معرفتی یا حفظ موازین پذیرفتنی است؛ حجت کامل بدون حضور و بسط ید معصوم تمام نمی‌شود و مواردی از این قبیل اما مهم این است که هیچ یک از مدعیات فوق ابداً ربطی به پذیرش "عصر حیرت" و "ناکامی در تمدن سازی اسلامی متناسب با مقدورات عصر غیبت" ندارد. ۳- استفاده از کلمات مبهم یا غیرقابل اثبات در نتایجاگر بپرسیم توفیق نسبی و محدود در تمدن سازی اسلامی چه اشکالی دارد؟ جواب می‌دهند: چون این مقدار "رضایت بخش و مقبول" نیست. اگر بپرسیم ملاک رضایت بخشی چیست؟ می‌گویند این که حداقل ۷۰ درصد از معارف اسلامی مورد تحقق یابد و حال آنکه بنا به برآورد ایشان حداکثر ۳۰ درصد قابل تحقق است! ادعای تمایز بخش ایشان این است.حال آنکه: اولاً: با وجود موانع ذکر شده و مورد پذیرش به چه دلیل باید پذیرفت آن مقدار نمی‌شود و این مقدار می شود؟ با کدام محاسبه؟ در دوران عمر کوتاه ما اتفاقات بزرگی رخ داد که اگر به چشم خود نمی‌دیدیم باور نمی‌کردیم، از جمله انقلاب، جنگ و دفاع مقدس، مقاومت در مقابل تحریم‌ها، غلبه بر فتنه‌ها و فتنه‌گران داخلی، شکست منطقه‌ای دشمن... ثانیاً: همواره بین آرمانی که برای آن باید تلاش کرد با آنچه در عمل اتفاق می افتد فاصله است؛ اما این فاصله هیچگاه نه دلیل طرح آرمان‌هاست و نه دلیل محدود کردن هدف و تلاش برای رسیدن به هدف. ثالثاً: یکی از ارکان تکلیف به اتفاق فقها، قدرت است، گرچه ایجاد قدرت هم جزء تکلیف است؛ اما لحاظ تلاش حداکثری علمی و عملی آنچه ملاک رضایت‌بخشی و مقبولیت است انجام قیام لله به قدر ممکن در جهت مطلوب است که از قبل نیز قابل تعیین نیست. ۴- "هدایت و کمال" و نه "حیرت"مهم این است که به هدایت امام (ع)، نواب عام امام و به ویژه در عصر غیبت با وجود ولی فقیه جامعه تشیع از نظر فهم قاعده‌مند دینی و گسترش نفوذ علمی و عملی کماً و کیفاً گسترش یافته است. این همه با وجود موانع مورد پذیرش اتفاق افتاده است. ۱/۴- در زمان امام (ع) هم با منطق شما عصرت حیرت بود چون: امام (ع) بسط ید نداشت، همه به امام دسترسی نداشتند، ظرفیت فهم افرادی که دسترسی داشتند هم یکسان نبود، امام به لحاظ شرایط تقیه، گاه متناقض سخن می‌فرمودند، در نتایج هم به اصطلاح شما در سقیفه، در صلح امام حسن (ع)، در عاشورا... به نتایج نسبی محدود و غیرمقبول رسیدند. ۲/۴- در زمان غیبت امام زمان (عج)، آفتاب پشت ابر، عامل حیات و هدایت است، چنانچه عدم رؤیت آفتاب مانع این آثار فیزیکی نیست عدم رؤیت امام (ع) نیز مانع آثار وجودی امام (ع) نیست. ۳/۴- با عدم حضور امام (ع)، همانند بعض روشنفکران، شریعت را صامت فرض کردید که قابل تردید جدی معرفت شناسانه است و این استدلالی متفاوت با قاعده لطفی است که نقد فرمودند. ۴/۴- در عصر غیبت به پشتوانه تلاش علما و به ویژه فقها نه تنها به سمت حیرت افزون‌تر نرفتیم، بلکه تکامل در «فهم حجتمند» اتفاق افتاده است. مرور اجمالی به تکامل ادوار فقاهت که با آن آشنا هستید، گواه این معناست. حرکت از انسداد باب علم به انفتاح باب علم، حرکت از انفتاح اخباری به انفتاح اصولی؛ حرکت از انفتاح اصولی محدود به فقه فردی به انفتاح اصولی پاسخگو به مسائل مستحدثه اجتماعی؛ حرکت از پاسخگویی به مسائل مستحدثه اجتماعی به سمت شکل‌گیری فقه‌های مضاف همچون فقه اقتصاد، سیاست، امنیت، شهرسازی و ... (هرچند نوپاست و قدرتمند نشده است) و هنوز هم گام‌های استوار تری در راه است. ارتقاء فهم و تفاهم نخبگانی حاصل تلاش صدها عالم برجسته در طول صدها سال تلاش علمی تضارب‌یافته است. ۵/۴- در برجسته کردن اختلاف علمی فقها افراط شده است. شاهد آن مقایسه حجم فتاوای مورد اتفاق و مورد اختلاف و نیز میزان اختلاف در موارد عدم تطابق فتاوا است. از بی اعتماد کردن مخاطب به فقها چه کسانی سود می برند و آیا عامل تقویت دینداری است؟۶/۴- عامل و قرینه دیگر کاسته شدن حیرت در حرکت به سمت شناخت و تحقق تمدن سازی اسلامی، مرور بلوغ تفکر و عملکرد شیعی در اداره جامعه است و نقش مهمی که علما و فقها در سیرورت جامعه اسلامی داشتند. از تقابل با دولت عثمانی تا دولت صفویه تا مشروطه تا جمهوری اسلامی تا الهام بخشی منطقه‌ای و این همه گواه توانایی علما در "سامان شایسته و درست" اما تدریجی دین مداری است.۷/۴- از این رو ادعای ص۱۳۷ گزاف و بی پایه می نماید که:" امت، علما، حاکمان بلوغی از خود نشان ندادند همگی ( به جز امامان و شیعیان) کمر به تحریف و تغییر دین بستند و تاریخ را در دوره‌ای از تاریکی وارد کردند " اولاً: اگر امت، علما و حاکمان شیعه هم هستند جمله متناقض می نماید. ثانیاً: ادعای "همگی" به چه استنادی ثالثاً انقلاب اسلامی انفجار نور بود یا دوره ای از تاریکی؟ ۸/۴- حداقل در عصر بسط ید ولی فقیه نه عصر فروبستگی و حیرت و نه تنگنای دسترسی به فصل الخطاب علمی و عملی است (ص۵۷) در امور اجتماعی فهم و تصمیم او، فصل الخطاب تبعیت و اقدام اجتماعی است و این یکی از الزامات پذیرش ولایت مطلقه فقیه است که بدان معتقدید.۹/۴- از فروبستگی مورد ادعا، معنای ناقصی از انتظار فرج ارایه شده است. (ص ۵۷ و ص ۷۵) سکون، غصه خوردن، دعا کردن!۵- مدرنتیه حتماً مانع بزرگی است و مضطر به ابتلای به آن هستیم اما: - آیا رو به افول است یا رو به قدرت؟ (به مجله سیاحت غرب خود مراجعه نمایید) - آیا باید نظاره‌گر بود تا حوالت تاریخی رخ دهد؟ - آیا نسخه و راهبردی برای مواجهه با آن وجود ندارد؟ - آیا امام و رهبری به پشتوانه مردم هیمنه نظام سرمایه‌داری را فرو نریختند؟ - آیا وعده و سنت الهی مبنی بر نتیجه اخلاص، استقامت... شامل حال امت اسلام نشده و نخواهد شد، موانع را فوق انتظار برنداشته و بر نخواهد داشت؟ ۶- از دامن زدن افراطی به فروبستگی، حیرت، اختلاف، تاریکی، زمین ماندن احکام الهی، دین گریزی، صلابت مدرنیته، سامان نیافتن، تحقق حداقلی دین، ابهام درالگوی هدایت... کدام جبهه تقویت می‌شود؟ البته گمان شما بر این است دیدگاه مورد نقد باعث دین‌گریزی است اما با رنگ و لعاب شدیدتر دینی، دین حداقلی را در عمل، ناکامی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه (با ناچیز، محدود، نامطلوب، نا به سامان...)، ناتوانی از عقب راندن مدرنیته، بر طبل بی اعتمادی به فهم فقیهانه زدن (در عین اضطرار به تبعیت) ... هرکدام گروهی از معارضین را خشنود می نماید! ۷- در برآورد از اجرای احکام، احکام یکسان انگاشته شده است! - اهمیت احکام اجتماعی نسبت به احکام فردی - اهمیت صیانت از ولایت اجتماعی اسلامی نسبت به بقیه احکام اجتماعی - اهمیت پایداری مردم در دفاع از حق و تقابل با ظلم ۸- نتیجه گیری های شما مشمول حکم خود شما مبنی بر حیرت است ضمن این که شما نیز در اثبات حرف خود، از منطق فقها (که نتیجه ظنی در پی دارد) بهره بردید. ]]> رویداد Sat, 10 Oct 2020 14:20:16 GMT http://isaq.ir/vdcf.1dyiw6dymgiaw.html نشست اساتید منتخب علوم انسانی-اسلامی http://isaq.ir/vdci.yazct1azvbc2t.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از «فرهیختگان »، هفتمین نشست اساتید منتخب علوم انسانی-اسلامی با موضوع «مطالعات نظری تمدن نوین اسلامی»، پنجشنبه سوم بهمن‌ماه ۱۳۹۸ در بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد. این نشست در اولین سالگرد دیدار جمعی از تمدن‌پژوهان با رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد، چهار تن از اساتید فرهنگستان نیز در این نشست حضور داشتند. گزارش نشست ارائه می شود:***رضا غلامی با بیان اینکه روند اندیشه‌ورزی و تولید ادبیات علمی در زمینه تمدن نوین اسلامی سرعت پیدا کرده است، گفت: «می‌توان امید داشت این عرصه مطالعاتی در آینده نزدیک به یکی از پررونق‌ترین عرصه‌های مطالعاتی در علوم‌انسانی تبدیل شود.»رئیس شورای سیاستگذاری مجمع عالی علوم انسانی-اسلامی با تاکید بر اینکه باید زمینه بروز و ظهور اندیشه‌های متنوع در این عرصه فراهم شود، گفت: «باید مراقب بود مطالعات تمدن نوین اسلامی به یک حرکت تبلیغی، شعاری و بی‌مایه تبدیل نشود.» وی همچنین بر شکل‌گیری مطالعات میان‌رشته‌ای و پژوهش‌های تطبیقی در باب تمدن نوین اسلامی تاکید کرد و گفت: «این پژوهش‌ها باید تحولات جهانی به‌ویژه تحولات عظیمی را که در زمینه فناوری‌های ارتباطاتی و فضای مجازی رخ داده است، مورد توجه قرار دهد.»حجت‌الاسلام غلامی همچنین ورود مباحث تمدنی به علوم گوناگون اعم از علوم پایه، علوم فنی و مهندسی و علوم پزشکی را خواستار شد و بر گفت‌وگو و تضارب افکار با متفکران دنیای اسلام در این عرصه تاکید کرد. با ۲ میراث تمدن اسلامی-ایرانی و تمدن شیعی-ایرانی می‌توانیم با تمدن غرب تعامل کنیمموسی نجفی، استادتمام علوم‌سیاسی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی در این همایش به تبیین مقاله خود با عنوان «تأملاتی پیرامون فلسفه تمدن نوین اسلامی؛ (مفهوم‌شناسی، پیامدها و لوازم، منزلت تاریخی، مبانی نظری و نسبت‌سنجی)» پرداخت. وی گفت: «ما در دو دوره مهم قرون اولیه اسلامی و عصر صفویان، به نمونه عالی از تمدن دست یافتیم. از این‌رو با این دو میراث «تمدن اسلامی-ایرانی» و «تمدن شیعی-ایرانی» می‌توانیم به تعامل با تمدن غرب بپردازیم.»موسی نجفی اظهار داشت: «نکته مهم در استفاده از این میراث و این تعامل، استفاده از مفهوم فلسفی «تکامل» و نظریه «همبستگی» است و آن عاملی که باعث این ترکیب عالی و برتر می‌شود، ظرفیت تمدن‌ساز و منحصربه‌فرد انقلاب اسلامی است.» وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی با نظریه گسستگی با تکامل روبه‌رو شد، افزود: «مشروطه‌خواهان نتوانستند بین اسلام و غرب نظریه‌ای ایجاد کنند و در آن زمان بیداری اسلامی در وضعیت سیاسی قرار داشت و ما امروز در مرحله چهارم بیداری اسلامی قرار داریم.» نهاد علم تمدن‌سازحجت‌الاسلام مصطفی جمالی، عضو هیات‌علمی فرهنگستان علوم‌اسلامی قم در این نشست علمی با ارائه پژوهش خود با موضوع «نهاد علم تمدن‌ساز و الزامات آن» و با اشاره به اینکه تمدن اعم از حوزه تمایلات فکر و اندیشه رفتارهای تمدنی است، گفت: «علم تمدن‌ساز علمی است که مبتنی‌بر ایدئولوژی اسلامی و جهان‌شمول باشد و عقلانیت منسجم را در جامعه جهانی ایجاد کند و به‌دنبال تغییر مفاهیم، تعاریف حاکم و معادلات تغییر پدیده‌ها در ادبیات جهانی است.»عضو هیات‌علمی فرهنگستان علوم گفت: «لازمه نظریه‌پردازی در ابعاد مختلف تمدن نوین اسلامی، اعتقاد به توانایی تصرف در محیط پیرامونی است، چراکه بدون ایجاد قدرت تصرف در محیط پیرامونی، امکان تاسیس و اشاعه مدنیت اسلامی فراهم نخواهد شد. منظور از قدرت تصرف ارائه نظریه در قالب معادله و مدلی است که توانایی پیش‌بینی وکنترل محیط پیرامونی را برای تحول یافتن به این مدنیت فراهم کند.»وی لازمه نهاد علم تمدن‌ساز را تحول جدی در «فرهنگ، فلسفه و زیرساخت» علم و نهاد علم کشور دانست و گفت: «حوزه، دانشگاه و نهاد آموزش‌وپرورش کشور کاملا به هم وابسته و تکامل هریک وابسته به تکامل سایر حوزه‌هاست و ضروری است در حوزه عقلانیت علمی به‌دنبال پیوند این سه حوزه باشیم.» الزامات اتخاذ رویکرد تمدنیمحمدرضا بهمنی، عضو هیات‌علمی پژهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در این نشست علمی با موضوع «الزامات رویکرد تمدنی برای کاربست در حوزه مطالعات علوم انسانی-اسلامی» به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: «اگر سه حوزه انسان، زندگی و دین را در حوزه علوم انسانی-اسلامی بررسی کنیم، رویکرد تمدنی در این سه مولفه تغییر ایجاد می‌کند. در این تبدیل، انسان تبدیل به گروه‌های انسانی و زندگی تبدیل به همزیستی می‌شود که لازمه این تبدیل تحلیل و شناخت تمدنی و راه‌حل‌جویی برمبنای رویکرد تمدنی است.»بهمنی تصریح کرد: «اتخاذ رویکرد تمدنی، رهیافت اصلی انضمامی‌شدن مطالعات تمدنی است، اما تبیین رویکرد تمدنی از تحلیل مضامین و مفاهیم «تمدن به‌مثابه موضوع» شروع می‌شود.»وی تاکید کرد: «جریان دغدغه‌مند در حوزه مطالعات علوم انسانی-اسلامی نمی‌تواند مستغنی از اتخاذ رویکرد تمدنی باشد. برای این منظور باید به الزامات اتخاذ رویکرد تمدنی برای غنابخشی به جریان علوم انسانی-اسلامی دست یافت.» تلازم تمدن‌سازی با تاب‌آوری اجتماعیتقی پارسامهر، عضو هیات‌علمی دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی(ره) در این نشست علمی به تبیین مقاله خود با عنوان «گذار به تمدن نوین اسلامی از طریق تاب‌آورسازی جامعه ایرانی در مقابل عدم قطعیت‌های آینده» پرداخت.پارسامهر گفت: «توفیق در امر پی‌ریزی جامعه و تمدن اسلامی در برقراری نسبت مطلوب تمدن با پایداری جامعه در افق بلندمدت است، زیرا تمدن امری بلندمدت است.» این عضو هیات‌علمی دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی(ره) معتقد است: «تاب‌آورسازی، رویکردی انضمامی با توجه به واقعیت شرایط جامعه ایرانی برای ریل‌گذاری جامعه اسلامی-ایرانی به‌سوی ایجاد جامعه پایدار و تاب‌آوری واسطه‌ای برای ‌گذار به جامعه پایدار است و جامعه پایدار، زمینه‌ساز آینده تمدنی است.»وی به ارتباط تاب‌آوری و تمدن اشاره کرد و گفت: «تاب‌آوری موجب ثبات و پایداری جامعه می‌شود و تمدن وقتی ظهور می‌کند که جامعه تاب‌آوری داشته باشد. ریل سیاستگذاری ما در حال حاضر ریل کوتاه‌مدت است و ما نیازمند تحول سیاستگذاری کوتاه‌مدت به بلندمدت هستیم.» تمدن نوین اسلامی باید از گذرگاه عامه مردم عبور کندحجت‌الاسلام محسن الویری، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در این نشست علمی با اشاره به نقش اندیشه‌ توده مردم در پیدایش تمدن‌ها عنوان کرد: «یکی از وجوه تمایز تمدن‌ها، بنیان اندیشه‌ای آنهاست و مراد از بنیان اندیشه تمدن، انطباق و پیوند آن بین اجزای یک جامعه متمدن، جهت‌گیری‌های یک تمدن، نقش‌آفرینی‌ها و سهم آنها در حیات بشریت است.»وی با تاکید بر اینکه ضروری است نظام فکری تمدن‌ساز در همه اضلاع جامعه رخنه کند و جامعه نیز از آن پیروی کند، اظهار کرد: «پیامدهای عدم عبور نظام اندیشه‌ای تمدن‌ساز از گذرگاه مردم و کم‌توجهی به آن می‌تواند دشواری‌هایی در مسیر حرکت تمدنی یک جامعه پدید آورد.»الویری با بیان اینکه اندیشه اسلامی در آستانه ایجاد یک تمدن نوین، ناگزیر از عبور میان توده‌های مردم است، ابراز کرد: «خلقیات و روحیات مردم اگر به حال خود رها شود می‌تواند این اندیشه حیات‌بخش را به انحراف و انحطاط بکشاند.» ازدواج تمدنیحجت‌الاسلام احمد رهدار، عضو هیات‌علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم در این نشست علمی به تبیین ایده خود با عنوان «ازدواج تمدنی؛ دلایل، رویکردها، بایسته‌ها و نتایج» پرداخت و عنوان کرد: «ما برای تحقق تمدن نوین اسلامی می‌توانیم به ازدواج‌هایی فراتر از مرزهای جغرافیایی ملت و دولت بیندیشیم.»حجت‌الاسلام رهدار ادامه داد: «در دوره معاصر، به‌دلیل رشد تکنولوژی‌های ارتباطاتی برخلاف دوره‌های طولانی از تاریخ بشر، بیشتر امکان ازدواج با همسرانی غریبه و دوردست فراهم آمده است.»وی به بررسی ادله نقلی، عقلی و تجربی این نوع ازدواج و نتایج و پیامدهای آن به‌ویژه از حیث تاثیر بر تحقق و بسط تمدنی پرداخت و عنوان کرد: «آیات و روایاتی که به امر ازدواج تاکید دارند، به‌طور کلی ازدواج تمدنی و استحباب آن را تجویز می‌کند.» به گفته این پژوهشگر، ایجاد الگوی پایدار ارتباطات که به نوبه خود قدرت‌آور است، ایجاد وحدت در امت اسلامی که موجب کاهش اختلافات می‌شود، تشدید دیپلماسی عمومی که به نوبه خود در تقویت دیپلماسی رسمی موثر است و… بخشی از استدلال‌های توجیه‌گر ازدواج تمدنی در عصر جدید است. امکان تحقق تمدن در وضعیت غیبتحجت‌الاسلام حبیب‌الله بابایی، عضو هیات‌علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در این نشست علمی به ارائه مقاله خود با عنوان «امکان تمدن در وضعیت استضعاف از منظر قرآن» پرداخت و با طرح این پرسش که آیا در وضعیت غیبت و در وضعیت استمرار استضعاف، امکانی برای حرکت تمدنی در جامعه وجود دارد یا نه و آیا اساسا می‌توان تمدن مستضعفان داشت و مستضعفان در عین استضعاف می‌توانند حرکت تمدنی یا احیای تمدن را داشته باشند، گفت: «تمدن اقتضای نوعی از اقتدارگرایی دارد که در وضعیت استضعاف اجتماعی این اقتدار نشدنی و ناممکن است.»وی گفت: «مومنان و مستضعفان با استقامت در برابر جریان استکبار، کسب اقتدار و کسب ایمان و عمل صالح می‌کنند و در کسب ایمان و اقتدار، می‌توانند به سمت تمدن حرکت کنند. این به آن معناست که اگر مستضعفان بتوانند در برابر عملیات روانی استضعاف مقاومت کرده و اجازه ندهند که استضعاف منجر به ضعف آنها بشود، آنها می‌توانند دست به ساخت تمدن نوین بزنند ولو آنکه همچنان مستضعف باقی بمانند.» مناسبات ساختاری مردم‌سالاری دینی و نظام‌سازی تمدنیحجت‌الاسلام مهدی امیدی، عضو هیات‌علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، در این نشست به ارائه مقاله خود با عنوان «تحلیل مناسبات ساختاری مردم‌سالاری دینی و نظام‌سازی تمدنی براساس نظریه وحدت در عین کثرت» پرداخت و گفت: «اسناد بالادستی نظام جمهوری اسلامی از جمله قانون اساسی و سند چشم‌انداز ۲۰ ساله، ساختار نظام مردم‌سالاری دینی را به‌گونه‌ای ترسیم کرده است که علاوه‌بر اینکه معطوف به «وحدت امت» و شکل‌گیری «اتحادیه امت اسلامی» است، ناظر به نیازمندی‌های متکثر ملی و مسائل سرزمینی است. جمهوری اسلامی در صحنه عمل نیز به این دو رویکرد ملتزم بوده است و از این رو با وجود برخی کاستی‌ها، از انعطاف ساختاری لازم برای ایجاد تمدن نوین اسلامی برخوردار است.»وی با بیان اینکه مردم‌سالاری دینی ساختاری مناسب برای تبلور کثرت در عین وحدت است، گفت: «جایگاه تمدنی آن مقتضی ترسیم اعطای فرصت مناسب برای ظهور و بروز کثرات زبانی، قومی، مذهبی، نژادی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بر مدار مشترکات وحدت‌بخش و متفاهم‌علیه است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا تجربه مردم‌سالاری دینی در جمهوری اسلامی ایران، زمینه‌‌ساز تسهیل و تسریع حرکت تمدنی جمهوری اسلامی بوده است؟»وی اظهار داشت: «قانون اساسی که ساختار و محتوای نظام مردم‌سالاری اسلامی را تبلور بخشید، با پیوند برقرار کردن میان منافع ملی و مصالح امت اسلامی، بسترهای لازم را برای شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی بر پایه امت واحده اسلامی فراهم ساخته است.» امکان‌سنجی مهندسی تمدن نوین اسلامی از منظر مدل ارتباطی دین و علم مدرنحجت‌الاسلام محمدرضا خاکی قراملکی، عضو هیات‌علمی فرهنگستان علوم‌اسلامی، در این نشست به ارائه مقاله خود با عنوان «امکان‌سنجی مهندسی تمدن نوین اسلامی از منظر مدل ارتباطی دین و علم مدرن در اندیشه علامه جوادی‌آملی» پرداخت و گفت: «دو متغیر اساسی در ارکان مهندسی تمدن اسلامی وجود دارد؛ یکی متغیر دین به‌عنوان اساس و پایگاه اسلامی کردن تمدن و دیگری متغیر علم که به‌عنوان ابزار جریان دین در حوزه مهندسی تمدن است.» حجت‌الاسلام خاکی بیان کرد: «مدل ارتباطی میان دین و علوم و به‌تبع مدل ارتباطی معرفت دینی و معرفت علمی تعیین می‌کند که ما نیازمند تاسیس یک تمدن جدید هستیم یا تمدن‌های بشری موجود و ابزارهای تمدنی آن می‌تواند اهداف و مطلوبیت‌های ما را محقق کند و نیازی به تاسیس تمدن جدید وجود ندارد.»وی افزود: «الگو و مدل ارتباطی که میان دین در معنای حداکثری و علم جدید اخذ کرده، تولید علم دینی را امری ممکن و مطلوب تلقی کرده و در نتیجه از این رهگذر، تاسیس تمدن اسلامی ممکن و مطلوب است.» رابطه میان ایام‌الله و نقش آن در مطالعات تمدنیمحمدهادی همایون، استاد دانشکده گروه فرهنگ و تمدن دانشگاه امام صادق(ع)، در این نشست علمی به موضوع «رابطه میان ایام‌الله و نقش آن در مطالعات تمدنی» پرداخت و گفت: «تبیین مفهوم ایام‌الله مشتمل بر سه حقیقت ظهور، رجعت و قیامت و برقراری رابطه ظاهر و باطن میان آنان می‌تواند مبنایی قویم را در تعریف و کارکرد تمدن ایجاد کند.»استاد دانشکده گروه فرهنگ و تمدن دانشگاه امام صادق(ع) ابراز کرد: «ما باید تاریخ را بازخوانی کنیم. تمام اتفاقاتی که در دوره انبیای الهی رخ داده را بخوانیم و تمدن‌های متعارف را تبیین کنیم.» وی واقعه عاشورا، غدیر، اربعین و... را یک پدیده تمدنی دانست و ادامه داد: «با تمدن گذشته و آینده فرازمین را با هم پیوند می‌زنیم و در مسیر قیامت به سمت ظهور و روشنایی می‌رویم.» رابطه فقه نظام و علوم‌انسانی و نقش آن در تحقق تمدن نوین اسلامیحجت‌الاسلام دکتر امین‌رضا عابدی‌نژاد، استاد سطح عالی حوزه در این همایش با ارائه مقاله خود با عنوان «رابطه فقه نظام و علوم‌انسانی و نقش آن در تحقق تمدن نوین اسلامی» گفت: «فقه نظام، رویکردی است فقهی که عهده‌دار کشف و استنباط احکام نظام‎واره جامعه اسلامی در ابعاد متنوع آن است.»وی گفت: «شرط تحقق و تکوین تمدن نوین اسلامی، نگاه و رویکرد ایجابی به علوم‌انسانی و توجه به نقش این علوم در تاسیس تمدن نوین اسلامی است. مقصود از رویکرد ایجابی در زمینه علوم‌انسانی آن است که این‎گونه علوم از بعد تجویزی خود و به‌عنوان علومی برای تغییرات مطلوب اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.» تصرف؛ الگوی مواجهه اصیل جمهوری اسلامی با تمدن غربیحجت‌الاسلام سیدمحمدحسین متولی‌امامی، مدیرمسئول موسسه مطالعات تمدن اسلام(متا) در این نشست علمی به ارائه مقاله خود با عنوان «تصرف؛ الگوی مواجهه اصیل جمهوری اسلامی با تمدن غربی» اشاره کرد و گفت: «خروج از وضع موجود و حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی، نیازمند تعیین موضع‌گیری در برابر تمدن موجود غربی است.»حجت‌الاسلام محمدحسین متولی‌امامی، مدیر موسسه مطالعات تمدنی اسلام(متا) در هفتمین نشست اساتید منتخب علوم انسانی اسلامی با موضوع مطالعات نظری تمدن نوین اسلامی گفت: «بزرگ‌ترین مساله جهان اسلام، چگونگی مواجهه با تمدن غرب است و الگوی تصرف، تنها نسخه ممکن و واقعی در این مواجهه است.»متولی‌امامی خاطرنشان کرد: «تمدن مبتنی‌بر تصرف، هیچ‌گاه مانند یک تمدن تاسیسی ناب و خالص نخواهد بود و تاسیس تمدن اسلامی تراز اسلام و فارغ از همه فرهنگ‌ها، تنها در عصر ظهور امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) ممکن خواهد بود.»حجت‌الاسلام ابوذر مظاهری، عضو هیات‌علمی موسسه آموزشی ـ پژوهشی امام‌خمینی(ره)، در این نشست به ارائه مقاله خود با عنوان «تحلیل حرکت تاریخی ملت ایران به سوی تمدن‌سازی مبتنی‌بر روند‌شناسی تاریخی» پرداخت و گفت: «در تاریخ ایران اسلامی دو روند عام(حقانیت تشیع و روند پیشروی آن در تاریخ) و خاص(حرکت تکاملی ایران اسلامی در جهت دستیابی به تمدن ‌نوین اسلامی) با یکدیگر تلفیق شده و ایران را به وضعیت کنونی رسانده‌ است.»وی اظهار داشت: «در تاریخ هر ملتی شناسایی روندها راهگشای بررسی و ترسیم آینده آن ملت خواهد بود و به اذعان روندپژوهان و آینده‌پژوهان حرکت تاریخی ملت ایران آن را در مسیر تکامل تاریخی قرار داده که به تمدنی نوین منتهی می‌شود. ملت ایران با انطباق روند خاص تاریخ ایران اسلامی با روند‌ عام تاریخ بشریت به یک رشد تاریخی دست یافته که تا انقلاب اسلامی امتداد یافت. انقلاب اسلامی نیز با تداوم و ایجاد خودآگاهی نسبت به این «روند» تاریخی می‌تواند به «آینده‌ محتمل» خودش یعنی «تمدن نوین اسلامی» دست یابد.» ]]> رویداد Tue, 04 Feb 2020 14:33:24 GMT http://isaq.ir/vdci.yazct1azvbc2t.html دوره کوتاه مدت آموزشی ـ مطالعاتی «طرح فکری» http://isaq.ir/vdch.qnzt23nzqftd2.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی،مدیریت آموزش فرهنگستان اقدام به برگزاری دوره ای با نام «طرح فکری» نموده است علاقه مندان می توانند طبق توضیحات ذیل در این دوره شرکت کنند:***با توجه به درخواست های مکرر علاقه مندان به آشنایی با اندیشه فرهنگستان علوم اسلامی و رسالت ذاتی و طبیعی هر مجموعه فکری در معرفی ایده و دستاوردهای علمی و پژوهشی خود جهت گفتمان سازی، تربیت نیروی انسانی مورد نیاز و زمینه سازی اصلاح و تکمیل اندیشه ها، دوره کوتاه مدت آموزشی ـ مطالعاتی «طرح فکری» توسط مدرسه آزاد فرهنگستان علوم اسلامی طراحی شده است. تأکید بر کار مطالعاتی و کارگاهی، استفاده از اساتید جوان و مطلع از مباحث تطبیقی حوزه های مختلف، تأکید بر استفاده از منابع و کتب مکتوب، توجه به مباحث جاری و روز حوزه اندیشه و توجه به کلیت اندیشه و سعی در انتقال چارچوب کلی نظام فکری از جمله ویژگی ها و رویکردهایی است که در طراحی این دوره مدنظر بوده است. در این دوره این فرصت به علاقه مندان داده می شود با کلیت مباحث و مجموعه تأملات استاد فقید سید منیرالدین حسینی الهاشمی آشنا شده تا دقیق¬تر بتوانند مسیر آموزش-ها و مطالعات تخصصی خود را در نسبت با این مجموعه انتخاب نمایند.مجموعه سرفصل های این دوره در سه گروه اللهیات اجتماعی، اندیشه سیاسی- اجتماعی و نظریه علمی طراحی گردیده است. «فلسفه تاریخ شیعی و تاریخ انبیاء»، «حکومت جهانی و انقلاب اسلامی»، «۲۰۳۰ و حکمرانی جهانی»، «حکومت دینی و ولایت فقیه»، «هستی شناسی اجتماع و نظریه اجتماعی دینی»، «فلسفه اصول و فقه حکومتی»، «رویکردشناسی فقه حکومتی»، «رویکردشناسی علم دینی» و «روش تحقیق اسلامی» برخی از سرفصل¬هایی است که در این سه گروه به آن¬ها پرداخته خواهد شد.دوره آموزشی ـ مطالعاتی «طرح فکری»، بصورت حضوری و در قم برگزار خواهد شد. با توجه به سرفصل ها و برنامه ریزی های صورت گرفته مدت زمان اجرای این دوره که از اسفندماه ۹۸ شروع خواهد شد، ۴ ماه به طول خواهد انجامید. دوره با تأکید بر کار مطالعاتی طراحی گردیده است در عین حال جلسات و کارگاه هایی با حضور اساتید جهت انتقال و تبیین بهتر مطالب و پاسخ به اشکالات و ابهامات مباحث پیش¬بینی گردیده است. این جلسات و کارگاه ها هرهفته در یکی از روزهای چهارشنبه یا پنج شنبه برگزار خواهد شد که حضور در این جلسات الزامی است. تأکید بر این نکته لازم است که تقریبا در طول ۴ ماه برگزاری دوره- به استثنای ماه مبارک رمضان - جلسات و کارگاه ها هر هفته برقرار خواهد بود. این دوره تحت اشراف علمی استاد سید محمد مهدی میرباقری برگزار خواهد شد. در پایان دوره نیز با توجه به حضور منظم و پیگیری و مشارکت فعال در برنامه¬ها و مباحث، گواهی پایان دوره صادر خواهد شد.علاقه مندان جهت ثبت نام و شرکت در دوره می¬توانند مشخصات (نام و نام حانوادگی) ، شماره تلفن و میزان تحصیلات خود را به آدرس @tarh_fekri در ایتا یا بله ارسال نمایند. ]]> رویداد Tue, 04 Feb 2020 14:13:30 GMT http://isaq.ir/vdch.qnzt23nzqftd2.html چهارمین هفته علمی تمدن اسلامی http://isaq.ir/vdcc.pqsa2bqs0la82.html  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی، چهارمین هفته علمی تمدن نوین اسلامی برگزار می شود.در این برنامه علمی که به  همت دانشگاه شاهد برگزار می گردد. تعدادی از مقالات دانش پژوهان فرهنگستان علوم اسلامی نیز ارائه خواهد شد. برنامه زمانی همایش و نشست ها در عکس زیر قابل مشاهده می باشد: ]]> رویداد Sat, 16 Feb 2019 06:50:04 GMT http://isaq.ir/vdcc.pqsa2bqs0la82.html جایگاه منطق توحیدی در شناخت واقعیت http://isaq.ir/vdcb.ab8urhb8aiupr.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی،به نقل از مهر؛ مراسم رونمایی از جلد سوم «کتاب نظریه» با حضور حجت الاسلام رضا غلامی، حجت الاسلام علیرضا پیروزمند، عبدالحمید نقره کار و عطالله رفیعی آتانی در خبرگزاری مهر برگزار شد.***در این نشست، حجت الاسلام پیروزمند که نظریه او با عنوان «مبانی و روش تحقیق تکاملی در علوم انسانی- اسلامی» در این کتاب منتشر شده است، اظهار داشت: روش های تحقیق موجود، مبتنی بر مبانی هستند و اگر این مبانی بازخوانی شود، ما شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه خواهیم بود. آنچه که در چکیده مقاله بنده آمده است، حاصل چندین سال فعالیتی است که در فرهنگستان علوم اسلامی صورت گرفته است.وی افزود: بنده دراین مقاله در مورد سه موضوع سخن گفتم؛ ۱- فلسفه روش تحقیق ۲- کلیات اجمالی روش تحقیق  ۳- به کارگیری روش تحقیق اجرایی شده در قالب یک نمونه. تغییر درسبک زندگی مبتنی بر به دست آمدن الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت است و این الگو هم مبتنی بر به دست آوردن علوم انسانی اسلامی است که این موضوع احتیاج به تحول دارد. با نگاهی به این زنجیره معلوم می شود که ما چه راه طولانی ای داریم که باید به سمت آن حرکت کنیم.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی گفت: در بخش اول که مربوط به فلسفه روش تحقیق است دو موضوع را متذکر شدم؛ یک اینکه تحلیل واقعیت یک واقعیت اجتماعی است که به نظر می آید زیربنای تحول علمی است و اگر بتوانیم نگرش توحیدی را بر تحلیل واقعیت وارد کنیم، امکان آن فراهم می شود که منطق توحیدی را در شناخت واقعیت وارد کنیم. نتیجه اینکه نظریه پردازی هایمان مبتنی بر نگرش الهی می شود. یعنی اسلامیت را نه فقط در مبانی بلکه باید در منطق محاسبه و سنجش تحت تأثیر نگرش توحیدی قرار دهیم که این خود یک دستاورد علمی است.پیروزمند گفت: در قدم دوم نتیجه تأثیر تحلیل واقعیت در معرفت شناسی مطرح شده و بنده بیان کردم که شناخت، ضلع سومی هم دارد که بستر و منشأ معرفت است. هم عالم و هم معلوم باید در نظام ولایت تبیین شوند و تحت تأثیراین نظام مورد بررسی قرار بگیرند. براساس این نگاه معرفت شناسانه وارد حوزه معرفت شناسی شدیم و یک مدل سه شاخه ای را تعریف کردیم و سه مابه ازای روش شناختی برای عالم و معلوم و معرفت شناسی قرار دادیم و به صورت مقایسه ای روش شناسی توانستیم الگویی برای روش شناسی تعریف کنیم که به دلیل نبود فرصت از جزئیات این سه شاخه می گذرم.وی افزود: در حوزه معرفت شناسی دو گونه نگاه وجود دارد؛ نگاه اول نگاه جبرگرایان است که تأثیر اراده را صفر می داند و نگاه دوم نگاه اختیارگرایان یا تفسیری ها که واقعیت را تحت اختیار انسان تعریف می کنند. در میان این دو گروه هم گروه هایی هم وجود دارند و نظریاتی را مطرح می کنند. مجموعه روش ها در سه گروه قابل تفکیک اند؛ گروه اول روش های انتزاعی که قدرت تجزیه موضوعات از هم را دارند، گروه دوم روش های مجموعه نگر یا سیستمی که قدرت مطالعه نسبت به متغیرها را دارند. عرض من در این مقاله این بوده که بگویم که ما علاوه بر اینکه به این دو روش احتیاج داریم اما این دو روش کافی نیستند و ما به روش دیگری تحت عنوان روش تحقیق تکاملی نیاز داریم. این روش تحقیق قدرت ملاحظه عوامل و جریان دادن جهت الهی در چینش مجموعه را به ما می دهد. دغدغه اصلی این روش تحقیق امکان جریان بخشی اراده الهی، آموزه ها و معارف اسلامی در نظریه پردازی های علوم اجتماعی است. در حال حاضر ما خلاء چنین روشی را داریم و باید روی آن کار کنیم. ]]> رویداد Sat, 19 Jan 2019 15:12:47 GMT http://isaq.ir/vdcb.ab8urhb8aiupr.html دیدار آیت الله علیدوست و آیت الله میرباقری http://isaq.ir/vdcf.mdyiw6dy1giaw.html به گزارش پایگاه اطلاع رسان فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله علیدوست و آیت الله میرباقری در فرهنگستان علوم اسلامی با هم دیدار کردند.*** آیت الله ابوالقاسم علیدوست، رئیس اندیشکده فقه و حقوق اسلامی با آیت الله سید محمد مهدی میرباقری رئیس فرهنگستان دیدار و گفتگو کردند. حضرت آیت الله علیدوست در حاشیه نشست روش‌شناسی اجتهاد که پنج‌شنبه؛ ۱۳ دیماه ۹۷ در فرهنگستان علوم اسلامی برگزار گردید با آیت الله میرباقری دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار پیرامون مباحث حوزه « فقه نظام» گفتگو شد و بر اهمیت و بهره‌گیری از تراث در مباحث فقهی جدید و رعایت هنجارهای فقهی تاکید گردید. ]]> رویداد Mon, 07 Jan 2019 05:04:18 GMT http://isaq.ir/vdcf.mdyiw6dy1giaw.html جلسه با دبیر اندیشکده مبانی الگوی پیشرفت http://isaq.ir/vdcd.s0f2yt0f5a26y.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، جلسه ای برای تبیین بهتر الگوی پیشرفت با دبیر اندیشکده مبانی مرکز الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت در فرهنگستان علوم اسلامی برگزار شد.***در این نشست که با حضور مسئولین کارگروه های چندگانه بررسی الگوی پیشرفت برگزارشد. جناب حجت الاسلام یوسف زاده در تشریح فرآیند رسیدن به الگو، توضیحاتی ارائه داد. ایشان همچنین در جهت تبیین بهتر این الگو به سوالات حضار پاسخ گفت، برخی از سوالات کلانی که در این جلسه مورد بررسی قرار داده شد به این شرح می باشد:- تلقی دقیق مرکز از الگو چه بوده است؟- منطق حاکم بر فرایند و محتوای الگو چه بوده است؟- روش انتخاب و دلیل برگزیده شدن عرصه ها چیست؟- تناسب لایه های مختلف سند از مبانی و افق تا رسالت و تدابیر چگونه مورد دقت قرار گرفته است؟برخی سوالات جزئی تر نیز در این جلسه پرسیده شد که جناب آقای حجت الاسلام یوسف زاده با توجه به زمان جلسه پاسخگوی سوالات بودند. ]]> رویداد Sun, 06 Jan 2019 07:58:27 GMT http://isaq.ir/vdcd.s0f2yt0f5a26y.html انقلاب فرهنگی، سازوکاری عقلانی برای تحقق تمدن دینی http://isaq.ir/vdcicyaw2t1ap.bct.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، نشست «ضرورت انقلاب فرهنگی دوم در پرتو علوم انسانی و اسلامی» عصر روز گذشته (۶ اردیبهشت ماه) به همت بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم و استاد حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در دانشگاه تهران برگزار شد. حجت الاسلام والمسلمین میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در ابتدای سخنرانی خود در این نشست با طرح این سؤال که آیا انقلاب فرهنگی ابتدایی رخ داده که به دنبال دومی باشیم؟ گفت: ظاهراً منظور از این نشست طرح ضرورت انقلاب فرهنگی در کشور است که به اعتقاد من اکنون از این مرحله گذشته‌ایم و باید به دنبال نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای آن باشیم.وی افزود: آموزه‌های انقلاب اسلامی و پیام سیاسی آن هم در درون کشور مورد استقبال جامعه خودمان قرار گرفته و هم از مرزهای جغرافیایی گذشته، به خصوص بعد از پایان یافتن جنگ سرد و غلبه نیروهای سوسیالیسم و کمونیسم، مرزهای ما هم بیشتر شده و ملت‌های دیگر در مقابل جریان مسلط بر جهان قرار گرفتند، در نهایت ما نمی‌توانیم امیدوار باشیم که انقلاب اسلامی مورد پذیرش قرار بگیرد، در حالی که انقلاب فرهنگی صورت نگیرد.مدرس سطح عالی حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه آرمان دستیابی به علم دینی در یک جامعه سکولار محقق نمی‌شود، اظهار داشت: بنابراین ضرورت انقلاب فرهنگی به معنی ایجاد سازوکاری عقلانی برای دست یافتن به آرمان دینی است، بی‌تردید برای رسیدن به اهداف علاوه بر انقلاب سیاسی که جامعه را از حصارهای موجود عبور می‌دهد، باید عقلانیت اجتماعی و فهم آن را تغییر دهیم، البته امروز هم ما در مسیر تحقق انقلاب فرهنگی هستیم تردیدی نیست، انقلاب اسلامی این گام مهم را برداشته، ما هم باید در حوزه فرهنگ آن را به پیش ببریم، گرچه مورد هجوم فرهنگی هم تاکنون قرار گرفتیم.وی ادامه داد: فرهنگ جهت حاکم بر جامعه، همدلی و هم‌فکری است و در نظام ارزشی، دستوری، فکری و تحقق علم و تکنولوژی در جامعه تبلور می‌یابد؛ یعنی ظرف تحقق آن این مجموعه است، ما اگر مدعی انقلاب فرهنگی هستیم، قاعدتاً می‌گوییم فرهنگ دینی و غیردینی یا اسلامی و غیر اسلامی دارد بنابراین جامعه می‌تواند حول محور توحید، همدلی داشته یا حول دنیا و طبیعتاً در حوزه ارزش‌های اسلامی دو جامعه متفاوت ایجاد می‌شود.حجت الاسلام والمسلمین میرباقری با تأکید بر اینکه فرهنگ بر حوزه علم و تکنولوژی تأثیرگذار است اما آیا ما واقعا علم دینی و غیردینی داریم؟، اظهار داشت: البته در طرح بحث از علم دینی یا غیردینی باید گفت که مقصود مکاتب نیست بلکه علم حقوق، علم اقتصاد، روانشناسی، مدیریت و .. است، اگر معرفت را صرف اکتشافِ واقع ببینیم، قاعدتاً صحبت از علم دینی و غیر دینی بی مناسبت است، اما از زاویه دیگر اگر ما فرآیند تولید علم را بیرون حوزه اختیار انسان داشته باشیم، یعنی اختیار انسان در نحوه تلقی او از جهان تأثیری نداشته باشد اینجا بحث متفاوت می‌شود.وی دراین باره افزود: اگر انسان دارای اختیار است، آیا اختیار او در رتبه بعد از دانش است و می‌تواند از دانش سوء یا حسن استفاده کند؟ اگر این طور باشد آن وقت دین در این اختیار دخالت می‌کند و به ما مکتب می‌دهد، که چگونه از آن استفاده کنیم یا اختیار انسان بعدِ حوزه دانش نیست که دین دستورالعمل در آن بدهد، بلکه دانش در فرآیند تولید خود تحت تأثیر اختیار اوست. اما این را تأکید می‌کنم که علم حتماً باید نسبتی با واقع داشته باشد وگرنه قطعاً علم نیست، اما معنای این حرف هم این نیست که فهم یک صورت صددرصد با واقع دارد.رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در پایان اظهار داشت: انسان می‌تواند جهان را مؤمنانه یا غیرمؤمنانه بفهمد، این اختیار اوست که در فهمش دخیل است، اگر این را بپذیریم دو نوع فهم دینی و غیر دینی ایجاد می‌شود. ]]> رویداد Sun, 27 Apr 2014 10:47:14 GMT http://isaq.ir/vdcicyaw2t1ap.bct.html