فرهنگستان علوم اسلامی قم 22 اسفند 1400 ساعت 15:47 http://isaq.ir/vdcg.z9qrak9xxpr4a.html -------------------------------------------------- مصاحبه عنوان : سالگرد رحلت علامه سید منیرالدین حسینی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پیروزمند -------------------------------------------------- معظم له در وصف فرهنگستان بیان فرمودند:«بنیان اسس علی التقوی»، اضافه کردند مرحوم حسینی با تقوا فرهنگستان را بنا نهاد و بدون اینکه توقعی داشته باشد برای انقلاب زحمت می کشید. همچینن تقریر فرمودند آنچه که کتبی و شفاهی از ماموریت فرهنگستان ارائه شده بود. بیان داشتند که شما به دنبال نرم افزار اداره نظام اسلامی هستید. و فرمودند من سراغ ندارم این کار را مجموعه ای دیگر انجام بدهد متن : به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، به مناسبت سالگرد رحلت علامه سید منیرالدین حسینی، بنیانگذار فرهنگستان علوم اسلامی، مصاحبه ای با حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پیروزمند انجام شد که ایشان به جنبه های مختلفی از شخصیت علامه حسینی پرداختند. مشروح مصاحبه به این شرح است:                                                 *** با توجه به حضور شما از دوران جوانی در فرهنگستان علوم اسلامی و آشنایی با استاد سید منیرالدین حسینی ، در مورد شخصیت ایشان توضیحاتی را بفرمایید؟ وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَه مَخرَجاً * وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب وَ مَنْ یَتَوَکِّلْ عَلَی الله فَهُوَ حَسْبُهُ اِنَّ اللهَ بالغُ اَمْرِهِ این آیه نوید بخش نعمات الهی به همه مومنین است. البته رزق به تعبیر خاص آن که در قرآن ذکر شده، مد نظر است. کسب رزق الهی قطعاً وابسته به رفتار جامعه مومنین است. اهمیت این قضیه از این جهت است که گاهی نعماتی بر جامعه نازل می شود که صرفاً در تناسبات الهی قابل تفسیر است. همانطور که در جریان انقلاب بارها مشاهده شده است. در جریان تاسیس فرهنگستان هم، کارهای بزرگی توسط استاد حسینی رقم خورده است، ان شاء الله که با همت پژوهشگران جوان فرهنگستان این مباحث مهم تولید شده، تدوین گردیده و به مخاطبان ارائه شود. البته استاد حسینی می دانست که کار علمی سنگینی را شروع کرده است که در عمر خودشان به ثمر نهایی نمی رسد و این را کار بزرگ و تاریخی می دانستند، لذا تعجیل اطرافیان، اثری روی حرکت ایشان نداشت. شأن عالم، ذکر است. چون «النظر الی وجه العالم عباده»، کما اینکه مرحوم سید منیر الدین حسینی، مجلسشان، مجلس ذکر بود . سکنات ایشان ذکر بود. برای خودش در قبال حضرات معصومین (علیهم السلام) که هیچ در قبال علمای دیگر نیز شأنی قائل نبود، و دارای اخلاص، تواضع و غیرت دینی بود و از کسی طلبکاری نمی کرد و این معنای واقعی ذکر است. عمیق ترین دستاورد انقلاب را به یادگار گذاشت؛ ولی با این وجود از کسی انتظاری نداشت بلکه خود را دائما مسوول می دانست. مجلس درس ایشان مجلس ذکر بود، در میان بحث علمی، بحث اخلاقی را پیش می کشیدند و عُجب را مایه فساد علم می دانستند. مباحث علامه حسینی رحمه الله علیه در فرهنگستان علوم اسلامی بر پایه چه موضوعاتی شکل گرفت؟ ایشان قبل از آنکه مساله انقلاب فرهنگی توسط امام خمینی (رحمه الله علیه) بیان شود، مباحثی را درباره اقتصاد اسلامی شروع کرده بودند. زیرا گرایشات چپ در اقتصاد فعال بود و مساله این بود که بعد از انقلاب می خواهیم چه رویکردی را اتخاذ کنیم و تنها رقیب همین رویکردهای چپ بودند که مدعی بودند حرفی برای گفتن دارند. علامه سید منیرالدین حسینی همزمان به نقد اقتصاد لیبرالیستی و سوسیالیستی پرداختند. این اولین مساله اصلی جامعه بعد ار انقلاب بود که با تغییر حکومت چه روشی قرار است اتخاذ شود. این بحث مقارن شد با انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها و ایشان یک هم سنخی بین انقلاب فرهنگی و بحثی که شروع کرده بودند می‌دید. امام خمینی (رحمه الله علیه) هنگام انقلاب فرهنگی یک جمله ای فرموده بودند که ایشان به کررات استفاده می کردند مضمون آن جمله این است که اگر انحراف فرهنگی در جامعه رخ بدهد ولو مسئولین و مردم مسلمان باشند و به اسلام پایبند باشند، بر سر کشور و مردم آن رخ می دهد که در طول حکومت ستم شاهی رخ نداده است. برای همین استناد می کردند به بحث انقلاب فرهنگی و به بحث خوشان ربط می دادند به این صورت که بحث انقلاب فرهنگی فقط فرهنگ عمومی نیست و اگر پس از انقلاب فرهنگ عمومی، نتوانیم فرهنگ تخصصی که دانش های دانشگاه را تولید می کند متحول کنیم و نتوانیم فرهنگ علوم دانشگاهی را تحت تاثیر فرهنگ انقلاب قرار دهیم، به ویژه در علوم انسانی، انقلاب فرهنگی یک پروژه ناکام خواهد بود. توجهشان به این بود که ریشه ی انقلاب فرهنگی تحول در علوم دانشگاهی است. استاد حسینی یک تقسیم بندی دارند و می گویند ما در استناد به دین یک معرفت های محتمل داریم؛ یعنی نسبت آن با دین قطعی نیست. یک معرفت های مستند داریم مثل فقیه و یک معارف محقق داریم یعنی این معرفت های مستند شده محقق شوند. درباره اینکه چطور این معرفت ها محقق شوند معتقدند بودند که فقط با تحول علوم انسانی میسر است. علوم انسانی اگر بتواند حامل اندیشه های دینی بشود و تحولات اجتماعی بر اساس آن اتفاق بیوفتد، معارف محقق شکل گرفته است. جمله ایشان این است که امروزه علم به معنای معرفت کاربردی ست که کیفیت رشد را بر عهده دارد، یعنی تغییرات مثل تشخیص یک درد و کنترل و علت یابی و درمان درد. بنابراین معارف محقق دینی، معارفی هستند که اصول حاکم اجتماعی بر آنها ولایت الهی است. لذا معارف محقق را کسی در دست دارد که در تکامل فرهنگی جامعه حضور داشته باشد. علوم انسانی باید این امکان را در جامعه انقلابی داشته باشد که تکامل فرهنگی جامعه را پشتیبانی و تبیین کند. و این تکامل فرهنگی بر اساس معارف مستند هستند. ایشان به دنبال این بود که هم به معارف مستند فقیه امتداد اجتماعی بدهد و هم تحول در علم را ایجاد کند. نگاه علامه حسینی به اسلامی سازی علوم انسانی چگونه بود؟ هنگامی که امام خمینی (رحمه الله علیه) فرمودند دانشگاهیان از حوزویان علوم انسانی اسلامی را فرابگیرند، گروه ها و تلاش هایی شکل گرفت. یک رویکرد بود که نگاه خوشبینانه ای به علوم انسانی داشت و بعد از بازگشایی مجدد دانشگاه ها همان روال گذشته را پی گرفتند. حلقه ای که به دنبال روش نویی بودند خودشان چند دسته و رویکرد هستند. یک عده معتقد بودند ما مشکل اساسی و اصولی با علوم انسانی نداریم و مشکلمان موضوعی و موردی است پس باید آن موارد را شناسایی کنیم و علوم انسانی را از آن موارد تصفیه کنیم. نگاه دوم این بود که ما باید مبانی این علوم را تغییر دهیم و با این تغییر به صورت خودکار خود علم هم دستخوش تغییر می شود. علامه سید منیرالدین حسینی در بحث اقتصاد متوقف نماند؛ زیرا وقتی می خواست به بحث اقتصاد اسلامی و تولید اقتصاد اسلامی بپردازد، متوجه شد تولید علوم انسانی اسلامی نیازمند زیرساخت هایی است که فقط اقتصادی نیست و تحول همه علوم انسانی به آن احتیاج داشت. پس ایشان مجموعه علوم انسانی را پیوسته می دید و آن را با سایر علوم مرتبط می دانست. بنابراین بحث تحول علم را یکپارچه در نظر می گرفت. این تحول را نه فقط در روبنا یعنی نظریه ها و مبانی بلکه روش علوم و مسائل علوم را هم نیازمند تحول می دانست. نکته دیگر این بود که علوم انسانی اسلامی به مثابه ی یک برهان عملی باید توانمندی دین در پاسخگویی به نیازهای بشر را ارائه کند. ایشان در این بحث به فرمایش امام خمینی (رحمه الله علیه) استناد می کنند. جمله علامه سید منیرالدین حسینی این است که کاربردی تعریف کردن مفاهیم بر مبنای متغیر اصلی قرار دادن اخلاق، نمونه بارز آن شکست کمونیست است که امام خمینی (رحمه الله علیه) در مقابل تز عدالت اجتماعی و عدالت خواهی کمونیست ها عدالت اسلامی را قرار داد. چراکه قبل از انقلاب اسلامی همه فکر می کردند کمونیست است که طرفدار مظلوم و ظلم ستیزی است اما حالا همه فهمیدند که اسلام می تواند ظلم ستیز باشد. این برهان غیر از برهان نظری است. علامه سید منیرالدین حسینی معتقد بود ما در جهان امروز و مواجهه با تمدن غرب باید برهان تحققی ارائه کنیم. بتوانیم الگوی زیست اسلامی تولید کنیم. این الگو در صورتی قاعده مند و آزمون پذیر می شود که از فیلتر علوم انسانی بگذرد. ایشان در همان دوران به همان علتی که گفتند بحث اقتصاد اسلامی را بستند و ادامه ندادند و بعدها بر اساس روشی که پایه ریزی کرده بودند یک برنامه ی پژوهشی برای اقتصاد اسلامی ارائه کردند. بعد از این بحث ذهنشان معطوف به روش علم و روش سیستمی شد. ایشان در تبیین روش سیستمی هم نوآوری داشتند. بعد به نظرشان آمد که این روش هم پاسخگو نیست و یک مرحله عمیق تر شدند و به بحث مبانی روش علم پرداختند. برای اینکه بتوانند معرفت شناسی مناسبی را پایه ریزی کنند، هستی شناسی بر پایه ی فلسفه ی ولایت پایه گذاری کرد. بر اساس این فلسفه روش علم نوینی را پایه گذاری کرد اما نا تمام ماند. ایشان تولید علم را اجتماعی تعریف کرد و منطق را تعریف کرد. در کنار آن دو بحث دیگر هم بود یک آنکه ما به مدیریت شبکه تحقیقات نیاز داریم. دوم آنکه به بانک اسلامی توسعه اطلاعات نیاز داریم. برای آنکه دست به تولید دانش بزنیم به یک سازمان منسجم احتیاج داریم. منظور ایشان از بانک اطلاعات این بود که آن منظومه اطلاعات در چرخشی که عوامل و عناصری با او درگیر هستند به صورت نامحسوسی هدایت و توانمند می کند. منظورشان از مدیریت شبکه تحقیقات این بود که می خواستند سازمانی برای مدیریت علم تاسیس کنند. علامه سید منیرالدین حسینی در مرحله بعدی به مسائل مسقیم تر علوم انسانی پرداخت. از جمله دستاوردهای ایشان الگوی تحول جامعه بود. یک نظام مفاهیم قاعده مندی را پایه گذاری کردند و معتقد بودند که بر این اساس می توانند همه مسائل اجتماعی را تحلیل کنند. در موضوعات مصداقی دیگر هم ورود کردند. در موضوعات مختلف نظریه دارند. اشاره داشتید که ایشان به امامین انقلاب ارادت ویژه ای داشته اند، در مورد نظر مقام معظم رهبری راجع به فرهنگستان علوم اسلامی نقل های مختلفی هست، خصوصا در باب خطرناک بودن مباحث که نقلی از ایشان در کتابی چاپ شده است، شما در برخی دیدارهای اعضاء فرهنگستان با رهبری حضور داشته اید، لطفا توضیحاتی در این مورد بفرمایید. برخی مطالبی که به نقل از مقام معظم رهبری نشر داده شده، مطالب درستی است و عبارتها هم عین عبارتی است که معظم له فرمودند، منتهی نقصی که دارد این است که اولا مباحث آن جلسه به صورت کامل منتشر نشده است. قبل و بعد این مطلب مطالبی ذکر شده است و هم اینکه افزون بر این جلسه جلسات دیگری بوده که این جلسات هم حاوی مطالبی است که آنها هم انعکاس پیدا نکرده است. در این زمینه نکاتی را عرض می کنم. اشاراتی که در مورد جزوه ای که دستشان رسیده است و ناظر به آن مطالبی را در مورد اعاظم حوزه فرمودند، این جزوات مربوط به عزیزانی است که بدون نظارت سازمانی جزواتی را تدوین کردند و بدون هماهنگی سازمانی به معظم له رساندند. مشی آن دوستان مد نظر مسئول فرهنگستان نبود و مدتی هم مجزا درون فرهنگستان فعالیت می کردند؛ جهتی هم که مدیریت دفتر این نوع مواجهه را بر نمی تابیدن همین ملاحظه ای بود که مقام معظم رهبری به آن پرداختند.  در مورد فرهنگستان علوم اسلامی چند دیدار با مقام معظم رهبری حضور داشته اید؟ بعد از رحلت علامه سید منیرالدین حسینی، رحمه الله، یک دیدار خصوصی و سه دیدار دیگر با رهبری معظم، برگزار گردیده است. لکن مطالب آن جلسات توسط مجموعه رسانه ای بیت رهبری منتشر نشده است و بنده به عنوان شاهد عینی، با توجه به یادداشت های برداشته شده ی داخل جلسات مطالب را عرض می نمایم. البته بسیار خوشحال می شویم که متن کامل این جلسات انتشار پیدا کند تا به صورت مستندتری مطالب را تقدیم کنیم. یک جلسه خصوصی به همراه خانواده استاد حسینی، خدمت رهبری رسیدیم که هم از خانواده ایشان تفقد شد و هم در مورد روند چگونگی ادامه کار مطالبی بیان فرمودند. دو جلسه دیگر به صورت حضور اعضاء فرهنگستان به همراه عده ای دیگر که معمولا در روزهای دوشنبه برگزار می شود، انجام شد. جلسه چهارم هم مربوط به بازدید از نمایشگاه فرهنگستان در اخرین سفر ایشان به قم است. دو سری نکات کلی در این دیدارها بیان شده است که یک سری تحذیرهایی بود که در کار باید ملاحظه می شد و دیگری در مورد اهمیت و اصل حرکت است. مطالب سری اول که فرموده شده یک نمونه نحوه مواجهه با بزرگان حوزه و از طرف دیگر جوانان حوزه که تا بنایی مستحکم ساخته نشده، بناهای قبلی تخریب نشود. نکته دیگر اینکه افراد توانا باید این کار را انجام دهند، هم پژوهشگران و هم مخاطبان باید افراد فرهیخته ای باشند. توصیه دیگر این بود سعی کنید عباراتی که استفاده می کنید، مغلق نباشد. به ویژه با اشاره به ادبیات استاد فقید، اشاره کردند که من شاگرد کم هوشی نبودم، جزواتی را آقای حسینی آوردند( متن پیاده شده جلسات پژوهشی) مطالعه کردم ولی مطالب منتقل نشد. البته ایشان خاطره ای دیگر ذکر کردند که من آقای میرباقری را نمی شناختم، در رادیو صحبتی شنیدم و احساس کردم که این صحبت عقبه علمی قوی دارد. من پرسیدم که ایشان کی هستند، گفتند از شاگردان استاد حسینی است که من خوشحال شدم و گفتم که الحمدلله آقای حسینی یک زبان گویایی پیدا کردند و از دفتر خواسته بودند که حتما ملاقاتی با اقای میرباقری تنظیم شود. این مطالبی که عمدتا هشدارهایی بود که ما باید به آنها توجه کنیم. مطالب دیگر، ناظر به اهمیت و بعضاً تایید کار بوده است. در همان ملاقات اول بعد رحلت استاد حسینی رحمه الله علیه، جزوه ای قبل از ملاقات به ایشان داده شده بود در مورد ماموریت هم داخل جلسه نکاتی را حاج آقای میرباقری بیان داشته و نیز گفتند ما طبق نظر شما ادامه مسیر خواهیم داد و چنانچه شما بخواهید مجموعه را تعطیل خواهیم کرد. رهبری معظم فرمودند، بعد از رحلت حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) آقای حسینی آمدند و همین را از من پرسیدند و من همان موقع هم گفتم که شما فعالیتتان را ادامه دهید. نکته دیگری که در بیانات رهبر معظم انقلاب بود، اشاره به این خصلت استاد حسینی بود که «با تمام وجود برای انقلاب اسلامی خدمت می کرد، ولی هیچ انتظاری از نظام نداشت.» معظم له در وصف فرهنگستان بیان فرمودند:«بنیان اسس علی التقوی»، اضافه کردند مرحوم حسینی با تقوا فرهنگستان را بنا نهاد و بدون اینکه توقعی داشته باشد برای انقلاب زحمت می کشید. همچینن تقریر فرمودند آنچه که کتبی و شفاهی از ماموریت فرهنگستان ارائه شده بود. بیان داشتند که شما به دنبال نرم افزار اداره نظام اسلامی هستید. و فرمودند من سراغ ندارم این کار را مجموعه ای دیگر انجام بدهد و اگر هم سراغ داشتم باز می گفتم که شما هم انجام بدهید، چرا که اهمیت کار زیاد است. این جمله تعیین کننده ای بود برای اعضاء فرهنگستان، در جلسات دیگری نیز مطالبی در تایید این مطلب فرمودند. از جمله در یکی از جلسات دوشنبه فرمودند، منتظر نباشید که کار شما به انتها برسد، بلکه به تدریج مباحث را ارائه دهید. البته کمی تردید دارم اما احتمالا فرمودند که از مطالبی که به کاربرد نزدیک تر است بیان کنید و از مطالب بنیادی تر الزاماً شروع نکنید. همچینن با مثال از اندیشه شهید صدر فرمودند که انتظار نداشته باشید که به زودی به شما اقبال شود، کما اینکه شهید صدر بعد از شهادت بیشتر تفکراتش شناخته شد، فرمودند به طور طبیعی زمان می برد. - جلساتی با اعضاء فرهنگستان هم بوده که شما حضور نداشته اید؟! بله، چه با استاد میرباقری چه سایر پژوهشگران بعضاً جلساتی داشته اند، به طور مثلا موضع گیری دیگری در جلسه ای خصوصی بوده که در جلسه ای دونفره ایشان با یکی از محققین فرهنگستان مطلبی را در مورد جایگاه روش تحقیق در تبلیغ نکاتی نوشته بودند که مطلب را معظم له دیده بود و در این جلسه خصوصی، در این زمینه مطالبی که در مقاله بود را صحبت کرده بودند، در مورد استاد حسینی بیان داشته بودند که افراد باهوش و کیس سراغ مطالب ایشان می روند. به هر حال از آن پژوهشگر می شود، پرسید. - نکته تکمیلی اگر هست بفرمایید  نکته مهم اینکه فرمایشاتی رهبری دارند، نه خطاب مستقیم به فرهنگستان، بلکه خطاب به مجموعه های حوزوی و دانشگاهی، موضوع شناسی ایشان از فضای علمی کشور و عقبه فکری برای انقلاب است و بدون آنها نباید عبارت نقل شده از ایشان را معنا کرد. از جمله اینکه ایشان در سال ۱۳۷۴ یا ۱۳۷۶ که به قم مشرف شدند و صحبت های آن سال به عنوان منشور روحانیت منتشر شد؛ پاس داشت بزرگان حوزه باید با آن صحبت ها کنار هم معنی کرد. ایشان فرمودند که همزمان حوزه مسئول سه سطح «حفظ، ترمیم بالندگی» است و مرحله بالندگی را به «بالندگی فقاهت» تعمیم دادند و در بالندگی فقاهت را هم تحول در فقه و هم تحول در ابزار فقاهت بر شمردند. بزرگان ما در فقه و ابزار فقاهت، همین افراد معروفی هستند که در آن بیان اسامی برخی بیان شده. با کنار هم گذاشتن این دو مطلب به این نتیجه می رسیم که منظور ایشان این نیست که حوزه در فضای فکری علمای سلف بماند، مستدل و مستند بودن با اندیشه گذشتگان و نیز رعایت ظرفیت مخاطبان جوان را باید مورد توجه قرار داد که فرمایش درستی است. فرمایشات مشابه این، در جمع مجلس خبرگان، نیز مطالبه کردند که علما باید نرم افزار ادامه حکومت را مدیریت بکنند. یا مطالبی که در مورد تحول در علوم انسانی یا در مورد امتداد عملی فلسفه متذکر شدند. اینها و موارد مشابه را وقتی کنار میزاریم این مطلب فهم می شود که از رهبری از همه حوزویان می خواهند که عقبه تمدن ایرانی اسلامی پیشرفت را مهیا کنند و زمینه فکری حوزه های علمیه را اتقاء بخشند. کسانی با تقطیع بیانات بزرگان، دنبال تخریب وجه ی برخی مراکز هستند؛ این روش روش علمی نیست، در مجموع برداشت ما این است که رهبر فرزانه انقلاب، اهتمام دارند به نتایج مجموعه های علمی کشور، لکن مانند باغبانی که به دنبال پرورش هستند، لذا باید با مراقبات بیشتری در کار مد نظر باشد. امیدوارم که در سال های آینده، بزرگداشت سالگرد استاد حسینی با وجه علمی و رسانه ای بهتری انجام شود. از کسانی که امسال زحماتی در این راه کشیدند، سپاسگزارم.