فرهنگستان علوم اسلامی قم 12 مهر 1391 ساعت 17:26 http://isaq.ir/vdccapq182bqs.la2.html -------------------------------------------------- حجت الاسلام احمد عابدی/پژوهشگر گروه روش عام فرهنگستان علوم اسلامی عنوان : دفاع از دمکراسی، هدف اهانت به ساحت مقدس نبی اکرم «ص» -------------------------------------------------- تاکید بر مدارا و تسامح در مقابل تمدن سراسر شرک و دروغ مادی نظریه ای بود که از سوی بعضی آگاهانه و توسط عده ای، از روی بی اطلاعی و جهل در دوران اصلاحات تحت عنوان گفتگوی تمدن ها و چند عنوان دهان پر کن دیگر، مدتی فضای سیاسی کشور را غبارآلود کرد. متن : سلسله اهانتهای رسانه ها و طرفداران تمدن غرب نسبت به اولیاء الهی بویژه پیامبر عظیم الشأن اسلام صلوات الله علیهم اجمعین بار دیگر عواطف پاک میلیونها مسلمان را جریحه دار نموده و آنها را به خروش و فریاد وادار کرد. اینکه غرض اساسی از این کار چیست و پشت پرده اهانت به مقدسات بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون مسلمان جهان چه چیزی می تواند باشد تحلیلهای متفاوتی را در پی داشته است. چنین عمل شرم آوری علاوه بر اهداف فرعی و تبعی دارای اهداف اساسی و اصلی نیز می باشد که لازم است از سوی اندیشمندان مسلمان شناسایی شده و در مجموعه اهداف دشمن مورد تهاجم قرار گیرد. شکی نیست که تمدن غربی سراسر بر ایده لیبرال دمکراسی بنیان گذاری گردیده است و همه سیاست ها و نسخه های فرهنگی و اقتصادی صادره از مغرب زمین بر این اصل محوری مبتنی است. زندگی بدون خدا و نادیده گرفتن تعالیم انبیاء الهی و نفی هرگونه بُعد معنوی برای انسان و در نهایت نفی حیات بعد از مرگ، از شاخص ترین آموزه های اعتقاد به این بُت بزرگ است. نتیجه چنین بنیانی در تاسیس دمکراسی، عامل به رسمیت شناخته شدن اصولی همچون تسامح و تساهل و آزادی بیان ادعایی در روابط اجتماعی و تلاش برای حاکم نمودن آن بر روابط بین مللی شده است، طرح همسان سازی عقاید و مدارا در مقابل نظرات دیگران با هدف دوری از خشونت و ایجاد زندگی مسالمت آمیز بشری، ظهور همان هستی شناسی مشرکانه دمکراسی در منشور سازمان ملل و دیگر ارگانهای وابسته به آن است. پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر تعالیم انبیاء و توسعه روز افزون آن و پر رنگ شدن شاخصه های پیشرفت آن در بین مسلمانان و ملت های خسته شده از رنج سرمایه داری که در انقلابهای اسلامی منطقه و در جنبش ۹۹ درصدی نمایان شد، بار دیگر طرفداران دمکراسی را وادار نمود تعهد و سرسپاری خود را نسبت به خدای خود ساخته خویش اعلام و برای دفاع از نتایج آن مشغول به طرح و برنامه ریزی شوند. اهانت به مقدسات از یک طرف و پافشاری بر آزادی بیان و پرهیز از خشونت از طرف دیگر، با هدف ترویج روحیه مدارا و تسامح در مقابل کفر و شرک، یکی از اساسی ترین میوه های نامبارک لیبرال دمکراسی و همان برنامه خطرناکی است که در حال طراحی و انجام است. موضع گیری رئیس جمهور آمریکا در جریان اخیر به عنوان سردمدار و مجری ایده های دمکراسی در جهان، گویای جدیّت آنها در دنبال نمودن چنین برنامه هایی برای دفاع از اصول دمکراسی و تزریق آن در فرهنگ جهانی بویژه در بین مسلمین است. طرفداران بُت دمکراسی در بین مسلمانان از جمله جبهه نفاق و علماء وهابی، همزمان با چنین برنامه هایی به کمک اولیاء خود شتافته و بجای دفاع از ساحت مقدس پیامبرشان، فتوای به مدارا و عدم خشونت داده اند، البته از کسانی که معتقد به تخریب گنبد و قبر نورانی پیامبر هستند! چنین همراهی حساب شده ای با دشمنان اسلام، تعجب آور و دور از انتظار نیست. ولی بسیار روشنگر است که چشم های بصیر، نقطه اشتراک شرک و نفاق را ببینند و به واژهایی چون؛ خادم الحرمین فریب نخورند و با دقت بیشتر روابط پنهان و آشکار سران عرب را با اسرائیل، این دشمن قسم خورده اسلام و مسلمین، رصد کنند. تاکید بر مدارا و تسامح در مقابل تمدن سراسر شرک و دروغ مادی نظریه ای بود که از سوی بعضی آگاهانه و توسط عده ای، از روی بی اطلاعی و جهل در دوران اصلاحات تحت عنوان گفتگوی تمدن ها و چند عنوان دهان پر کن دیگر، مدتی فضای سیاسی کشور را غبارآلود کرد. اگر چنانچه چنین برنامه های مرموزی در بین مسلمین طرفدار پیدا کند بدون شک به معنای تن دادن به اصول دمکراسی است، همان اصولی که همیشه به دین به عنوان بزرگترین مانع توسعه نگاه می کند. آری؛ دمکراسی که در همه جبهه ها رو به افول بوده و صدای نرم شدن اسکلت نیمه جان آن را هر انسان بصیر می تواند بشنود، با چنین برنامه هایی و با چنین طرفداران ساده لوحی، فرصت حیات بیشتری پیدا خواهد کرد. پذیرش شعار عدم خشونت و نشان دادن ظرفیت در مقابل مقدسات دین از سوی مسلمین، به معنای فروکش کردن جنگ بین حق وباطل و فراهم شدن زمینه زندگی مسالمت آمیز بین کفر و باطل، از یک طرف و پیروان انبیاء، از طرف دیگر است، آن هم به قیمت عقب نشینی موحدان و دینداران از محوری ترین شعارها و از اصول مشترک بین همه ادیان آسمانی ؛ چیزی که به هیج وجه ممکن نبوده و در هیج زمانی اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد زیرا؛ نه مبانی دمکراسی چنین اجازه ای به پیروانش می دهد که در کنار دین و آموزه های آن زندگی کنند و نه دین حاضر است حتی برای یک لحظه شرک و بت پرستی را تحمل کند. کنار آمدن با روحیه تسامح و مدارا در مقابل اهانت به مقدسات یعنی قبول این ایده که حق و حقیقت مطلقی وجود ندارد، همه چیز نسبی است و ذات واحد و لایزالی وجود خارجی ندارد همه چیز به نسبتی درست و به نسبتی نادرست بوده و ما مجاز نیستیم که یک اعتقاد را صد درصد درست و مطلق بدانیم و برای دفاع از آن به خشونت متوسل شویم. اینجاست که اندیشمندان و متفکران مسلمان باید بترسند، همان ترسی که حضرت موسی علی نبینا و آله علیه السلام داشت : قَالُواْ يَامُوسىَ إِمَّا أَن تُلْقِىَ وَ إِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى‏، قَالَ بَلْ أَلْقُواْ فَإِذَا حِبَالهُُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يخَُيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنهََّا تَسْعَى‏، فَأَوْجَسَ فىِ نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسىَ‏، قُلْنَا لَا تخََفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلىَ‏(طه ۶۵-۶۸). ترس موسی از سحر ساحران نبود بلکه می ترسید که مردم فریب بخورند و قبول کنند.