فرهنگستان علوم اسلامی قم - آخرين عناوين گزارش ، خبر :: نسخه کامل http://isaq.ir/news-in Wed, 12 Dec 2018 13:43:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaq.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم http://isaq.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام فرهنگستان علوم اسلامی قم آزاد است. Wed, 12 Dec 2018 13:43:03 GMT گزارش ، خبر 60 الگوی پیشرفت باید هم تراز با رقیب تمدنی ما یعنی امریکا تدوین شود http://isaq.ir/vdcc.iqsa2bqsmla82.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی در اولین جلسه هماهنگ کارگروهای فعال در امر بررسی و تبیین الگوی پیشرفت، استاد میرباقری با تاکید بر اهمیت الگوی پیشرفت افزود« الگوی پیشرفت جمهوری اسلامی باید هم تراز با رقیب تمدنی ما یعنی امریکا تدوین شود. در الگوی پیشرفت باید نگاه تمدنی باشد و نگاه صرفاً منطقه ای نباشد»***در این جلسه ابتدا حجت الاسلام غنایی معاونت فرهنگستان به ارائه کلیاتی از شکل گیری کارگروه ها و فعالیت های آنان پرداخت و به معرفی کارگروه های سه گانه پرداخت؛ گروه های اصلاح و ترمیم، کارگروه نظریه پیشرفت و کارگروه گفتمان سازی، که آقایان استاد رضایی، ،آقای مهدیزاده و آقای مظفری مسئولیت کارگروه های گفته شده را برعهده خواهند داشت.در ادامه حجت الاسلام حسین مهدیزاده به گزارشی از روند کاری که در مورد نظریه انجام شده است پرداختند، وی بیان داشت:« رهبر معظم انقلاب در دو دهه گذشته با دغدغه ایجاد قاعده مندی و هماهنگی در حرکت انقلاب اسلامی، تمام سعی خود را کرده اند که هماهنگ و آینده نگرانه «حرکت کردن» را به جامعه بیاموزد، ایشان در این فرآیند عقلانیت اجتماعی ایران اسلامی را ابتدا از موضوع نهضت نرم افزاری آغاز نموده و سپس در تفصیل گفتمان، حوزه های فقاهتی را به تولید فقه حکومتی، دانشگاه و علوم عقلی را به تولید علم بومی و سپس علم دینی و نظام حاکمیت را به تولید الگوی پیشرفت دعوت کرده اند.» وی نیز در ادامه چگونگی روند کاری کارگروه نظریه اجتماعی را مختصراً تبیین نمود.حجت الاسلام حسن کربلایی نیز به عنوان دبیر کارگروه اصلاح و ارتقاء سند الگوی پیشرفت بیان داشت:« این کارگروه در دو نگاه کلان و خرد به سند الگوی پیشرفت فعالیت خواهد داشت. در نگاه کلان به بررسی نسبت ها و اوزان مفاهیم موجود در سند اقدام می گردد که نیازمند ایجاد مدلی برای تحلیل آن خواهیم بود. البته از آنجایی که تفکر فرهنگستان علوم اسلامی در این قسمت مزیت نسبی دارد، اولویت فعالیت های کارگروه نیز این قسمت خواهد بود. در نگاه خرد به بررسی عناصر واجزای سند الگوی پیشرفت اقدام می گردد و کارگروه سعی می کند که بر اساس مدل ایجاد شده به اصلاح و بهینه سند الگوی اقدام نماید.»سایر اساتید و پژوهشگران حاضر در جلسه نیز به برخی نکات علمی واجرایی برای رسیدن به اهداف مد نظر پرداختند.در انتها آیت الله میرباقری ضمن تشکر از جدیت و پی گیری پژوهشگران، بر چابکی ساماندهی کار به جهت رسیدن به هدف در زمان بندی های لازم تاکید داشته و اصلاح ساختار و برنامه را جزو ملاحظات کار برشمردند. ایشان تذکر دادند که مباحث باید در راستای سند تدوین شده باشد و مباحث نظری فرهنگستان به ادبیات سند ارائه شده هماهنگ باشد تا تفاهم بهتر صورت پذیرد. ضمناً ایشان تحلیل روند رسیدن به این سند را نیز از مسائل مهم قابل پیگیری دانستند که در روند اصلاح و ارتقاء باید مد نظر باشد.ریاست فرهنگستان علوم اسلامی با توجه به اهمیت سندالگوی پیشرفت برای حرکت روبه رشد انقلاب اسلامی، افزود« الگوی پیشرفت ایرانی- اسلامی باید هم تراز با رقیب تمدنی ما یعنی امریکا تدوین شود. در الگوی پیشرفت باید نگاه تمدنی باشد و صرفاً نگاهی منطقه ای نباشد.» ]]> گزارش ، خبر Thu, 06 Dec 2018 10:36:01 GMT http://isaq.ir/vdcc.iqsa2bqsmla82.html دستور ویژه ریاست فرهنگستان علوم اسلامی http://isaq.ir/vdcd.f0f2yt0fna26y.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی،دستور ویژه ای از طرف ریاست فرهنگستان علوم اسلامی برای پیگیری اوامر رهبری در خصوص بررسی «الگوی اسلامی-ایرانی  پیشرفت» ابلاغ شده است. در این پیام آیت الله میرباقری با توجه به اهمیت این دستور از مجموعه فرهنگستان علوم اسلامی خواسته اند، ظرف مدت 20 روز طرحی اجرایی برای انجام منویات رهبری معظم انقلاب تدوین گردد. متن این پیام بدین شرح است:***معاون محترم فرهنگستان علوم اسلامي قمجناب حجت الاسلام غنايي زيد عزهسلام عليکمحمد و سپاس خداوند منان را که در چهل سالگي انقلاب شکوهمند اسلامي با تدابير حکيمانه رهبر فرزانه انقلاب، پيش نويس سند «الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت» تنظيم و در معرض نقد و بررسي و اظهارنظر مراجع مسئول و عموم صاحب نظران کشور قرار گرفته است. سندی که نشانگر هماوردي تمدني انقلاب اسلامي با دنياي غرب و نظام استکباري حاکم بر جهان امروز و تأکيدي بر عزم راسخ اين ملت تاريخ ساز بر پيگيري آرمان هاي جهاني اسلام با الگوها و انديشه هاي جديد و اسلامي است.بديهي است فرهنگستان علوم اسلامي نيز باتوجه به سوابق علمي و پژوهشي خود در اين زمينه و به ويژه انديشه‌هاي بلند و عميق بنيانگذار فقيد آن، استاد علامه حسيني (ره)، نسبت به اجابت فراخوان عمومي رهبر معظم انقلاب در جهت بررسي عميق و سپس ارائه پيشنهاد مشخص براي ارتقاي سطح اسلاميت، عقلانيت و کارآمدي آن به صورت مضاعف مسئول و موظف است.لذا ضروري است حداکثر ظرف مدت بيست روز با مشارکت هيئت مديره و اساتيد و محققان مجموعه، طرحي اجرايي را براي انجام اين مسئوليت مهم تهيه نماييد که در آن موارد ذيل به طور ويژه ملاحظه شده باشد:۱. بهره مندي حداکثري از ظرفيت دروني اساتيد و محققان مجموعه؛۲. بهره مندي حداکثري از ظرفيت اساتيد و صاحب نظران انقلابي خارج از مجموعه؛۳. تعامل فرايندي و مستمر با مرکز الگوي اسلامی ـ ايراني پيشرفت.                                                                                                        ومن الله التوفيق                                                                                       رئيس فرهنگستان علوم اسلامي قم                                                                                               سيدمحمدمهدي ميرباقري ]]> گزارش ، خبر Sat, 20 Oct 2018 05:47:22 GMT http://isaq.ir/vdcd.f0f2yt0fna26y.html عاشورا، محور جاذبه ایمان درعالم http://isaq.ir/vdcc.xqsa2bqsola82.html به گزارش پایگاه اطلاع رسان فرهنگستان علوم اسلامی، در تاریخ 16 تیرماه 1370 استاد علامه سید منیرالدین حسینی در جمع برخی از شاگردانشان به بحث رشد معنویت در تاریخ توسط ائمه اطهار و خصوصاً جایگاه عاشورا  در تکامل تاریخ پرداختند که این سخنرانی با ویرایشی اندک خدمت شما ارائه می گردد:*** مسئله‌ي خواستن معرفت خود اهلبيت طاهرين و معرفت معناي مصائب آنهاست؛ قضيه‌ي عاشورا يك قضيه‌ي ساده نيست؛ آيا در اقوام مختلف، مظالم ظاهري مثل «كشتن، بستن، اسير كردن، آتش زدن، شكنجه كردن» مثل اين مطالب نبوده؟! «مصيبتاً ما اعظمها و اعظم رضيتها في الاسلام و في جميع السموات و الارض» آن مصيبت چيست كه نظيرش در جميع سموات و الارض نيست؟ ببینید مصيبت و صدمه و اهانت از چه كسي و نسبت به چه كسي و براي چه چيزي است؟ گاهی از دو نفر مساوي است؛ يعني يك كاسب با كاسب ديگری است، يك دانشجو با دانشجوي ديگر است، دو تا هم عرض هستند و مقصد آنها هم يك چيز است، هر دو دنيا را مي-خواهند، سر كم و زيادي دنيا دعوايشان مي شود؛ اين به گوش آن يك سيلي مي زند. حالا يكي از آنها متجاوز شناخته مي شود، سهم دنيائي به يكي كه حقش بوده به وسيله‌ كسبي و كاري به دست آورده است، مي‌خواهد از آن بگيرد؛ به هر حال مورد نزاع يك امر دنيایيست. اما گاهی يك طرف كه مي خواهند حقش را بگيرند، آدمي است كه در نظر شما محترم است؛ متجاوز محترم نيست، متجاوز به لحاظ تجاوزش هيچ وقت احترام ندارد و لكن يك جا هست كه آن كسي كه دارد تجاوز مي‌كند، اصلاً وضعش، وضع مساوی نيست. اهل كتاب است يا يك كافر است كه اصلاً مالكيتش محترم نيست. كافر محارب دارد به مؤمني سیلی مي‌زند تا به زور مالی از او بگيرد. گاهی هم موضوع مورد نزاع، دعوت به خداوند متعال است؛ يك طرف بنده خدا و طرف دیگر مخالف خداست؛ اين هم مراتب مختلفي دارد، آن كسي كه مي‌خواهد دعوت به خدا بكند، چه نحوه دعوتي خواهد داشت و تا چه اندازه حاضراست فداكاري كند؟ چه نحوه مؤمني هست؟ مورد نزاع كه ايمان است چه رتبه‌اي از ايمان است؟ يك وقت هست كسي كه مخالف است، مي‌خواهد تمام ايمان را ريشه كن كند و اين كسي كه طرف دار هست، مي‌خواهد تمام ايمان را نجات بدهد. التهاب آن مومن، في جنب الله است، في ذات الله است و آن مخالف هم مي خواهد مخالفت با خدا كند، دعوائي با خود اين ندارد، دعواي آن با خداست؛ خداي متعال به پيغمبر اكرم مي‌فرمايد مخالفان تو، در حقيقت مي‌خواهند با من مخالفت كنند. يك مقدار جلوتر مي‌آييم؛ اصلاً اين كسي كه دارد از خدا طرفداري مي‌كند و مشكل را تحمل مي‌كند، يك مؤمن معمولي نيست، بلكه يك ركن است، محور جاذبه‌ي ايمان در عالم است و تمام بلاد و منازلي كه از ايمان ساخته مي‌شود، اين‌ها به طفيلي اين شخص است كه قبول مي‌شود، نماز سايه‌ي عمل اين است، روزه سايه‌ي عمل اين است، حج سايه‌ي عمل اين است، سايه‌هاي نازل آن هم هست، حالاتي كه خود اينها دارند، نيست؛ خود آن حالات نمي شود كه به پايين بيايد، نازل مي شود تا به پايين برسد، حقيقت ماه رمضان، هم عنان با اينهاست، حقيقت ليله القدر، هم عنان با اينهاست. ليله القدر به وسيله‌ي اينها ليله القدر شده است. شب اعطاي خداي متعال به اينها، منشأ ارزش ليله القدر شده است، اگر در يك جا مي گوييد « ما ادريك ما ليله القدر» در يك جا هم مي‌گوييد، شما اصل خير هستيد، نمي‌شود ليله القدر خير باشد ولي از شما گرفته نشده باشد، فرع و معدن و مأواي خير هستيد، منتهاي خير هستيد؛ اگر اين طوري باشد، آن وقت اين‌ها ابواب ايمان باشند، بلاد الهي باشند. بلدي داريد، مكاني داريد كه در آن مكان خدا را عبادت مي كنيد، در آن يوم عبادت مي كنيد، زمان و مكان داريد، ولي بيوتي كه «فيه اذن الله ان ترفع و يذكر فيه اسمه» به وسيله‌ي اينها درست شده است. مكانهاي عظيم، مكانهاي كريم مشاهد مشرفه با اينها مشاهد مشرفه شده است، «طهورت و طهورت بك البلاد»، شما طاهريد و با شما هم بلاد پاكيزه شده است، با شما زمان و مكان آراسته شده است، مقابله با يك چنين اركاني، مقابله با يك معناي ديگري مي‌دهد؛ اگر مي‌توانستند به خود خدا حمله كنند و اين براي بشر مقدور بشر بود، حمله مي كردند. اين‌ها رتبه‌ي خلافت اللهي هستند و اينها به خلفاء خدا پرخاش كردند، اگر خلافت اللهي را خوب متوجه بشويم (كه نمي¬توانيم حقش را متوجه بشويم) آن وقت معناي اين كه اين‌ها را آل الله خوانديم، چنان چه در زيارت اربعين و در زيارت رجبيه آمده، يك مقدار نزديك مي‌شويم؛ خانواده‌اي كه منسوب به خدا هستند و در توحيد ركن هستند، قوام عالم به اين‌هاست، بچه چهار ساله‌ي اين‌ها آن چنان قرآن قرائت می کند و استدلال به قرآن مي¬كند كه پيرهاي شصت، هفتاد ساله ما در چنين شرايطي محال است كه يادشان باشد و بتوانند. گاهی يك عمارت را عادي خراب مي‌كنند؛ گاهی هم يك عمارتي را چنان بالا و پايين مي‌شود، گچ‌ها به زير و آجرها به رو مي‌آيند. به عبارت ديگر آن را ويران مي‌كنند. اين يك معناي ظاهري دارد كه همان خانه‌ي صديقه‌ي طاهره(س) است و يك معناي باطني دارد كه خانه‌ي ايمان و نبوت است. به وسيله‌ي حمله به اهل بيت، خانه‌ي نبوت را زير و رو كردند. خانه‌ي ايمان و توحيد را ويران كردند. و به وسيله‌ي مقابله‌ي ائمه طاهرين، اين خانه بقاي تاريخي يافت. حالا شما ببينيد اين مصائبي كه در قضيه عاشورا وارد شده است، اين قاضايا، قضاياي عادي نيست، پيوند با عالم ملكوت دارد، پيوند حقيقي هم دارد. خداي متعال به مقابله‌ي با كفر به همه‌ي آنچه كه ممكن بود عبادت شد.يك وقت يك بسيجي را مي بينيد كه به همه آن‌چه برايش ممكن است مي رسد و خودش را زير تانك مي اندازد يا روي مين مي‌رود، به شهادت می رسد، يك وقتي است كه اين تمام ظرائفي را كه تا آخر تاريخ مي تواند كار بكند را مواظبت مي كنند و نسبت به هيچ كدام تخلّف نمي كنند، نه كندتر مي‌آيد و نه تندتر مي‌آيد اين غير از آن مطلب است، اين‌كه چه موضع، چه نحوه سلوكي بكند تا بتواند قرنها را بيدار كند، دست بشر را بگيرد و از حيرت ضلالت بيرون بياورد، خانه‌ي ايمان را بناي تاريخي بكند، بر خلاف آنهائي كه مي‌خواهند هدم تاريخي بكنند، و در اين راه وقتي كه مي خواهد اين كار را بكند، رنج را بايد بيشتر تحمل كند، اگر زن و بچه را مكه بگذارد و بيايد، هزار بار رنج را كمتر تحمل مي كند و حال آن كه مي آورد و رنجش را هم تحمل مي‌كند. هزاران رقم می شد صحنه‌ي عاشورا را اداره كرد كه قضيه خيلي سهل تر بگذرد، ولي مي‌آيد شديدترين و پيچيده ترينش را انتخاب مي كند تا اين‌كه دشمن را در يك اقتضاء تاريخي وارد كند كه بساط كفر جمع و بساط ايمان پهن شود، وجود مبارك حضرت زينب، قافله سالار اين قاضايا، بعد از وجود مبارك ابا عبدالله در قسمت دوم جنگ است؛ يعني در قسمت اسارت است؛ خيلي منزلت است، لشكر شكست خورده را نگه داري كردن خيلي سخت است؛ لشكر تا وقتي قوام دارد، اداره اش يك طور هست و در شكست خورده بودن، اداره آن يك طور است و در تمام اين مراحل باز سكوت كردنها و حرف زدنها و حركات و نگه داريها و سخنراني‌ها، اينها شكننده است. قطعاً اگر نحوه اداره‌ي زينب كبري صلوات الله عليها فرمود به تمام مردهاي غير معصوم بدهند، از هيچ كس از مراجعش گرفته  تا صحابه نمي‌تواند كاري كه ايشان كرد را بكند. طوري ايشان عمل كرده كه آن اسارت، كاري را كه بايد در تاريخ بكند، انجام داد؛ آن حركت الهي را كه بايد در تاريخ راه بياندازد، راه انداخت، شأن ايشان در بیت توحید به وسيله همين كارهايش هست، كه زينت پدرش شناخته شد و پدرش صاحب رايت رسول است. ايشان مثل آرم توحيد روي پرچم نبي‌اكرم هستند، پدرش به «صاحب لواء» شناخته مي‌شود، آن وقت سر لشكرها غير از وضع حال بود. سرلشكر كسي بود كه شديدترين خصلت رئيس را نسبت به دشمن دارا بود؛ مبرز حقيقي و مظهر شدت، رئيس در آن هدف بوده، اين پرچم‌دار مي‌شد؛ اگر اين حالت در پرچم‌دار نبود، خيلي زود از پرچم‌داري عزل مي‌شد، حال آن هدف اگر يك هدف ملي گرايانه بود، پهلوان بايد مليت را در خونش و در تمام وجودش بپرستد و شديد باشد و به دنبال مليت حاضر باشد، شديدترين ريسك‌هاي ممكن را بكند، بايد مظهر آن سلطان بشود، اگر الهي بود، بايد مظهر آن اعتقاد بشود، اين‌كه پرچم را به دستش مي‌دادند، معنايش اين است كه چشم لشكر به اين بوده، اين جُند و اين لشكر و اين جمعيت را داراي حيات مي‌شناخته است. صفتي را كه براي مولي الموحدين مي‌گويند در موضع هاي مختلف صاحب لواء رسول است. خود نبي‌اكرم صاحب لواست، تو برادر مني تو وصي مني تو صاحب لواي مني، پرچم توحيد به علي(ع) شناخته مي‌شود.علي بن ابيطالب، زينب را زينت خودش مي داند،؛ زينت اين پرچم مي داند، اين اسم يك اسم تشريفاتي نيست، براي قضيّه‌ي كربلاست كه ايشان زينت علي‌بن ابي‌اطالب است و معناي زينت هم يك معناي تشريفاتي نيست، همان‌طور كه پرچم نشام مي دهد كه مظهر است، آن آرم خصوصيت اين پرچم را نشان مي دهد، اين‌ها نه در عزّت و نه در ذلّت، طرفداري از خدا را رها نكردند، ، يك وقتي است آدم در موضعي كه در عزّ و قدرت شمشير زدن است، در آنجا مظهر است، در آنجا نشان دهنده پرچم است، يك وقتي در كمال شكست، عين كمال پيروزي، قدرتمند ايستاده است؛ يزيد در مجلس به او مي گويد الحمد لله كه خدا شما را مفتضح كرده است، ايشان چه جواب دادند، ايشان مي فرمايد «والله ما رايت الا جميلاً» به خدا قسم جز زيبايي نديدم، اين معناي نشانه پرچم بود، در سينه‌ي كافرترين كافرها، اين طور درون چشمش را مي زند، او مي¬خواهد بگويد توحيد نه، اين مي خواهد بگويد توحيد حتما و قطعا؛ اين را به موقع مي گويد، كسي خيال نكند كه شبیه این کار را امثال زناني كه در سازمان انقلابي هستند، مي توانند انجام دهند؛ ايشان نه يك لحظه ديرتر و نه يك لحظه زودتر صحبت مي كنند و نگهداري كردن همه‌ي اسرا با وجود اين است، اين معرفت را، از خودشان بخواهيد. مهمترین چیزی که می خواهید، همين باشد كه معرفتتان به ايشان را زياد كنند و زيارتشان را نصيب كنند، و خداوند زيارتشان و معرفتشان را و دوام يادشان را عطا كند و از هر چه كه دل شما بخواهد از اينها و همه اعمالتان را به طرفداري از اينها قرار بدهيد، بحث مي كنيد در طرفداري از ایشان باشد، مذاكره مي كنيد در طرفداري از ایشان باشد، طرفداري از نفس و ذكر نفس نباشد ـ انشاء الله ـ مبادا به خيالتان بيايد كه حالا شناختيد، هر چه بشناسيد و به نظر اهل معرفت بيايد كه شناختند، محال است آن طور كه هستند بشناسند. در اين دعاها در اين زيارات زياد مطالعه كنيد كه با بيانهاي مختلف درباره‌ي ائمه طاهرين قضيه حضرت سيد الشهداء ـ صلوات الله عليه و السلامه عليه و ابنائه المعصومين- و حضرت زينب سلام الله عليها. گاهي آدم مي گويد اينها اضافه‌ي تشريفي است كه مي گوييم « رضعت من ثدي الايمان » از دستان ايمان شير نوشيديد، ايمان چه ربطي دارد، بايد بگويند مؤمن و حال اين‌كه نه، اين طوري نيست، اگر اينها در ايمان ركن هستند، اينها غذائي كه براي حضرت ابا عبدالله توليد مي شود آن غذا نه به معناي يك شير حلالي است كه مثلاً آدم مي گويد رحمت به شير مادرت كه از لقمه‌ي حرام نبوده، پدرت مال حلال تهيه مي كرده، مادرت هم مادر مطيعي بوده است، نه اين معنا نيست، اين معنايش خيلي بالاتر است، و اگر اين‌ها محور جاذبه‌ي عبادات باشند و اينها هر كدامشان در نظام عالم منازلي است ...رنگ عالم و تاريخ است كه با حالات صديقه طاهره عوض مي شود؛ يعني منازل اين چنين طي مي شده،  شما در خانه‌ي خود اسلام پرورش يافتيد، كدام خانه است كه درباره اش گفته باشند « اشْهَدُ اَنَّ دَمَكَ سَكَنَ فِي الْخُلْدِ وَاقْشَعَرَّتْ لَهُ اَظِلَّةُ الْعَرْشِ، وَبَكى لَهُ جَميعُ الْخَلائِقِ وَبَكَتْ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَالْاَرَضُونَ السَّبْعُ » امام معصوم شهادت مي دهد خون تو در بهشت ساكن شد نه در بهشت عادي، در خلود، در جاودانگي و سايه‌ي عرش با سايه‌ي همه‌ي خلايق به لرزش درآمد. اين چه خوني است كه با آن همه كائنات به لرزش درآمد، آدم بايد معرفتش را بفهمد. چه معنا دارد. حالاتي كه در سلام كردن به آنها از خدا بخواهيد اگر « إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَ اسْتِنْصَارِكَ » اگر وقتي شما صدا زديد و شما را اجابت نكردند « فقد أجابك قلبي و سمعي و بصري و رأي» گوش من ، چشم من، قلب من دارد اجابت مي¬كند، قلب آدمي آمده باشد، اجابت مي كند نه اينكه قلب دنيایی باشد.به هر حال اميدوارم انشاء الله تعالي خدا بركاتش را براي شما وافر قرار بدهد از همه شما التماس داريم و هيچ عبادت خدا از توسل به معصومين بالاتر نمي شود و توسلي بالاتر از تحقق سوزش براي مصيبت اينها براي خودمان است، نه براي يك حاجت ديگر، برای ارزش و تحقق توسل انشاء الله تعالي باشد.                                                                                        و السلام عليكم و رحمه الله و بركاته ]]> گزارش ، خبر Mon, 17 Sep 2018 13:29:28 GMT http://isaq.ir/vdcc.xqsa2bqsola82.html جایگاه تفکرات فرهنگستان علوم اسلامی در ایران امروز http://isaq.ir/vdci.uazct1azwbc2t.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از مباحثات،حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیات علمی  و حجت الاسلام سید پیمان غنایی معاونت هماهنگی فرهنگستان علوم اسلامی در نشستی به بررسی 35 سال فعالیت علمی فرهنگستان علوم اسلامی پرداخته و به پرسش های حضار جواب دادند که گزارشی از این نشست ارائه می گردد:*** پیروزمند: در ابتدا لازم است توضیحاتی مقدماتی را نسبت به فرهنگستان عرض کنم. شروع فعالیت غیررسمی فرهنگستان سال۱۳۵۹ و رسمی‌ِ آن، ۱۳۶۱ و با هدف مواجهه فکری با جریان‌های التقاطی و چپ‌گرا و منافقین بود. هسته اولیه این مرکز در سال ۱۳۵۲ و با محوریت بحث انقلاب و برای مصونیت‌بخشی به فعالان انقلابی کشور از غلتیدن در دام جریانات مختلف بود. برخی از این فعالان در حال حاضر از سران کشور حساب می‌شوند و گاهی هم برخی از آن‌ها اذعان می‌کنند که آشنایی آن‌ها با بنیان‌گذارِ فرهنگستان ـ یعنی استاد حسینی ـ مانع از غلتیدن آن‌ها در دام تفکرات التقاطی شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، فرهنگستان، به مباحث مربوط به حاکمیت و اداره حکومت اسلامی ورود پیدا کرد و در ابتدای راه هم به بحث اقتصاد اسلامی پرداخت و بعد از مدتی استاد حسینی به این نتیجه رسید که اقتصاد اسلامی، مستقیماً قابل دست‌یابی نیست و نیاز است که روش علوم را مورد پی‌گیری و کنکاش قرار دهد و باید مبانی روشِ علم، به‌صورت عام مورد توجه قرار گیرد. پس از انقلاب فرهنگی، استاد توجه داشتند به فلسفه‌ی روش علم و در واقع ایشان خواستند که از این رهگذر، عمیق‌تر کار کنند و رگه‌های فلسفی فرهنگستان از همین‌جا پررنگ شد. البته فلسفه‌ی به معنای مصطلح، دغدغه استاد نبود؛ بلکه فلسفه به‌معنای روش بود که مورد توجه ایشان قرار گرفت؛ نه فلسفه به‌معنای هستی‌شناسیِ اثبات‌کننده‌ی الهیات که مأموریت اصلی فلسفه اسلامی محسوب می‌شود. استاد به‌دنبال تحول در علوم تمدن‌ساز اسلامی بود و توجه اصلی ایشان هم به این سمت بود که اگر بخواهیم نگاه تولیدی و ولایی در تحلیل معرفت‌شناختی اشراب شود، باید چه سیری را پشت سر بگذارد و چگونه آن را در مدل‌سازی‌های عینی خودمان، به‌کار ببندیم. هدف اصلیِ استاد، دست‌یابی به تمدن فقه جعفری بود که این مسأله، در مانیفستی که در سال ۱۳۶۱ نوشته شد، بیان گردید و عمده زحمت ایشان، پایه‌گذاری فلسفه نوین بود. به موازات فعالیت‌های بنیادین استاد، محور دیگری از کار توسط ایشان پی‌گیری شد که نام آن‌ را تحقیقات کاربردی یا تحقیقات راه‌بردی گذاشته بودند و از رهگذر آن، به‌دنبالِ پاسخ‌گویی به نیازهای ملموس و عینی و روزانه‌ای مانند تورم و تعاونی‌ها بودند و البته حتی قبل‌تر از این مسائل، ایشان با توجه به این‌که در خبرگان پیش‌نویس قانون اساسی شرکت داشتند، یکی از پیش‌نویس‌های قانون اساسی را نوشتند که این پیش‌نویسِ ایشان، در گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی، بسیار مؤثر واقع شد. پیروزمند: برخی از تفکرات و اندیشه‌های استاد حسینی دچار تغییراتی شده است که این تغییرات، هم مبتنی بر تجربه‌ی نظریِ ایدئولوژی‌های ایشان بوده و هم مبتنی بر تجربه‌ی عملی. اما ایشان زمانی‌که به فلسفه نظام ولایت دست یافتند، دیگر دچار تغییرات بنیادین نشدند و به این نتیجه رسیدند که بن‌بستی در این‌باره وجود ندارد که نشود از عهده آن برآمد و فرهنگستان نیز تاکنون سعی داشته نقاط پنهان مبانی ایشان را بیش‌تر معرفی و نمایان کند. هدف ایشان از پرداختن به مسائل کاربردی، ضمنِ تقویت جنبه فکری انقلاب اسلامی، اجازه تنفس پیدا کردن برای انجامِ تحقیقات بنیادین توسط ایشان و فرهنگستان بود؛ چرا که حتی برخی از نخبگان و حوزوی‌ها، تحقیقات ایشان را برنمی‌تافتند و هم‌چون زمان حاضر، ایشان و مجموعه، متهم به پرداختن به انتزاعیات و دوری از مباحث واقعی کشور بودند. این اتهام گاهی به‌قدری جدی می‌شد که حرف از حذف و انزوای تفکرات فرهنگستان به میان می‌آمد؛ که البته الآن نیز گاهی با مسائل و برخوردهای مشابهِ آن زمان مواجهیم. مأموریت اصلی و بنیادین فرهنگستان انجام یک سری تحقیقات بنیادین است. البته لازم به ذکر است که برای ارزیابی خروجی هر مجموعه‌ای ـ از جمله فرهنگستان ـ دو ملاحظه را باید مد نظر داشت؛ اول مقدوراتِ آن مجموعه و دستاوردهای حاصل از این مقدورات؛ دوم شناخت جنس و ماهیت کارِ مجموعه. در همین راستا باید عرض کنم که فرهنگستان، گام در راهی گذاشته بود که قبل از آن، کسی قدمی در آن، نگذاشته بود.غنایی:گرچه فرهنگستان یک مجموعه و سازمان محسوب می‌شود، ولی قوام این مجموعه، به تفکرات یک اندیشمند برمی‌گردد و از همین رو برای تحلیل وضعیت این مجموعه، باید دید تفکرات آن اندیشمند، چه سرنوشتی پیدا کرده است و چه جایگاهی را پس از چهل سال بعد از انقلاب اسلامی دارد. تفکرات استاد حسینی در راستای پی‌گیری آرمان‌های انقلاب اسلامی و رفع کاستی‌های فکری آن بود و لازم است که ببینیم امروزه تفکر ایشان در جامعه‌ی ما چه جایگاهی دارد و از چه وضعیتی برخوردار است. لازم است برای اشاره و یادآوری عمق تفکرات و بینش استاد حسینی به سه مثال اشاره داشته باشم. مثال اول این‌که در ابتدای انقلاب که بحث اسلامی‌سازیِ علوم انسانی مطرح شد، برخی اساتید ـ که البته امروزه شماری از آن‌ها، میدان‌دار اسلامی‌سازی علوم انسانی در حوزه علمیه هستند ـ اسلامی‌سازی علوم انسانی را غیرعلمی می‌انگاشتند؛ ولی استاد حسینی به این موضوع پرداختند و حتی یک گام عقب‌تر رفته و با تفکری عمیق‌تر، روش تحقیق در علوم انسانی اسلامی را مورد بحث و تفکر قراردادند و امروزه می‌بینیم که این موضوع به قدری اهمیت یافته که شاهد انتشار فصلنامه «فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی» هستیم. مثال دوم این‌که ایشان در مسائل اجتماعی در چگونگی تطبیق احکام به موضوعات تخصصی بر این عقیده بودند که نیازمند منطق انطباق هستیم و امروزه، شاهد هستیم که این مسأله، جدی گرفته شده و از همین رهگذر، موضوع‌شناسی فقهی اهمیت یافته و به همین منظور نیز مؤسساتی در حوزه علمیه دائر شده است. مثال سوم، کاربردی‌کردن فلسفه از دهه شصت بود که ایشان تأکید فراوانی نسبت به آن داشتند و ایده‌های خودشان را در مورد آن مطرح کردند. این مثال‌ها نشان می‌دهد تفکرات استاد حسینی آن‌طور که گفته می‌شد، صرفاً انتزاعی و یا غیرکاربردی نبود. در بیانِ روند رو به جلوی فرهنگستان می‌توانم به این مسأله اشاره کنم که امروزه، نسبت به دو دهه قبل و یا نسبت به ابتدای انقلاب، تعداد فراوانی از طلاب، اساتید و دانشجویان، فرهنگستان را می‌شناسند و این، نشان و حاصل از قوت فکریِ مجموعه است.سؤال: متفکرین و نظریه‌پردازان هنگام شکست و یا به نتیجه نرسیدن تفکرات‌شان، یا از ایده‌ها و حرف‌هایشان عقب می‌نشینند و به اصلاح آن‌ها می‌پردازند و یا عوامل بیرونی دیگری را به‌عنوان مقصر معرفی می‌کنند و همچنان بر ایده‌های خود پافشاری می‌کنند. پرسش بنده این است که با توجه به این‌که برخی از ایده‌های فرهنگستان نتوانسته مشکلاتِ جاری کشور را حل کند، آیا در همین راستا مجموعه‌ی شما ، لازم دیده که به بازنگری در ایده‌های بنیادین استاد حسینی بپردازد، یا هم‌چنان بر آن ایده‌ها پافشاری می‌کند؟پیروزمند: پاسخ شما هم بله است و هم خیر؛ بدین معنا که استاد حسینی به هنگام پایه‌گذاری هسته‌ی سخت اندیشه‌های خود، در فلسفه‌ی روش، به‌شدت سیال می‌اندیشید و برای پاسخ به سؤالاتش، به خودش اجازه تجدید نظر می‌داد و می‌توان این رویه را با دقت در منظومه فکری ایشان ملاحظه کرد؛ که برخی از تفکرات و اندیشه‌های ایشان، دچار تغییراتی شده است که این تغییرات، هم مبتنی بر تجربه‌ی نظریِ ایدئولوژی‌های ایشان بوده و هم مبتنی بر تجربه‌ی عملی. اما ایشان زمانی‌که به فلسفه نظام ولایت دست یافتند، دیگر دچار تغییرات بنیادین نشدند و به این نتیجه رسیدند که بن‌بستی در این‌باره وجود ندارد که نشود از عهده آن برآمد و فرهنگستان نیز تاکنون سعی داشته نقاط پنهان مبانی ایشان را بیش‌تر معرفی و نمایان کند.سؤال: به‌عنوان مقدمه باید عرض کنم که بنده در کار روان‌درمانی فعالیت دارم و برنامه‌های فرهنگستان را نیز دنبال می‌کنم و می‌دانیم که صحبت‌کردن در حوزه کلان، آسان‌تر از ورود به مباحث علمی و کاربردی و جزئی است. پرسش بنده، بُعد سلبی ندارد و عبارت است از این‌که قرار است چه زمانی شاهد حضور فرهنگستان ـ به‌عنوان مثال ـ در بخش اعصاب و روان و یافتن راه حلی در بحث اسکیزوفرنی باشیم؟ آیا درحال حاضر فرهنگستان به این ظرفیت عملی رسیده است که در این مورد به کمک جامعه بشتابد؟پیروزمند: لازم است به مقدمه‌ای اشاره داشته باشم و آن این‌که تحول در آن دانشی که برای تمدن‌سازی نوینِ اسلامی لازم است، تحولی نیست که فقط متکی به یک سازمان و مجموعه ـ مانند فرهنگستان ـ باشد؛ بلکه برای رسیدن به هدف، نیاز به وجود شبکه‌ای از تحقیقات چند لایه داریم که یک لایه از آن، تحقیقات بنیادین است که فرهنگستان، داعیه‌ی آن را دارد. نکته‌ی دیگر، تنوع در رشته‌ها و شاخه‌های علوم انسانی و غیر علوم انسانی است؛ لذا یکی از بخش‌ها، تحول در روش علم به‌معنای روش تحقیقِ ناظر به تحول در محتوای علم است و بخش دیگر، ناظر به روشِ چگونگی مدیریتِ دانش در جامعه. برای پاسخ‌گویی به سؤال شما یک مطالبه را باید مطرح کنم و آن این‌که باید سنجیده شود که مکمل‌های کنار یک مرکز بنیادین ـ مانند فرهنگستان ـ برای نیل به اهدافِ کلان در چه حالت و وضعیتی قرار دارند و ارتباط این نهادها و مجموعه‌های مکمل، با آن مرکز بنیادین چگونه است؟ شاید پرسیده شود حال که شما به نتیجه نهایی و عملیِ حل مسائل نرسیده‌اید، چگونه می‌توان به حرف‌های شما اعتماد کرد؟ در پاسخ خواهم گفت که معیار آزمون و تصدیق و تکذیب در هر لایه از علم، به حسب همان لایه می‌باشد و معتقدم فرهنگستان به حد بضاعت خود در مقیاس راهبردی ـ و نه کاربردی ـ در مواضع مهمی ورود پیدا کرده است و وقتی با متخصصان هر علمی به بحث پرداخته‌ایم، متوجه شده‌ایم که تفکرات فرهنگستان، نه‌تنها کمبودی ندارد، بلکه در برخی نقاط، قوت قابل توجهی هم دارد. مثلاً در بحث مهندسی فرهنگی، یا پیوست فرهنگی که امری راهبردی ـ و نه کاربردی ـ است ورود داشته‌ایم و پیشنهاداتی هم ارائه کرده‌ایم که برخی از آن‌ها که به عرصه‌ی عمل درآمده، موفق بود‌ه‌اند. غنایی: فراموش نکنیم نوابغ در زمان خودشان معمولاً مهجور بوده‌ و بعدها شناخته‌ شده‌‌اند و حرف‌هایشان مورد فهم قرار گرفته است. طبیعی هم بوده؛ چون حرف‌ نو می‌زدند که با فضای رایج فرق داشته. ملاصدرا در زمان خودش خوب فهم نشد. خب شما احتمال بدهید که ممکن است یک اندیشمند نبوغی داشته باشد که باعث شود در زمان خودش خوب فهم نشود.سؤال: به‌نظر می‌رسد فرهنگستان برای این‌که بتواند نشان دهد که طرح‌های کلانش قابلیت اجرا دارد، باید ابتدا در مقیاس کوچکی مانند یک شهر و یا حتی یک سازمان و نهادی از یک شهر ـ مانند بانک‌های آن شهر ـ به آزمایش ایده‌های خود بپردازد و ببینیم که آیا واقعاً فرهنگستان قادر است مثلاً تورم را در آن شهر مهار کند یا یک نظام‌ بانک‌داری بدون ربا ایجاد نماید؟غنایی: اتفاقاً استاد حسینی هم همین پیشنهاد را داشتند. ایشان معتقد بودند حتی در زمینه‌های عملی و کاربردی نیز باید صحت و کارآمدی حرف‌ها را سنجید؛ ولی یکی از چالش‌های عمومی کشورمان این است که متأسفانه برای ایده‌های ایده‌پردازان، گوش شنوایی وجود ندارد و مجالی برای آزمودنِ خطا و آزمایش به آن‌ها داده نمی‌شود.پیروزمند: کاربستِ عملیِ ایده، یک مقدمه و لازمه‌ی علمی دارد و یک مانع اجرایی. مانع علمی، عقبه‌ی لازمی است که فرهنگستان باید در عرصه‌های کلانِ مختلف، سعی کند ورود داشته باشد که البته همین کار را هم انجام داده و در مواردی مانند فضای مجازی وارد شده و فعالیت داشته است. مانع اجرایی هم این است که هنگام سپردن جایی به شما، به هرمقداری که آن مجموعه و یا محل، مهم‌تر و بزرگ‌تر باشد، واگذاری آن به شما با احتیاط بیش‌تری انجام می‌شود. در همین راستا باید عرض کنم ـ ضمن اینکه فرهنگستان تا به‌حال چندان مایل به ورود در حوزه‌های عملیِ کلان نبوده است ـ متأسفانه اعتماد لازم برای واگذاری این حوزه‌ها به فرهنگستان، وجود نداشته است؛ اجازه بدهید به یک نمونه اشاره داشته باشم. فرهنگستان برای ارتباط و کمک‌رساندن به یکی از دانشگاه‌هایی ـ که پیش‌رو در اسلامی‌سازی علوم انسانی است و رهبری از آن دانشگاه، مطالبه داشته‌اند ـ پا پیش گذاشت و طیِ جلسه‌ای به مسئولان آن دانشگاه اعلام آمادگی کرد و گفت حاضر است تجربیات خود را در اسلامی‌سازیِ علومِ انسانی، در اختیار آن‌ها قرار دهد؛ ولی متأسفانه جلسه‌ی اول ما با آن دانشگاه، به جلسه دوم منتهی نشد.سؤال: وقتی شخص یا مجموعه‌ای از حل مسائلِ بنیادین صحبت می‌کند، باید اثبات کند که مطالعات بنیادینی نیز داشته است؛ آیا فرهنگستان، تجربه‌ی مطالعاتِ بنیادینِ معطوفِ به عمل را داشته است؟ به‌نظر می‌سد لازم است برای داشتنِ حرف‌ها و راه‌کارهای بنیادین، وارد عمل شوید تا متوجه شوید که فاصله مقام عمل و حرف و نظریات کلان زیاد است. نمی‌شود که در یک حیات خلوت و بدون حضور در میدان به مطالعات بنیادین پرداخت و سند راهبردی نوشت. ادموند گتیه،‎ مقاله‌ای چندصفحه‌ای در حوزه‌ی معرفت‌شناسی و شناخت می‌نویسد ‏‎ که چند هزار ارجاع علمی به آن می‌شود. ارجاعات علمی به مقالات نوشته‌شده در فرهنگستان چقدر است؟پیروزمند: یکی از کاستی‌های فرهنگستان، کمبودِ آثار مکتوبِ منطبق بر استانداردهای علمیِ دانشگاهی است؛ که البته این کاستی، به دلایل مختلفی مانند کمبود امکانات و نفرات بوده است. توانمندی مجموعه نیز این بوده که برای بیان آن‌چه در صدد ابراز آن است، از طرق مختلفی مانند شرکت در گفت‌وگوها، نشست‌ها، همایش‌ها و فرصت‌های رسانه‌ای به‌صورت فعال، بهره برده است.غنایی: اندیشمندان و اساتید مختلفی درحال حاضر وجود دارند که با معیارهایِ رقیق‌شده‌ی فرهنگستان در حال کار و تلاش هستند و البته موفق هم بوده‌اند.سؤال: گویا فرهنگستان در گام نخست، در فهماندن آن‌چه درصدد آن بوده و در ترجمه‌ی ایده‌هایش، موفق عمل نکرده است و از همین رو به‌نظر می‌رسد فرهنگستان، حتی در خود حوزه علمیه نیز منزوی و یا مهجور است و حرف‌های این مجموعه، مورد فهم قرار نمی‌گیرد.پیروزمند: مشکل ما با دیگرانی که می‌گویند حرف شما را نمی‌فهمیم، بر سر واژه‌ها نیست بلکه بر سر مفاهیم است؛ ضمن این‌که یکی از تلاش‌های فرهنگستان در راستای افزایش تفاهم و گفت‌وگو با سایر مراکز علمی و افراد علمی بوده است که البته در این زمینه سعی کرده موفق عمل نماید و تنوع مقالاتی که دوستان ما به مراکزِ علمی مختلف ارائه داده‌اند و مورد استقبال هم قرار گرفته، می‌تواند نشان از این تلاش باشد.غنایی: اشکالِ عدم تدوین آن‌چه که فرهنگستان در صدد بیان آن است را قبول می‌کنم؛ ولی معتقدم که عدم فهم برخی از گذاره‌های یک اندیشه، به منزله‌ی عدم صحت آن ایده‌ها نیست. ادبیات سنگین را من می‌پذیرم؛ چون یک منظومه‌ی معرفتی است. ضمن این‌که در مورد مرحوم استاد حسینی یک نکته این است که فراموش نکنیم نوابغ در زمان خودشان معمولاً مهجور بوده‌ و بعدها شناخته‌ شده‌‌اند و حرف‌هایشان مورد فهم قرار گرفته است. طبیعی هم بوده؛ چون حرف‌ نو می‌زدند که با فضای رایج فرق داشته. ملاصدرا در زمان خودش خوب فهم نشد. خب شما احتمال بدهید که ممکن است یک اندیشمند نبوغی داشته باشد که باعث شود در زمان خودش خوب فهم نشود. البته متأسفانه ما در معرفی خودمان کاستی‌هایی داشته‌ایم که البته عرض کردم که گویا گوش شنوایی هم برای شنیدن حرف‌ها وجود ندارد. ]]> گزارش ، خبر Mon, 30 Jul 2018 14:34:47 GMT http://isaq.ir/vdci.uazct1azwbc2t.html لزوم تشکیل کمیته های مردمی در مساجد http://isaq.ir/vdcf.xdyiw6dy0giaw.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله سید محمد مهدی میرباقری، ریاست فرهنگستان علوم اسلامی در گردهمآیی علما و روحانیون شهرستان شاهرود، نقش روحانیون در فضای موجود کشور را تبیین نمودند:***  در مجمع روحانیان شاهرود که به میزبانی حسینیه امام خمینی (رحمه الله علیه) برگزار گردید، آیت الله میرباقری با بیان اینکه دشمن به دنبال پیاده‌سازی اهداف شوم خود در جامعه است، ابراز داشت: «دشمن با جنگ روانی سعی دارد جامعه را منفعل کند و موقعیت ایران را نامناسب جلوه دهد. در چنین شرایطی نباید اجازه داد، جامعه منفعل شود، بلکه باید بر ضرورت اتحاد و همبستگی تاکید بیشتری کرد.»ریاست فرهنگستان علوم اسلامی با اشاره به خروج امریکا از برجام افزود: «دشمن می‌کوشد تا با ایجاد ناامیدی و پاشیدن بذر یاس در جامعه گسست بین مردم و نظام ایجاد کند و این دقیقا همان فرصت پیش روی استکبار برای رسیدن به اهداف خود است که باید هوشیار بود.»استاد میرباقری بابیان اینکه در نبرد فرهنگی و اقتصادی باید جبهه خود را مستحکم کنیم، ابراز داشت: « فضای مجازی نجوا است و واقعیت‌ها در آن مطرح نمی‌شود بنابراین باید جوان ها را به این مسیر سوق داد که هر آنچه در این فضاها گفته می‌شود را باور نکنند بلکه فرمایشات ولایت فقیه باید چراغ راه آن‌ها قرار گیرد.»آیت‌الله میرباقری تصریح کرد: «هنگام بروز مشکلات هر زمان رهبر معظم انقلاب از امید سخن گفتند، اوضاع جامعه به نحو مطلوبی تغییر کرد؛ لذا گفتمان امید باید در بین روحانیان ترویج داده شود، در شرایطی که دشمن ناامیدی جامعه ما را نشانه رفته است، باید با روحیه امید آن‌ها را از رسیدن به اهداف خودشان ناکام بگذاریم.»وی افزود: «دشمن به شدت آسیب‌پذیر و چالش‌پذیر است که نمونه آن را می‌توان در انتخاب ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا کاملا مشاهده کرد، فردی را به این سمت برگزیدند که قابل پیش‌بینی نیست و به دنبال جنگ اقتصادی در بین ملت‌ها است تا خود را فرمانروای جهان معرفی کند.»رئیس فرهنگستان علوم اسلامی با بیان اینکه  استکبار با دشمنی کار خود را پیش می‌برد، ابراز داشت:« چرا ما نباید آرایش جنگی داشته باشیم؟! همان طور که در چهار دهه پیش اثبات کردیم، پیروزی با رمز وحدت حاصل می‌شود و این بار نیز در شرایط جنگ اقتصادی و فرهنگی باید اجازه ایجاد اختلال را از دشمن سلب کرد.»نماینده خبرگان رهبری با اشاره به اینکه دولت به‌تنهایی قادر به حل همه مشکلات نخواهد بود افزود: « می‌طلبد تا همه اقشار مختلف جامعه از جمله روحانیان دربرداشتن مشکلات سهم خاص خود را ایفا کنند؛ لذا برای حل مشکلات جامعه باید ابتدا از خودمان شروع کنیم.»وی با بیان اینکه انفاق در راه خدا و مسیر جبهه حق،سبب استحکام مسیر امام است، افزود: «روحانیان باید برای رسیدگی به وضعیت نیازمندان پیشگام شوند که برای حل آن تشکیل کمیته‌های مردمی مساجد بهترین راهکار محسوب می‌شود تا بتوان در قالب کارگروه، گفتمان امید را در جامعه ترویج دهیم.» ]]> گزارش ، خبر Tue, 10 Jul 2018 11:12:00 GMT http://isaq.ir/vdcf.xdyiw6dy0giaw.html خانواده ، مدرسه و مسجد سه راس مهم درکاهش آسیب های اجتماعی http://isaq.ir/vdcg.y9qrak9znpr4a.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از پایداری ملی، حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند عضو هیات علمی فرهنگستان علوم اسلامی  درسومین نشست علمی بررسی آسیب های اجتماعی باعنوان «خانواده و آسیب های اجتماعی» که در پژوهشکده «مطالعات اسلامی آسیب های اجتماعی دانشگاه شاهد» برگزار شد به ارائه نظرات خود در زمینه  نقش خانواده ، مسجد و مدرسه در کنترل آسیب های اجتماعی پرداخت. گزارش اجمالی این نشست، ارائه می گردد:***در ابتدای جلسه استاد پیروزمند بامطرح کردن این سوال که رابطه متقابل خانواده و آسیب های اجتماعی چیست، گفت: در بررسی رابطه متقابل خانواده و آسیب های اجتماعی دو نوع نگاه وجود داردکه باید مکمل یکدیگر شوند، یکی تاثیر نگاه اسلامی به خانواده و توجه به «درون خانواده» به این معنی که اسلام چه ساختاری را در درون خانواده طراحی و مهندسی کرده است و دیگری «برون خانواده» از این دو زاویه که هم به درون خانواده و هم به برون خانواده بنگریم که خانواده چه تاثیرات مثبتی درکاهش آسیب‌های اجتماعی خواهد داشت.وی در خصوص سوال اصلی پژوهش به امکان پذیری کاهش آسیبهای اجتماعی به واسطه خانواده اشاره کرد و افزود: سطوح بحث در سه بخش قابل ارائه است. سطح اول و سطح خرد، مصونیت بخشی نسبی خانواده از ایجاد آسیب اجتماعی است و در سطح دوم و کلان، توانمند سازی خانواده در کاهش آسیب‌های اجتماعی مورد بحث است و سطح فراکلان این است که نقش آفرینی خانواده در پدید نیامدن آسیب‌های اجتماعی چگونه است.پیروزمند در بیان این مسئله که کدام پدیده اجتماعی بیشترین آسیب را به بنیان خانواده و جامعه ایرانی واردکرده است، به بهم ریختگی نقش ها در خانواده اشاره کرد و افزود: در خانواده عوامل درونی مانند زن سالاری، کودک سالاری، واگذاری تربیت به غیر خانواده، اشتغال زنان، تضعیف روابط خانوادگی و عدم الگوگیری نسلی باعث ایجاد آسیب های اجتماعی گردیده و عوامل متعددی نیز به عنوان عوامل برون خانوادگی بر ایجاد آسیبهای اجتماعی موثر است.این استاد حوزه و دانشگاه در خصوص عوال بیرونی به عنوان نمونه به فضای مجازی اشاره کرد و گفت: گسترش افسارگسیخته و غیرقاعده مند فضای مجازی بیشترین آسیب را به بنیان خانواده و فضای اجتماعی جامعه ایران وارد کرده است، گویی فضای مجازی به فضای واقعی طعنه می زند و بستری را برای افزایش آسیب های اجتماعی ایجاد می کند. بهتر بود قبل از استفاده از فضای مجازی، سواد رسانه ای را به خانواده ها و نسل جوان امروز آموزش می‌دادیم.وی تصریح کرد: استفاده از فضای مجازی بخصوص شبکه اجتماعی مانند تلگرام به عنوان یک ابزار ارتباطی با اجتماع، به صورت تصاعدی درحال افزایش است، البته به این معنا نیست که ما با تکنولوژی ارتباطی، مشکل داریم بلکه معتقد هستیم که این تکنولوژی باید درخدمت ارزش های اسلامی و سبک زندگی اسلامی و فرهنگ اسلامی قرار بگیرد.عضوگروه علم اصول احکام حکومتی بابیان اینکه خانواده ، مدرسه و مسجد سه راس یک مثلث مهم درکاهش آسیب های اجتماعی مطرح هستند، درادامه گفت: اولین قدم تاثیر گذار در کاهش آسیب های اجتماعی، پیوند مستحکم بین خانواده، مدرسه و مسجد است.حجت الاسلام پیروزمند اظهار کرد: اگربتوان سه راس مثلث یعنی خانواده، مسجد و مدرسه را ساختارمند کرده و حمایت کنیم و باید بگویم که پاشنه آشیل ساختاری خانواده، مسجد محوری است و پاشنه آشیل مسجد محوری، روحانیت محوری است، آنوقت می توانیم بگوییم گامی تاثیرگذار در کاهش آسیب های اجتماعی برداشته‌ایم.وی ادامه داد: استمرار و جهانی شدن انقلاب، پیشرفت اسلامی_ایرانی، حفظ و ارتقا هدایت اسلامی_ایرانی و تربیت نسل مومن، انقلابی و کارآمد، به کنترل و رفع آسیب‌های اجتماعی وابسته است.حجت الاسلام پیروزمند با اشاره به این نکته مهم که جامعه متدین امروز، شدت نیازمندی فرهنگی و اجتماعی خود را به روحانیت درک نکرده است، خاطرنشان کرد: این سوال در این موضوع را مطرح می کنم که سرانه جمعیت کنونی جامعه ما نسبت به روحانیت چقدر است؟ چند درصد از خانواده ها فرزندانشان را تشویق می کنند که طلبه بشوند، از طرفی باید متذکر شوم جامعه روحانیت ارایه خدمات دینی و فرهنگی به جامعه را جزو وظایف خود میداند.خانواده ها باید با روحانیت پیوند بخورند تا فرهنگ دینی مانند چشمه زلالی ازکانون این نهاد تاثیر گذار بجوشد. وی در ادامه افزود: نسخه عملی در بحث کاهش و رفع آسیب های اجتماعی مساجد و حسینیه ها هستند از این ظرفیت های ناب موجود باید درجهت جوشش و فوران فرهنگ، تربیت و دین و اخلاق در جامعه توسط خانواده ها استفاده کرد.نسخه عملی از این ساده تر که خانواده ها دست فرزندانشان را بگیرند و به مساجد و ‌حسینیه ها ببرند.در حال حاضر در تهران با کمبود مسجد مواجه هستیم زیرا بجای ساختن مسجد ساختن برج های سر به فلک کشیده در دستور کارمهندسان شهری قرار دارد.ابراهیمی، عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی نیز در این نشست با اشاره به مطالعات اسلامی به عنوان خلاء موجود، در آسیب های اجتماعی گفت: در حوزه خانواده به شدت با خلاء اطلاعات و داده مواجه هستیم یعنی تصویر خیلی روشنی از خانواده نداریم که در درون خانواده چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، باید بگویم اطلاعات رسمی مانند آمار طلاق در حوزه خانواده وجود دارد اما آمار رسمی و دقیقی در حوزه طلاق عاطفی بین همسران و خیانت همسران به یکدیگر در دست نداریم.فرهمند پور، عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز با حضور در این نشست اظهار کرد: امروزه حتی خانواده‌های متدین جامعه که به شدت پایبند ایفای نقش های دینی خودشان در قبال اعضای خانواده هستند و دچار فقر اطلاعاتی، فقر آموزش، فقر مهارت هستند. قبول کنیم به نظام روحانیت امروز در آگاهی بخشی به خانواده ها که چگونه پدر و مادر مورد قبول و طراز دین باشند به خوبی ایفای نقش نکرده است.وی پیشنهاد داد: در بحث کاهش آسیب‌های اجتماعی با محوریت خانواده، احتیاج به طرح های ضربتی کوتاه مدت فوری داریم، امروزه باهجمه‌های بیرونی مواجه هستیم که خانواده به شدت نیازمند طرح های ضربتی برای ایفای نقش فعال در ارتباط با شرایط محیط پیرامونی است. به این معنی وقتی من به عنوان مادر فرزندم را در شرایط کنونی جامعه ( شرایط مدرسه، محیط، خانواده دانش آموزان همکلاس بافرزندم) در شبکه‌های مجازی مراقبت می‌کنم، نیازمند یک سازماندهی دراز مدت هستیم.سومین نشست علمی با موضوع «خانواده وآسیب های اجتماعی» ازسلسه نشست‌های علمی بررسی آسیب‌های اجتماعی ازدیدگاه اسلام باحضور حجت الاسلام «علیرضا پیروزمند» عضو هیات علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم، جمعی از اساتید و هیات علمی، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه، عصر روز سه شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۷در پژوهشکده مطالعات اسلامی آسیب‌های اجتماعی دانشگاه شاهد برگزارشد. ]]> گزارش ، خبر Thu, 21 Jun 2018 19:54:08 GMT http://isaq.ir/vdcg.y9qrak9znpr4a.html تبیین الگوی ایرانی - اسلامی پیشرفت http://isaq.ir/vdce.o8zbjh87x9bij.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی نشست علمی - فرهنگی «تبیین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت»  با حضور ریاست فرهنگستان علوم اسلامی حضرت آیت الله  سید محمد مهدی میرباقری در مشهد برگزار می‌شود.***نشست علمی – فرهنگی «تبیین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» به همت دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار می‌شود.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی ، نشست علمی – فرهنگی «تبیین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت» با حضور آیت الله سید محمد مهدی میرباقری؛ عضو مجلس خبرگان رهبری و ریاست فرهنگستان علوم اسلامی، دوشنبه ۲۸ خرداد ماه ساعت ۱۰ صبح در سالن آمفی تئاتر ساختمان شماره یک دانشگاه علوم اسلامی رضوی واقع در صحن هدایت حرم مطهر رضوی برگزار می‌شود.این نشست علمی به همت کانون غرب شناسی و اندیشه اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی برگزار خواهد شد.  لازم به ذکر است که حضور برای عموم آزاد می باشد. ]]> گزارش ، خبر Sun, 17 Jun 2018 23:31:00 GMT http://isaq.ir/vdce.o8zbjh87x9bij.html رشد انسان، محورِ دیپلماسی جمهوری اسلامی http://isaq.ir/vdcc.oqsa2bqxsla82.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، در اواخر دهه 60 دیداری بین برخی از مسئولین وقت وزارت خارجه با علامه سید منیرالدین حسینی برگزار شد. استاد در این دیدار با تاکید بر نقش ملت ها در دیپلماسی جمهوری اسلامی به بیان جایگاه این نقش و تاثیر متقابل آن در برآورده کردن نیازهای مادی و غیر مادی جمهوری اسلامی و ملل مظلوم جهان پرداختند. قسمت هایی از سخنرانی استاد در این جلسه با اندکی ویرایش،خدمت شما ارائه می گردد:***روابط ديپلماسيِ نظام مبارك جمهوري‌اسلامي با خارج، چگونه باشد؟ رابطه‌مان با ساير افراد بشر، چه در شكل‌هاي سازماني و نظام‌هاي مختلف و چه در روابط بين‌الملل، چگونه رشد خواهد داشت؟ آنهم رشدي كه از موضع نظام جمهوري اسلامي و به نفع نظام است و نسبت تأثير خودش را مرتباً در دل ملت‌هاي اسلامي بالا ببرد. به عنوان مقدمه عرض می کنم، در عالم يك فلسفة الهي و يك سفسطة الحادي داريم، يكی اخلاق و نظام ارزشي اسلامي و دیگری نظام اخلاقی كفر. تعريف از انسان و رشد او، یکی از مباحث مهم این دو [بینش] است؛ دو فلسفه و دو نظام ارزشي در دنيا وجود دارد كه بر دو پايه و دو مبنا هستند. يكي‌ مشيت بالغة حضرت حق تعالي را اصل مي‌داند و جهان را مخلوق حضرت حق جلت عظمته دانسته، خير را هم منسوب به ايشان مي‌داند، تشريع را هم منسوب به ايشان مي‌داند، رشد را هم حركت به طرف حضرت حق جلت عظمته و تقرب به سوي او مي‌داند و نظام ديگري كه اين امور را منكر است؛ بنابراین حتماً تعريف از انسان در این دو بینش متفاوت مي‌شود.رشد در دستگاه مادي به سوي تقرب نيست؛ اختيار، در دستگاه مادي نمي‌تواند خارج از قانونمنديِ مادي فرض شود و لذا در سمت‌گيري و جهت‌گيري، اختيار وجود ندارد. فقط در تعيين اولويت مي‌تواند انتخاب وجود داشته باشد كه آن انتخاب هم حركتي است كه تحت قانون انجام مي‌گيرد. بعد از اين مقدمه‌، عرض مي‌كنيم كه نظام جمهوري اسلامي، براساس اعتقاداتی كه دقيقاً غير از اعتقادهاي غير متألهين هست، مي‌خواهد به جوامع ديگر اعم از متأله و غير متأله ارتباط برقرار كند، طبيعتاً وقتي تعريف از رشد و انسان متفاوت شد، محور جريان تبديل (استراتژی) آن هم بايد فرق داشته باشد. علت فرق داشتن اين است كه ما جوهره و ماية حركت انسان را آن طوري كه در تعريف‌مان تمام شد، چيز ديگري مي‌دانيم؛ كفار نمي‌توانند، ديناميك را، آن جوهرة حركت را مثل ما تفسير كنند. وقتی معرفت‌ از انسان دو تا شد؛ حتماً علت حركت (آن چيزي كه هم انگيزه و هم انديشه را به وجود مي‌آورد، حركت مي‌دهد و كلية رفتارها و حركت‌هاي باطني، ذهني، عينيِ انسان را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد) بايد دو تا بشود. نمي‌توان تعريف، دو تا باشد و در عين حال جان‌مايه حركت انسان و جان‌مايه رشد انسان و تغييراتي كه در انسان واقع مي‌شود، آن هيچ فرقي نداشته باشد. لذا اگرجوهره رشد انسان فرق داشت، نمي‌شود محور جريان تبديل و استراتژي فرق نداشته باشد. اگر استراتژي فرق داشت، آن وقت طبيعي است روابطي كه كيفيت ارتباط‌هاي قانوني را مشخص مي‌كند، نمي‌تواند یکسان باشد. بنابراین نحوة ارتباطات قانوني ، ساختار قراردادها، فرم موضع‌گيري‌هاي ما كاملاً فرق مي‌كند. تاكتيك‌هاي ما در سياست چيزي نيست جز نحوة موضع‌گيري ما در برابر نيازهايي كه ما به جهان داريم و نيازهايي كه مردم جهان نسبت به ما دارند. اين موضع‌گيري‌ها، تابع برنامه و استراتژي ما در روابط خارجي است. بنده مرتباً روی رفتار ملت‌ها تأكيد مي‌كنيم؛ وجود مبارك امام و مسئولين ديگر جمهوري اسلامی هم روي رفتار بشري تکيه مي‌كنند؛ ما با ملت‌ها كار داريم، ملت ها بر اساس قراردادها و ساختار قوانين بين‌المللي با ما حرف نمي‌زنند. ما با آنها در چهارچوب قوانين بين‌المللي حرف نمي‌زنيم. وضعيت روحي‌ ملت‌ها از امثال همين قراردادها، همين مظالمي كه به وسيلة قراردادها بر آنها نازل شده رنجيده شده است. ما از موضع حامي مستضعفين بودن، از موضع حمايتِ «فرهنگي، سياسي، اقتصادي» نسبت به رفتار جمعي و تغيير وضعيت رفتار جمعي با مستضعفين سخن مي‌گوييم. ما مي‌گوييم فرهنگي كه نظام پرورشي شما را فرم مي‌دهد و پرورش ذهن‌هاي شما را دربرگرفته، فرهنگ فاسدي است. فرهنگي است که مستكبرين براي دوشيدن و خرد كردن مستضعفين درست كرده اند. سياستي كه مستكبرين درست كرده اند، براي تضعيف وضعيت روحي و حل كردن قدرت رشد ملت‌هاست. مي‌خواهند وضعيت رواني ملت ها در جهت خواست‌ و منافع مستكبرين، منحل بشود. قدرت تحرك اقتصادي ملت‌ها را در جهت نفعِ وضع مستكبرين تغییر می دهند. بنابراين مستكبرين از نظر فرهنگي، از نظر سياسي، از نظر اعتبار و احساس هويت مي‌خواهند [ملتها را] به ضعف بكشانند، می خواهند قدرت اثرگذاري مستضعفين را در جهت منافع خودشان حل کنند. بنابراین در استراتژي‌ برخورد با ملت‌ها و مستضعفين جهان، موضعي، مقابل آن موضعي كه در رفتار بين‌المللي داريم، اتخاذ می کنیم. جوهرة رشد ملت‌ها، با اين روند و روابط كاناليزه كه براي آن‌ها درست كرده¬اند، كاملاً مغاير هست. آنچه را كه در مجموعة قوانين و مصوبات سازمان‌هاي وابستة بين‌المللي وجود دارد به نفع مستكبرين عالم است و آنچه كه مستضعفين را رنج مي‌دهد، حاصل همين قراردادها، همين قوانين، همين قواعد و سازمان‌ها است. براي يک ديپلمات، خواندن و دانستن و اطلاع داشتن بر بافت و ساختار تصويب‌نامه‌ها و قوانين بين‌المللي، كاملاً لازم است تا دقيقاً بداند كه شكل قراردادهاي بين‌المللي چيست، در چه دستگاهي قرار مي‌گيرد، يعني ساختار و مكانيزم را بشناسد. ولي باید از موضع رشد رفتار بشري با اين قانون‌ها برخورد كند. به عبارت ديگر مي‌خواهيم در تغيير وضعيت مستضعفين جهان كلاه سرش نرود. آنچه كه اصل است، تغيير وضعيت رفتار مستضعفين جهان است. اين را مقداری شرح مي‌دهم؛ رفتار مستضعفين جهان چطور تغيير میكند؟ مردم ايران، وقتي توانستند شاه را بيرون كنند که از نظر رواني، وضع‌شان تغيير كرد. اين تغيير رواني مردم بود كه نظام شاه را فرو ريخت. مستضعفين جهان هم باید وضعيت رواني‌شان تغيير كند؛ رفتار جمعي بشري، تابعي از رفتار سازماني بشر است. رفتار سازماني‌شان، يعني همين قواعدي كه در سازمان‌ملل داريم. اگر بخواهيم رفتار جمعي و سازماني را نسبت به زمان شاه نگاه کنيم، اختيارات قانوني كه در توزيع و تقسيم قدرت براي شاه وجود داشت، اين نوع اختيارات سازماني، وزن قدرت شاه را مشخص مي‌كرد، مايه‌اش رفتار جمعي بود. هرگاه رفتار جمعي، اصل آن سازمان را، اصل نظام شاهنشاهي را بدون ارزش بداند، خود به خودْ قدرتي كه بايد در توزيع قدرت به دست شاه برسد، شكسته مي‌شود. به عبارت ديگر نظام توزيع قدرت، يعني نظام شاهنشاهي كه وزن خاصي را به شاه مي‌داد، قدرتي است که از طرف ملت داده شده است. اگر حامي نظام شاهنشاهي نباشد، اگر نپذيرد، اگر مقابله كند، به خودي خود آن قوانين، قدرتي را تقسيم نكرده؛ يعني قدرتي ندارد كه بخواهد تقسيم كند. تغيير رفتار جمعيِ بشر به نفع رشد بشر، در خطي كه اسلام معين كرده و آن را رشد مي‌داند، دقيقاً مثل تغيير رواني‌اي است كه از نظام شاهنشاهي به طرف نظام جمهوري‌اسلامي در داخل كشور پيدا شد.ما مي‌خواهيم به ياري خداوند متعال، وضعيت رفتار مردم جهان را به طرف يك نحوه حركتي (رشد) هدايت كنيم و اين امرِ بسيار مهمي است كه اساس ارتباط با خارج، بر مبنای رشد است. يعني ما براي چه رابطه مي‌گيريم؟ آيا فقط براي رفع نيازهاي خودمان است؟ يا اينكه رفع نيازهاي خودمان را تابعي از وضعيت مردم جهان مي‌دانيم؛ در حقيقت اگر رفتار مردم جهان، رفتار مستضعفين تغيير كند، بدون اينكه ما بخواهيم نيروي زيادي خرج كنيم، بدون اينكه بخواهيم در تأمين نيازمندي‌ها از موضع ضعف با دولت‌ها برخورد كنيم، دولت‌ها مجبور مي‌شوند خودشان را به ما نزديك كنند. به عبارت ديگر وقتي مثلاً ملت پاكستان در كشورشان به مسئولین جمهوری اسلامی اهميت مي‌دهند، خواه و ناخواه دولت آنها مجبور مي‌شود يا امروز يا در روزهاي آتيه، از ناحية رشد مردم احساس فشار می¬كند و تن بدهد كه در نسبتي ما را بپذيرد. يعني موضع قدرت ما با خودش را امری پوچ و بي‌معنا به حساب نياورد. ديگر منتظر نيست كه دقيقاً چه مقدار قدرتي را آمريكا يا روسيه يا قطب‌هاي قدرت به ما مي‌دهند؛ چون ملتش از درون، به ما قدرت دادند. ملتش از درون جامعة پاكستان، به ما احترام گذاشتند. چرا ملتش احترام گذاشتند؟ چون ما موضع‌گيري‌اي داشتيم، روشي داشتيم، حركتي داشتيم که وضعيت روحي مردم پاكستان را متأثر ساختيم؛ این مطلب مهمي است كه يك نمونة ساده‌اش گفته شد. در نمونة كلي هم اگر ما بتوانيم رفتار مردم جهان را، رفتار رواني و حركت‌هاي عيني‌شان را به نفع نظام اسلامي، در آن جهتي كه نظام اسلامي رشد را تعريف مي‌كند، بيان كنيم، خود به خود، نظام اسلامي در موضع قدرت قرار مي‌گيرد. در موضع قدرت كه قرار گرفت، نيازمندي‌هايش نیز به بهترين وجه برطرف كند. اگر چنين دیپلماسی محقق شد، هيچگاه براي نيازمندي‌هاي حتي اورژانسی و ضروري، حاضر نيستيم كه به صورت بنياني، استراتژي ارتباطي ما با خارج آسيب بخورد؛ اهميت دادن به ملت‌ها، اهميت دادن به رفتار جمعي بشري است. ولي اين اهميت دادن، يادمان نرود كه از موضع پايگاه فكري خودمان در جهت رشدي كه مي‌دانيم قرار دارد. اين طوري نيست كه اهميت دادن، بدون هدف خاصي انجام مي‌گيرد. در دانشکده‌اي كه مخصوص كيفيت ديپلماسي ما با خارج باشد، اطلاع بر وضعيت موجود مردم جهان از نظر رواني و اعتقادات و ايمان و باور لازم است؛ همچنین اطلاع نسبت به وضعيت سازماني و وضعيت اصولي كه بايد بر اساس آنها، رابطه‌ها شكل رسميِ بين‌المللي خودش را پيدا كند، هم لازم است؛ به همان اندازه كه شناختن محور جريان تبديل يعني استراتژي [ضروری است]، شناختن هدف، شناختن جوهرة جريان رشد، شناختن برنامة رشد و شناختن ساختارِ وضعيت موضع‌گيري ما نیز لازم است. اين شدنی نیست مگر با همكاري جدي‌تري از ناحية وزارت امور خارجه با فعاليت‌هاي ذهني و عيني‌اي كه درون حوزه، پيرامون اين مطالب انجام مي‌گيرد.«و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته» ]]> گزارش ، خبر Thu, 07 Jun 2018 11:20:09 GMT http://isaq.ir/vdcc.oqsa2bqxsla82.html ملکم خان های جهش یافته، عامل تحقیرشدگی ایران http://isaq.ir/vdcg.79qrak9z3pr4a.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله میرباقری ریاست فرهنگستان علوم اسلامی در نشست عمومی فرهنگستان، افق کاری مجموعه و نیز برنامه سال ۱۳۹۷ را تبیین نموده و در ضمن اشاره ای به فضای کنونی کشور و تحولات جهانی داشت. گزارشی از این جلسه ارائه می گردد:***ریاست فرهنگستان علوم اسلامی با اشاره به آیه « هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا » بیان داشت: « در سوره منافقون توطئه هایی که علیه پیامبر طراحی شده بود، ترسیم گردیده است. می توان این توطئه ها را به دو بخش اصلی تقسیم کرد، اول محاصره اقتصادی و بعد تحقیر مسلمین، اینها دو برنامه های کلان برای منفعل کردن جامعه مسلمین بوده است. همین دو طرح الان نیز از سوی جبهه کفر و نفاق در حال اجراست. در صدر اسلام، کفار به دنبال محدود کردن مسلمین بودند و می گفتند ما نمی گذاریم که مسلمانان با امکانات موجود رشد کنند، الان نیز جبهه غربی به صراحت اعلام کرده اند که نمی گذاریم جمهوری اسلامی با امکانات ما فعالیت کند.» ایشان ضمن قرائت آیه ای دیگر از سوره منافقین افزود:«جواب خداوند به این ادعای کفار اینگونه است « وَ لِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَ لَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لا یَفْقَهُونَ » منافقین نمی فهند که همه خزائن سماوات و زمین مربوط به خداوند است. لذا اگر بنا بود با پول پاشیدن و امکانات، رشدی برای جبهه حق اتفاق افتد،دست خداوند باز بوده و هست، لذا هر چه نیاز بود به جبهه حق اعطا می شد.»استاد حوزه علمیه قم با اشاره به طرح کلی نبی اکرم – صلوات الله علیه- ادامه داد:« محاصره اقتصادی، طرح حضرت رسول اکرم- صلوات الله علیه- را تکمیل کرد. وَلَقَد أَرسَلنا إِلى أُمَمٍ مِن قَبلِکَ فَأَخَذناهُم بِالبَأساءِ وَالضَّرّاءِ لَعَلَّهُم یَتَضَرَّعونَ، فشارهای ایجاد شده به واسطه سخت گیری ها و محاصره اقتصادی دشمنان سبب تضرع مومنان شده و لذا در آیه ای دیگر می فرماید وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ»ریاست فرهنگستان علوم اسلامی اعلام کرد، محدویت های مادی موجود، نباید در ماموریت ها خللی ایجاد کند، همچنین توصیه نمود در کنار پروژه های عمیق و بنیادی، برای خنثی سازی بذر ناامیدی و تحقیر توسط غرب زده ها، محققین در بسترهای حوزوی و دانشگاهی و منابر اجتماعی حضور یابند:   «مشکل تحقیر شدگی در برابر غرب مشکل جدی است؛ باید جامعه را از این فضا نجات داد. ملکم خان های جهش یافته  نسل جدید تلاش می کنند تحقیر شدگی را تبدیل به فرهنگ کنند. خیلی از نوع مشکلات کشور ناظر بر همین تحقیر شدگی است. لذا لازم است با ادبیات فاخر و به روز، رابطه « وحی، عقل و حس» توسط پژوهشگران برای مجموعه های حوزوی و دانشگاهی تبیین گردد.»ایشان با تاکید بر اینکه احساس ضرورت به تفکر استاد سید منیرالدین حسینی بیشتر شده است از مجموعه ی همکاران فرهنگستان خواستند که تلاش خود را برای انجام کارها بیشتر نمایند:« جبهه دشمن، انقلاب اسلامی را تحت فشارهای بیشتری قرار داده و احساس ضرورت به مباحث  استاد حسینی بیشتر شده است. این هم تلاش بیشتری می طلبد و هم برنامه ریزی بهتری، باید نسبت جدیدی بین عقل و وحی و حس با نگاهی عمیق تعریف شود ، با سطحی نگری نمی شود با تمدن غرب مواجه شد که این خصلت ها در  اندیشه استاد حسینی مشهود است و این به معنی نادیده گرفتن تلاش های دیگران نیست، ولی به نظر می رسد اندیشه ای که بتوان بر مبنای آن پاسخ جدی به سوالات انقلاب داد، اندیشه استاد حسینی است که در یک کلمه، حاکمیت ولایت حقه بر همه شئون است. لذا سخت تر شدن کار نویدی است برای انجام بهتر کار و الزاما نباید از سختی ها برداشت بد داشت. هم تلاشتان را بیشتر کنید و هم سعی کنید امکانات بیشتری فراهم شود تا کار به نحو بهتری پیش برود. جبهه فکری انقلاب باید به وحدت نظریه تفقه دینی در حوزه علوم و برنامه ریزی برسد و ما باید دنبال هم افزایی با محققان این حوزه باشیم. خوشبختانه این دو دهه رویش های خوبی در کشور  اتفاق افتاده که در زمانه ی همین فشارهای دشمنان بوده است.»استاد میرباقری، هیات علمی فرهنگستان را مجموعه ای کم نظیر از اساتید توصیف نموده و از زحمات ایشان و نیز پی گیرهای مجدانه و موثر هیات مدیره در اداره فرهنگستان تشکر نمودند.در انتهای جلسه حجت الاسلام غنایی، معاونت هماهنگی فرهنگستان با گزارشی از عملکرد سال ۱۳۹۶ فرهنگستان، تغییرات و الزامات همکاری با اعضا ستادی و پژوهشی را توضیح داده و سال ۱۳۹۷ را نویدگر سالی پرتلاش و ثمربخش برای فرهنگستان دانسته، همکاری همه اعضا را در جهت رسیدن به اهداف و سیاست های اجرایی خواستار شدند.حجت الاسلام غنایی با برشمردن اهداف این سال، سعی مضاعف برای تدوین بیرونی اسناد مرحوم استاد سید منیرالدین حسینی و نیز همکاری گسترده تر با ارگان ها و موسسات دیگر در انجام پروژه های تحقیقاتی را از موارد اصلی کار در سال جاری بر شمردند. همچنین اضافه کردند که روند تربیت نیروی نخبه پژوهشی در مدیریت آموزش طبق روال گذشته ادامه خواهد داشت. ]]> گزارش ، خبر Sun, 13 May 2018 15:38:30 GMT http://isaq.ir/vdcg.79qrak9z3pr4a.html دین و ایدئولوژی در فرآیند ظهور و سقوط مدرنیته http://isaq.ir/vdcf.cdyiw6dxtgiaw.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، کتاب دین و ایدئولوژی در فرآیند ظهور و سقوط مدرنیته به قلم حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا خاکی قراملکی عضو هیات علمی فرهنگستان علوم اسلامی  منتشر شد.***تاریخ حیات بشر در کشاکش و چالش بنیان برانداز غلطیدن به پارسایی دنیاگریزانه با چرخش به دنیاگرایی دین گریزانه، صفحاتی پر از رنج و محنت را در خود ثبت کرده است. در همین راستا، انسان مدرن نیز با حذف و طرد دین و آموزه های قدسی از عرصه ی مناسبات حیات اجتماعی، دو قطبی نفس گیر تاریخ تمدن بشری و ادیان الهی را به نفع مهندسی تکامل اجتماعی بر منبای مادیت رقم زده است. به تبع این اقدام،با رانده شدن دین به حوزه ی خصوصی و اخلاق فردی، با فقدان و خلاء حضور حقیقت قدسی دین در متن زندگی  و طراحی و مهندسی مناسبات مادی، عقلانیت خود بنیاد بشری با تولید شبکه ی دانش و تکنولوژی و نظام ها ی کارشناسی، ایدئولوژی های مادی جدیدی را خلق نموده تا مفسر و توجیه کننده ی وضعیت موجود باشد و پروژه ای ناتمام تجدد را به سرانجام برساند. در حقیقت در عالم مدرنی که طنین پایان عصر ایدئولوژی همه جا را فراگرفته و بهانه ای برای نفی حضور مذهب در مهندسی تکامل اجتماعی شده است، مدرنیته به خودی خودش در تنوعی از ایدئولوژی های مادی، با صورت های گوناگون، دست و پا می زند. ]]> گزارش ، خبر Wed, 09 May 2018 13:37:56 GMT http://isaq.ir/vdcf.cdyiw6dxtgiaw.html