فرهنگستان علوم اسلامی قم - آخرين عناوين گفتگو ، گفتار :: نسخه کامل http://isaq.ir/notes Sat, 23 Mar 2019 21:02:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaq.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم http://isaq.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام فرهنگستان علوم اسلامی قم آزاد است. Sat, 23 Mar 2019 21:02:56 GMT گفتگو ، گفتار 60 برگزاری مراسم سالگرد علامه سید منیرالدین حسینی http://isaq.ir/vdcd.k0f2yt0fka26y.html ]]> گفتگو ، گفتار Sat, 02 Mar 2019 09:21:30 GMT http://isaq.ir/vdcd.k0f2yt0fka26y.html بالاترین عبادت تقویت انقلاب اسلامی است http://isaq.ir/vdcb.sb8urhb8fiupr.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در  چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در استان البرز پس از راهپیمایی حماسی این روز، به ایراد سخن پرداخت، گزارشی از این سخنان ارائه می گردد:***رئیس فرهنگستان علوم اسلامی با بیان اینکه مردم، طی این چهل سال انقلاب همواره همراه و همسو با انقلاب بوده‌اند، افزود: اینکه مردم با تمام مشکلات اقتصادی موجود در این راهپیمایی باشکوه حضور پیدا کردند نشان دهنده حمایت از آرمان‌های امام راحل (ره) و اصول انقلاب و عمق ارتباط مردم با نظام است. این حضور مردم شاخص دینداری و دفاع از کلمه حق است. استقرار جمهوری اسلامی وتلاش برای حفظ آن بیانگر استواری ما در تحقق شعار‌های انقلابمان است.  وی افزود: چهل سال است که پرچم انقلاب در میان هجوم گسترده دشمن سرپا مانده است و این رویش‌ها بزرگترین شاخص دینداری است و برخلاف القای عده‌ای هرگز دینداری تضعیف نشده و این حضور جوانان علامت استواری دین در متن جامعه و قلوب انسانها است.آیت‌الله میرباقری بزرگترین عبادات را تقویت اهداف انقلاب اسلامی برشمرد و تصریح کرد: احادیث بسیاری داریم که جاهلیت در هر زمانی وجود دارد و بت‌ها از دنیای چوب و سنگ‌ها به دنیای تکنولوژی خواهند رسید اما مؤمنین راه خود را ادامه خواهند داد. تا روح بت‌پرسی و عبادت طاغوت در جهان است درگیری و جنگ وجود دارد و جهان روی آرامش به خود نخواهد دید.نماینده استان البرز در مجلس خبرگان با اشاره به کشتار میلیون‌ها نفر در قرون اخیر بیان کرد: دنیای مدرن در طی چند قرن نظم ماشینی خود را آغاز کرده است. این نظم ایدئولوژیک و مبتنی بر دین غربی است و روح باطنی آن ایدئولوژی مدرن است و فلسفه و دانش برای ادامه آن تولید شده است.استاد حوزه با بیان اینکه این دنیای مدرن که از چند قرن قبل تمدن و نظم خود را آغاز کرد یک نظم مبنی بر دینداری است، عنوان کرد: روح باطنی این تمدن چیزی جز ایدئولوژی مدرن نیست و روح این تمدن روح ایدئولوژیک است. میرباقری با بیان اینکه سیاست خارجی آنها سیاست دینمدارانه و ایدئولوژیک است، عنوان کرد: به ظاهر به دنبال انتقال دانش به تکنولوژی بودند و جنگ جهانی را علیه اسلام شروع کردند و به دنیای اسلام حمله کردند که با هدف براندازی تمدن انقلاب اسلامی است و ظاهر آن برای منابع اقتصادی منطقه بود. وی با بیان اینکه این جنگ برای گسترش دین آمریکایی در منطقه بود،گفت: با این جنگ در منطقه نفوذ کردند و در دنیای اسلام مد نظر داشتند که بافت و نگرش مردم را تغییر دهند، آنها دنبال تغییر بافت جامعه انسانی ما هستند و می‌خواهند این دنیا پرستی خود را جهانی کنند و این کار در سایه دانش صورت می‌گیرد.ریاست فرهنگستان در ادامه اضافه کرد: جنگ جهانی جدید جنگی است که غرب بر علیه اسلام به راه انداخته است و تمام تلاش خود را برای نابودی تفکر اسلامی بکار گرفته است؛ چرا که تفکر اصیل اسلامی را تنها تهدید جدی برای ادامه بقای خود می‌بینند.آیت‌الله میرباقری موج مادی‌گرایی را شاخصه اصلی تمدن غرب توصیف کرد و یادآور شد: پس از انقلاب موفق شدیم به دستاوردهای زیادی برسیم و به یک قدرت بزرگ و اثرگذاری تبدیل شدیم که هم معنویات را در دستور کار دارد و هم پیشرفت مادی را.وی به اقدامات امام راحل(ره) اشاره کرد و گفت: انقلاب با هدف عدالتخواهی صورت گرفت و به الگویی برای تمام دنیا تبدیل شد؛ فروپاشی مارکسیسم، افول قدرت آمریکا و آغاز برخورد تمدن‌ها پس از انقلاب نشانه مواجهه جدی انقلاب با منافع غرب است.آیت‌الله میرباقری افزود: دشمن تدابیر جدیدی برای ما دارد. با گسترش فضای الکترونیک به دنبال اثرگذاری بر ماست و فضای مجازی یک ابزار مهم برای آن‌ها است؛ آن‌ها جنگ سرد را آغاز کرده‌اند.وی افزود: آمریکا به دنبال فروکاستن از توان جبهه مقاومتی است که ایران در منطقه ایجاد کرده و اگر دست از مقاومت برداریم به یک کارگزار منطقه‌ای باید تبدیل می شویم.نماینده مردم کرج در مجلس خبرگان به اقدامات دشمن برای نفوذ به ایران اسلامی اشاره کرد و گفت: دشمن FATF را با هدف عبور از موانع خود در نظام تعریف کرده است و به ما تحمیل می‌کند و باید مردم و مسؤولان ما از حیله دشمن آگاه باشند.آیت‌الله میرباقری با تأکید بر اینکه باید تحت فرامین رهبر انقلاب باشیم، اضافه کرد: باید نسبت به تمدن بت پرستی مدرن آگاه باشیم و به حرکت خود در مسیر اسلام ادامه دهیم و تمام اراده ما پیروی از رهنمودهای رهبر انقلاب باشد.نماینده مردم استان البرز در مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه تنها راه برچیده شدن جنگ، حاکمیت کلمه توحید بر کل عالم است، بیان کرد: جنگ‌های بزرگ جهانی ده‌ها میلیون کشته از جامعه جهانی گرفته است و علی رغم اینکه ایران در جنگ جهانی حضور نداشت جنگ تلفات زیادی از ایران اسلامی گرفت و تا توحید حاکم نشود جنگ هست.عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه انقلاب اسلامی سدی در برابر استکبار جهانی است،گفت: برنامه‌ریزی غرب برای گسترش نوع جدید دنیاپرستی است و این کار برای استعمار و حاکمیت کل جهان است، ملت منطقه برای جلوگیری از بت پرستی مدرن قیام کردند و به فضل خدا دستاوردهای خوبی هم حاصل شد.وی با اشاره اینکه انقلاب اسلامی موازنه قدرت در جهان را بر هم زد، عنوان کرد: بعد از انقلاب اسلامی موازنه قدرت تغییر کرده و ایران سبب برهم خوردن معادلات جهانی شده است و در اردوگاه کمونیست و مارکسیست با دین مخالفت می‌کردند و نزاع بین این دو اردوگاه بود.میرباقری با بیان اینکه امام خمینی (ره) پرچم کرامت انسانی را بر دوش گرفتند،گفت: در جنگ هشت ساله ایران اسلامی صددرصد پیروز شد، ادعای امریکا و اردوگاه غرب و قدرت‌های بزرگ جهانی این بود که سال ۲۰۰۵ نوبت ایران است و پول زیادی در منطقه خرج کردند اما آنها ضعیف‌تر و ما قوی‌تر شده‌ایم. نماینده مردم کرج در مجلس خبرگان تأکید کرد: دشمن هفت تریلون دلار در منطقه صرف کرده تا ما را منزوی کند و مانع گسترش پیام انقلاب در منطقه شود ولی ما هر روز موفق‌تر و مقتدرتر شدیم و این مفهوم جمله رهبر کبیر انقلاب است که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؛ بلکه هرکاری که برای نابودی ما انجام می‌دهد نتیجه عکس خواهد داشت.وی با بیان اینکه تمام هزینه‌های آمریکا با استقامت ایران اسلامی به سبد ایران سرازیر می‌شود،گفت: از مدیترانه تا باب المندب آمریکا میلیون‌ها دلار هزینه کرده و آخرین جنگ آمریکا جنگ اقتصادی است که راه انداخته و با استقامت ملت ایران جنگ اقتصادی که آمریکا راه انداخته شکست می‌خورد و این به افول آمریکا بیشتر کمک می‌کند.عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه در مقابل این حرکت ملت دشمن نقشه می‌کشد،گفت: ما در دل این سختی‌ها است که ساخته می‌شویم و آمریکا با گسترش دولت مجازی به دنبال ایجاد یک جامعه جهانی و احیای ابرقدرتی خود است.وی با بیان اینکه امام در ایجاد انقلاب اسلامی به هیچ الگویی اتکا نکرد و از هیچ مدلی برای پیروزی انقلاب استفاده نکرد و شیوه جدیدی از انقلاب را با امت خود تجربه کرد و یک قانون اساسی فاخر تهیه کرد و یک قانون اساسی پیشرفته بدون تقلید تاسیس کرد، ادامه داد: آنها تلاش می‌کنند که اوضاع را به قبل برگردانند و دوگانه اسلام و غرب را به دوگانه غرب و غرب تبدیل کنند و جنگ تسلیحاتی را راه انداخته و به دنبال احیای ابرقدرتی خود و فروکاستن قدرت انقلاب اسلامی و مقاومت هستند.عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه ما نیاز به یک اتحاد و انسجام به محوریت رهبری حکیم انقلاب داریم و در این راه مصمم هستیم،گفت: در دهه پنجم باید استوار بایستیم، باید موضع خود را شفاف کنیم و به هیچ‌وجه با غرب ایدئولوژیک موافق نیستیم.وی با بیان اینکه نسل جوان فرهیخته انقلابی و دلسوز برای ملت در حال شکوفایی است، عنوان کرد: همه موظف هستیم که دست به دست هم دهیم و فریب غرب را نخوریم و این بستر غرب که چهره تکنیکال دارد را شناخته و در مورد آن تصمیم‌گیری کنیم. ما مخالف مفاهیم پایه ای مدرنیسم هستیم اما برای پیشرفت همه جانبه بر اساس مبانی قرآنی تلاش می‌کنیم و شما جوان‌ها باید غرب و واقعیت‌های تمدن غرب را مطالعه کنید. نسل جوان فرهیخته و اندیشمند و انقلابی در حال شکل‌گیری است و این نشانگر تحقق امیدهای آینده انقلاب است. ]]> گفتگو ، گفتار Wed, 13 Feb 2019 08:11:26 GMT http://isaq.ir/vdcb.sb8urhb8fiupr.html انقلاب اسلامی، کنشگری تاثیر گذار در جهان امروز http://isaq.ir/vdcj.ievfuqevvsfzu.html به گزار ش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از مهر، یکی از مسائلی که انقلاب اسلامی در طول چهل سال با آن مواجهه ای فعال و سخت داشته موضوع نسبت با مدرنیته است. شاهد سیطره مدرنیته بر همه ابعاد زندگی هستیم، اما انقلاب اسلامی توانسته است از سویی با تصرف در برخی مظاهر مدرنیته، طرح جدیدی بیافریند و از سوی دیگر با برخی جایگزینی ها و نوگرایی ها، برخی از این مظاهر را حذف کند. در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم، به بررسی نسبت انقلاب اسلامی و مدرنیته پرداختیم که در ادامه می خوانید:****آیا اساساً انقلاب اسلامی پدیده ای ضد مدرن است؟ مفهوم معادل انقلاب در آموزه های اسلامی چیست؟پاسخ به این سوال منوط به این است که ما مدرنیته را چطور معنی می کنیم و یا پدیده مدرن را چه پدیده ای قلمداد می کنیم. اگر مدرن را به معنای عام کلمه به معنای نوگرایی در نظر بگیریم و به معنای لغوی آن توجه داشته باشیم، اشکالی ندارد که بگوییم انقلاب اسلامی هم یک پدیده مدرن بوده به این معنی که مردم به دنبال نوگرایی و ایجاد تحول و رد ساختارها و ارزش های گذشته و ایجاد یک جامعه جدید با نظامات جدید بوده اند.اما اگر بخواهیم مدرن را به معنای خاص کلمه و اصطلاحی که الان مصداق معینی در غرب دارد قلمداد کنیم و بگوییم که در ادامه اتفاقاتی که در غرب و در دنیای مدرن افتاده، انقلاب اسلامی هم امتدادی برای آن مدرنیته است، طبیعتاً این نتیجه گیری درست نیست به دلیل تفاوت ماهوی که انقلاب اسلامی و معیارها و اهداف و شکل آن با جامعه مدرن و انقلاب هایی که در جامعه های مدرن اتفاق افتاده وجود دارد.در فرهنگ اسلامی واژه تحول و تکامل خواهی یک واژه آشنایی بوده و همواره ما به این دعوت شده ایم که رو به جلو حرکت بکنیم. امیرالمومنین می فرماید هر کس که دو روز او با هم مساوی باشد او دچار خسارت شده است. به این معنی که ما همواره باید به دنبال یک تغییرات بیشتری در وجود خود باشیم و این اختصاص به فرد ندارد و می تواند در مورد جامعه هم اتفاق بیفتد چون جامعه هم می تواند دارای پیشرفت باشد و تحول خواهی برای حرکت به سمت پیشرفت می تواند در جامعه هم اتفاق بیفتد.*برخی می گویند انقلاب ذاتاً پدیده ای مدرن است و بخاطر تمایزاتی که اسلام با مدرنیسم دارد، نمی توانیم انقلاب ایران را یک انقلاب اسلامی بنامیم، می گویند انقلاب چون امری مدرن است با اومانیسم و سکولاریسم نسبت دارد و نمی تواند اسلامی باشد؛ نظر شما در این باره چیست؟انقلاب محصول یک تحول اجتماعی است که محور ایجاد این تحول اجتماعی هم مردم هستند. بنابراین بسته به اینکه مردم به دنبال چه آرمانی حرکت می کنند و رهبران خود را چه شخصیت هایی قرار می دهند، بر علیه چه چیزی شورش می کنند و انتقاد آنها برای خروج از وضعیت فعلی ناظر به چیزی است و... انقلاب می تواند ماهیت متفاوت داشته باشدمن نمی دانم بر اساس چه منطقی این حرف زده شده است. ممکن است از این جهت حرف آنها قابل تصدیق باشد که قبل از انقلاب اسلامی، انقلاب های فرانسه و روسیه، به دنبال مفهوم دینداری و دین خواهی نبودند، بلکه به نوعی در مسیر گسست از دین شکل گرفتند. از سرنوشت این انقلاب ها هم مشخص است که دین در آنها جایگاهی ندارد.ممکن است انقلاب های تاریخ معاصر این ویژگی که اشاره کردید(با سکولاریسم و اومانیسم نسبت دارند) را داشته باشند، اما هیچ ملازمه ای ایجاد نمی کند که هر انقلابی لزوماً باید چنین باشد.انقلاب، محصول یک تحول اجتماعی است که محور ایجاد این تحول اجتماعی هم مردم هستند. بنابراین بسته به اینکه مردم به دنبال چه آرمانی حرکت می کنند و رهبران خود را چه شخصیت هایی قرار می دهند، بر علیه چه چیزی شورش می کنند و انتقاد آنها برای خروج از وضعیت فعلی ناظر به چیزی است و... انقلاب می تواند ماهیت متفاوت داشته باشد.در انقلاب اسلامی هم از فرمایشات امام و هم از شعارهای مردم می توان فهمید که اسلام خواهی از ابتدا تا انتها موج می زده است. محور اصلی بیانات امام ارتباط بین دین و سیاست و دفاع از اسلام و به صحنه آوردن اسلام در اداره جامعه، مقابله با ظلم و ایجاد عدالت در جامعه و مبارزه با مظاهر فساد در کشور و... بوده است که همه خاستگاه اسلامی داشته اند.در شعارهای مردم هم که به صورت فراگیر بیان می شد مثل استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و... این هم یک خط اصلی حرکت را نشان می دهد که مردم می خواستند یک فرهنگ تحولی را رقم بزنند که در آن وابستگی به غرب و شرق وجود نداشته باشد بلکه استقلال مبتنی بر فرهنگ اسلامی و تحقق فراگیر ارزش های اسلامی را دنبال می کردند.لذا ملازمه ای بین اینکه بگوییم هر انقلابی که اتفاق افتاد لزوماً با اومانیسم و سکولاریسم نسبت دارد، وجود ندارد و بسته به شرایط فرهنگی هر جامعه نتیجه متفاوتی از هر انقلاب باید گرفت.*ما می بینیم که در ابتدای انقلاب اسلامی از بعضی از وجوه مدرنیته استفاده شد و انقلاب سعی کرد در آن تصرف کند و تعریف خود را از آن ارائه دهد، مثلا مسائلی مانند تفکیک قوا و مردم سالاری دینی و... مطرح شد. سوال این است که آیا این قابلیت تصرف هنوز هم وجود دارد و آیا این مدل کارآمدی لازم را داشته است؟خود پیروزی انقلاب اسلامی با مشارکت مردم اتفاق افتاد و مشارکت مدنی رکن اصلی و بقا دهنده و موفق کننده انقلاب بود. رهبری فرهیخته ما معیارهایش تحریک به دنیا نبود و از نظر شخصیتی هم عارف و سالک بود و جایگاه او در بین مردم یک جایگاه ایمانی، عاطفی و قلبی بود. این نشان می دهد ارتباط امام با امت یک بافت و شکل متفاوتی را از ابتدا پیدا کرد. بعد از پیروزی انقلاب به دلیل اینکه باید حاکمیتی شکل می گرفت و تقسیم مسئولیت هایی اتفاق می افتاد، قانون اساسی با استفاده از تجربه سایر کشورها شکل گرفت. لذا به تفکیک قوا و ارتباطی که قوا با ولی فقیه باید داشته باشند، رسیدند و این شکل از حاکمیت سامان گرفت.همچنان شاهد این هستیم که قالب دموکراسی در بعضی از جاها نتوانسته مشارکت را از آفت های منفعت طلبی و عوام فریبی و...، مصون بدارد. این پدیده ای است که باید مورد مطالعه دقیق تری قرار گیرد و سازوکارهای کامل تری را برای این منظور فراهم کنیمبه نظرم امتداد آن مردم سالاری دینی که قبل از انقلاب شکل گرفته بود به واسطه قانون اساسی سعی شد که نهادینه تر شود و یک شکل حقوقی و قانونی به خود بگیرد.این عرض بنده به این معنی نیست که ما به ایده آل ترین شکل مردم سالاری دینی از نظر قالب و ساختار رسیده باشیم. همچنان شاهد این هستیم که قالب دموکراسی در بعضی از جاها نتوانسته مشارکت را از آفت های منفعت طلبی و عوام فریبی و...، مصون بدارد. این پدیده ای است که باید مورد مطالعه دقیق تری قرار گیرد و سازوکارهای کامل تری را برای این منظور فراهم کنیم.البته ما نباید ایده آل فکر کنیم چون ما در جامعه حضرت حجت(عج) زندگی نمی کنیم و قهراً همه افراد از یک سلیقه و از یک میزان از اهتمام و باور به اسلام برخوردار نیستند و باید برای آنها نیز حق زیست اجتماعی و مشارکت دید. مهم این است که بشود برآیند را به گونه ای هدایت کرد که اسلام خواهی و عدالت خواهی و آزادی طلبی اسلامی روز به روز گسترش پیدا بکند.*گفته می شود مادامی که ما در دوره سیطره مدرنیته قرار داریم، امکان چندانی برای تحقق تمدن تراز دین نداریم و نهایتاً می توانیم به یک نسبتی تمدن را برقرار کنیم. آیا این نگاه نسبت به مدرنیته درست است و سیطره مدرنیته اجازه تحقق تمدن را به ما نمی دهد؟ از سوی دیگر در حالی که با غیبت امام معصوم مواجه هستیم امکانی برای تحقق تمدن تراز خواهیم داشت؟آنچه محل سوتفاهم شده و توجه به آن می تواند هم‌نظری بیشتری ایجاد کند، تلقی نسبت به تمدن اسلامی است. اگر تمدن اسلامی را یک شکل ایده آل از تمدن که همه انسان ها مومن و موحد هستند و اسلام ناب در همه تصمیم گیری ها و قانون گذاری ها حضور و نقش حداکثری دارد و هیچ رسوخ و التقاطی در جامعه وجود ندارد، تصور کنیم و اگر تصور کنیم تمدن نوین اسلامی یعنی شکل دهی چنین وضعیتی، این حتماً اتفاق نخواهد افتاد و جز با حضور ولی الله اعظم چنین تمدن امکان پذیر نیست.بنابراین تمدن نوین اسلامی در مقایسه با آن تمدنی که در زمان حضرت حجت(عج) اتفاق می افتد، یکسان نیست. آنچه که به دست امثال ما و افراد جامعه ما ممکن است اتفاق بیفتد به نسبت آنچه توسط حضرت ولی عصر، تحت ولایت کلیه الهیه ایشان اتفاق می افتد، حتماً سهم ناچیزی خواهد بود. لذا این نتیجه گیری قابل قبول است و نباید ما یک بلندپروازی و ایده آل گرایی غیر واقعی را نسبت به بحث تمدن اسلامی داشته باشیم.اما اگر تمدن نوین اسلامی را به ظرفیت و توان و مقدورات بشر غیر معصوم و آنچه در زمان غیبت امام معصوم می تواند اتفاق بیفتد، معنا کنیم و آن را ایده آل بگیریم(ایده آلی که ما می توانیم محقق کنیم نه ایده آلی که مطلوب ترین شکل تحقق تمدن اسلامی است)، در آن صورت این حتماً قابل تحقق است.آیا شرایط و بستر عینی که مدرنیته ایجاد کرده، آنقدر گسترده است و آنقدر مانع ایجاد کرده که ما نتوانیم مسیر دیگری را باز بکنیم و زاویه دیگری را ایجاد کنیم؟ این حرف قابل نقد استآیا شرایط و بستر عینی که مدرنیته ایجاد کرده، آنقدر گسترده است و آنقدر مانع ایجاد کرده که ما نتوانیم مسیر دیگری را باز بکنیم و زاویه دیگری را ایجاد کنیم؟ این حرف قابل نقد است.ما می گوییم بهترین دلیل در امکان تحقق چیزی وقوع آن است. اگر قرار بود سیطره مدرنیته وجود داشته باشد و فراگیر باشد و هیچ حرکت مخالفی نتواند اتفاق بیفتد، انقلاب اسلامی نباید پیروز می شد و نباید الان جشن چهل سالگی خود را ببیند. نگرانی دشمن از توانمندی انقلاب روز به روز بیشتر شده است. این نشاندهنده این است که یک اتفاق مبارک و متفاوتی در دنیای جاهلیت مدرن توانسته رخ دهد. منتهی اینکه در آینده چه مسیری را طی خواهد کرد، قابل بررسی است.بهبود پیدا کردن انقلاب تابع اراده مردم و مدیریت اسلامی است. به میزان اینکه حوزه و دانشگاه و مدیران و قانون گذاران و مردم و اصناف پای انقلاب ایستاده باشند و با هوشمندی این گردنه تاریخی ای که در آن هستیم را بشناسند و با مشارکت و هم دلی در رفع موانع با هم تعامل داشته باشند، به هر میزان که این اتفاق بیفتد و هر کس نقش خود را ایفا کند، طبیعی است که این حرکت شتابنده تر و پرتوان تر پیش می رود.*ما در مواجهه با مدرنیته چه راهی داریم؟ برخی حذف از طریق جایگزینی را پیشنهاد می دهند و می گویند قدم به قدم ما باید مدرنیته را پس بزنیم؛ آیا این امر شدنی است؟این مواجهه اتفاق افتاده و شروع شده و این پرسشی نیست که ما امروز با آن مواجه شده باشیم و به دنبال پاسخ آن بگردیم. از ۵۰ سال قبل مردم ما با مدرنیته مواجه شده اند و نبرد فراگیری را شکل داده اند.این واقعیت را باید بپذیریم که مدرنیته توانسته از طریق علم و تکنولوژی و صادر کردن ابزارها و ساختارهای مدیریت، حضور خود را در همه دنیا به اثبات برساند و نشان دهد. اینکه بگوییم ما در یک فضای کاملا متفاوتی زیست می کنیم و ربطی به تحولات جهانی نداریم، حرف اغراق آمیز و دور از واقع است.ما باید به دنبال تعریف دوران گذار باشیم. دوران گذار یعنی دورانی که ما می توانیم از طریق تصرف در عواملی، میزان وابستگی خود را به مدرنیته به حداقل برسانیم و بتوانیم یک ساخت درونی متفاوتی بر اساس فرهنگ اسلامی و بومی ایجاد کنیماز این دو نکته ای که عرض کردم به این راهبرد می رسیم که قهراً ما باید به دنبال تعریف دوران گذار باشیم. دوران گذار یعنی دورانی که ما می توانیم از طریق تصرف در عواملی، میزان وابستگی خود را به مدرنیته به حداقل برسانیم و هر آن که توانستیم این را محقق کنیم به این معنی است که توانستیم یک ساخت درونی متفاوتی بر اساس فرهنگ اسلامی و بومی ایجاد کنیم. نه تنها در سطح ملی بلکه در سطح فراملی هم می توانیم این را تسری دهیم.ما در مسیر این اتفاق قرار گرفته ایم، منتهی باید بتوانیم گام های خود را دقیق تر تعریف کنیم و استوارتر این قدم ها را برداریم. انسان افسوس می خورد که هنوز بعضی از روشنفکران ما هنوز مسیر توسعه کشور را از مسیر عبور از جامعه مدرن می دانند و حال آنکه این به بیراهه رفتن است. دنیای غرب بر اساس معیارهای خودش به دلیل فاصله گرفتن از دین و معنویت توحیدی با بحران های جدی اجتماعی و حکمرانی و... روبروست و پیش بینی این است که بحران ها تشدید خواهد شد و آنها را به زمن خواهد زد. کم توجهی به این مسئله باعث می شود که تصور کنیم راه توسعه آن مسیری است که آنها رفته اند.مهم این است که یک توافق نظر بیش از پیش در مورد بی راهه بودن راه توسعه غربی پیدا کنیم و تشریک مساعی بیشتری نسبت به حرکت در راه نوینی که انقلاب فراروی ما قرار داده داشته باشیم. اگر عقبه فرهنگی و تحول در علم و فناوری متناسب با اهداف انقلاب اتفاق نیفتد، طبیعی است که پشتوانه لازم برای این حرکت تأمین نمی شود. به همین دلیل نقش حوزویان و دانشگاهیان برای عبور از این دوران گذار، نقش ممتاز و ویژه است.نکته نهایی بنده این است که انقلاب توانسته جامعه اسلامی را به عنوان یک کنشگر تأثیرگذار در صحنه جهانی قرار دهد. این فرصت بی نظیر تاریخی را ما باید پاس بداریم، نه تنها به عنوان یک شیعه و یک مسلمان بلکه به عنوان یک آزاده ای که یک راه نوینی را می تواند فراروی بشریت قرار دهد. برای برون رفت از ظلمت و جهالتی که دنیای مدرن بر انسان جدید مسلط کرده و او را از بعد ملکوتی اش غافل کرده و به بعد حیوانی اش محدود کرده است، باید تلاش کنیم.بشریت امروز از ظلم و جهالت و بی عدالتی به ستوه آمده و این اتفاقاتی که ما در قالب جنبش هایی در آمریکا و فرانسه و... می بینیم بارقه هایی از این اتفاق مبارک و این نیاز فراگیر جهانی است. ]]> گفتگو ، گفتار Wed, 06 Feb 2019 10:54:45 GMT http://isaq.ir/vdcj.ievfuqevvsfzu.html سهم سرنوشت‌ساز دانشگاه در تولید نرم افزار علمی انقلاب http://isaq.ir/vdci.wazct1azubc2t.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، به نقل از رسا، حجت الاسلام محمد صالحی، پژوهشگر گروه منطق و روش شناسی، معتقد است که آنچه که در ابتدای تأسیس دانشگاه اتفاق افتاد، فراگیری علوم از کشورهای پیشرفته‌تر در جهت توسعه مادی کشور و رفع عقب‌‌ماندگی ایران بوده و با این حرکت جریان ناتمام و یک‌طرفه غرب به سمت کشور ما کامل شد و دانشجویان دختر و پسر جوان ما جهت تعلیم و آموزش به کشورهای فرنگ نیز مهاجرت می‌کردند. متن کامل این گفت وگو در زیر تقدیم خوانندگان محترم می شود. *** معیارهای ارزیابی برای تشخیص موفقیت یا عدم موفقیت دانشگاهها و و پژوهشگاه‌های کشور را چه می دانید؟ یکی از معیارهای بررسی موفقیت و یا عدم موفقیت هر چیزی این است که حالت مطلوب مورد نظرتان چیست، تا بخواهید سنجش را در نسبت با حالت مطلوب آغاز کنید و در این صورت می توان گفت که در رسیدن به چنین حالتی قدم‌های مثبتی برداشته شده است یا نه، یا به تعبیر شما موفق بوده است یا خیر؟ اگرچه معیارهای دیگری نیز وجود دارد مثل مقایسه حالت موجود با حالت قبل و یا مقایسه با دیگر مراکز فعال در این زمینه، هرچند هم هدف و هم جهت با شما نباشند. اساسا دانشگاه در جهت بهره‌برداری از علوم و به دست آوردن تکنولوژی‌هایی برای رفع نیاز امور مادی و دنیوی مردم به وجود آمده یا به عبارت بهتر، دانشگاه محل تبدیل دانش به صنعت است، صنعتی که قرار است موجب حرکت نظامات اجتماعی به وسیله تولیدات خود باشد. آنچه که در ابتدای تأسیس دانشگاه اتفاق افتاد، فراگیری علوم از کشورهای پیشرفته‌تر در جهت توسعه مادی کشور و رفع عقب‌‌ماندگی ایران بوده و این رویه از زمان میرزا محمدتقی خان فراهانی مشهور به امیرکبیر در دارالفنون و با حضور اساتیدی از کشورهای غربی از جمله اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه آغاز شد و در زمان پهلوی نیز ادامه پیدا کرد با این تفاوت که در زمان پهلوی علاوه بر حضور اساتید غربی، سیل خروج دانشجویان به سمت ممالک غرب جهت تعلیم علوم نیز آغاز شد. به عبارتی جریان ناتمام و یک‌طرفه غرب به سمت کشور ما با این حرکت حکومت پهلوی کامل شد و دانشجویان دختر و پسر جوان ما جهت تعلیم و آموزش به کشورهای فرنگ نیز مهاجرت می‌کردند. همین آغاز کار توسط امیرکبیر را صحیح می‌دانید؟ در این که شروع این کار توسط امیرکبیر صحیح بوده باشد، محل تأمل است و در موضوع مورد سؤال شما هم قرار نمی‌گیرد، اما فی الجمله می‌توان گفت در این مقوله نیز باب سخن فراوان است. نکته بازخوانی این سیر تاریخی در این است که آنچه مد نظر مؤسسین دارالفنون و ادامه دهندگان راه آن‌ها بوده، پیشرفت و رفع عقب ماندگی مملکت بوده است. بوسیله اقتباس علوم از غرب و البته بدون توجه به لوازم آن که آیا اساسا این علوم با مبانی مذهبی و ملی ما سازگار است یا خیر؟ این عدم توجه به لوازم علوم غربی، چه حاصلی برای کشور داشته است؟ نخستین محصول این هدف، ایجاد وابستگی علمی ایران به کشورهای دیگر است، در این صورت دانشگاه‌های شما دائما در حال استفاده از منابع علمی غربی جهت آموزش [اگر نخواهیم اسم آن را چیز دیگری بگذاریم] است که منجر به استعمار و استثمار جوانان شما در دانشگاه و در نهایت مستعمره شدن مملکت شما برای کشورهای غربی می شود. یعنی (قربه الی الله)، خود را برده آنان کرده‌ایم. حتی اگر قایل باشیم که پس از انقلاب، ما نیز به این رویه دامن زده و ادامه دهنده راه آنان بوده‌ و نقطه مطلوب ما رسیدن به تراز دانشگاه های غربی است، به راحتی می توان دریافت که ما از این نقطه مطلوب هم بیشتر حرکت کرده و دست به توسعه علوم زده ایم. حرکت شتابی در رسیدن به نقاطی فراتر از آنچه که غرب و اساتید غربی به دانشجویان ما تعلیم می‌دادند و چه بسا آنان تعمدا این نقاط را به دانشجویان ما آموزش نداده و می‌خواستند که با در دست نداشتن نقاط پسینی علم، وابستگی دائمی علمی به آنان داشته باشیم، نشان از پیشرفت و موفقیت در دانشگاه‌ها بوده و ملاک سنجش این حرکت و پیشرفت، ابزار و تکنولوژی‌های تولید شده‌ای است که منجر به قرار گرفتن ایران در تراز علمی و جزء کشورها موفق و رده بالای منطقه و دنیا شده است، به طوری که پیشرفت ما در برخی علوم موجب حیرت کشورهای غربی، صاحبان اصلی این علوم و تکنولوژی‌ها شده است که از آن جمله می‌توان به علوم نانو، هوافضا و ... اشاره داشت. رهبر معظم انقلاب نیز در این زمینه می‌فرمایند: «برای پیشرفت علمی از همه توانایی‌های غربی ها استفاده کنید و از شاگردی کردن و یاد گرفتن هرگز پرهیز نکنید، زیرا ما از شاگردی کردن ننگمان نمی‌آید، بلکه از همیشه شاگرد ماندن ننگمان می‌آید». این نوع سنجش موفقیت، سنجش جزئی است که یک پدیده نسبت به زمان و هدف تأسیس، نقطه مطلوب آن و شرایط رسیدن به آن نقطه در کلی سازمان بالادستی (وزارت علوم) مورد سنجش واقع می‌شود. به صورتی که جایگاه ملی شما را در بین بقیه کشورها نشان می دهد. نوع دیگر سنجش در حالت مقایسه با مطلوب، سنجش جزء به کل است، به این معنی که شما دانشگاه‌ها را یکی از ریز اجزاء حرکت فلسفه تاریخی بشریت به سمت اعتلای کلمه توحید می‌دانید. حال باید بتوانید تحلیل کنید که عمل این ریز‌جزء چقدر توانسته شما را در این حرکت یاری کرده و چه میزان به این حرکت که قرار است زمینه ساز ظهور منجی بشریت شود کمک کرده است؟ قطعه قطعه از برهه های تاریخی شما، اجزایی از جورچین فلسفه تاریخ شما است که دوره قاجار یک جزء، دوره پهلوی یک جزء و دوره انقلاب اسلامی جزئی دیگر از این جورچین است و این اجزاء با توجه به حکومت ها، سردمداران و اهداف حکومتی آنها از هم جدا می‌شود. در واقع تعلیم و تربیت به صورت عام در هر یک از این اجزاء حضور پیوسته دارد، اما مظاهر آن در این اجزاء به اشکال مختلف است که گاهی به صورت حوزه علمیه و مکتب خانه و گاهی به اسم دارالفنون و گاهی به اسم دانشگاه بوده است. ممکن است بررسی این ریز جزء به صورت روندی صورت پذیرد یا به صورت مقطعی در هر جزئی مورد واکاوی قرار گیرد و پرسش شما هم به صورت کلی است که هر دو صورت را به نوعی در بر می‌گیرد. در سنجش اجزای یک کل علاوه بر اینکه جزء را فی نفسه مورد واکاوی قرار می دهیم به بررسی تناسب حرکت جزء به کل نیز، آن را مورد مداقه قرار می دهیم. در این نوع سنجش، جزء را با اهداف عالی حرکت کل، چگونگی پیمایش در مسیر حرکت و نزدیک شدن به آن اهداف و آرمان ها می‌سنجیم. مقیاس بررسی سنجش، ابعاد خیلی گسترده تری نسبت به حالت قبل دارد، به این صورت که برای سنجش در مدل قبل نیز جایگاهی را تعریف می‌کند. هدف این حرکت (کل) اعتلای کلمه توحید است و برای به احتزاز درآمدن پرچم لااله الا الله بر روی همه قلل رفیع جهان نیاز است که بستر پذیرش حکومت حضرت مهدی(عج) توسط اجزاء این کل به وجود آید. یعنی مقیاس شما از یک حرکت ملی به یک حرکت جهانی و بین المللی تبدیل شده که البته قدم اول آن حرکت ملی است ولی با رویکرد جهانی و بین المللی. در این میان دیگر نیازها متفاوت می‌شود و فقط رسیدن به نقاط نهایی علم برای ما مطلوب نیست، چراکه علاوه بر فتح قله‌های علم به عنوان قدم نخست، نیازمند شکستن حصر علمی و تولید علم نیز هستیم، علمی که علاوه بر رفع نیازهای بشریت، کارآمدی اسلام را در امور مادی نیز محقق کند و جهت علم را در مسیر اصلی خود یعنی بستر ظهور حضرتش قرار دهد.حال باید دید که این اتفاق افتاده است یا خیر تا بتوانیم نسبت به موفقیت یا عدم موفقیت دانشگاه‌ها نظر دهیم. آنچه که در ابتدای نظر به چشم می‌آید، این است که تغییر مسیر به نفع اسلام شروع شده است و این حرکت را در شکستن حصر علومی همانند علوم انسانی به وضوح می‌توان مشاهده کرد و به حول و قوه الهی در بقیه علوم نیز اتفاق خواهد افتاد. تغییر علوم یکی از نقاط شروع تغییر عالم است که سهم دانشگاه‌ها را در مقیاس جهانی به خوبی نشان می‌دهد، کما این‌که اصل انقلاب اسلامی نیز نقطه عطفی در تغییر مسیر حرکت عالم به سمت توحید است و بارقه‌های این تغییر مسیر در جای جای عالم دیده می‌شود. اگر بتوان قلل علمی جهان را فتح کرد و در جایگاه تولید علوم موجود قرار گرفت، آیا نمی توان ادعا کرد معادله تولید و آموزش برعکس شده است؟ درگیری دو جریان حق و باطل از زمان خلقت انسان و تمرد شیطان به صورت علنی آغاز شده و هر کدام از این دو جریان در حال نظام سازی جهت برقراری ولایت و سلطه خود بر جهان آفرینش هستند. آنچه در این بین موجود است، نظامات و تولیدات جریان کفر جهت استیلای بر جهانی است که در این نظم نوین به شما نیز جایگاه داده است. شما با عمیق‌تر شدن در علم و پیشرفت در علوم موجود، اگر هدف دیگری نداشته باشید، صرفا می‌توانید مستعمره و مستثمره خوبی برای آن‌ها باشید؛ حتی زمانی که در حال تولید علم در این چارچوب باشید، باز هم در زمین بازی آن‌ها قرار دارید و فقط یک پله صعود کرده‌اید و نفوذ علمی، فرهنگی و اعتقادی آن‌ها را تکامل بخشیده‌ا‌ید. رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «هیچ گاه به برنامه‌ها و توصیه‌های غربی‌ها اعتماد نکنید، کشورهای غربی که امروز بیشترین پیشرفت‌ها را در زمینه علوم جدید دارند، بیشترین جنایات را نیز در تاریخ ضد ملت‌ها مرتکب شده اند.» برای تغییر جهت حرکت عالم به سمت توحید نیاز است تا قوانین و قواعد این بازی عوض شود و البته این مهم، جز با فتح قله‌های موجود علم، قابل تحقق نیست. ابتدا باید به نقطه نهایی علم موجود دست یافت تا بتوان کنه آن را تغییر داده و به جهان بشریت، قواعد جدید را معرفی کرد، قواعدی که نظم بشریت را آن‌گونه که خداوند می خواهد نظم دهد تا دنیا در طریق پرستش حق قرار گیرد. باید تمدن اسلامی در مقیاس مبارزه جهانی طراحی شود و برای این پی‌ریزی نیاز است تا قله‌های علمی جهان فتح شود. نوع عقلانیت در تمدن اسلامی متفاوت است و نرم افزار موجود، به منظور اداره امور بشریت برای این عقلانیت کارآمدی ندارد. اگر دانشگاه‌های ما بخواهند بزرگترین مراکز تولید علم در جهان یا دانشگاه‌های آنان را برای خود الگو و هدف قرار دهند، در واقع از این سطح درگیری غافل شده و نتوانسته‌اند خود را در مدار این تقابل قرار دهند و برنامه ریزی و طرح ریزی برای پذیرش حکومت حق را نمی توانند انجام دهند. اگر این چنین شد، موضوع درگیری همان اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی می‌شود که باید این موضع از تقابل نیز در این جریان‌ها روشن شود.   جایگاه دانشجویان در کسب این موفقیت‌ها یا حرکت به سمت نقطه مطلوب چیست؟ در دوران انقلاب اسلامی، دانشگاه‌ها علاوه بر این‌که باید در جایگاه واقعی خود ایفای نقش کنند، بایستی برای انقلاب به تربیت و تولید محتوا و نیروی انسانی متناسب با عصر ظهور بپردازند، دانشجویان باید پرچم داران صف حق و اسلام باشند و کارآمدی اسلام را محقق سازند. تولید نرم افزار علمی انقلاب جهت تسری به دنیا و ایجاد بستر پذیرش حکومت عدل الهی تنها به‌ وسیله دانشجویان امکان‌پذیر و تغییر جهت تولید علم و فتح آن فقط با دانشجویانی انقلابی که در دستگاه تربیتی تراز انقلاب اسلامی پرورش یافته اند، قابل تحقق است. باید توجه داشت که انقلاب ما فقط یک انقلاب سیاسی نبود، بلکه انقلابی در تمامی شئون زندگی بشریت بود. بنابراین باید برای همه کارها از جمله تولید علم نیز برنامه داشته باشیم. دشمن این را به خوبی درک کرده است و با مباحثی مثل عدم ورود سیاست در اجزاء حرکتی شما، به دنبال ره زنی و گمراهی در مسیر حرکت است. در انقلاب ما، کلمه توحید بنیان زندگی است و البته این سخن برای اداره امور زندگی کفایت نمی‌کند، بلکه باید آن را تبدیل به دانش، مدل، سبک زندگی و نرم افزار کرد، در این صورت می‌توان برای اداره امور برنامه‌ریزی کرد تا هدف از زندگی به معنای واقعی تحقق یابد. همین که شما به لحاظ علمی یا نظامی قدرتمند شوید و در طبقه بندی‌های موجود در رده‌های بالا قرار گیرید، نمی تواند موجب دشمنی اطراف با شما شود، مگر نه این‌که کشورهای دیگر هم به دنبال رسیدن به این سطح از قدرت هستند، پس چرا غرب با آن‌ها مثل جمهوری اسلامی مواجهه ندارد؛ این نشان می‌دهد که امری فراتر از این امور مورد توجه است. ما نباید دچار غفلت شده و هدف را گم کنیم، دانشجویان ما باید بدانند که پیمودن این مسیر نیازمند ساخت بناهای علمی بر اساس مبانی توحیدی است تا به تکلیف خود عمل کنند و دست یافتن به سطوح عالی علم موجود تنها ابتدای راه است.راهکار حضرتعالی برای ادامه موفقیت آمیز نهادهای علمی کشور، به خصوص در زمینه مدیریت اسلامی چیست؟ برای تولید علم و مدیریت علمی و دانشگاهی نیاز به شناخت دقیق هدف و پایه گذاری تأسیس علوم بر اساس مبانی اعتقادی و معرفتی متناسب با آن هدف است، به عبارت بهتر، بخشی از امور را می‌توانید در دانشگاه به دست بیاورید، اما برخی دیگر را باید در موضع دیگری جست‌وجو کرد. وحدت حوزه و دانشگاه که توصیه حضرت امام خمینی(ره) نیز بوده، به راحتی می‌تواند این امر را به سرانجام برساند و این راهکار حاکی از نگاه ژرف اندیش بنیان گذار و طراح این انقلاب است، ایشان می‌فرمودند: بدون پيوند حوزه و دانشگاه اصلاح و انقلاب دوامي نخواهد يافت. البته وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکی شدن این دو نهاد نیست، بلکه ما نیازمند هماهنگی این دو مرکز تولید علم هستیم و این هماهنگی در مرحله برنامه‌ریزی است، بنابراین به دنبال انحلال و یا ادغام حوزه و دانشگاه نیستیم بلکه نیاز به یک سازمان جامع و بالا دستی داریم تا بتوانید این هماهنگی را ایجاد کند و زیرساخت‌ها و فلسفه تولید علوم که در حوزه بنیان نهاده شده و در واقع فلسفه توسعه است را به دانشگاه‌ها برساند و از این طریق استراتژی توسعه در دانشگاه‌ها رقم می‌خورد. در این صورت پیوند بین علوم کاربردی و علوم پایه نظری حاصل شده و منجر به کارآمدی مبانی در تولید ابزار اداره جامعه می‌شود. اگر این هماهنگی بین دو مرکز تولید علم اتفاق نیافتد و این دو مرکز استقلال خود را به معنای عدم اثرپذیری از یکدیگر حفظ کنند، هیچگاه نمی‌توانند به هماهنگی در مقصد و هدف برسند و چه بسا روابط این دو مجموعه صرفا به یک احترام سیاسی بسنده شود که در این صورت نمی‌توان انتظار هماهنگی در راهبردها را از این دو مجموعه داشت. سازمان جامع هماهنگ کننده تولید علم با ابزار شبکه تحقیقات می‌تواند مدیریت تحقیقات و پژوهش کشور را بر عهده گیرد و به این ترتیب با استفاده از تجربیات کهن، مبانی نظری اسلامی و رویکرد علمی دانشگاه بستر پیدایش حکومت عدل الهی را محقق سازد. البته روشن است که این پیشنهاد را نمی توان صرفا در چند دقیقه توضیح داد، بلکه نیاز به تبیین و تفسیر دارد که ان شاءالله در جای خود باید مفصل در این رابطه صحبت شود.. ]]> گفتگو ، گفتار Mon, 04 Feb 2019 05:41:10 GMT http://isaq.ir/vdci.wazct1azubc2t.html دیدار پژوهشگران حوزه تمدن با مقام معظم رهبری http://isaq.ir/vdcg.t9qrak9qypr4a.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی، جمعی از پژوهشگران حوزه تمدنی با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.***جمعی از اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی که در موضوع تمدن، کار علمی و تدوینی انجام داده بودند، عصر پنجشنبه 11 بهمن ماه با رهبر معظم انقلاب دیدار نمودند. در این جمع سی نفره، 6 نفر از  پژوهشگران فرهنگستان علوم اسلامی نیز دعوت شده بودند.آیت الله سید محمدمهدی میرباقری و حجج اسلام، عبدالعلی رضایی، محمدرضا خاکی قراملکی، مصطفی جمالی، علی محمدی و حسین مهدی زاده، از پژوهشگرانی بودند که به این جلسه دعوت بودند؛ البته با توجه به سفر استاد میرباقری، توفیق حضور در این جلسه میسر نبود؛ ولی 5 نفر دیگر در این دیدار حاضر شدند. همچنین حجت الاسلام دکتر جمالی در این جلسه با موضوع « نهاد علم تمدن سازی» مباحث خود را خدمت مقام معظم رهبری و اندیشمندان حاضر ارائه نمود. گزارش این جلسه را آقای حجت الاسلام علی محمدی اینگونه نگاشته است:پنج شنبه شب (۱۱/۱۱/۹۷)، جمعی از پژوهشگران عرصه تمدن، با مقام معظم در فضایی بسیار صمیمی دیدار کردند.  شروع جلسه با بیان ضرورت این جلسه و معرفی افراد توسط دکتر فرزاد جهان بین بود.و سپس تعدادی از پژوهشگران به ارائه نقطه نظرات خود پرداختند:آقای الویری با موضوع «بینش تمدنی»آقای طاهرزاده با موضوع «ریشه های افول تمدن غرب و زایش تمدن شیعی»آقای رهدار با موضوع «ظرفیت های تمدنی جهان اسلام»آقای خرمشاد با موضوع «انتظار تمدن ساز»آقای سیدمحمدحسین متولی با موضوع «ساختارسازی، چالش تمدنی انقلاب اسلامی»آقای واسطی با موضوع «فقه تمدن ساز»آقای عیوضی با موضوع «آینده پژوهی و تمدن سازی»آقای حبیب الله بابایی با موضوع «مسئله های اساسی تمدن سازی»آقای مصطفی جمالی با موضوع «نهاد علم تمدن ساز»آقای لک زایی با موضوع «شبکه سازی بین پژوهشگران عرصه تمدن و شکل گیری ستادی برای جهتگیری تمدنی ساختارهای کشور» همه ارائه ها تقریبا قابل قبول و از سطح علمی خوبی برخوردار بود.بعد از حدود یک ساعت ارائه اساتید، نوبت به بیانات حضرت آقا رسید. امهات فرمایشات ایشان به شرح زیر بود:خیلی خوشحال شدم از اینکه مسئله را از لحاظ نظری دنبال کرده اید. من از جلسه که بروم باید به خاطر بجثهای شما سجده شکر به جا بیاورم.مراقب باشید در بحثهای نظری غرق نشوید. باید تلاش کنیم، نظریه سازی ما ناظر به میدان و عمل باشد. (البته حضرت آقا در بعد از ارائه آقای متولی در واکنش به تاکید ایشان بر لزوم نظریه پردازی در ضمن عمل و عینیت، فرمودند که البته این کار بدون یک نظریه پیشینی امکان پذیر نیست.) این بحثها الان پراکنده است، در حالی که ما می خواهیم جریان اجتماعی درست کنیم. باید تشکلی درست شود که پراکندگی را پیوند دهد. البته تجربه نشان داده که ستادسازی و بنیادسازی هم نیست، راهگشا نیست. الان شما برای این کار «هفته تمدن» ایجاد کرده اید، به نظر من بهتر از اینکار برگزار کردن سمینارها و جلسات همفکری مثلاً نصف روزه است؛ جلساتی کوتاه و با فاصله کم. در این جلسات باید مشخص شود که حرف دیگران با سایر حرفها چه نسبتی دارد؟ و هر حرفی چگونه می تواند سایر حرفها را تکمیل کند؟وقتی ما صحبت از تمدن سازی می کنیم، فقط نمی خواهیم یک حرف را از سطح سیاسی عمیقتر کنیم؛ گو اینکه خیلی از انقلابهای بزرگ مانند انقلاب هند در همین سطح سیاسی باقی ماند و عمیق تر نشد. بلکه باید توجه کرد که شعار تمدن، طبیعتش بشری و جهانی است و باید به نحوی ارائه شود که مورد پذیرش عموم مردم قرار گیرد. البته شرط این جهانی شدن هم منوط به تشکیل جامعه اسلامی و شرط تشکیل جامعه اسلامی هم، تشکیل حکومت اسلامی (دولت اسلامی) است. ایجاد امید در خصوص امکان تمدن سازی اسلامی نیز با ایجاد حکومت و جامعه اسلامی ایجاد می شود. اگر بقیه ببینند که کشوری در مسیر آرمانهای خود باقی مانده است و خود را با آن منطبق کرده است، برای او امید ایجاد می شود. بنابراین، تشکیل حکومت و جامعه اسلامی، مقدمه واجب تشکیل تمدن اسلامی است. حرفی را پنجاه سال پیش از سیدقطب خوانده ام که کاملاً درست است. او نوشته بود که برای تبلیغ اسلام لازم نیست که مبلغ بفرستیم، بلکه اگر یک روستا را اسلامی بسازیم، خود آن بزرگترین تبلیغ است و به صورت طبیعی منتشر می شود. این تمدن را به نحو قابل فهمی به مردم کشور معرفی کنید. پایه های این تمدن از نظر من عبارتست از:«توحید»، «عبودیت» (عمل به احکام شریعت اسلام)، «کرامت انسانی» و «سبک زندگی». به نظر من محور این حرکت نیز انسان است. من مخالف محور بودن انسان نیستم و این معنای کرامت داشتن انسان است. البته انسانی محور است که توحید را پذیرفته و به مقام عبودیت رسیده است.در نظریه پردازی ها، کار و برنامه عملی داشته باشید. الان ما احتیاج به دولت اسلامی داریم. دولت اسلامی یعنی دولتی که هم تصمیماتش بر مبنای اسلام و شریعت اسلام باشد و هم مسئولینش ایمان و انگیزه لازم را داشته باشند و به کارآمدی اسلام مؤمن و معتقد باشند. مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل/۹۷)؛ این مؤمن بودن مسئله مهمی است. دولتی که می خواهد نظام اسلامی را پایداری کند، باید مؤمن و اسلامی باشد. باید با این جهتگیری وارد مسائل اصلی مانند عدالت، مردمی بودن نظام و سایر مسائل شوید. ما متأسفانه می بینیم که جامعه هنوز مرعوب تمدن رو به زوال غرب است. هنوز اسم فروشگاه ها و مغازه را «مآل» و «هایپر استار» و «کافی شاب» می گذارند. این ها نشانه مرعوب بودن است. شکستن این فضا، نیازمند شجاعت است. در خصوص فرمایش رهبری سه نکته برای بنده جالب توجه بود:مقام معظم رهبری به اسم گذاریها خیلی حساس هستند و اسم گذاری ها را یکی از منابع فهم سطح و عمق فرهنگ و روحیه یک ملت به حساب می آورند.بیان ضرورت «شبکه سازی» از طریق «جلسات همفکری نیم روزه و با فواصل کوتاه» شاید برای کمتر کسی به اندازه بنده خوشایند بود. این مسیری است که حدود دو سال است با جمعی از پژوهشگران جوان و فاضل فقه حکومتی و علم دینی شروع کرده ایم و با شکل دهی «دبیرخانه هم اندیشی فقه حکومتی و علم دینی»، به طور متوسط هر دو ماه یکبار، در جلسه ای سه، چهار ساعته خدمت اساتید رسیده ایم؛ هم با دیدگاه آنها آشناتر شده ایم و هم اشکالات و نقطه نظرات سایر اساتید را به ایشان منتقل کرده ایم. إن شاء الله از این پس نیز این مسیر را با انگیزه و جدیت بیشتر دنبال خواهیم کرد.هرچند محتوای ارائه اساتید خوب و قابل قبول بود، ولی دارای یک ضعف بزرگ بود و آن عدم توجه به مراحل پنجگانه تمدن سازی در اندیشه مقام معظم رهبری بود. برعکس، حضرت آقا هر مسئله ای که توسط اساتید طرح شده بود را در قالب این مراحل پنج گانه صورت بندی می کردند و مرحله دولت سازی و مرحله جامعه سازی را تأمین کننده این دغدغه ها معرفی می کردند. مثلاً ایشان حل معضل مشارکت مردم منطقه، امیدزایی و کارآمدی را در قالب تشکیل حکومت اسلامی (دولت اسلامی) حل شدنی دانستند. ]]> گفتگو ، گفتار Sat, 02 Feb 2019 12:57:22 GMT http://isaq.ir/vdcg.t9qrak9qypr4a.html ماهیت حوزه انقلابی، پاسخگویی به نیازهای نظام است http://isaq.ir/vdch.knzt23nzvftd2.html  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، حجت الاسلام محمدرضا خاکی قراملکی، در گفت و گو با خبرگزاری رسا، با اشاره به وظایف حوزه انقلابی در پیشبرد اهداف اسلام خاطرنشان کرد: حوزه علمیه با توجه به رسالت دینی اسلامی خود، در افق یک اسلام تمدنی و تمدن ساز باید حرکت کند. ***حجت الاسلام خاکی با اشاره به اینکه اساسا حوزه علمیه نمی تواند انقلابی نباشد، اظهار داشت: انقلابی نبودن حوزه به معنای انزوا و انفعال حوزه در برابر نهادهای استبدادی و استعماری دنیا است.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی عدم همراهی حوزه با نظام انقلابی را در تضاد با ماهیت و وظایف حوزه علمیه دانست و ابراز داشت: انقلاب یا نهاد قدرت ابزاری است که حوزه ها از طریق آن می توانند اهداف و رسالت ذاتی خود که دفاع از کیان اسلام است را محقق کنند.وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی توانسته جریان سکولاریسم مدرنیته را متوقف کند، خاطرنشان کرد: در دنیایی که مناسبات ظالمانه و استکباری فراگیر شده، اگر حوزه در کنار انقلاب نباشد چگونه می تواند به تنهایی با ظلم و نظام سلطه مقابله کند.حجت الاسلام خاکی با اشاره به هجمه های دشمن پس از انقلاب علیه نظام اسلامی، گفت: انقلاب اسلامی مولود حوزه علمیه است و با توجه به دشمنی ها علیه انقلاب و وجود نیازها و خلأها، وظیفه حوزه خنثی کردن دشمنی ها و برطرف کردن نیازهای انقلاب است.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی حوزه غیر انقلابی را حوزه سکولار و فرد گرا دانست و خاطرنشان کرد: اگر حوزه انقلاب را در جنگ با استبداد مدرن و مناسبات ظالمانه کفر، تنها بگذارد در واقع از رسالت اصلی خود یعنی دفاع از دین در مقیاس تمدنی دست کشیده است.حجت الاسلام خاکی با اشاره به وظایف نهادهای عالی حوزه در انقلابی ماندن حوزه، اظهار داشت: نهادهای عالی حوزه باید جهت گیری های کلان حوزه را رصد و حوزه را با یک وضعیت تکاملی و جهش یافته مدیریت کنند.وی با بیان اینکه حوزه علمیه قرن ۲۱ باید داعیه دار تمدن اسلامی و مبارزه با مستکبران عالم باشد، تأکید کرد: نهادهای عالی حوزه باید افق ها و چشم اندازهای حوزه را در قرن۲۱ مشخص و حوزه را در جهت این چشم اندازها هدایت کنند.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی با بیان اینکه نهادهای مدیریتی حوزه باید ساختارهای آموزشی، پژوهشی و تبلیغی خود را در افق انقلاب ترسیم کنند، خاطرنشان کرد: وظیفه انقلابی نهادهای عالی حوزه صرفا حمایت احساسی و شعاری از انقلاب نیست بلکه انقلابی گری باید در ساختار حوزه تجلی پیدا کند.حجت الاسلام خاکی بر لزوم پیاده سازی منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی در سیاست گذاری های کلان حوزه تأکید کرد و گفت: منویات رهبرانقلاب در افق تمدن سازی ناظر بر این است که نهادهای آموزشی، پژوهشی و تبلیغی بر اساس چشم انداز کلان نظام و مدیریت حوزه حرکت کنند.وی با بیان اینکه بایستی نهاد پژوهش حوزه به بازوی علمی نظام تبدیل شود، عنوان کرد: امروز که نظام در زمینه فقه حکومتی نیازهای اساسی دارد حوزه باید بتواند این نیازها را پاسخ و خلأهای علمی نظام را پر کند.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی با اشاره به اهمیت استقلال حوزه علمیه در پیشبرد اهداف اسلام و انقلاب، اظهار داشت: استقلال حوزه به معنای جدایی از نظام نیست واگر پیوند حوزه و نظام قطع شود هردو ضربه خواهند خورد.حجت الاسلام خاکی یکی از پیامدهای جدایی حوزه از نظام را پیدایش سکولاریسم پنهان در حوزه خواند و گفت: اگر حوزه جدای از وظایف خود، در چشم انداز انقلاب حرکت نکند به یک حوزه منزوی و فردی تبدیل می شود.وی در ادامه اضافه کرد: نهاد انقلاب هم در نبود حوزه علمیه ای که نظارت مسؤولانه به انقلاب و جهت گیری های آن داشته باشد دچار سکولاریسم آشکار خواهد شد و این امر تضعیف دین را بدنبال دارد.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی عدم حضور سیاسی و مشارکت علمی در رفع نیازهای نظام را درتضاد با ماهیت و رسالت حوزه دانست و خاطرنشان کرد: حوزه های علمیه پشتوانه علمی و تئوریک انقلاب اسلامی هستند و نمی توانند نسبت به نظام بی تفاوت عمل کنند.حجت الاسلام خاکی در پایان سخنان خود بر لزوم عدم وابستگی حوزه علمیه به جریان ها و جناح های سیاسی تأکید کرد و گفت: حوزه باید درعین حریت از مناسبات سیاسی مسموم، مدافع آرمان های نظام انقلاب اسلامی باشد. ]]> گفتگو ، گفتار Mon, 07 Jan 2019 05:30:42 GMT http://isaq.ir/vdch.knzt23nzvftd2.html روش شناسی فقه و اجتهاد http://isaq.ir/vdcc.1qsa2bqsela82.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر، مدیریت آموزش فرهنگستان علوم اسلامی برگزار می کند:***مدیریت آموزش فرهنگستان علوم اسلامی نشستی را به بررسی روش شناسی فقه و اجتهاد اختصاص داده است. در این نشست استاد برجسته حوزه علمیه قم آیت الله ابوالقاسم علیدوست سخنرانی خواهند کرد.این نشست در محل فرهنگستان علوم اسلامی در خیابان الغدیر قم کوچه 10 مدرس 1 برگزار خواهد شد. به گفته مسئول آموزش جناب آقای مظفری حضور در این نشست علمی برای طلاب آزاد می باشد. ]]> گفتگو ، گفتار Mon, 31 Dec 2018 10:41:52 GMT http://isaq.ir/vdcc.1qsa2bqsela82.html ابلاغ سند الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی بیانگر پویایی و کارآمدی نظام است http://isaq.ir/vdcb.fb8urhb8siupr.html  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از رسا، حجت الاسلام و المسلمین  علیرضا پیروزمند عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی، با بیان اینکه ابلاغ سند الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی از جانب رهبر معظم انقلاب بیانگر پویایی نظام اسلامی است، اظهار داشت: بر خلاف ادعاهای واهی بدخواهان انقلاب مبنی بر ناکارآمدی نظام اسلامی برای اداره جامعه، نظام اسلامی در مقابل حوادث داخلی و خارجی منفعل نخواهد بود.***وی با اشاره به پیشرفت های زیادی که در طول سال های گذشته صورت گرفته است، ابراز داشت: تنظیم سند الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی به عنوان یک منطق و راهنما برای حرکت عمومی نظام، امری ضروری و مورد نیاز بوده و تدوین این سند نشان دهنده توانایی نظام در برنامه ریزی برای افق های بلندتر است.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی نظارت مستقیم حوزه علمیه را در بخش هایی از سند الگوی پیشرفت ایرانی - اسلامی بسیار مهم توصیف کرد و گفت: با توجه به محتوای پیشنهادی سند الگوی پیشرفت در قسمت مبانی سند و لایه ها و بخش هایی که باید بر گرفته از منابع اسلامی باشد، حوزه با نظارت مستقیم خود نقش تعیین کننده ای در شکل گیری این سند خواهد داشت.وی برنامه ریزی و  طراحی چشم انداز افق حرکت کشور را از دیگر وظایف حوزه دانست و عنوان کرد: ترسیم چشم انداز افق آینده چون غایت حرکت کشور را مشخص می کند و بیانگر مطلوبیت هایی است که جامعه اسلامی می خواهد به سمت آن ها حرکت کند؛ بنابراین بیان مطلوبیت ها هم باید متناسب با فرهنگ و آموزهای اسلامی باشد.حجت الاسلام پیروزمند با اشاره به اینکه حوزه علمیه باید در دیگر بخش های سند الگوی پیشرفت هم نظارت غیر مستقیم داشته باشد، افزود: در بخش های سیاست ها، تدابیر و اقدامات هم حوزه باید نظارت داشته باشد به این معنا که باید جریان مبانی و افق چشم انداز را در سیاست ها و تدابیر رصد و نظرات مراجع را لحاظ کند و تناسب عوامل پایین دست با عوامل بالا دست را احراز کند.وی افزود: رسالت حوزه علمیه در شکل گیری این سند محدود به این مسائل نخواهد بود و باید نقش نظارتی و مشارکتی حوزه در تعیین نظام مطلوبیت ها و اهداف، تعیین عامل و متغیرهای اصلی در جامعه، چگونگی تأثیر گذاری این سند در لایه های بعدی نظام از جمله قانون گذاری و تنظیم برنامه های توسعه، حفظ شود.عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی به همکاری ها و اقدامات فرهنگستان با مرکز راهبردی الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی اشاره کرد و بیان داشت: فرهنگستان علوم اسلامی از ابتدای شکل گیری مرکز راهبردی الگوی پیشرفت حضور فعال داشته است و ما در آغاز کار مرکز، مفهوم الگوی پیشرفت و فرآیند دستیابی به الگوی پیشرفت را به محضر رهبر معظم انقلاب و مسؤولان مربوطه پیشنهاد دادیم.وی ادامه داد: فرهنگستان علوم اسلامی بعد از شکل گیری مرکز الگوی پیشرفت با برگزاری جلسات متعدد با مسؤولان مرکز الگو، ایدهای خود را در مفهوم شناسی، نقشه راه دستیابی به الگو، چگونگی روند طراحی الگو و همچنین پیشنهادهای نسبت به ساختار اندیشکده های مرکز الگو، ارائه کرده است.حجت الاسلام پیروزمند با تأکید بر پیگیری های لازم توسط مرکز الگوی پیشرفت برای عملی کردن برنامه های پیشنهادی گفت: پیشنهادهای ارائه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی علی رغم اینکه با استقبال مسؤولان مرکز الگوی پیشرفت مواجه شد اما در عمل اتفاقی صورت نگرفت.وی بر رویکرد حضور حداکثری فرهنگستان علوم اسلامی برای همکاری و همفکری در شکل گیری سند الگوی پیشرفت ایرانی اسلامی تأکید و خاطرنشان کرد: با توجه به فراخوان رهبر معظم انقلاب مبنی بر همفکری تمام مجموعه های اجرایی و علمی کشور برای تکمیل طراحی سند الگو پیشرفت، در فرهنگستان علوم اسلامی ظرفیت های جدیدی برای همکاری با حرکت عمومی نظام ایجاد شده و امیدواریم با حمایت عملی مسؤولان بتوانیم تأثیر گذار باشیم./ ]]> گفتگو ، گفتار Sun, 30 Dec 2018 07:52:33 GMT http://isaq.ir/vdcb.fb8urhb8siupr.html تحقیقات متناسب با نیاز انقلاب اسلامی انجام نمی شود http://isaq.ir/vdca.en6k49n6y5k14.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از فارس، حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پیرزومند عضو هیات علمی فرهنگستان مصاحبه ای در باب علم و پژوهش انجام داده اند که مشروح آن ارائه می گردد:***- در ۴۰ سال گذشته، دانش‌های بومی تولید شده در ساحت حکمرانی چه نقشی داشته است؟بسم‌الله الرحمن الرحیم. حضرت رسول (ص) می‌فرماید کسی که در حال طلب علم فوت بکند و علمی تحصیل کند که به وسیله آن احیای اسلام اتفاق بیفتد، هم درجه انبیا الهی است. این روایت هم نشان دهنده اهمیت علم هست و هم نشان دهنده جهت علم.اما در رابطه با نسبت دانش تولید شده و حکمرانی، ابتداءً ما می‌توانیم دانش‌های تولید شده را به سه دسته تقسیم کنیم. یکی دانش‌های فنی تولید شده، یک دسته دانش‌ها در حوزه علوم انسانی و یک دسته دیگر هم دانش‌های حوزوی است که به جهت اهمیتش آن را مجزا از حوزه علوم انسانی مطرح می‌کنیم. حکم این سه دسته یکسان نیست، لذا من به تفکیک عرض می‌کنم. یک نقص مشترک در هر سه حوزه وجود دارد و آن این است که بر اساس نیازمندی‌ها و متغیرهای جامعه اسلامی و انقلابی، تحقیقات شکل نمی‌گیرد. یعنی اینکه اولا در نیازمحوری ما ضعیف هستیم. ثانیا نیازها را مرتبط با یکدیگر نمی‌بینیم و به هندسه نیازها کمتر توجه می‌کنیم و اگر به هندسه نیازها توجه کنیم، اتفاق سومی رخ خواهد داد و آن اینکه تحقیقات ما جهت‌دار خواهد شد؛ یعنی تشخیص نیاز اصلی و نیاز فرعی، و بعد متناسب با شرایط امکان تحرک پیدا می‌کند و اگر در شرایطی مثل الان که فشارها تشدید می‌شود و امکان پشتیبانی لازم نیست، مسئولین ذی‌ربط و حتی پژوهشگران بدانند که اگر نمی‌توانند به ۱۰ پژوهش بپردازند، به چه پژوهش‌هایی اولویت بدهند. مساله احتیاج به عقل منفصلی در دستگاه پژوهش دارد. البته نه به معنای اینکه غیر پژوهشگران تصمیم بگیرند. سفارشات پژوهش در زمینه‌های متعدد می‌دهند، اما چه کسی راجع به مجموعه این پژوهش‌ها تصمیم می‌گیرد و اولویت بندی و هدایت می‌کند. البته از استفاده از لفظ هدایت هم می‌ترسیم، چرا که برخی برداشت اشتباه می‌کنند و می‌گویند شما می‌خواهید پژوهش را حاکمیتی کنید و می‌خواهید پژوهشگران تحت سیطره سیاست و حاکمیت قرار دهید و جامعه علمی باید آزاد باشد. ولی عرضی که من دارم منافاتی با حریت جامعه علمی ندارد. حرف معقولی است که در جایی که پژوهش‌ها از سرمایه عمومی و بیت المال سفارش داده می‌شود، باید صرف آن چیزی شود که منافع عمومی کشور در آن سهیم هستند و اولویت دارد.در حوزه علوم مهندسی و علوم پزشکی و علوم طبیعی، به نسبت وضعیت بهتری داریم. علتش هم روشن‌ است، نیازها در آن حوزه شفاف‌تر و بی‌پیرایه‌تر خودش را نشان می‌دهد. ثانیا عقبه دانشی که برای پشتیبانی رفع نیازها وجود دارد، عقبه دانشی است که به طور نسبی می‌تواند پشتوانه‌ای باشد که پژوهشگران به پشتوانه آن بتوانند تحقیق و پژوهش جدید انجام دهند، یا آن دانش را بومی کنند و خود را به مرزهای دانش و فن آوری برسانند. هرچند در این زمینه هم حرف برای گفتن بسیار است، و کلمه نسبی که عرض کردم، فضا را برای ملاحظه داشتن باز می‌گذارد، مثلا بگوییم آیا در آن حوزه هم می‌توانیم ما کاملا تسلیم فرایند دانش بشویم و فقط کافی است که وسایل، وسایل خودمان باشد یا نه! به همین جهت به طور نسبی عرض کردم. لذا می‌بینید که در بسیاری از حوزه‌ها در رتبه‌های جهانی قرار دارد و اینها افتخارات کشور و جمهوری اسلامی است که جوانان همین انقلاب این افتخارات را آفریده‌اند.اما در حوزه علوم انسانی مساله کمی متفاوت است و علی‌رغم حجم بسیاری از دانشجویان و دانشگاهیان و دانشگاه‌ها و اساتید و پایان‌نامه‌ها از بودجه عمومی کشور بهره می‌برند، ما عقب ماندگی بیشتری را مشاهده می‌کنیم. تناسبش با نیازها، و حتی اگر نگوییم اسلامی سازی، بلکه بومی سازی آن هم به نحو شایسته‌ای اتفاق نیفتاده است. ریشه مهم این مساله، غفلت اساتید محترم و مسوولان محترم نسبت به آثار سوء و خوشبینی افراطی نسبت به این دانش‌ها است. اینکه می‌گوییم خوش‌بینی افراطی، به دلیل است که هنوز برخی دانشگاهیان محترم و برخی مسوولان وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش، شاید باورشان بر این است که مساله اسلامی‌سازی علوم انسانی حرف قابل قبولی نیست، یا اگر هم بخواهند کوتاه بیایند و با توجه به مطالبه‌ای که در این زمینه در کشور وجود دارد، اگر بخواهند عزت سر این جریان‌ها بگذارند، می‌گویند اگر رشته اقتصاد ۲۰ گرایش دارد، یک گرایش هم اقتصاد اسلامی باشد،‌ اگر مدیریت ۱۰ گرایش دارد، یک گرایش هم مدیریت اسلامی باشد. ولو همین هم یک گام مثبتی است که باید از آن استقبال کرد. ولی می‌خواهم دید را عرض کنم که هنوز ۴۰ سال بعد از انقلاب اسلامی، هنوز بخشی از دانشگاهیان ما إبا دارد که بگوید اسلامی‌سازی علوم انسانی‌، می‌گوید بومی‌سازی علوم انسانی. هنوز إبا دارد بگوید بومی سازی علوم انسانی، می‌گوید اعتلای علوم انسانی. برخی مراکز پژوهشی پر سابقه وزارت علوم که اساسا برای موضوع علوم انسانی پایه‌گذاری شدند، الان که می‌خواهند به مساله علوم انسانی به صورت جدی بپردازند، عنوان مجموعه‌ای که شکل دادند گذاشته‌اند اعتلای علوم انسانی.چون اینگونه بوده و دید این بوده و هنوز هم هست، باعث شده که فشار علوم انسانی را احساس نکنند و خود را زیر این فشار قرار ندهند. اسلامی‌سازی علوم این نیست که فقط شرایط بومی خودمان را بشناسیم و متناسب با آن علوم انسانی را تفسیر کنیم، که البته این هم خیلی مهم و ضروری است.این آسیب‌شناسی که عرض می‌کنم، به لحاظ شرایط و وضعیت عمومی و مسلط بر جامعه دانشگاهی است، اما باید در کنارش تقدیر کرد که جمعی از حوزویان و دانشگاهیان، مساله اسلامی‌سازی علوم را جدی گرفتند. اسلامی سازی علوم را اولین بار امام بعد از انقلاب فرهنگی مطرح کردند. برخی این را جدی گرفتند و دنبال کردند و متناسب با عِده و عُده‌ای که از آنها شده، به شرایط مفید و قابل استفاده‌ای رسیدند. با وجود اینکه حجم اصلی نیروی انسانی، استاد و دانشگاه و منابع کشور، ولو به صورت ناخواسته و از سر کم توجهی، صرف علوم انسانی رایج و حداکثری بومی ‌سازی علوم انسانی واقع شده، در حالی‌که همین حجم کم و حداقلی حمایت از اسلامی سازی علوم انسانی را برخی نمی‌تابند. نسبت به همین هم انتقاد دارند و می‌گویند آقایانی که ادعای اسلامی سازی علوم را دارند چه مساله‌ای راحل کردند.مثلا الان در وضعیت اقتصاد و مواجهه ما اقتصاد جهانی را چه کسی باید پاسخ بدهد. مگر تحریم مساله امروز و دیروز است؟ مگر اینکه کشور ما و انقلاب اسلامی دشمن دارد و نمی‌خواهد کشور رشد کند و توسعه پیدا کند، مساله‌ای که بر کسی پوشیده بود؟ خب غیر از این است که اقتصاددانان کشور باید پاسخ دهند؟ مسائل جامعه را مگر نباید جامعه‌شناسان کشور پاسخ بدهند. خب این عقب ماندگی که ما از روند انقلاب اسلامی داریم باید بپذیریم که کم کاری کردیم و این مساله را جدی نگرفتیم. هرچند عرض می‌کنم از بنیادی‌ترین پژوهش‌ها تا کاربردی‌ترین پژوهش‌ها در برخی حوزه‌ها اتفاق افتاده است.- پاسخی که حکمرانان می‌دهند این است که آنها در جایگاه اجرایی هستند و نیازمند نسخه عملی برای اجرایند. علوم انسانی رایج نسخه عملی ارائه می‌دهد، اما علوم انسانی اسلامی و یا علوم انسانی بومی برای مسوول اجرایی که تنها چهار سال در پستی قرار دارد، این کار را نمی‌کند و هنوز کاربری نشده است.خب سوال این است که چرا نشده است؟ یک وقت حکمرانی را یک دوره چهار‌ساله در نظر می‌گیرید و همه دولت‌ها توقع دارند کسانی که ادعای اسلامی سازی علوم را دارند، یک نسخه عملی ارائه بدهند. اصل صورت مساله اشتباه است. همه همینطور فکر کردند، اگر تا پنجاه سال بعد هم همینطور فکر کنند،‌ وضعیت همین خواهد بود. صحبت این است که این دور باطل را از کجا باید اصلاح کرد؟- هر دولتی که با رای مردم بر سر کار می‌آید، به دنبال این است که خدماتی را انجام دهد که دوره‌های بعدی خودش را هم حزبی‌اش رای بیاورد. خیلی فرصت این را ندارد که بخواهد آزمون و خطا بکند.به همین خاطر عرض می‌کنم اینکه ما سرنوشت چنین موضوعی را به یک گرایش سیاسی که در یک دوره‌ای می‌آید و در دوره دیگر ممکن است نباشد، اشتباه می‌کنیم. کشور باید بپذیرد که یک نیازهایی را بالاصاله دارد، فرقی نمی‌کند جریان الف بر سرکار باید یا جریان ب.- لطفا مصداقی‌تر صحبت کنید.در ساختار موجود کشور یک نهادهایی جانمایی شدند که اتفاقا همین خلأ را پر کنند. مثلا شورای عالی انقلاب فرهنگی. مثلا مجمع تشخیص مصلحت نظام. مثلا شورای نگهبان. اینها نهادهایی هستند که بقایشان با تغییر دولت‌ها تغییر نمی‌کند. اصلا امام (ره) شورای عالی انقلاب فرهنگی را برای چه پایه‌گذاری کردند و مقام معظم رهبری هم بعد از ایشان بقایش استقبال کردند، با وجود به اینکه برخی به جهت قانونی اشکال می‌کنند، در صورتی که امام همان موقع جواب دادند، رهبری هم گفتند ضمانتش به حضور سران قوا و مسوولین مربوطه در آن شورا است. شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار بوده سکاندار قرارگاه فرهنگی و دانشی کشور باشد. اتفاقا در قسمت‌هایی هم اتفاقات مبارکی را رغم زده است. مثلا نقشه جامع علمی کشور را پایه‌گذاری کرده است. خود توجه به اینکه ما نقشه جامع علمی کشور می‌خواهیم و برای ۲۰ سال آینده راه را مشخص می‌کنیم، این نشان دهنده عقلانیت است که بهره این کار را ممکن است دولتی که ۱۰ سال بعد بر سر کار می‌آید ببرد، خب اشکال ندارد. دقیقا آن نگاهی چهار ساله که معمولا مجریان دارند، نباید در موضوع علم و پژوهش دخیل شود و باید شکسته شود. هرچند نباید نیازهای کوتاه مدت را نادیده گرفت و برخی از تحقیقات باید صرف تحقیقات کاربردی شود. در همه دنیا می‌گویند ما تحقیقات توسعه‌ای هم داریم.پس انتقاد به نهادهایی است که درست ریل‌گذاری نکرده‌اند.یک لایه از مسوولیت متوجه نهادهای فرادولتی، یعنی قوه مجریه است، ولی در حاکمیت حضور دارند و مسوولیت دارند. ولی باز اینکه بگوییم وزارت علوم و وزارت آموزش پرورش نقشی نداشته و همه دولت‌ها را از این مساله متبری کنیم؛ بنده عرض می‌کنم که وضعیت وزارت علوم با وضعیت وزارت صنعت متفاوت است. وزیر صنعت بگوید به من جواب کاربردی بدهید، قابل قبول است. هرچند همین دستگاه‌ها هم در درون خود بخش‌های پژوهشی دارند و باید پرسید آن را چگونه صرف کردند. اما وقتی سرغ وزارت علوم یا معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری از زمانی که تاسیس شده می‌آییم، می‌بینیم که عمده بودجه اینها آموزش و پژوهش است؛ اینها که دیگر نمی‌توانند بهانه وزیر صنعت را بیاورند. اتفاقا وزیر علوم باید برای ۳۰ سال بعد نیرو تربیت کند. باید تسلطی که برای جوانان ایجاد می‌کند، برای ده‌ها سال آینده کشور باشد. این مساله، به خصوص در حوزه علوم انسانی اتفاق نیفتاده است. آن آسیب‌شناسی که عرض کردم، آسیب‌شناسی علمی بود، نه آسیب‌شناسی سیاسی. اینکه دست ما زیر سنگ این دانش است و باید به یک تحولی در این عرصه پیدا کنیم تا راه برون رفت پیدا شود،‌ تا انرژی متراکم فرهنگ اسلامی در بستر این علوم آزاد شود، این باور، جدیت، مطالبه و همت را نداشتند.بنده می‌گویم این مساله، مساله امروز ما نیست. آن چیزی که انتظار می‌رفت مسوولین مربوطه فارغ از جناح‌بندی سیاسی، به نیازهای اصلی کشور بپردازند، و اگر به دنبال این نبودند که یک حرف آماده به ما بدهید که استفاده کنیم. باید یک برنامه پژوهش می‌داشتیم و الان داشته باشیم، و در آن برنامه پژوهش بدانیم که چه می‌خواهیم و ببینیم که به چه دستاوردی به تدریج خواهیم رسید. ممکن است الان بگویید ۸۰ درصد علم دانشگاهی دست علوم سکولار است، اشکالی ندارد، ولی می‌گوییم این مساله قرار است چگونه هدایت و مدیریت شود؟ تا کی باید این وضعیت ادامه پیدا کند؟ ما باید بدانیم که گام اول این کار را می‌کنیم و به این نتایج خواهیم رسید. نه اینکه بعد از ۴۰ سال وقتی بگوییم علوم انسانی، نشود با همین‌هایی که هست درگیر شویم.اما دسته سوم را هم که در عرصه ارتباطات دانش ما با حکمرانی را عرض کنم. دسته سوم حوزه‌های علمیه هستند. حوزه‌های علمیه نقش مهمی دارند و خواهند داشت. آیا دستاورد علمی نیاز جامعه اسلامی را پاسخ می‌دهد و مرتبط هست؟ بنده می‌گویم صد در صدش هست. حالا ممکن است در فرهنگ تخصصی کشور نباشد، اما در فرهنگ عمومی کشور حتما هست.آنچه که در حوزه‌های علمیه اعم از تخصصی و علوم پیرامونی آموزش داده می‌شود، به دانش‌آموختگان حوزه علمیه برای حل مسائل کشور در قالب‌های مختلف توانمندی می‌دهد. اینکه بگوییم بخشی از دانش‌ها اسلامی نیست یا به درد نمی‌خورد، من این باور را ندارم. اما در عین اینکه چنین هست، نواقص جدی از چند جهت وجود دارد. اولا از بهره‌برداری از دانش و نیروی انسانی موجود. با وجود اینکه نسبت طلاب و جمعیت کشور بسیار پایین است، از همین حجم طلاب موجود هم استفاده نمی‌شود. یک طلبه که به طلبه‌ فاضل تبدیل شود و ۲۰ سال زحمت بکشد، باید خیلی مرارت بکشد. اینطور نیست که طلبه‌ای وارد حوزه علمیه می‌شود، همه شرایط برایش مهیا باشد. تصور غلطی که ممکن است برخی القا بکنند که اینها شهریه‌شان به راه است و کاری با مردم جامعه ندارند، اینطور نیست. خیلی باید مرارت بکشند. حال وقتی به یک مرحله‌ای از دانش می‌رسد، آن مراجعی که باید از این طلاب استفاده کنند، از یک محله کوچک تا مراکز علمی، از استقرار در یک محله کوچک برای تبلیغ و ارتباطات با جوانان، تا مدرسه و دانشگاه. الان تیم‌های طلبگی وجود دارد که به صورت خودجوش در ایام تبلیغ به آموزش و پرورش گسیل می‌شوند، که آموزش پرورش برخی مناطق هم انصافا همراهی می‌کنند، اما این چند ساعت تبلیغ در مدرسه کافی نیست. لذا به نظرم از ظرفیت استفاده نمی‌شود.- این در سطح تبلیغی است، اما در سطح تخصصی، چه میزان در حوزه علمیه دغدغه‌شان با مردم جامعه یکسان است. مثلا در زمینه‌های مختلف مثل عدالت اجتماعی، هنوز به یک جمع بندی در بین متخصصان نرسیدیم.یک آسیب این است که از این متخصصان استفاده نمی‌شود. آسیب دوم این است که با توجه به محدودیت‌هایی که وقتی می‌خواهد وارد حوزه علمیه شود، حجم سنوات زیادی که باید درس بخواند، کی باید درسش تمام شود و به موقعیت شغلی برسد، این باعث شده که یک عقب ماندگی رو به تصاعدی نسبت به نیاز فرهنگی جامعه پیدا بکنند. ولی وقتی می‌گوییم حوزه علمیه پاسخ بدهد، باید یک ورودی مکفی هم از نظر کمیت و کیفیت وارد بشود،‌ درصدی از این ورودی مکفی می‌توانند به سوالاتی که حضرتعالی می‌فرمایید پاسخ دهند.نکته سوم این است که بدنه غالب حوزه علمیه هم متناسب با نیاز انقلاب و تغییری که در مقیاس نیازمندی به دین در جامعه اتفاق افتاده است، جلو نیامده است. یعنی این خودانتقادی را بنده به عنوان یک طلبه کوچک که افتخار شاگردی بزرگان را در حوزه علمیه داشتم، روا می‌دارم که ما موضوع انقلاب اسلامی و جامعه اسلامی را خیلی جدی نگرفتیم. اگر هم آبرومندی‌ خود را در دوری از حاکمیت جستجو نکنیم – که متاسفانه بعضا چنین است- اگر از افراد بپرسیم شما در موضوع تخصصی خودت چه نسبتی با انقلاب اسلامی که حاصل کار مردم است و حاکمیت دارید؟ ما کجای کار هستیم و چقدر جلو رفتیم؟ چقدر سرمایه‌گذاری در این راه شده است؟ حداکثرش این می‌شود، طلبه‌ای که می‌خواهد در مسائل کاربردی و اجتماعی‌تر وارد بشود، باید به موسسه‌ها و مراکز دانشگاهی و پیرامونی حوزه وارد شود که نوعا ماهیت دوگانه‌ای دارند. یعنی درس‌های دانشگاهی تدریس می‌کنند و اجازه می‌دهند طلاب در حوزه‌ها دروس اسلامی را تحصیل کنند.از اقدامات مبارک مسوولین حوزه‌های علمیه در بعد از انقلاب که باید از آنها تشکر کرد، ایجاد گرایش‌های تخصصی در حوزه علمیه است. مثل گرایش‌های تفسیر، نهج‌البلاغه، مسجد، فلسفه، فقه، تبلیغ و ... . خب یک قدم خواستند تخصصی‌تر کنند و با این تخصصی شدن ارتباط طلاب را با آن مسائل نزدیک‌تر کنند. این اقدام خوبی است. مرکز پاسخ‌گویی به شبهات دینی را در سراسر کشور و حتی برای خارج از کشور پایه‌گذاری کردند، که آنها هم نیازها را به داخل حوزه بازتاب می‌دهند، که این تاسیس این مرکز ملی هم که طلاب شایسته‌ای در آن فعالیت می‌کنند، بسیار قابل تقدیر است. اما این کافی نیست. اینکه ما وقتی می‌خواهیم به مسائل اسلامی‌سازی علوم انسانی و پاسخ به نیازهای حکمرانی بپردازیم، باید در حوزه علمیه چه مسیری را باز کنیم؟ این هنوز شفافیت کافی ندارد. نه تنها آن مسیر باز نشده، بلکه هنوز هم نمی‌دانیم چطور این مسیر را باز کنیم. لذا می‌گوییم همه رشته‌ها یا غالب رشته‌های علوم انسانی را مبنا قرار دهیم و بگوییم قرآن و اقتصاد، قرآن و جامعه شناسی و الی آخر و هرکدام را به عنوان یک رشته مطرح کنیم. من نمی‌خواهم کاملا نفی کنم، اما می‌گویم برنامه بلند مدتی در راستای نقشی که حوزه‌های علمیه باید داشته باشند، مطمئن نیستم این اتفاق رخ داده باشد. اما نه تنها در زمینه نسبت حوزه‌های علمیه با علوم انسانی، بلکه تحول دانشی که لازم است، یا ارتقا دانشی که در حوزه‌های اصیل حوزه مثل فلسفه و کلام، اخلاق و ... لازم است، این هم مساله قابل تامل و قابل بررسی است.مسوولین وقت حوزه‌های علمیه این باور را دارند که بحث تحول در علوم انسانی وظیفه حوزه است، اما بر فرض هم کسانی باشند که این باور را نداشته باشند، صحبت این است که حوزه‌های اصیل دانشی حوزه‌های علمیه هم باید تحول پیدا کند. ما باید بین سیاسی شدن حوزه و پاسخ به نیازهای حاکمیت اسلامی و وابسته شدن حوزه به حاکمیت به معنای اینکه جیره و مواجب گیر حاکمیت باشد یا به معنای اینکه تحت اوامر حاکمیت باشد، باید تفاوت گذاشت و خلط کرد. نباید به بهانه دومی، از اول در رفت.حوزه مهد علم است. موضع‌گیری سیاسی هم مثل آحاد مردم داشته و باید داشته باشد. این را هم قاعدتا کسی نباید انکار کند. ما از یک تاجر و بقال در محله توقع داریم شرایط سیاسی خودش را بشناسد، به موقع سکوت کند و به موقع فریاد بزند، به موقع در انتخابات شرکت کند، آن وقت از طلاب و اساتید حوزه علمیه توقع چنین کاری را نداشته باشیم؟اصلا اینها پیشتاز در پیروزی انقلاب و به ثمر رساندن انقلاب و بعد هم در پیشبرد انقلاب بودند. اما صحبت این است که این مساله کافی نیست. یعنی من می‌گویم اقتصاد اسلامی، و نظام قدرت در کشور چگونه باید باشد، درست که در قدم اول می‌گویم دانشگاه تو باید جواب می‌دادی، اما اگر بحث اسلامیت هم هستش، اسلامیتش را من باید جواب می‌دادم. این بحث جدی است،‌ مسوولین هم اهتمام دارند که این کار را انجام دهند. ]]> گفتگو ، گفتار Thu, 27 Dec 2018 13:45:40 GMT http://isaq.ir/vdca.en6k49n6y5k14.html اقامه زکات، گامی به سوی اقتصاد مقاومتی http://isaq.ir/vdcj.tevfuqevtsfzu.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آقای اسماعیل پرور عضو هیات علمی فرهنگستان در چند یادداشت به تاثیر و اهمیت فریضه«زکات» در اقتصاد مقاومتی پرداخته است که قسمت اول این یادداشت که در مورد جایگاه و اهمیت زکات است، خدمت شما ارائه می شود.***اقتصاد مقاومتی، طرحی مناسب برای عبور جامعه اسلامی از مشکلات و بحران‌های کنونی است. در راستای تحقق این طرح، گام‌های مختلفی می توان برداشت که یکی از آنها «اقامه زکات» و احیای این فریضه بزرگ الهی است. زکات، جنبه مالی و اقتصادی دارد و کارکرد اصلی آن زمینه‌سازی برای تحقق «عدالت اجتماعی» است. در جامعه‌ای که زکات اقامه شود و این فریضه بزرگ الهی رونق داشته باشد، اشتغال رواج می‌یابد و فقر به پایین‌ترین سطح می‌رسد. متأسفانه مدت زمانی است که حکم زکات، متروک و مهجور شده و زمینه چندانی برای عمل به آن باقی نمانده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی طی پیامی که اخیراً خطاب به اجلاس سالانه زکات صادر کردند، از بی توجهی نسبت به حکم زکات گله کرده و چنین مرقوم فرمودند: «اهمیت والای این فریضه بزرگ که مکرراً در قرآن در کنار نماز از آن یاد شده است، ایجاب می‌کرد که بسیار بیش از این به اقامه آن پرداخته شود. ما مسئولان نظام جمهوری اسلامی باید از کم‌کاری خود در این‌باره آمرزش خداوند را طلب کنیم و به عفو او پناه بریم» برای احیای زکات در جامعه باید علل و عوامل مهجوریت این حکم را شناخت و برای مقابله با آنها برنامه ریزی کرد. در این راستا ابتدا جایگاه زکات در منابع دینی مورد دقت قرار گرفته و سپس عوامل مهجوریت آن بررسی شده و در پایان راه کارهایی برای رونق دوباره زکات ارائه گردیده است.فصل اوّل ـ زکات در منابع دینیمسئله زکات در منابع دینی به نحو گسترده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. برای آشنایی با جایگاه زکات در منابع دینی به بررسی آیات و روایات مرتبط با این موضوع می‌پردازیم.۱ ـ آیاتدر قرآن کریم ده‌ها آیه در ارتباط با زکات وجود دارد که هر یک از آن‌ها نکته‌ای را درباره این فریضه دینی بیان می‌کند. بررسی تک تک آیات مرتبط با زکات نیاز به فرصت زیادی دارد. لذا در این قسمت تنها به بیان چند نکته کلی که از این آیات قابل استفاده است، اکتفا می‌کنیم.ـ زکات، فریضه‌ای مشترک در همه ادیان آسمانیاز بررسی برخی آیات مرتبط با زکات چنین بر می‌آید که حکم زکات فقط مخصوص دین اسلام نیست، بلکه این یک فریضه مشترک در همه ادیان آسمانی است و از زمان حضرت ابراهیم (علیه السلام) هر پیامبر بزرگی که به رسالت مبعوث شده است، یک از محورهای تبلیغ و دعوتش حکم زکات بوده است.در همین رابطه قرآن کریم پس از طرح نکاتی درباره حضرت ابراهیم، لوط، اسحاق و یعقوب (علیهم السلام) می‌فرماید: «و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلاه و ایتاء الزکات» و انجام دادن کارهای نیک و خواندن نماز و پرداختن زکات را به آن‌ها وحی کردیم.قوم بنی‌اسرائیل نیز یکی از مخاطبان حکم زکات بوده‌اند. در سوره مائده وقتی سخن از پیمان گرفتن از بنی‌اسرائیل به میان می‌آید، خداوند خطاب به این قوم می‌فرماید:«و قال اللهم انی معکم لئن اقمتم الصلاه و آتیتم الزکات» و خداوند به آن‌ها فرمود: همانا من با شما هستم اگر نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید.همچنین حضرت عیسی علیه السلام همین که در گهواره زبان به سخن گشود، فرمود: «و اوصانی بالصلاه و الزکات ما دمت حیّا» و پروردگارم من را تا هنگامی که زنده هستم به نماز و زکات سفارش کرده است.حکم زکات نه تنها گذشته‌ای بسیار طولانی دارد، بلکه در آینده‌های بسیار دور نیز همچنان یک امر اساسی و تأثیرگذار خواهد بود. آن گونه که در برخی روایات آمده است امام زمان (عج) با کسانی که زکات نمی‌دهند و با اجرای این حکم مخالفت می‌کنند، برخورد شدید خواهد کرد.در همین رابطه امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «وقتی که قائم آل محمد (ص) قیام کند مانع الزکات را گردن می زند». ـ همراهی زکات با نمازقرآن کریم در ۲۷ مورد «زکات» را در کنار «نماز» مطرح کرده و این دو فریضه مالی و عبادی را هم ردیف یکدیگر قرار داده است. این امر بیانگر ارزش والای زکات و موقعیت ویژه آن در میان مجموعه فرایض دینی است. چون دیگر فرایض دینی، هیچ یک دارای چنین ارزش و موقعیتی نیستند که همواره در کنار نماز مطرح شوند و همراه با این فریضه بزرگ، هدایتگر جامعه انسانی به سمت قرب و کمال باشند.برای مثال قرآن کریم هنگامی که از «برّ» و نیکی یاد می‌کند، خواندن نماز و پرداختن زکات را از نشانه‌های آن معرفی می‌نماید، و هنگامی که اوصاف مردان بزرگ الهی را بر می‌شمارد به نماز خواندن و زکات دادن آن‌ها اشاره می‌کند و آنجا که سیمای «مؤمنین» و «محسنین» را ترسیم می‌نماید به بیان نماز و زکات آن‌ها می‌پردازد و آنگاه که تکلالیف همسران پیامبر اکرم (ص) را به آن‌ها گوشزد می‌کند آنان را به خواندن نماز و دادن زکات و پیروی از خدا و رسول فرمان می‌دهد. همراهی نماز با زکات در برخی روایات نیز مورد تأکید قرار گرفته است. در همین رابطه امام باقر (ع) می‌فرمایند:«فرض الله الزکاه مع الصلاه» یعنی خداوند زکات را همراه با نماز واجب کرده است.همچنین امام رضا (ع) می‌فرمایند:«خداوند نماز و زکات را قرین و همراه هم قرار داده است. لذا نماز بدون زکات قبول نیست» ـ پرداخت زکات، شرط توبه مشرکاندر فرهنگ قرآنی همان گونه که پرداخت زکات، یکی از ویژگی‌های مؤمنین به شمار می‌آید، سرپیچی از این حکم و ندادن زکات نیز یکی از نشانه‌های مشرکین محسوب می‌شود. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:«ویل للمشرکین الذین لا یوتون الزکاه و هم بالآخره هم کافرون». وای بر مشرکان. کسانی که زکات نمی‌دهند و به روز قیامت کافر هستند.بر همین اساس در سوره توبه که سخن از برخورد با مشرکان و سخت گیری نسبت به آن‌هاست، یکی از شرایط توبه مشرکان، پذیرش حکم زکات و عمل به این حکم بیان شده است.«فأن تابوا و اقامو الصلاه و اتو الزکاه فخلّوا سبیلهم» پس اگر توبه کردند و نماز خواندند و زکات دادند، آن‌ها را آزاد بگذارید.و باز در ادامه تأکید می‌فرماید:«فأن تابوا و اقامو الصلاه و اتو الزکاه فاخوانکم فی الدین» پس اگر مشرکان توبه کردند و نماز خواندند و زکات دادند، برادران دینی شما خواهند بود.ـ زکات، نقطه مقابل ربادر برخی از آیات قرآن کریم، زکات به عنوان امری که نقطه مقابل و متضاد با رباست، معرفی شده است. این امر نیز به نوبه خود بیانگر ارزش و اهمیت والای زکات است. چون ربا یکی از بدترین و زشت‌ترین گناهان است که آثار زیان بار فراوانی، به ویژه برای نظام اقتصادی جامعه، به دنبال دارد و عدالت اجتماعی را به شدت متزلزل می‌سازد. لذا قرار گرفتن زکات در مقابل ربا، نشان از ارزش فوق العاده آن دارد. مثلاً در این آیه سخن از افزایش زکات و عدم افزایش ربا در نزد خداوند متعال است:«و ما آتیتم من ربا لیربوا فی اموال الناس فلا یربوا عند الله و ما آتیتم من زکاه تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون» و آنچه را که به عنوان ربا دادید تا در اموال مردم افزوده شود نزد خداوند افزوده نخواهد شد و آنچه را به عنوان زکات می‌پردازید تا رضای خدا را بطلبید پس آنان پاداشی چند برابر دارند.در یک آیه دیگر سنّت الهی مبنی بر نابود شدن ربا و رشد و گسترش زکات را این گونه بیان می‌فرماید:«یمحق الله الربی و یربی الصدقات» خداوند ربا را نابود می‌کند و صدقات را افزایش می‌دهد.بنابراین ربا اگر چه به ظاهر موجب رشد اموال رباخواران می‌شود، ولی از دیدگاه قرآن محکوم به محو و نابودی است و در واقع موجب رشد و توسعه اقتصادی نخواهد شد و در مقابل زکات هر چند که به ظاهر باعث کاستی اموال زکات دهندگان می‌شود، ولی در واقع رشد و توسعه پایدار را به دنبال خواهد داشت.ـ احیای زکات، مأموریت حکومت اسلامینکته مهم دیگری که در آیات مرتبط با زکات جلب توجه می‌کند این که علاوه بر تک تک افراد، حکومت اسلامی نیز در ارتباط با این فریضه مهم دینی تکالیفی را بر عهده دارد و باید نسبت به انجام آن‌ها اقدام نماید. یعنی در فرهنگ قرآنی، زکات فقط یک وظیفه فردی نیست بلکه یک امر حکومتی هم به شمار می‌آید. قرآن کریم در این باره می‌فرماید:«الذین ان مکنّا هم فی الارض اقاموا الصلاه و اتوا الزکاه» همان کسانی که اگر در زمین به آن‌ها قدرت و امکانات ویژه دهیم نماز را بر پا می‌دارند و زکات می‌پردازند.اما وظیفه حکومت در رابطه با زکات چیست؟ آیا حکومت هم مانند تک تک افراد باید زکات اموال خود را بپردازد یا برای حکومت وظیفه‌ای فراتر از این متصور است؟بی‌شک وظیفه حکومت در رابطه با زکات و یا هر حکم شرعی دیگر متناسب با قدرت و توانایی‌های این نهاد تعریف شده و معنا می‌یابد. لذا منطقی نیست که وظیفه حکومت در این زمینه را دقیقاً شبیه تکلیف فرد بدانیم، بلکه اگر یک فرد موظف به اجرای حکم زکات است، حکومت به دلیل قدرت و تمکن ویژه‌ای که در اختیار دارد موظف است که برای مدیریت امر زکات در جامعه و احیا و ترویج آن تلاش کند و مثلاً به زمینه سازی، اطلاع رسانی و تبلیغ در مورد زکات و رفع موانع پیش روی آن بپردازد.این تفکیک مسئولیت‌ها در مورد نماز هم صادق است. یعنی اگر یک فرد موظف است که نمازهای پنج گانه را با شرایط دقیق و کامل بجا آورد، حکومت باید برای مدیریت امر نماز و احیا و ترویج آن در سطح جامعه تلاش کند و در این رابطه به برنامه ریزی و ساماندهی امور جامعه بر محور نماز بپردازد و به اصطلاح «فرهنگ اقامه نماز» را در داخل و حتی خارج از کشور ایجاد نماید.قرآن کریم در یک آیه دیگر به پیامبر اکرم (ص) فرمان گرفتن زکات از مردم می‌دهد و می‌فرماید:« خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ» در این آیه وظیفه‌ای که برای پیامبر اکرم (ص) تعیین شده، «گرفتن زکات» است. گرفتن زکات، نقطه مقابل «پرداختن زکات» است. اما همان گونه که بسیاری از صاحب نظران تأکید کرده‌اند گرفتن زکات را نباید یک فعل ساده و به معنای «قبول کردن» زکات تصور کرد، بلکه گرفتن زکات یک فعل پیچیده است که معنایی شبیه «مدیریت امر زکات» دارد. یعنی حاکم اسلامی فقط در انتظار نمی‌نشیند تا هر گاه فردی زکات آورد از او قبول کند. بلکه وی برای دریافت زکات برنامه دارد و بخشی از این برنامه، به تبلیغ و ترویج بیشتر امر زکات اختصاص می‌یابد و بخشی از آن هم شامل ساماندهی و آموزش نیروهایی می‌شود که باید زکات را از مردم دریافت کنند. حتی تجهیز و آماده سازی نیروی نظامی برای گرفتن زکات از افراد یا قبیله‌هایی که زکات نمی‌دهند، نیز جزیی از برنامه ریزی اخذ زکات است. در زیارت‌نامه‌هایی که برای پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) بیان شده، این عبارت زیاد به چشم می‌خورد: «اشهد انک اقمت الصلاه و آتیت الزکاه» یعنی آن بزرگان به عنوان حاکمان جامعه اسلامی در زمینه اقامه نماز و اقامه زکات، مأموریت خود را به بهترین نحو انجام داده‌اند.۲ ـ روایاتدر احادیث و روایات نیز مسئله زکات به نحو گسترده‌ای مطرح شده و ابعاد مختلف این موضوع مورد توجه قرار گرفته است. کثرت روایات مربوط به زکات، از یک سو اهمیت این موضوع در نزد شارع را یادآوری می‌کند و از سوی دیگر سخن گفتن درباره زکات و جمع بندی مباحث مربوط به آن را دشوار می‌سازد. تصور کنید که فقط ذکر جزئیات حدّ نصاب هر یک از موضوعات ۹ گانه زکات (گندم، جو، خرما، کشمش، شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقره) که برخی حتی دارای دو حدّ نصاب می‌باشند، چه تعداد از روایات را به خود اختصاص داده است. با این حال در این گفتار فقط به ذکر چند نکته کلّی که از برخی روایات قابل برداشت است، اکتفا کرده و بررسی بیشتر روایات مربوط به زکات را به فرصتی دیگر واگذار می‌کنیم.ـ زکات یکی از پایه‌های دین استدر روایات، تعابیر مختلفی درباره زکات بیان شده که طبق یک دسته از آن‌ها، زکات یکی از پایه‌های دین است. در همین رابطه از امام باقر (ع) نقل شده که آن حضرت فرمود:« بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصلاة و الزكاة وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الولاية». اسلام بر پنج پایه استوار شده است؛ نماز، زکات، حج، روزه و ولایت.همچنین امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اثافی الاسلام ثلاثه الصلاه و الزکاه و الولایه لاتصح واحده منهنّ الّا بصاحبّتیها» سنگ بناهای اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت و هیچ یک از آنها صحیح نیست مگر آن که همراه آن دو باشد.جالب است که در برخی از این دسته روایات، پس از معرفی پنج پایه دین، طبقه بندی ارزشی آن‌ها نیز بیان شده است که بر این اساس، پس از ولایت و نماز، زکات در طبقه سوم ارزش و مقدم بر حج و روزه قرار می‌گیرد. این تعبیر که زکات، پایه دین است بار دیگر ما را به ارزش والای زکات در نزد شارع رهنمون می‌سازد. چون از میان آن همه مسائل و موضوعاتی که در آیات و روایات و باب‌های مختلف فقه مطرح است، جز این پنج امر مهم، هیچ یک در این موقعیت خطیر نیست که بتواند پایه دین به شمار آید و بخشی از بار سنگین هدایت مردم به صورت مستقل و مستقیم، بر روی آن قرار گیرد.ـ زکات، حق فقرا در اموال اغنیاستتعبیر مهم دیگری که در برخی روایات راجع به زکات آمده، این است که زکات، حق فقرا در اموال اغنیاست.در این باره امام کاظم (ع) می‌فرمایند:«انّما وضعت الزکاه قوتا للفقراء و توفیراً لاموالهم» همانا زکات وضع شده است تا مایه زندگی فقرا و برکت مال ثروتمندان باشد.و از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند:«ان الله عزوجل فرض للفقراء فی اموال الاغنیاء ما یسعهم» خداوند سهمی را برای فقراء در اموال ثروتمندان قرار داده است تا نیازهای آن‌ها را برطرف کند.و در روایت دیگری آن حضرت می‌فرمایند:«انّما وضعت الزکات اختباراً للاغنیاء و معونه للفقراء» همانا زکات برای امتحان کردن ثروتمندان و یاری رساندن به فقرا وضع شده است.سپس در ادامه این دسته از روایات به این نکته اشاره شده که اگر مردم زکات اموال خود را می‌دادند هیچ مسلمان فقیری یافت نمی‌شد. «ولو انّ الناس ادّوا زکاه اموالهم ما بقی مسلم فقیراً محتاجاً» و حتی در ادامه این روایت تأکید شده است که حدّ نصاب زکات در این اموال به اندازه نیاز فقراست و اگر خداوند می‌دانست که نیاز فقرا بیش از این است، زکات اموال را افزایش می‌داد «ولو علم انّ ذلک لا یسعهم لزادهم» . پس اگر فقر و کمبودی در زندگی فقرا وجود دارد مربوط به مقدار زکاتی که خداوند مقرر کرده نیست، بلکه ناشی از آن است که مردم حقوق فقرا را نمی‌پردازند و اگر مردم حقوق فقرا را بپردازند آن‌ها زندگی خوبی خواهند داشت. ـ نپرداختن زکات موجب بلای دنیا و عذاب آخرت استدر منابع دینی مطالبی درباره افرادی که «تارک الزکات» یا «مانع الزکات» هستند مطرح شده و پی آمدهای تلخ رفتار کسانی که زکات نمی‌پردازند یا مانع اجرای زکات می‌شوند را بیان کرده است. عواقب سوء نپرداختن زکات شامل دو دسته است و هم «بلاهای دنیوی» و هم «عذاب اخروی» را شامل می‌شود.در همین رابطه در برخی روایات، گناه ترک زکات به گناهان دیگری چون «خوردن ربا» و «سرقت اموال دیگران» تشبیه شده است. مثلاً امام صادق (ع) می‌فرمایند: «مانع الزکاه کآکل الربا» مانع زکات مثل خورنده رباست. و در روایتی دیگر می‌فرمایند: «مانع الزکات کالسّارق» ضمناً از آنجا که زکات از ارکان دین است در مورد کسی که زکات نمی‌پردازد، فرموده است:«مَن منع قیراطاً من الزکاه فلیمت ان شاء یهودیاً و ان شاء نصرانیاً» هر کس که قیراطی از زکات را نپردازد، در هنگام مرگ به او گفته می‌شود بمیر اگر می‌خواهی به دین یهود یا به دین نصاری.در برخی دیگر از روایات آمده است که نپرداختن زکات موجب «مرگ ناگهانی چهارپایان» «بروز فقر و نیاز» و «نیامدن باران» می‌شود و ان هنگام که مردم زکات نپردازند زمین برکاتش را از آن‌ها باز خواهد داشت. در رابطه با عذاب اخروی این عمل هم روایات متعددی وارد شده است. از جمله امام باقر (ع) می‌فرمایند: کسی که زکات اموالش را نمی‌پردازد. خداوند در روز قیامت آن مال را به صورت اژدهایی از آتش قرار می‌دهد که به دور گردن او می‌پیچد و گوشت او را پاره می‌کند. ۳ـ علم فقهمسئله زکات در علم فقه نیز مطرح است و فقها در کنار باب‌هایی که به بحث از نماز، روزه و خمس می‌پردازند یک باب را نیز به زکات اختصاص داده و ابعاد مختلف این موضوع را بررسی نموده‌اند. بحث زکات در علم فقه، یک بحث نسبتاً مفصل به شمار می‌آید و نکاتی که در این باب مطرح می‌شود، متعدد است.نخستین مسئله‌ای که در این باب مورد تأکید قرار می‌گیرد این که زکات از ضروریات دین اسلام است. یکی از نویسندگان در این رابطه می‌نویسد:«از دیدگاه فقها امامیه (رضوان الله تعالی علیهم) دو مطلب مهم درباره زکات استفاده می‌شود:۱ ـ زکات از واجبات اولیه و از ضروریات دین مبین اسلام است و منکر زکات در زمره کفار بوده و در قیامت با آن‌ها محشور می‌شود.۲ ـ زکات، جان و مال فرد زکات دهنده را پاک می‌کند و پیوند دوستی بین اغنیاء و فقرا برقرار می‌سازد و برکات مادی و معنوی را در زندگی مسلمان‌ها وارد کرده و اموال آن‌ها را از بلاها و آفت‌های ناگهانی همچون سیل و زلزله حفظ می‌کند». برخی دیگر از مسائل باب زکات عبارت‌اند از:ـ شرایط وجوب زکات: بلوغ، عقل، حرّ بودن، مالک بودن و مجاز بودن از تصرفـ نصاب هر یک از موضوعات زکات، اعم از گندم، جو، خرما، کشمش، شتر، گاو، گوسفند، طلا و نقرهـ مصرف زکات به اصناف ۸ گانه: فقرا، مساکین، کارگزاران زکات، مؤلفه القلوب، بردگان، بدهکاران، سبیل اللهُ، ابن السبیلمسئله مهم دیگری که در این باب مطرح می‌شود «متولیان اخراج زکات» است. متولیان اخراج زکات، یعنی کسانی که می‌توانند سهم زکات را از مال خارج کرده و در مواردی که معین شده است به مصرف برسانند، عبارت‌اند از امام معصوم، کارگزاران زکات و مالک اموال.در همین رابطه برخی از فقها تحویل زکات به امام معصوم، و در صورت عدم امکان به نائب امام و فقیه جامع الشرایط، را واجب دانسته‌اند. برای مثال در رساله یکی از فقهاء آمده است: «هنگامی که حاکم شرع مبسوط الید است، یعنی می‌تواند احکام اسلام را اجرا کند احتیاط واجب آن است که زکات را به او بدهند یا با اجازه او مصرف کنند و اقدام اشخاص به تقسیم آن بدون اذن حاکم شرع در این صورت اشکال دارد». اما برخی دیگر از فقهاء پرداخت زکات به امام را مستحب دانسته‌اند، مگر این که امام آن را مطالبه کند که در این صورت واجب خواهد بود. ]]> گفتگو ، گفتار Tue, 25 Dec 2018 14:18:37 GMT http://isaq.ir/vdcj.tevfuqevtsfzu.html