فرهنگستان علوم اسلامی قم - آخرين عناوين رویداد :: نسخه کامل http://isaq.ir/news Tue, 18 Dec 2018 17:23:54 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaq.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم http://isaq.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام فرهنگستان علوم اسلامی قم آزاد است. Tue, 18 Dec 2018 17:23:54 GMT رویداد 60 انقلاب فرهنگی، سازوکاری عقلانی برای تحقق تمدن دینی http://isaq.ir/vdcicyaw2t1ap.bct.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، نشست «ضرورت انقلاب فرهنگی دوم در پرتو علوم انسانی و اسلامی» عصر روز گذشته (۶ اردیبهشت ماه) به همت بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمدمهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم و استاد حسن رحیم‌پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در دانشگاه تهران برگزار شد. حجت الاسلام والمسلمین میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در ابتدای سخنرانی خود در این نشست با طرح این سؤال که آیا انقلاب فرهنگی ابتدایی رخ داده که به دنبال دومی باشیم؟ گفت: ظاهراً منظور از این نشست طرح ضرورت انقلاب فرهنگی در کشور است که به اعتقاد من اکنون از این مرحله گذشته‌ایم و باید به دنبال نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای آن باشیم.وی افزود: آموزه‌های انقلاب اسلامی و پیام سیاسی آن هم در درون کشور مورد استقبال جامعه خودمان قرار گرفته و هم از مرزهای جغرافیایی گذشته، به خصوص بعد از پایان یافتن جنگ سرد و غلبه نیروهای سوسیالیسم و کمونیسم، مرزهای ما هم بیشتر شده و ملت‌های دیگر در مقابل جریان مسلط بر جهان قرار گرفتند، در نهایت ما نمی‌توانیم امیدوار باشیم که انقلاب اسلامی مورد پذیرش قرار بگیرد، در حالی که انقلاب فرهنگی صورت نگیرد.مدرس سطح عالی حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه آرمان دستیابی به علم دینی در یک جامعه سکولار محقق نمی‌شود، اظهار داشت: بنابراین ضرورت انقلاب فرهنگی به معنی ایجاد سازوکاری عقلانی برای دست یافتن به آرمان دینی است، بی‌تردید برای رسیدن به اهداف علاوه بر انقلاب سیاسی که جامعه را از حصارهای موجود عبور می‌دهد، باید عقلانیت اجتماعی و فهم آن را تغییر دهیم، البته امروز هم ما در مسیر تحقق انقلاب فرهنگی هستیم تردیدی نیست، انقلاب اسلامی این گام مهم را برداشته، ما هم باید در حوزه فرهنگ آن را به پیش ببریم، گرچه مورد هجوم فرهنگی هم تاکنون قرار گرفتیم.وی ادامه داد: فرهنگ جهت حاکم بر جامعه، همدلی و هم‌فکری است و در نظام ارزشی، دستوری، فکری و تحقق علم و تکنولوژی در جامعه تبلور می‌یابد؛ یعنی ظرف تحقق آن این مجموعه است، ما اگر مدعی انقلاب فرهنگی هستیم، قاعدتاً می‌گوییم فرهنگ دینی و غیردینی یا اسلامی و غیر اسلامی دارد بنابراین جامعه می‌تواند حول محور توحید، همدلی داشته یا حول دنیا و طبیعتاً در حوزه ارزش‌های اسلامی دو جامعه متفاوت ایجاد می‌شود.حجت الاسلام والمسلمین میرباقری با تأکید بر اینکه فرهنگ بر حوزه علم و تکنولوژی تأثیرگذار است اما آیا ما واقعا علم دینی و غیردینی داریم؟، اظهار داشت: البته در طرح بحث از علم دینی یا غیردینی باید گفت که مقصود مکاتب نیست بلکه علم حقوق، علم اقتصاد، روانشناسی، مدیریت و .. است، اگر معرفت را صرف اکتشافِ واقع ببینیم، قاعدتاً صحبت از علم دینی و غیر دینی بی مناسبت است، اما از زاویه دیگر اگر ما فرآیند تولید علم را بیرون حوزه اختیار انسان داشته باشیم، یعنی اختیار انسان در نحوه تلقی او از جهان تأثیری نداشته باشد اینجا بحث متفاوت می‌شود.وی دراین باره افزود: اگر انسان دارای اختیار است، آیا اختیار او در رتبه بعد از دانش است و می‌تواند از دانش سوء یا حسن استفاده کند؟ اگر این طور باشد آن وقت دین در این اختیار دخالت می‌کند و به ما مکتب می‌دهد، که چگونه از آن استفاده کنیم یا اختیار انسان بعدِ حوزه دانش نیست که دین دستورالعمل در آن بدهد، بلکه دانش در فرآیند تولید خود تحت تأثیر اختیار اوست. اما این را تأکید می‌کنم که علم حتماً باید نسبتی با واقع داشته باشد وگرنه قطعاً علم نیست، اما معنای این حرف هم این نیست که فهم یک صورت صددرصد با واقع دارد.رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در پایان اظهار داشت: انسان می‌تواند جهان را مؤمنانه یا غیرمؤمنانه بفهمد، این اختیار اوست که در فهمش دخیل است، اگر این را بپذیریم دو نوع فهم دینی و غیر دینی ایجاد می‌شود. ]]> رویداد Sun, 27 Apr 2014 11:47:14 GMT http://isaq.ir/vdcicyaw2t1ap.bct.html مرحوم سید منیرالدین می‌گفت: هرجا مفاهیم کاربردی را جدی نگرفتند، کارآمدی اسلام زیر سوال رفت http://isaq.ir/vdcebx8nijh8x.9bj.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، مراسم بزرگداشت موسس فرهنگستان علوم اسلامی قم استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی (ره) در فرهنگستان علوم اسلامی قم برگزار گردید.در این مراسم حجت الاسلام و المسلمین معصومی از شاگردان و همراهان قدیمی مرحوم استاد حسینی الهاشمی و آیت الله حائری شیرازی عضو مجلس خبرگان رهبری و از همراهان قدیمی استاد حسینی الهاشمی به ایراد سخنانی پرداختند.آیت الله حائری شیرازی با بیان اینکه ما در آخرین دوره های شب تاریک غیبت هستیم و چیزی به صبح نمانده است، گفت: بهترین علامت برای نزدیکی به صبح اتفاقات کشور ما و اوضاع جهانی است. اصلی ترین نشانه هم رها شدن حجت باطنه از طاغوت باطنی انسان هاست که همه این مسائل بازگشت به عقل و جهل دارد. تقابل بین سوء استفاده کننده گان از آزادی داده شد به انسان ها با کسانی که از این آزادی در راه پرستش حضرت حق می خواهند بهره ببرند سبب توانمندی مومنین خواهد شد و این در عبور از موانع، سازنده است. وی افزود: جهل گراها هر چه که قدرت بیشتری داشته باشند موانع بیشتری برای عقل گراها خواهند گذاشت و انرژی متراکم آزاده خواهد شد و حقایق بروز پیدا خواهند کرد که جنگ تحمیلی نمونه بارز این قضیه بود.عضو مجلس خبرگان رهبری بیان داشت: جهل گراها خدای لابشرط می خواهند که هر کاری خواستند انجام بدهند مشکل برای آنها پیش نیاید. هر وقت خواستند سراغ او بروند و او حاکم بر زندگی نباشد. آیت الله حائری شیرازی در تشریح شرایط حوزه علمیه قبل از انقلاب اسلامی گفت: قبل از انقلاب و رهبری امام خمینی (رحمه الله علیه) بواسطه شکست های قبلی که بواسطه حضور در سیاست برای حوزویان اتفاق افتاده بود، برخی اکراه داشتند به حضور در سیاست اما با درایت امام اثبات شد که حضور دین در جامعه چقدر سازنده است. هر جایی که پای دین و اسلام بایستیم حتما موفق خواهیم بود اما هر جایی که برای نام ها و خودخواهی های خودمان بوده به نتیجه نرسیده است. وی افزود: الان در بحث اقتصاد و ربا این مشکل هست و آمیختگی ربا و حضور آن با زندگی مردم به شکلی شده است که شناخت مال ربوی از غیر آن سخت شده است.نماینده سابق ولی فقیه در استان فارس درباره عدم ورود جدی حوزه های علمیه به مسائل پولی و مالی، بیان داشت: بها دادن به بورس باعث می شود بعد در آینده ضررهای جدی به کشور وارد شود. همانطور که در بحران جنوب شرق آسیا در سالهای قبل اتفاق افتاد و آقای ماهاتیر محمد نیز به این قضیه در دیدار با مقام معظم رهبری اشاره داشتند که یکشبه اقتصاد کشور دچار مشکل جدی شد. وی افزود: حضور یک صهیونیسم در بورس می تواند چالش¬های جدی ایجاد کند. ورود بورس به کانال های هشت هزار و نه هزار تایی نشانه هایی از این افراد را بروز خواهد داد که مقدار ارزش سهم را آنها تعیین خواهند کرد و به این وسیله سعی در کنترل مسائل اقتصادی و غیر اقتصادی کشور خواهند داشت.عضو مجلس خبرگان رهبری پیرامون اعتبار اقتصادی نظام سرمایه داری غرب، گفت: الان نیز اعتبار کشور امریکا به تولیدات داخلی آن که نیست بلکه بواسطه اعتبار دلار و خرید و فروش آن است. قرار گرفتن طلا به عنوان پشتوانه اسکناس دو مشکل اصلی را حل خواهد کرد یکی مسائل شرعی آن خواهد بود. که در آن توانایی انسان ملاک ارزش گذاری قرار خواهد گرفت نه سود. مال باید به شکلی باشد که لاتظلمون و لا تُظلمون در آن لحاظ شده باشد. باید به شکلی باشد که در رفت و برگشت پول ارزش آن کم نشده باشد.آیت الله حائری شیرازی در بیان خاطره ای از علامه حسینی الهاشمی، گفت: آخرین باری که مرحوم حاج آقای منیرالدین حسینی تلفنی با بنده صحبت کردند، می گفتند «آقایان مفاهیم کاربردی را جدی نگرفتند، کارآمدی اسلام زیر سوال رفته است.». آنجایی که کارآیی اسلام زیر سوال نرفته آنجا بوده که در عینیت اسلام حضور پیدا کرده است و شناخته شده است. فرضاً حضور در سیاست توسط مدیران و رهبران نظام اسلامی باعث شده است که در مسائل سیاسی توانمندی و ذکاوت خوبی داشته باشند که دیگران نیز به این اذعان داشته اند.عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: امروز اشتباه است که گفته شود موضوع شناسی کار فقیه نیست. این قضیه را آیت الله مکارم شیرازی نیز در مکاتبات بنده با ایشان صحه گذاشته اند. این از خواست های دیرین مرحوم سید منیرالدین حسینی و فرهنگستان علوم اسلامی بوده که بحمدالله در حال تحقق است. این مسئله را بازم هم مطالبه کنید و دنبال کنید.وی بیان داشت: رهبری روحانیت بدون موضوع شناسی امکان پذیر نیست. امام خمینی(ره) در سیاست موضوع شناسی می کردند و بواسطه آن قوت آنچنانی در رهبری نظام اسلامی داشتند.آیت الله حائری شیرازی در تبیین اجر جهاد فی سبیل الله، گفت: جهاد اگر با حفظ حدود الهی نباشد فوز عظیم نیست. مانند این تکفیری ها که عملیات انتحاری انجام میدهند و فکر می کنند که به فوز عظیم می رسند. "الجهاد مع الامیر الجائر کالاکل المیته و الخنزیر" جهاد اکبر هم که به مراتب بیشتر از آن است که حتما باید براساس حفظ حدود الهی باشد. مشکل دراویش نیز همین است که با حفظ حدود الهی نیست.وی ادامه داد: در هر قسمت که اسلام را علمی وارد کردیم نتیجه دیدیم ولی هر جا علم غیر اسلامی یا اسلام را به صورت غیر قاعده مند وارد کردیم به مشکل برخوردیم که مصداق بارز آن که عرض شد در مسائل اقتصادی است. عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان سخنان خود در تشریح زیاده خواهی های نظام سلطه، گفت: در فضای سیاسی همانند دوران ائمه آنچه که نظام طاغوت از ما می خواهد به اسارت گرفتن ما و حاکم شدن بر تمامی اختیارات ما خواهد بود و به کمتر از آن راضی نخواهند شد. امریکا و اسرائیل کم از یزید ندارند و خواست اینها در رابطه با ما هم کمتر از خواست یزید از امام سجاد(علیه السلام) نیست.لازم به ذکر است در ابتدای این مراسم حجت الاسلام و المسلمین معصومی در سخنانی به تبیین ابعاد وجودی و فکری موسس فرهنگستان علوم اسلامی پرداخت و وی را دارای نظام فکری الهی منسجم و کارآمد، اهل توسلات خاص به اهل بیت (علیهم السلام) و تضرع و خشوع بسیار در زیارت و ادعیه خواند.وی تمام زندگی استاد حسینی الهاشمی را معطوف به پیاده کردن دین در زندگی مردم دانست و افزود: مرحوم استاد حسینی الهاشمی به در پی به اهتزاز در آوردن علم رسالت بود و توسعه دین اولویت اصلی مرحوم استاد بود. ]]> رویداد Sun, 09 Mar 2014 16:10:50 GMT http://isaq.ir/vdcebx8nijh8x.9bj.html شكل گيري الگوي جهاني «شهر ديني»، افق مطلوب توسعه شهري در «قم» http://isaq.ir/vdcgru9n4ak9q.pra.html به گزارش پايگاه اطلاع رساني فرهنگستان علوم اسلامی قم، حجت الاسلام و المسلمين سید محمدمهدی ميرباقري، یکشنبه ۵ اسفندماه میهمان ویژه ی چهل و نهمین جلسه علنی و رسمی شورای اسلامی شهر قم با حضور شهردار و اعضای این شورا بود که در این نشست رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در سخنان خود به بیان نکات و محورهای کلی مدیریت کلان شهری قم پرداخت و نگاه استراتژیک به شهر مقدس قم را تبیین نمود.حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در ابتدای جلسه با اشاره به ضرورت نگاه ايدئولوژيك در شهرسازي گفت: در دوران گذشته، نگرش های کلان و فلسفه های بنیادین، در عینیت جامعه و معماری شهر، تأثیر واضح و جدی نداشتند ولي در این قرون و سالهای اخیر، این ارتباط بسیار آشکار و سریع می باشد و شهرسازی امروز، کاملا ایدئولوژیک است. زمان آن فرا رسيده تا این معنا در جبهه حق نيز خود را به جدیت نشان دهد و معماري و توسعه شهرهای ما بر محور پرستش و خضوع و خشوع در مقابل خداوند سامان يابد و در واقع، مختصات و روابط شهر به نحوی باشد که جریان بندگی را تسهيل کند. باید شهر ديني، مکان امن و امنیت ایمانی باشد و این «بلدة الامین» حاصل نمی شود مگر اینکه توسعه شهري بر محور اولیاء خدا و بیوت آنها شکل بگیرد.مدرس سطح عالی حوزه علمیه در ادامه با ترسيم افق توسعه شهر كريمه اهل بيت عليها سلام گفت: همانطور که در معماری امروزه، شهرهايي الگو و قبله شهرسازی دنیا شمرده مي شوند كه بر محور پرستش «نفس و دنیا» بنا شده اند، شهری مثل قم هم باید به قبله شهرسازي در دنيا تبديل شود تا همه ساخت و سازها و توسعه هاي شهري بر مبناي اين انديشه رخ دهد. در واقع، افق نگاه در شهرسازی و توسعه قم، باید «شکل گیری الگوی شهری دینی» باشد.رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم، قدرت الگو سازي و ميزان تأثير گذاري هر شهر را تابع ظرفيت آن شهر برشمرد و در اين زمينه افزود: ظرفیت شهرها برای الگو شدن متفاوت است. هر شهر و يا هر نقطه جغرافيايي، اين امکان را ندارد که محور تحول در كل عالم يا محور تحول در كشورهاي اسلامي و يا حتي در يك کشور قرار گيرد. به طور مثال شهر مکه و محل بنای خانه خدا كه محور «عبوديت» و «اقامه نماز» در كل عالم قرار گرفته است؛ از ظرفيت خاصي برخوردار بوده كه مختص به همان نقطه از عالم مي باشد. يعني حتي آب و هوا و جغرافیاي آن نيز با مسأله عبودیت خداي متعال تناسب داشته و اين مسأله نيز ملاحظه شده است. چنان که حضرت امیر علیه السلام نيز در خطبه قاصعه به آن اشاره می کنند.وی گفت: شهر مقدس قم هم از امکان و اقتضائات خاصی برخوردار است كه مي تواند اين شهر را محور بندگی قرار دهد چنان كه در روایت معراج و مانند آن، به تاریخ و زمینه ها و آینده این شهر اشاراتی شده است و يا آن كه معصومين در مورد قم فرموده اند: «علم از این شهر منتشر مي‌ شود.» این آثار، قرادادی نیست بلكه ظرفيتي حقيقي است كه در اين نقطه جغرافيايي قرار داده شده و بايد در مسائل شهر كريمه اهل بيت مورد توجه قرار گيرد.حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در ادامه با اشاره به ضرورت توجه به اين ظرفيت ها، در سياست گذاري هاي شهري افزود: باید برنامه ها و سیاست هاي شهري با توجه به ظرفیت و هدف فوق الذكر تنظیم شود و قطب فرهنگی بودن این شهر همواره مد نظر باشد. بنابراين حتی مسائل اقتصادی و مشکلات روزمره شهر نیز با این رویکرد باید حل و فصل شود. و حتي جاذبه ها و يا مهاجرت ها نیز بر همین مبنا باید شکل بگیرد. جاذبه ها و دافعه هاي شهر باید بر اساس توحید و بندگی، شكل بگيرد باشد نه آن كه قبض و بسط هاي شهري بر محور ماده و گرایش به دنیا رخ دهد.وی در توضيح بيشتر اين نكته افزود: شهر «ابتلاء» و «رفاه» با يكديگر فرق دارند. بايد افق شهر قم، آسایش مردم باشد نه رفاه که این دوبا يكديگر متفاوت هستند. رجوع به دنیا، آسایش و اطمینان را می برد و به جای آن، اضطراب جایگزین می شود. شهرهای مادی شهر امن نیستند.رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در ادامه به مسائل جاری شهر پرداخت و گفت: این سنخ از بحث های کلان، نباید باعث غفلت از مشکلات مردم شود ولي حل مسائل نيز باید در بستر نگاه تاریخی، نظام اسلامی و اهداف کلان آن باشد. ما در کشور شهرهایی را داریم که توسعه و رفاه شهري و حل مشکلات روزمره آن ها، معزلاتی را برای نظام اسلامي و اهداف آن بوجود آورده است که به راحتی قابل حل نخواهد بود و هزینه های سنگیني را برای نظام به بار آورده است. وی افزود: در واقع، شهرها جزئی از نظام اسلامي است و حل مسائل آن باید با منافع و اهداف انقلاب اسلامي هماهنگ باشد. توسعه بر محور مبانی مدرنیته و بی توجهی به آرمان ها، مسائل عجیبی ایجاد کرده است. اگر قِبله توسعه شهر، نیویورک شد، نبايد انتظار سجده و بندگی داشت. این دیگر از مسائل واضح است که در سده هاي اخير، فرهنگ مدرنیته و جریان توسعه توانسته است تا با ايجاد هماهنگی در لایه های مختلف زندگی انسان، ساير فرهنگ ها را در خود هضم كند. آن گونه كه آن ها خود معتقدند، تنها، فرهنگ اسلام در مقابل اين جريان مقاومت کرده و توان ايستادگی و غلبه دارد. اگر دقت نکنیم، فضای ایجاد شده در بسترهای فرهنگی و اجتماعی، ما را با خود مي برد. حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري با اشاره به بستر تاريخي پيدايش شهر قم، ابراز داشتند: در ایران، محوریت امام رضا علیه السلام و هجرت امام زاده ها به دستور ایشان، باعث یک توسعه فرهنگی و حفظ جریان بندگی شد. امروز هم در شهر قم با ظرفیت حضرت معصومه سلام الله علیها باید شهر را مدیریت و توسعه داد. و در این جهت، هم می توان به اهداف توجه داشت و هم تسهیل امور و رضایتمندی مردم را بدست آورد.استاد حوزه علمیه قم راه حل تحقق اين چشم انداز را تشكيل اتاق فكرهايي دانست كه اين امور را موضوع تلاش فكري خود قرار دهند و بیان داشت: شورای شهر قم و دست اندرکاران آن، باید در سطوح مختلف، تولید اندیشه نمایند. باید شیوه ها را عوض کرد تا آرام آرام، اهداف محقق شود و مسائل جاری هم مرتفع شود. گاهی آسیب ها و مشکلات موشکافی می خواهد ولی گاه آشکار است و هزینه های بی موردی را بر شهر و کشور و نظام تحمیل می کند. به طور مثال درآمد زایی هایی که مشخص است در آینده نزدیک مشکلات شهر را بیشتر می کند از این دست مسائل است.در ادامه این نشست، اعضای شورای اسلامی شهر قم با بیان مشکلات و مسائل مختلفی که در مدیریت شهری وجود دارد به تشریح این مسائل و مشکلات پرداختند و به بیان مطالبات فرهنگی و حوزوی خود از نهادهای دینی و فرهنگی پرداختند. حجت الاسلام و المسلمین میرباقری در اين بخش از سخنانشان، با اظهار خرسندی از دغدغه دینی شورای شهر، ضمن تأكيد بر اين نكته كه حل بعضي مسائل، به دست شورای شهر و مجموعه شهرداری نیست؛ ابراز داشت: مشکلات نباید باعث شود که دست از آرمان ها برداریم و از همين رو لازم است تا اتاق فكري تشكيل شود و در سه لايه، تلاش فكري جدي صورت پذيرد که البته بايد ترکیب این اتاق ها حوزوي و دانشگاهي باشد تا در این سه سطح، راه حل های جدیدي پیدا شود كه ناظر به اجرا باشد. باید توجه کنیم که در حال حاضر، فضا و استعدادی وجود دارد که در ابتداي انقلاب اسلامي نبوده است. این استعدادها در حوزه، دانشگاه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مراکز فرهنگی و پژوهشی مختلف، پراكنده اند و البته در قم امکانات دیگری هم وجود دارد که اين شهر را متمایز می کند و ظرفیت الگوسازی را جدی می سازد. حرم مقدس حضرت معصومه عليها سلام، مراجع معظم تقلید، حوزه و ... از این دست هستند.وی در تشريح سه سطحِ تلاش فکری لازم برای مدیریت شهر قم گفت: این اتاق ها باید از مسائل بنیادی تا اجرای شهری را مورد توجه قرار دهند و نسبت بین آرمان و واقعیت را تنظیم کنند. کار فکری و تولید اندیشه، در سطح اول باید به مسائل بنیادی بپردازد و در لایه دوم، مفاهیم و مسائل راهبردی را مد نظر قرار دهد و در آخرين لايه، راه حلي براي مسائل اجرائی، مبتنی بر سطوح بالا دست ارائه دهد.رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم با اشاره به مسؤليت حوزه در این زمینه ها تأكيد كرد: توقع از حوزه را باید با توجه به رسالت های آن در سطوح مختلف، تعریف کرد و البته کار اصلی حوزه، تولید علوم بنیادین است. فضای فرهنگ عمومی، هرچند مهم است ولی واقعیت این است که رسانه ها و مراکز دیگر، بانفوذتر و بسیار تاثیرگذار هستند. وی با دعوت به «اميد» در پيشبرد و موفقيت در كارهاي بزرگ، گفت: این نکته بسیار مهم است که توجه شود آن زمانی که جریان مدرنیته، توسعه خود را شروع و برنامه ریزی کرد؛ رسیدن به اشتداد امروزی، برایشان قابل تصور نبود ولی با جهت گیری و برنامه ریزی های کلان، کار را به اینجا رسانده اند.حجت الاسلام والمسلمین سید محمدمهدی میرباقری در پایان افزود: ما نیز نباید تصور کنیم که بحث های کلان دور از دسترس است و در روزمرگی و برنامه هاي جاري، متوقف شویم. باید در سطوح مختلف برنامه ریزی کرد تا با جهت گیری صحیح و فعال کردن نیروهای مستعد، آرام آرام این افق شهرسازی محقق شود. در این مسیر نبايد منتظر نهادهای بالاتر شد ولی باید از ظرفیت های قابل دسترسی، استفاده کرد تا با این تجمیع ظرفیت ها، یک الگوی مناسب شهر اسلامی داشته باشیم. ]]> رویداد Wed, 26 Feb 2014 10:48:13 GMT http://isaq.ir/vdcgru9n4ak9q.pra.html مدیریت شبکه ای در تولید علوم انسانی اسلامی http://isaq.ir/vdcca0qp82bqx.la2.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم؛ دومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی با فعالیت کمیسیون های تخصصی و ارائه نظرات صاحب نظران علوم انسانی با همکاری مراکز و موسسات پژوهشی و از جمله فرهنگستان علوم اسلامی قم، در آبان ماه سال جاری برگزار گردید.در این میان کمیسیون تخصصی فلسفه، روش شناسی و مدیریت تحول علوم انسانی در  ۲۷ آبان ماه در سالن همایش‌های صدا و سیما، برگزار شد و اندیشمندان حاضر در این کمیسیون به ارائه مقالات خود پرداختند.ارائه مقالات در این نشست تخصصی توسط آقایان حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، دکتر مظفر اقبال رییس مرکز علوم اسلامی کانادا، اسد زمان استاد دانشگاه بین المللی اسلام آباد پاکستان، حجت الاسلام دکتر مسعود آذربایجانی استاد دانشگاه ، دکتر رولاند پیچ استاد فلسفه و مطالعات اسلامی دانشگاه مونیخ آلمان، دکتر حسین هیرانتو محقق عالی رتبه دانشگاه جاکارتا و همچنین حجت الاسلام دکتر عبدالعلی رضایی معاون پژوهشی و عضو هیئات علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم انجام پذیرفت. در ادامه گزارشی از ارائه مقاله توسط حجت الاسلام دکتر عبدالعلی رضایی می آید:مدیریت شبکه ای در تولید علوم انسانی اسلامیدکتر عبدالعلی رضایی عضو هیئات علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم مقاله ای را با عنوان "تبیین و ترسیم چرخه تولید علوم انسانی اسلامی با تاکید بر الگوی مدیریت شبکه ای" ارائه داد و اظهار داشت: تولید علوم انسانی اسلامی در حال حاضر در چرخه نهادهای رسمی و غیر رسمی قرار دارد ولی سازوکار استفاده از آن هنوز مشخص نیست.وی به مشکلات عرصه تولید علمی اشاره کرد و گفت: فقدان مکانیسم مناسب جهت همکاری بین سازمانی؛ فقدان یک الگوی جامع راهبردی؛ فقدان نظامی منسجم در موضوعات، مولفه ها و ابعاد مختلف علوم انسانی-اسلامی؛ عدم اجماع نظری؛ عدم ارتباط بین حوزه و دانشگاه ها و پژوهشگاه ها از جمله مشکلات تولید علم دینی است.معاون پژوهشی فرهنگستان علوم اسلامی قم به تبیین مدیریت شبکه ای در تولید علوم انسانی اسلامی پرداخت و افزود: ایجاد یکپارچگی در نظام تولید و طراحی نرم افزاری با مدیریت هوشمند از مزایای این مدل تعریف شده است.وی ادامه داد: ما باید یک سازمان فراگیر داشه باشیم تا بتواند همه این اقدامات را انجام دهد به اعتقاد من شورای عالی انقلاب فرهنگی می تواند متولی این کار باشد.عضو هیئات علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم تصریح کرد: برای اجرای این مدل حوزه علمیه وظیفه استخراج مفاهیم بنیادین را به عهده دارد، فرهنگستان ها مراکزی هستند که می توانند نظریه پردازی و تئوری سازی کنند، پژوهشگاه ها نقش تعیین کننده ای را دارند و می توانند نظریه را به مهارت تبدیل کرده و این مهارت را به علوم انسانی اسلامی تبدیل کنند.متن کامل این مقاله بزودی در پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم منتشر خواهد گردید. ]]> رویداد Wed, 27 Nov 2013 09:48:42 GMT http://isaq.ir/vdcca0qp82bqx.la2.html ضرورت توسعه مفاهیم اسلامی و افشاگری نسبت به نظامات غربی http://isaq.ir/vdcfixdjaw6dc.giw.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد‌مهدی میرباقری رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم روز گذشته (۴ شهریور) در بیست و پنجمین نشست سراسری جنبش عدالتخواه دانشجویی در دانشگاه قم با تبیین مؤلفه های "نظام سرمایه داری جهانی" به طرح موضوع "حکومت جهانی اسلام و عدالت اسلامی" پرداخت و افزود: باید عدالت در همه مسائل اجتماعی تحقق پیدا کند و تحقق عدالت در اجتماع به صیانت از آن وابسته است.مانع تحقق عدالت در تمدن غرب جریان تجدد استرئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در این نشست که با حضور بیش از ۲۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه های کشور برگزار گردید با اشاره به این‌که مانع تحقق عدالت در تمدن غرب جریان تجدد است، گفت: غرب عدالت را به گونه‌ای دیگر تعریف می‌کند و به دنبال مناسبات و مطالبات جهانی است .عدالت در مقام تحقق در پیوستار قابل تحقق است وعدالت را باید به صورت پیوستار در حوزه اجتماعی و فرهنگی و الگوی توسعه اجتماعی مبتنی بر عدالت و مناسبات عدالت اسلامی را محقق کنیم.استاد میرباقری به اهمیت تحقق عدالت در مناسبات خرد تاکید کرد و اظهار داشت: عدالت در جامعه به تبع تکامل اجتماعی تحلیل و تعریف می‌شود و استراتژی تابع تعریف از عدالت در جامعه است.وی با بیان این‌که در حوزه فلسفی تاریخ تکامل اجتماعی عدالت را تعریف می‌کند تصریح کرد: در مکتب مارکسیسم عدالتی که تعریف می‌شود در دوره تاریخی مربوط به خود است و اگر در جامعه‌ای محصولات تولیدی و امکانات فرهنگی و رفاهی به طور یکسان در همه جا تقسیم شد در واقع در آنجا عدالت برقرار شده است.نظام سرمایه‌داری خود را رقیب مکتب اسلام که پرچم‌دار عدالت است می‌دانداستاد سطح عالی حوزه علمیه قم با بیان این‌که اساس نظام سرمایه‌داری بر اساس ربا بنا شده است خاطرنشان کرد: در درون مکتب اسلام رقیبی که در مقابل این دین قرار دارد و خود را پرچم‌دار عدالت می‌داند نظام سرمایه‌داری است.وی افزود: آنچه در دوران انقلاب اسلامی اتفاق افتاد این بود که طلسم تک صدایی که در این جهان ایجاد کرده بودند شکسته شد و این شکسته شدن سبب شد با محوریت دین و پیشرفت به عدالت دست پیدا کنیم.رئیس فرهنگستان علوم اسلامی ادامه داد: انقلاب اسلامی رقیب خود مارکسیست را از صحنه حذف کرد و توانست ندای عدالت را در جهان طنین انداز کند. اگر ما در مقابل رقیب خود که می‌گوید عدالت جز با تجدد میسر نمی‌شود بایستیم قاطعانه می‌توانیم به پیروزی‌های بزرگتر دست پیدا کنیم.وی بیان کرد: با پیگیر بودن و دانستن یک ضرورت برای انقلاب اسلامی این مسیر یک طرفه که بعد از انقلاب صنعتی شکل گرفت را می‌توان به گونه‌ای پیمود که هم به دنبال دین بود و هم به دنبال عدالت.در جامعه ای که‌ محور ارزش‌ها حق شد محور مطالبه نیز حق خواهد بوداستاد سید محمد مهدی میرباقری با بیان اینکه اگر جامعه‌ای به سوی اخلاق حرکت کند مناسبات آن جامعه اخلاقی می‌شود تاکید کرد: اگر در جامعه‌ای محور ارزش‌ها حق شد بنا بر این محور مطالبه نیز حق خواهد بود.وی با بیان اینکه نظام سرمایه‌داری انسان را مانند سایر وسایل عامل سرمایه تعریف می‌کند تصریح کرد: امنیت و رشد سرمایه‌محور توسعه در همه مناسبات اجتماعی تاثیر می‌گذارد و انرژی انسانی بیش از انرژی‌های طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.خصوصی سازی قدرت در الگوی توسعه غربیمدرس درس خارج فقه حکومتی در حوزه علمیه قم با بیان این‌که نظام سرمایه‌داری طبقات اجتماعی را براساس روابط تولیدی تعریف می‌کند اذعان داشت: در غرب نظام سرمایه داری مبتنی بر نظام رشد سرمایه شکل گرفته است و الگوی توسعه غربی تابعی از رشد سرمایه است یعنی قدرت را خصوصی سازی کرده‌اند.وی در ادامه به نقد مدل توسعه غربی پرداخت و اظهار داشت: اگر در جامعه ای توسعه به مفهوم غربی آن اتفاق افتاد، عدالت نسبی می شود و وابسته به مطالبات اجتماعی می گردد.غرب انسان را در خدمت توسعه سرمایه و به مثابه منبع تولید ثروت می داندرئیس فرهنگستان علوم اسلامی در ادامه به ذکر روند تاریخی گسترش مدرنیته پرداخت و گفت: در دنیای غرب حاکمیت و انباشت سرمایه به بسط شیوه خاصی از مناسبات انسانی ختم شده است و نظامی حقوقی برای صیانت از سرمایه ایجاد شده است و نظام ارزشی متناظر با آن هم به وجود آمده است و حتی بافت انسانی جامعه هم متناسب با رشد سرمایه صورت بسته است. چنین روندی به سوگیری انرژی های انسانی در خدمت توسعه سرمایه و نگاه به انسان به عنوان یک منبع تولید ثروت منجر شده است.حجت الاسلام والمسلمین میرباقری در تعریف نظام مدرن، مدرنیته را دارای یک دستگاه تولید، یک دستگاه توزیع و یک دستگاه مصرف دانست که دستگاه تولید آن مفاهیمی در حوزه اختصاصی و عمومی تولید می کند و با علوم گوناگون آن را مستحکم می سازد؛ دستگاه توزیع آن متناسب با این مفاهیم اعتبارات اجتماعی را توزیع می کند و مناصب گوناگون را به وجود می آورد و نیز متناسب با این تولید و توزیع، فرایند نیاز و ارضا را تحت تاثیر قرار می دهد. این فرآیند نیاز و ارضا در سبک زندگی و عرصه هایی چون پوشش، شهرسازی و معماری تجلی می یابد. چنین نظامی با اصالت دهی به سرمایه و سرمایه دار، برای خود تئوری عدالت تعریف می کند.خصوصی سازی قدرت و تحزب با ولایت فقیه و حکومت دینی قابل جمع نیستندوی پس از ذکر این مباحث نظری به مسائل حال حاضر کشور اشاره کرده و ادامه داد: در حال حاضر در کشور ما روند خصوصی سازی با شدت بیشتری دنبال می شود و در کنار خصوصی سازی اقتصادی، بحث خصوصی سازی قدرت و نیاز به حزب مطرح خواهد شد که اینها با ولایت فقیه و حکومت دینی قابل جمع نیستند.برخی جریانات سیاسی زمینه شکل گیری نظام سرمایه داری لیبرال را مهیا می‌ کننداستاد سطح عالی حوزه علمیه قم با هشدار به مسئولان کشور گفت: با توجه به مناظرات اخیری که در رسانه ملی شاهد آن بودیم ما نیز از این بلای نظام سرمایه داری به دور نیستیم و با توجه به جریانات سیاسی و رفتن به سوی احزاب سیاسی کم کم زمینه شکل گیری یک نظام سرمایه داری لیبرال مهیا می‌شود که باید در این زمینه مراقبت‌های لازم را داشته باشیم.نظام جائر سرمایه داری جهانی، مانع تحقق عدالت استاستاد میرباقری در نهایت مساله اصلی را نظام جائرانه سرمایه داری جهانی دانستند که مانع تحقق عدالت است و اینگونه نتیجه گیری نمود: که ما باید دنبال یک مدل و توسعه مفاهیم اسلامی و افشاگری نسبت به نظام غربی باشیم. ]]> رویداد Tue, 27 Aug 2013 11:28:54 GMT http://isaq.ir/vdcfixdjaw6dc.giw.html تغییر در سبک زندگی و مهندسی ساختارهای اجتماعی زمینه تحقق تمدن اسلامی http://isaq.ir/vdcbuzbaprhbz.iur.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، نخستین جلسه از سلسه جلسات «روایت افق های فکری ایران معاصر» که به معرفی فرهنگستان علوم اسلامی قم اختصاص داشت، با ارائه حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عصر روز چهارشنبه 30 مرداد در مؤسسه روزگار نو برگزار شد.در ادامه گزارشی از سخنرانی قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم با موضوع "نظام فکری از منظر فرهنگستان علوم اسلامی" در جلسه مذکور می آید:ضرورت تناسب بین اعتقاد و عمل فردی و اجتماعی در نظام فکریدر ابتدای این سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین پیروزمند عنوان کرد: نظام فکری به لحاظ واژگانی و معنای اولیه یعنی نظم دادن به فکر و منظومه دانش در اندیشه فردی و اجتماعی. تلقی ما از نظام فکری این است که بتواند نسبت بین اعتقاد و عمل فردی و اجتماعی را معین کند.قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم با اشاره به اینکه منظور از اعتقادات همان باورها، آرمان‌ها و غایات ما از جامعه است، گفت: منظور همان مجموعه معارفی است که ما بدان معتقدیم یعنی آنچه که پایبندی بدان لازم است، اینها اعم از التزام به توحید تا احکام التزامی عملی مثل پرهیز از رباخواری و انواع واجبات و محرمات است. مجموعه این منظومه التزامات، باور به معنای عام و ارزش‌ها است.وی در ادامه یادآور شد: ما در زندگی فردی و اجتماعی خیلی کارها انجام می‌دهیم که اینها در مسائل عملی قرآن و روایی نوشته نشده است ده‌ها اتفاق می‌افتد که فرد، جامعه و حاکمیت باید موضع خود را نسبت به آنها مشخص کند. انسان در زندگی خود دائماً با این موضوعات مواجه و تصمیم‌ می‌گیرد مسئله اساسی نسبت بین التزامات و اعمال است. سؤال این است که اعمال ما بر اساس این اعتقادات باید مبتنی بر التزامات باشد یا خیر.سوالاتی که پس از انقلاب همچنان محل چالش جامعه علمی استاین محقق و پژوهشگر حوزوی اظهار داشت: ما از بعد انقلاب تا اکنون بسیاری سؤالات برایمان روشن شده و برخی نیز خیر اما مشاهده می‌کنیم که جامعه علمی نسبت به برخی موضوعات چالش‌ داشته است مثلاً نسبت ما با عرف باید چگونه باشد؟ آیا ما باید به دنبال جهانی‌سازی باشیم؟ آیا باید تکنولوژی دنیای موجود را بپذیریم؟ آیا باید علوم دانشگاهی و علوم پس از مدرن تولید شده‌ را بپذیریم؟ علوم انسانی را از علوم تجربی جدا کنیم یا خیر؟ در مهندسی اجتماعی ادعایمان این است که الگو اسلامی یا امری جهانی یا بومی داشته باشیم؟ همین مسائل در حوزه‌های مختلف جلوه‌های مختلف دارد مثلاً حوزه اقتصاد که آیا باید اقتصادمان عمومی یا خصوصی یا ترکیبی باشد؟ الگوی آن چه باشد؟عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم با بیان اینکه براین اساس که چه موضع و پاسخی نسبت به این سؤالات داشته باشیم نظام فکریمان مشخص می‌شود، افزود: البته همه نظام فکری دارند ولو ناخودآگاه یا بدون تنوع. اما ما اگر این عدم تفاهم‌های علمی و فکری را در جامعه مشاهده می‌کنیم که نسل جدید به حدی رسیده که همه حرف خود را می‌زند تا به یک نتیجه برسد و تفاوت‌‌ها و شباهت‌ها را بررسی کند، خود این پدیده شوم نیست اما مطلوب هم نیست. علت اینکه مطلوب نیست این است که کسانی که از اول دین را قایل نیستند و مطرود شده می‌دانند مخاطب ما نیستند و زبان تفاهم با آنها چیز دیگری است ولی برای ما مهم این است که عده‌ای داریم مسلمان شیعه ولاییند و برای امام حسین جان می‌دهند ولی به این بحث‌ها که می‌رسد ریزش پیدا می‌کنند.وی با بیان اینکه ما خودمان را برای ایجاد جریان قالب فکری آماده کردیم. نظام فکری در همه حوزه‌های تکنولوژی، علم و ... حرف اول را می‌زند و چون افراد باور به توحید دارند، باید با آمریکا مبارزه کنند و نباید با آن کنار بیایند که همین الان در نیروهای انقلابی طرفدار امام گاهی دوگانگی می‌بینیم، رهبری توضیح می‌دهد اما باز مشکلاتی وجود دارد.تمدن یک موجود پویا، زنده و متوقف شدنی نیستحجت‌الاسلام والمسلمین پیروزمند در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد: تمدن آن محیط زیستی است که بشر برای خود ایجاد می‌کند برای اینکه فرآیند نیاز در بستر او شکل بگیرد، بنابراین تمدن نه نیاز و نه ارضای نیاز است بلکه یک نقطه امنیت است که بدان برسیم، یک موجود پویا و زنده است و بنا نیست که متوقف شود در هر حالتی چون تکامل‌پذیری ادامه دارد، تنوع کمی و کیفی در نیازها و ارضا آن پیدا می‌شود، بنابراین ما نیز برای ارضای نیاز مظاهر تمدنی ایجاد می‌کنیم.پیروزمند با تاکید بر اینکه تمدن، ظرف تحقق فردی و اجتماعی است، افزود: تمدن اینجا به معنی مدنیت نیست چون ما می‌خواهیم نظامات دینمان محقق شود به همین جهت این تمدن را تمدنی اسلامی می‌نامیم چرا که قرار است این تمدن ظرف تمدن اسلامی شود. الان می‌گوییم عصر غلبه تمدن غربی است نه تمدن اسلامی و ما تلاشمان بر این است تا این مسیر تاریخی را به سهم خود تغییر دهیم چرا که بشر به سمت ناکجاآباد می‌رود و ما باید به سمت صحیح جامعه مهدوی او را ببریم،‌ البته ما داعیه‌دار کار امام زمان (عج) نیستیم و منظورمان از تمدن اسلامی آن چیزی است که به دست امام اتفاق می‌افتد ضمناً صحبت برسر جهت‌گیری است.تغییر در سبک زندگی و مهندسی ساختارهای اجتماعی زمینه تحقق تمدن اسلامیپیروزمند با بیان اینکه انقلاب اسلامی یک نقطه عطف تاریخی شد که مسیر گذشته را تغییر داد، اظهار داشت: برای اینکه این مسیر استمرار پیدا کند باید بدانیم تمدن اسلامی زمانی اتفاق می‌افتد که انسان در سبک زندگی و مهندسی ساختارهای اجتماعی تغییر ایجاد کند.وی در ادامه اظهار داشت: این تغییر در سبک زندگی و ساختارهای اجتماعی احتیاج به تغییر برنامه‌ریزی موجود و تنظیم برنامه جدید دارد یعنی ابزار تصرف اجتماعی برنامه برای شکل‌گیری یک جریان است و اگر کسی این تفکر را داشته باشد که ایجاد این تحول و تغییر اجتماعی بزرگ‌تر از آن است که افراد به اراده خود تصمیم بگیرند و تحولات اجتماعی مدیریت‌پذیر نیست، مابقی بحث ما از نظر او زیر سؤال است.برنامه ریزی به معنای ایجاد جبر احتمالی نیست/ برنامه ریزی برای مدیریت حوزه تحت اختیر در مدیریت اجتماعی استعضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم یادآور شد: پاسخی که ما در این خصوص داریم این است که این حرف یک بخش صحیح و یک بخش ناصحیح دارد، بخش صحیح که مورد دغدغه است این است که انسان‌ها سنگ و چوب نیستند بنابراین تمدن را انسان می‌سازد و انسان هم مختار است که این کار را انجام دهد یا خیر. ولی بر این اساس باید دانست که این نیز نیمه خالی لیوان است و این تدابیر اجتماعی نیز یک ضریب نفوذ دارد، درست است که آدم‌ها مختارند اما انسان‌ها هم ضرر و منفعت می‌کنند و وقتی ببینند به صرفشان است با امری همراهی می‌کنند یعنی حکومت‌ها از ابزارهای اجتماعی استفاده می‌کنند و ضریب نفوذ برای خود ایجاد می‌کنند.وی اظهار داشت: وقتی ما می‌گوییم برنامه‌ریزی می‌کنیم به این معنا نیست که می‌توانیم جبر احتمالی ایجاد کنیم بلکه این بدان معناست که حوزه تحت اختیارمان در مدیریت اجتماعی را چگونه مدیریت کنیم. ما برای اینکه در منزلمان هم با خانواده‌مان آرامش داشته باشیم باید بدانیم که هر چیزی بخواهیم اتفاق نمی‌افتد اما ما می‌گوییم هر اندازه که می‌توانیم از ظرفیت نفوذمان استفاده می‌کنیم. ]]> رویداد Sat, 24 Aug 2013 10:31:53 GMT http://isaq.ir/vdcbuzbaprhbz.iur.html معرفی نرم افزار درس خارج فقه حکومتی استاد میرباقری http://isaq.ir/vdcicwa52t1aq.bct.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، نرم افزار چند رسانه ای فقه حکومتی، شامل متن، صوت و فیلم ۹ جلسه نخستین درس خارج مبانی فقه حکومتی حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری (رئیس فرهنگستان علوم اسلامی) در غالب لوح فشرده و در راستای دستیابی به فقه حکومتی درپاسخ به مطالبه مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) از حوزه های علمیه توسط "موسسه تمدن نوین" تولید و عرضه گردیده است. در معرفی این اثر آمده است: با ظهور و تجلی انقلاب اسلامی، سطح دینداری افراد از مقیاس «فردی»، به «اجتماعی» ارتقاء یافته و نیازهای جدیدی را متوجه کانون اقامه دین، یعنی حوزه های علمیه نموده است. در این وضعیت، دین می بایست در مناسبات اجتماعی و حکومتی جریان پیدا کند و افعال حکومتی و الگوهای مدیریتی آن مستند به دین گردد. همچنین دستیابی به تمدن اسلامی با تکیه به عقلانیت و معرفت دینی محقق خواهد شد که در این میان، علم «فقه» به عنوان متقن ترین معرفت مستند به دین، می بایست نقش محوری را ایفا کند. از این روی پرداختن به «فقه حکومتی» را می توان از رسالت های اصلی حوزه علمیه در عصر حاضر به حساب آورد.مقام معظم رهبری نیز در دیدار با اعضای مجلس خبرگان به ضرورت پرداختن به موضوع فقه حکومتی تأکید ورزیده و فرمودند: «نياز ما به كرسى‌هاى بحث آزاد فقهى در حوزه‌ى قم - كه مهمترين حوزه‌هاست - برآورده نشده است... در قم بايد درس هاى خارجِ استدلالىِ قوى‌اى مخصوص فقه حكومتى وجود داشته باشد تا مسائل جديد حكومتى و چالش هائى را كه بر سر راه حكومت قرار مي گيرد و مسائل نو به نو را كه هى براى ما دارد پيش مى‌آيد، از لحاظ فقهى مشخص كنند، روشن كنند، بحث كنند، بحث هاى متين فقهى انجام بگيرد.» (۱۷/۶/۱۳۹۰)لازم به ذکر است که درس خارج «مبانی فقه حکومتی» با حضور حجت الاسلام والمسلمین سید محمد مهدی میرباقری از دیماه سال ۱۳۹۱ به صورت هفتگی آغاز گردید. تبیین مبادی و مبانی فقه حکومتی، هدف اصلی از برگزاری این جلسات می باشد. بخش اول از سیر مباحث، به تقریر و دسته بندی تعاریف و تلقی های مختلف از فقه حکومتی می پردازد؛ تعاریف مختلف از «فقه حکومتی» تحت سه رویکرد اصلی «فقه موضوعات» ، «فقه نظامات» و «فقه سرپرستی» جای می گیرند.علاقه مندان برای تهیه این اثر با شماره تماس ۳۷۸۳۱۶۱۶- ۰۲۵ (موسسه تمدن نوین) تماس حاصل نموده و یا از طریق پایگاه اینترنتی پاتوق کتاب به آدرس bookroom.ir ثبت سفارش نمایند. ]]> رویداد Tue, 25 Jun 2013 05:57:23 GMT http://isaq.ir/vdcicwa52t1aq.bct.html کتاب «چرائی، چیستی و چگونگی احکام حکومتی» منتشر گردید http://isaq.ir/vdcebw8eijh8n.9bj.html کتاب «چرائی، چیستی و چگونگی احکام حکومتی»، شرحي بر مسئله ي احكام حكومتي از منظر انديشه‏ هاي استاد سيد منيرالدين حسيني شيرازي است. این کتاب توسط استاد اسماعیل پرور؛ مدیر گروه پژوهشی اصول احکام حکومتی فرهنگستان علوم اسلامی تألیف یافته که مشتمل بر سه فصل می باشد.فصل اول به بررسي «چرايي احكام حكومتي» اختصاص دارد و ضرورت دستيابي به اين احكام را مورد دقت قرار مي‏دهد. چرايي احكام حكومتي از ابعاد مختلفي قابل بحث و بررسي است كه در اين فصل به سه بُعد فقهي، كلامي و سياسي آن اشاره شده است. آنچه در بحث چرايي بيشتر مورد تأكيد قرار گرفته، لزوم حضور دين در عرصه ي حكومت و مديريت اجتماعي و ضرورت پيروي از احكام شرع در اين عرصه است كه تنها از راه دست‏يابي به احكام حكومتي امكانپذير خواهد بود. فصل دوم به بررسي «چيستي احكام حكومتي» مي‏ پردازد و معنا و ماهيت اين احكام را مورد دقت قرار مي‏ دهد. مطالب اين فصل مشتمل بر دو بخش مباني و تعاريف است. در بخش مباني سخن از زيربناهاي فكري اين مطلب است؛ چون هر نظريه‏ اي در باب تعريف احكام حكومتي مبتني بر اصول و پيش ‏فرض هايي است كه بدون آگاهي از آنها نمي‏ توان به درك عميقي از نظريه دست يافت. مباني احكام حكومتي شامل سه دسته مباحث دين شناسي، حكومت شناسي و حكم شناسي است. با تأمل در ديدگاه‏ هاي افراد و جريان ‏هاي فكري درباره ي اين سه موضوع مي‏ توان دريافت كه هر نظريه‏ اي در باب احكام حكومتي تا چه حدّ متأثر از آن ديدگاه‏ هاست. پس از بررسي مباني، تعاريف و نظريه ‏هاي مطرح درباره ي چيستي احكام حكومتي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و در مورد تعريف استاد حسيني از اين احكام نيز نكاتي بيان شده است. فصل سوم در مورد «چگونگي دستيابي به احكام حكومتي» است. در اين فصل چند ديدگاه مختلف كه هر يك مي‏ تواند نظريه‏ اي در باب چگونگي دستيابي به احكام حكومتي محسوب شود، مورد بحث و گفت و گو قرار گرفته و در نهايت به نظريه ي استاد حسيني (توسعه و تكامل اجتهاد) نيز به نحو اجمالي اشاره شده است. نظريه ي استاد حسيني با برداشتن سه گام اساسي «اصلاح روش موضوع شناسي»، «تكميل روش تفقه» و «ايجاد سازمان مناسب تصميم گيري در حوزه ي مديريت نظام اسلامي» تحقق مي ‏يابد. علاقه مندان به تهیه این کتاب می توانند این کتاب را از انتشارات کتاب فردا به آدرس قم، خیابان معلم، میدان روح الله، نبش کوچه ۱۷، پلاک۱ و شماره تلفن ۰۲۵۱۷۷۴۶۹۹۲ تهیه نموده و یا برای خرید اینترنتی به سایت اینترنتی این انتشارات به آدرس http://bookroom.ir مراجعه نمائید. ]]> رویداد Sun, 28 Apr 2013 09:02:18 GMT http://isaq.ir/vdcebw8eijh8n.9bj.html فرآیند تکامل اراده ی جهت یافته http://isaq.ir/vdcht-nkd23nk.ft2.html با نگاهی به سیر و روند تاریخی رشد و تکامل علوم بشری، متوجه می شویم که همه ی علوم بشری معطوف به هدف و غایتی بوده اند، یعنی اساساً هیچ حرکت و تغییری و به تبع رشد و تکاملی بدون تعیین غیات و جهت گیری روشن، ممکن نخواهد بود. لذا همه جریان های علمی، بسته به ترسیمی که از رسالت و هدف گذاری کلان زندگی فردی و اجتماعی خود کرده اند، غایت جهان و علمشان متناسب با آن خواهد شد. غایت علوم پیشامدرن در غرب، به ویژه در دستگاه ارسطویی، کسب حقیقت دانسته شده بود لذا خود علم موضوعیت داشته است. اما در نگرش مدرن با یک انقلاب اساسی در غایت علم رو به رو هستیم. متناسب با تغییری که در چشم انداز و هدف و جهت زندگی فردی و اجتماعی ایجاد شد، غایت و جهت علم نیز به تصرف و تغییر در نظام طبیعت و مهندسی عالم و توسعه ی زندگی مادی تغییر یافت. البته در رویکردهای پوزیتیویستی و مارکسیستی- که در سودای تغییر عالم بودند- اهداف متعالی و فرامادی حذف شده و علم معطوف به جهت صرفاً مادی و دنیوی شده است. با سکولاریزه شدن علم مدرن، این علوم دیگر در مهندسی اجتماعی تمدن غربی، نتوانست همه ی مناسبات و معادلات عالم را در تفسیر و توصیفش لحاظ کند و به این جهت، اکنون شاهد بحران در علوم مدرن هستیم.بی شک در سیر تاریخ تفکر علمی اندیشمندان اسلامی نیز، غایت و جهت علم بیش از هر امری به تفسیر و توصیف عالم معطوف بوده اما فرهنگستان علوم اسلامی با رویکرد مهندسی تمدن اسلامی، در موضوع غایت علم، نگاه جدید و طرحی نو در انداخته و با تکیه بر مبانی فلسفی و معرفت شناسی جدید و تأسیسی، سودای مهندسی توسعه ی اجتماعی تمدن اسلامی را در سر دارد. به همین روی، در بیان غایت و جهت علم، صرفاً به تفسیر و توصیف عالم نمی اندیشد بلکه تفسیر معطوف به تصرف و تسیخر عالم را پی می گیرد. این جریان علمی بیش از سه دهه است که در راستای دغدغه انقلاب علمی فرهنگی بر پایه دین اسلام، حرکت کرده و این مسیر را از پایگاه تحول در مبانی فلسفی دنبال می کند؛ بر این اساس که تولید «فلسفه ی چگونگی» مبتنی بر آموزه های دین اسلام یا به عبارتی، فلسفه ی ناظر بر تغییر و تصرف را متغیر اصلی در انقلاب علمی خود می داند.در حقیقت، فلسفه ی چگونگی- که یک فلسفه ی کابردی است- جریان و امتداد فلسفه دست یابی به بنیادی ترین و راهبردی ترین لایه ی انقلاب و نرم افزار علمی در جهت مهندسی تمدن اسلامی، دستاوردی بزرگ است که می تواند سایر لایه های تحول عملی را سرپرستی کند. با توجه به آنچه گفته شد، اساساً روش و موضوع غایت علم در این رویکرد دچار تغییر اساسی شده و صرف کسب علم بنفسه، هدف و جهت علم نیست بلکه علم بایستی تفسیر و توصیفی نظام مند و قاعده مند از عالم ارائه کند که از متن آن، معادله ی تغییر و تصرف در عالم استخراج شود. در حقیقت، علم در این نگاه، خصلت ابزاری داشته و ابزار تصرف در نظام موضوعات عالم، اعم از مناسبات و روابط حاکم بر «انسان و طبیعت» و «انسان و جامعه» در جهت و غایت معینی است. اما تصویر چنین غایت و جهتی برای علم ممکن است منشأ سوء برداشت هایی شود و آن اینکه تفاوت چنین توصیفی از علم، با نگرش پوزیتویستی، و بیکنی و مارکسی چیست؟ می توان گفت توصیف علم در این منظر از سه بُعد جهت، موضوع و روش علم با سایر رویکردها تفاوت بنیادین دارد. ابتدا تفاوت در جهت را بیان می کنیم. علم در این نگرش اگرچه همانند نگاه مادی معطوف به تسخیر و تصرف در نظام عالم است و بهره وری مادی و استخراج انرژی نهفته در آن را دنبال می کند اما این بهره وری و تأمین نظام معاش، خودش موضوعیت ندارد بلکه معطوف به جهت و غایت متعالی دیگری است و آن اینکه به واسطه ی ابزار علم و تصرف در عالم، به دنبال پرستش الهی و اقامه ی توحید و روابط و مناسبات عدل در زندگی اجتماعی است؛ وگرنه تصرف با غایت غیرالهی، منجر به علم مادی می شود و نمی توان از آن برای اقامه ی پرستش در مقیاس اجتماعی و تمدنی استفاده کرد. در واقع، این رویکرد با توجه به حاکمیت اراده بر معرفت از نظر مبانی معرفت شناختی خود، علم و دانش را کیف اراده می داند- لذا از آنجا که علم به صورت اجتماعی تولید می شود- اراده های نظام یافته، به علم جهت و مسیر خاصی می دهد و اینگونه علم، طریق و مجرای جریان و تحقق اراده متعین در عینیت می گردد. لذا در جامعه ی دینی، اندیشمندان دینی- خواه به آن اذعان کنند و یا نکنند- تئوری ها و نظریه هایشان به نحوی صبغه و رنگ تعلقات و نوع اراده شان را به خود گرفته است. اما میزان حضور اراده و تعلقاتشان در نظریه و تفکرشان به یک نسبت واحد و برابر نیست همانطور که شدت تعلقاشان نیز برابر نیست.البته ممکن است از این سخن اینگونه برداشت شود که بر این اساس همه ی اندیشمندان دینی نظریه هایشان دینی و اسلامی است. اما این برداشت در قدم اول خیلی ساده انگارانه است چرا که تلاش و کوشش اجتهادی و قاعده مند برای اسلامی کردن علم را لغو و بی اساس خواهد کرد. به همین روی، این رویکرد صرف تعیین جهت و معطوف شدن به یک غایت را کافی نمی داند. به عبارتی، کیف اختیار بایستی از سطح انگیزش فراتر رفته و در تفکر و ساختار عقلانی اندیشمند نیز حضور و تعین داشته باشد؛ به نحوی که هم روش محتوای تفکر را و هم روش و اسلوب آن را و هم برون دادش را از کیف و نوع اختیارش متکیف کند. لذا یک اندیشمند دینی نمی تواند به صرف اینکه تعلقات و اراده اش تابع دین است، مدعی شود نظریه اش و اندیشه اش دینی است بلکه اراده ی متکیف و جهت یافته، بایستی در لایه ی بعدی یعنی سطح عقلانیت حضور یابد. اما اگر یک اندیشمند دینی توانست در سیر مراحل تفکرش – یعنی مرحله گمانه زنی، گزینش، پردازش اطلاعات و داده های فکری- اراده ی متکیف را جریان دهد و به نظریه برسد، باز نمی تواند به راحتی مدعی شد که این نظریه، دینی است. نظریه بایستی قدرت تفاهم بین الاذهانی در جامعه ی تخصصی همان جامعه را داشته باشد. سپس بایستی در آزمون عملی یعنی کارآمدی در جهت تعیین شده موفق شود. اگر نظریه ای کارآمدی داشت اما در جهت اهداف و غایات تعیین شده نبود، نمی توان آن را اسلامی دانست. همانطور که اگر نظریه کارآمدی نداشت، بایستی مجدداً بازخوانی و اصلاح شود.حاصل اینکه اگرچه علم در نظر فرهنگستان، ابزار تصرف است اما نه هرگونه تصرفی بلکه این جهت الهی است که ملاک و معیار درستی و نادرستی و حق و باطل بودن علم را روشن می کند. اما غافل از این نباید شد که در جهت الهی بودن نظریه های علمی، از یک سو به شدت و حدّت اراده ی ایمانی، و از سوی دیگر به شدت حضور ایمان در عقلانیت و تفکر بستگی دارد. در این مجال نکته ی قابل توجه این است که اندیشمند دینی، در مقام تفکر و نظریه پردازی آیا از منطق و روش متناسبی نیز برای هماهنگی بهره می گیرد یا نه؟ به عبارتی نظام فکری یک اندیشمند در صورتی که منطق و روشش معیوب باشد، به هر میزان که اراده اش شدت در جهت داشته باشد و قدرت عقلانی و ظرفیت هوشی بالایی هم داشته باشد، که بخواهد اراده ایمانی خود را در چارچوب فکری و عقلانی اش جریان دهد – با بکارگیری منطق و روش غلط و معیوب، نمی توان انتظار داشت که خروجی اش هماهنگ با جهت اراده باشد. به عبارتی دیگر، اگر روش و منطق عقلانیت، هماهنگ و برآمده از جهت اراده نباشد و یا نسبت به جهت، لابشرط و خنثی باشد، عملاً جریان و گردش محتوای عقلانی را در جهت مطلوب عقیم کرده و دچار نقص خواهد بود. می توان مدعی شد اگر منطق تفکر سکولار باشد، حاصل تفکر نیز از جهت حاکم بر اراده، زاویه گرفته و در مسیر سکولار حرکت خواهد کرد.با توجه به آنچه گفته شد می توان سه شاخصه ی اساسی علم اسلامی را مورد توجه قرار داد که آن را از علم مدرن پوزیتویستی و مارکسیستی رهایی می بخشد: الف. اسلامیت (تعبد در جهت) ب. عقلانیت (تفاهم بین الاذهانی) ج. کارآمدی در جهت. چنانچه در شاخصه ی اول گفته شد، اساساً نظام اراده بشری در مسیر حرکت و رشد و تکامل خود نمی تواند بدون اختیار هدف و جهت گیری حرکت کنند. این جهت گیری که یک علم و فعل اختیاری است، تمامی مراحل حرکت و رشد انسان را متأثر و تحت الشعاع قرار می دهد. البته این به معنی ایجاد یک جریان جبری در روند حرکت ارادی نیست زیرا می تواند بر خلاف جهت تعیین شده حرکت کند و یا جهت گیری خود را در تمامی روند و مراحل حرکت خود تسری ندهد بلکه از اراده دیگری تبعیت کند که به نوعی به التقاط گرفتار شود؛ که البته این به ضعف اراده و عدم شدت در موضع گیری و نداشتن ابزار مقابله با اراده های دیگر برمی گردد. لذا اخیتار جهت ایمانی، الزام جبری و قهری درست نمی کند.اساساً کیف اراده و اختیار، بُعد علم بوده و نمی توان این دو را از یکدیگر تفکیک کرد. لذا هر جا که علم و معرفت شکل گیرد یعنی اراده ی بشری ظهور و تجلی یافته است. به این ترتیب اراده، همان نیرو و قدرتی است که بشر به واسطه ی آن حرکت و رشد و تکامل می یابد. بسته به اینکه این قدرت، تابع و تسلیم کدام قدرت و اراده بالادستی و مافوق است، علم و دانش نیز تابع همان جریان قدرت اراده خواهد بود. لذا اراده ای که خود را تابع و تسلیم اراده الهی بکند، علم و دانشش نیز الهی خواهد بود؛ البته با توجه به روندی که بحث شد، اگر تابع و تسلیم قدرت و اراده ی باطل شد، دانش و فهم حاصل از آن نیز باطل خواهد بود. لذا فرآیند رشد و تکامل علم و فهم بشری، اساساً تابع فرآیند رشد و تکامل قدرت و اراده ی جهت یافته است. ]]> رویداد Mon, 15 Apr 2013 08:57:13 GMT http://isaq.ir/vdcht-nkd23nk.ft2.html خانواده؛ آماج رخنه فرهنگی غرب در سبک زندگی http://isaq.ir/vdcicva52t1ap.bct.html گ غربی در سبک زندگی ایرانیان مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند عوامل متعددی به وجود آمده است که در شیوه‌های زندگی یا اقلیم‌های زیستن انسان تأثیر می‌گذارند.با توجه به اهمیت این بحث، میزگردی با حضور حجت‌الاسلام علیرضا پیروزمند قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی قم و حجت‌الاسلام رضا برنجکار عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در خبرگزاری فارس برگزار گردید که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.مفهوم سبک زندگی چیست؟ چرا در این مقطع زمانی مطرح شده یا اهمیت پیدا کرده است؟ حجت‌الاسلام پیروزمند: سبک زندگی بر طیفی از رفتار اجتماعی دلالت می‌کند که دارای انسجام است و به مفهوم سبک زندگی از آن یاد می‌کنیم. وقتی از سبک صبحت می‌کنیم به طور مثال از سبک رفتار خانوادگی سخن می‌گویم که نوع مراوده والدین با همدیگر و یا فرزند را نشان می‌دهد که سبک زندگی خانواده را مشخص می‌کند. به گزینه رفتاری انسان «سبک» اطلاق نمی‌شود، منظور سبک مجموعه رفتار انسان است. با توجه به مشاهده سبک رفتاری انسان مشاهده‌گر یا ناظر بیرونی به استنتاجی از سبک زندگی فرد می‌توان ‌رسید.سبک زندگی تنوع دارد سبک زندگی عرض و طول زندگی مردم را در بر می‌گیرد زمانی که همه عرض و طول زندگی را فرا بگیرد اهداف، منویات و تمایلات مردم را تامین می‌کند، پس از آن می‌تواند سبک زندگی ایده‌آل را برای بشریت به ارمغان آورد.سبک زندگی، لایه نرم تمدن است بنابراین زمانی که صحبت از سبک زندگی می‌کنیم مواجه تمدنی عام غرب نیز مورد مطالعه قرار می‌گیرد که به نوعی اهمیت مسئله را مشخص می‌کند به بیان کاملتر سبک زندگی، لایه نرم تمدن است.اگر تمدن را نمادها، نمودها و ساختارهای که انسان ایجاد کرده است به شمار آوریم اگر فردی در حوزه تمدنی اسلامی نیازهای خود را بر طرف شده ببیند این نمادهای عینی مبتنی بر سبک‌های دینی است. حزب یک کالبد و نماد است اما سبک فراتر از حزب است. حزب به معنای تعیین مشارکت مردمی است، حزب بر اساس سبک موجودیت پیدا می‌کند بنابراین در سبک دیگری ممکن است موجودیت پیدا نکند.بنابراین کالبدها و قالب‌ها تحت تأثیر سبک هستند. نوع رفتار سیاسی و اقتصادی که قالب و نظام پیدا می‌کند، توجیه‌گر سبک هستند. تحقق تمدن نیاز به ساختمان، تلویزیون و ماهواره دارد که نمود عینی تمدن می‌شود.موضوعیت اصلی با سبک نیست بلکه با فرهنگ استسبک‌ها لایه نرم تمدن محسوب می‌شوند و موضوعیت اصلی ندارند اما فرهنگ موضوعیت اصلی دارد، آرمان‌هایی انسان اصل است تا ادب، شجاعت، فضایل انسانی و خداباوری را تجلی دهد. پرسش بعدی این است که منظومه معرفتی و فرهنگی را در قالب چه سبک‌های می‌توانیم جامعه عمل بپوشانیم؟سبک‌ها، نظامی از معرفت را تشکیل می‌دهند و مانند چتری فرهنگ زندگی را در بر می‌گیرند. بعد از تشکیل چتر فرهنگ، تمدنی ایجاد می‌شود که این تمدن در مواجهه، تضاد تمدنی با سبک‌های فرهنگی غرب قرار می‌گیرند. به این ترتیب سطوحی از مبارزه در مواجهه با فرهنگ مادی شکل می‌گیرد که سردمدار آن، سرمایه‌داری است و سبک‌ها را با الگوی پیشرفت اسلامی می‌توان بازتعریف کرد.سبک زندگی ما روز به روز در حال دور شدن از فرهنگ دینی استحجت‌الاسلام برنجکار: سبک به صورت توأمان نشان‌دهنده ظاهر و باطن است. سبک‌ها ظاهر زندگی است که بر اساس باورهای فرهنگی شکل می‌گیرد، فرهنگ مجموعه‌ای از ارزش‌ها، قانون‌ها و باورهاست. به عبارت دیگر بر اساس دین، فرهنگ دینی شکل می‌گیرد بر اساس دین یا مکاتب بشری مانند مارکسیسم، لیبرالیسم و الحاد سبکی از زندگی شکل می‌گیرد.اما قسمت دوم پرسش شما که چرا در این زمان این بحث مطرح می‌شود؟ باید بگویم ما می‌دانیم سبک زندگی به جای اینکه روز به روز به فرهنگ دینی ما نزدیک شود، در حال دور شدن است. آداب و معاشرت، رفت و آمدها، حتی در سخن گفتن‌هایمان و اصطلاح‌هایی که به کار می‌بریم باید متناسب با فرهنگ اسلامی باشد اما در عمل می‌بینیم اینگونه نیست.اکنون شاهد نبرد سبک‌ها هستیمچرا این اتفاق افتاده است؟ به این دلیل که اکنون در حال نبرد سبک‌ها هستیم! غربی‌ها سبک زندگی خود را می‌سازند، منتها دیگران همیشه نمی‌آیند اساس مبانی و مبادی سبک زندگی را بسازند برای اینکه زمانی که سبک زندگی تغییر پیدا کرد فرهنگ هم عوض می‌شود.نوع لباس بر اخلاق انسان تأثیر می‌گذارد، ظاهر جوانان ما را نگاه کنید! نوع محاسنی که جوانان می‌گذارند بر اساس الگوی غربی است و مدسازی شده. مقام معظم رهبری قصد دارد با طرح سبک زندگی این نگاه را تقویت کند تا فرهنگ اسلامی ترویج شود، ما که اسلام و فرهنگ دینی را قبول داریم پس چرا سبک زندگی ما غربی شده است؟! به عنوان نمونه، پرهیز از مصرف‌گرایی و اسراف یک فرهنگ اسلامی است و اسراف نکردن باید در سبک زندگی ما مشخص شود.سبک زندگی، سبک واحدی نیستسبک زندگی سبک واحدی نیست، کارمند در زندگی کارمندی، راننده در رانندگی هرکدام سبک خاص خود را دارند ما فقط کلیات را مشخص می‌کنیم به عبارت دیگر سبک جزیی شده کلیات است که ملموس است.برای طراحی سبک زندگی باید آخر خط را مشخص کنیم به عنوان مثال ما مدل‌های لباس‌ را تعریف و مشخص نمی‌کنیم تا سبک شود واقعاً باید آخر خط را مشخص کنیم.مؤلفه‌های سبک زندگی چیست؟حجت‌الاسلام پیروزمند: نکته‌ای باید در تکمیل سخنان درست دکتر برنجکار عرض کنم، تأثیرپذیری فرهنگ از سبک‌ها زنجیره‌ای است. آنچه در ۱۵۰ سال اخیر در جامعه از زمان قاجار و ورود فرهنگ غرب در جامعه ما رخ داده است آغاز تغییرات فرهنگی به صورت سبک هم نبود، ورود غرب با محصول شروع شده بود که از سبک‌ هم قدمی نمودی‌تر بود.نخستین محصولات غرب در جامعه ما مانند ماشین، کارخانه و لباس آمد و وقتی این محصولات در جامعه وارد شد کم‌کم ذائقه را نیز تغییر داد، وقتی که ذائقه تغییر کرد سبک‌ها خودشان را به جامعه تحمیل کردند. تا به شهرنشینی و کلان‌شهرهای با تغییرات اختاپوسی رسیدیم با این روش مدرنیته و سبک زندگی غربی الزامات خود را به جامعه به تدریج تحمیل کردند. اخلاق را تعبیر دادند و حالا وقتی قصد داریم فرایند معکوس داشته باشیم باید این توجه را داشته باشیم که یک نوع لباس خاصی را می‌پوشیم فقط یک نوع لباس خاص نیست.در خصوص سوال دوم شما؛ با نظامی از سبک‌ها رو‌به‌رو هستیم، به همین علت مطالعه سبک در مقیاس‌های مختلفی از جمله در مقیاس فردی و تکامل اجتماعی می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد. مطالعه سبک در مقیاس فردی از این جهت مورد توجه قرار می‌گیرد که من به عنوان فرد چگونه باید رفتار ‌کنم؟ نوع مد و چگونگی رانندگی کردن در مقیاس اجتماعی مورد توجه قرار می‌گیرد. سبک در مقام تکامل اجتماعی سبک‌ها را در موازنه بین‌المللی مورد توجه قرار می‌دهد.نقش خانواده در شکل‌دهی به آینده فرزند کمرنگ شده استتوجه و تفکیک ارتباط متقابل در ابعاد مختلف سبک امر لازمی است که مشارکت ما را تاثیرگذارتر می‌کند، نظام سبک‌ها در سه محور و لایه می‌توان از هم تفکیک کرد: نخست سبک‌هایی مربوط به خانواده و رفتار خانواده است؛ سبک دوم در قالب رفتار سازمانی و صنفی خودش را نشان می‌دهد و سبک سوم رفتار اجتماعی است، جایی که سازمان و اصناف در مواجهه با هم در یک موضوع بزرگتری مشارکت می‌کنند.در خانواده که روشن است به عبارت دیگر رفتار فرد قاعدتاً در قالب خانواده، محیط کسب و کار تجلی پیدا می‌کند یا در قالب جامعه و میدان باز مشارکت اجتماعی تجلی می‌کند. امروزه شاهد هستیم نقش خانواده در آینده فرزند و تعیین فردی که با او ازدواج می‌کند کمرنگ شده است و همزمان ارتباطات مجازی در حال تعیین‌کنندگی است.سبک کسب و کار چگونه است؟ رفتار فرهنگ سازمانی که در سازمان‌های ما شکل می‌گیرد چه نوع رفتاری است؟ به طور مثال آیا در سازمان‌های ما همگرایی، مسئولیت‌پذیری و انضباط اجتماعی رخ می‌دهد یا اینکه تفرج گرایی، کم‌کاری، بی‌انضباطی و مسئولیت‌گریزی اتفاق می‌افتد؟یک لایه دیگر سبک زندگی در مقیاس بالاتر است که بحث نظام فرهنگی و نظام اقتصادی است.نیاز امروز ما الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت است در مقیاس معماری اجتماعی سبک زندگی تمدن اسلامی قابل مقایسه با تمدن رقیب است، در این مقیاس سبک زندگی نظامات سیاسی و فرهنگی وجود دارد که می‌تواند در مواجهه با تمدن غربی قرار ‌گیرد. آنچه ما بدان نیاز داریم الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی است که در درون الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت باید تعریف شود.این بحث که ارتباط سبک‌های اجتماعی باید چگونه باشد؟ تا سبک‌های دیگر زندگی چگونه باشد؟ آیا اینکه سبک خانواده و با سبک‌های دیگر مانند سبک کسب و کار باید همدیگر را تأیید کنند؟به طور مثال اگر خانواده نگاه ارزشی و مذهبی داشته باشد اما جامعه در فرآیند سبک زندگی پیشرفت غربی قرار بگیرد خانواده مذهبی در سطح اجتماعی در انزوا قرار می‌گیرد.برعکس اگر توانسته‌ایم فرهنگ سیاسی اجتماعی را از طریق جهانی تثبیت کنیم، ارزش‌های اسلامی در بنیاد خانواده افزون می‌شود تا افرادی که در خانواده مذهبی تربیت می‌شدند بتوانند با توجه به تربیت اسلامی مسئله اجتماعی خود را در خدمت پیشرفت قرار بدهند.بنابراین عرضم این است باید نظام سبک‌ها را براساس الگوی پیشرفت طراحی کنیم و فرهنگ اسلام را در منطقی دیده و سبک‌ها را به صورت منظومه و مرتبط تعریف کنیم.هیچ دو نفری نیستند که سبک زندگی واحدی داشته باشنددر سبک زندگی غربی الگوهای غربی هنرمندان،‌ بازیگران سینما، اهالی موسیقی، نقاشان و سیاست‌مداران هستند برای سبک زندگی اسلامی چه الگوهایی باید مطرح شوند؟ چگونه با الگوی سبک زندگی ترویج شود؟ حجت‌الاسلام برنجکار: به نظرم در بحث طراحی سبک زندگی با بحث ترویج سبک زندگی باید جدا کرد، من گفتم در بحث اجرای سبک زندگی غربی‌ها از آخر شروع می‌کنند در طراحی باید از مبادی شروع کرد.سه مکتب در رابطه با فرد و جامعه وجود دارد: مکاتب فردی را اگزیستانسیالیسم طرفداری می‌کنند، مکاتب اصالت جامعه را مارکسیست‌ها طرفداری می‌کنند و مکاتب بینابینی را اسلام طرفداری می‌کند.مکاتب فردگرا مانند اگزیستانسیالیسم بر این اعتقاد هستند که انسان‌ها آزادند با توجه به اعتقادات خود زندگی می‌کنند، جامعه برابر با فرد فرد جامعه است. با توجه به جامعه به این نتیجه می‌رسید هیچ دو نفری نیستند که سبک واحدی داشته باشند.سبک هر نفر دنیای خاص خود را دارد اما مکاتب مارکسیستی اصالت را به جامعه می‌دهند و بر این اعتقاد هستند که همه باید مطابق آرمان ماتریالیستی زندگی کنند. در اسلام به آزادی و اختیار انسان‌ها احترام می‌گذارند اما جامعه هم مجموعه افراد نیست، سبک اجتماعی هم درست می‌کند و به ارتباط دو سویه فرد و جامعه قائل است.«علوم انسانی» واسطه دین، فرهنگ و سبک زندگی استدر این میان باید به نقش علوم انسانی توجه کرد در واقع علوم انسانی رفتار اجتماعی و سبک ایجاد می‌کند، زندگی اجتماعی ترسیم می‌کند. علوم انسانی واسطه دین و فرهنگ و سبک زندگی است. البته در اینجا دین را به معنای عام فرض می‌گیرم؛ لیبرالیسم، سکولاریسم را هم دین محسوب می‌کنیم.سبک زندگی در نوع رفتار انسان تأثیر دارد، علوم غربی جنبه تمدن‌سازی و سخت‌افزاری است. اصل، علوم انسانی است که سبک زندگی اجتماعی را ترسیم می‌کند و سبک فردی مشخص می‌شود. اسلام، عقاید، رفتار و سبک زندگی ما را درست می‌کند به زندگی معنا می‌بخشد.یکی از اهداف کلی انسان، سبک زندگی است؛ این احکام تا تبدیل به سبک نشود زندگی‌بخش نیست. اسراف حرام است و باید حرام بودن اسراف به شکل سبک بودن استخراج شود. مثلاً برای یک مهمان سه نوع غذا درست می‌کنیم، این اسراف است اما متأسفانه سبک می‌شود! اگر علوم انسانی ما اسلامی باشد، می‌توانیم سبک زندگی اسلامی ارائه دهیم.بیشترین رخنه فرهنگ غربی در سبک زندگی ایرانیان در حوزه خانواده استدر مواجهه سبک زندگی اسلامی و غربی باید از کجا آغاز کنیم؟ نقطه کانونی مواجهه ما با سبک زندگی کجاست؟حجت‌الاسلام پیروزمند: می‌توانیم در تکامل اجتماعی و تاریخی و تمدنی بحث را ساحت‌بندی کنیم، ساحت اجتماعی ضروریات جامعه است و در حال حاضر بیشترین رخنه فرهنگ غربی در سبک زندگی ایرانیان در حوزه خانواده ایجاد شده است. ما در این زمینه بیشترین ضعف را داریم رفتار خانوادگی ما مطابق سبک زندگی در غرب شده است.نظام سرمایه‌داری همچنان نسبت به نظام مدیریتی که اسلام به عنوان نظام کار‌آمد پیشنهاد می‌کند مقاومت می‌کند، نسبت الگوی توسعه اسلامی مقاومت می‌کند ولی آنجا که کوس رسوایی غرب نواخته شده در روابط جنسی و روابط خانوادگی است؛ همجنس‌گرایی در کشور‌های غربی قانونی می‌شود و روز به روز شاهد فضاحت‌هایی از این جنس هستیم.به صورت سنتی، سبک قابل دفاع و روشنی در سبک زندگی خانوادگی داریم حتی اگر قرار به اصلاح و بازسازی سبک زندگی خانوادگی داشته باشیم ایجاد کردن سبک زندگی خانوادگی با توجه به منابع دینی آسان‌تر است. برای اصلاح سبک‌ها باید یک حرکت از بالا را شروع کرد که همان الگوی پیشرفت است؛ لایه نرم الگوی پیشرفت سبک زندگی است.در قسمت‌‌هایی که نقد می‌کنیم باید جایگزین را هم اعلام کنیمحجت‌الاسلام برنجکار: برای اینکه سطح کلان کار در عرصه‌های گوناگون مشخص شود، مسیری طولانی در پیش داریم که همان طراحی الگوی اسلامی - ایرانی پیشرفت است.باید برای الگوهای فردی و اجتماعات کوچک و مکان‌های مشخصی مانند دانشگاه، اداره و ... سبک طراحی کنیم. این کاری است که در بین علمای ما در گذشته نیز وجود داشته است. قبلاً شهید ثانی آداب تعلیم و تربیت را نوشته است؛ «آداب متعلمین» که سبک تعامل طلبه و استاد را مشخص می‌کند. آیا در دانشگاه چنین کرد‌ه‌ایم که فلان کار با آموزه دینی نمی‌سازد؟! در قسمت‌‌های که نقد می‌کنیم باید جایگزین را هم اعلام کنیم.در گذشته زندگی پیچیده نبود، علما و روحانیون بالای منبر سبک زندگی را توضیح می‌دادند رفتاری را نقد می‌کردند و رفتار مثبت را مطرح می‌کنند. اما امروزه بحث‌ اصلی «تحول در علوم انسانی» است.می‌توانیم برای ارائه سبک زندگی رفتارهایی که سبک زندگی را می‌سازد اعلام کنیم. سبک زندگی، نظام رفتار زندگی است! باید رفتارهای موجود بر اساس آموزه‌های اسلامی، نقد و جایگزین را اعلام کنیم تا نظام هماهنگ شود. ]]> رویداد Sun, 17 Mar 2013 05:35:03 GMT http://isaq.ir/vdcicva52t1ap.bct.html