فرهنگستان علوم اسلامی قم - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://isaq.ir/ Sat, 23 Mar 2019 20:48:38 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://isaq.ir/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط فرهنگستان علوم اسلامی قم http://isaq.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام فرهنگستان علوم اسلامی قم آزاد است. Sat, 23 Mar 2019 20:48:38 GMT 60 انقلاب اسلامی آغاز گر عصر جدیدی در تمدن بشری http://isaq.ir/vdce.n8zbjh8zp9bij.html  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی در سالگرد رحلت علامه سید منیرالدین حسین الهاشمی، ریاست فرهنگستان علوم اسلامی آیت الله میرباقری به تبیین برخی از فرازهای بیانیه گام دوم انقلاب پرداختند. گزارشی این مراسم ارائه می گردد:***آیت الله میرباقری باتوجه به اهمیت این بیانیه بیان داشت:« در باب بیانیه رهبر انقلاب به عنوان گام دوم عرض میکنم، این بیانیه از اهمیت جدی برخوردار است، لذا باید مراقب بود که مثل خیلی از فرمایشات رهبری، لوث نشود. کارهای سطحی و تکراری به جایگاه این بیانیه ی مهم لطمه می زند.»وی در تبیین اهمیت این بیانیه و تعیین جایگاه انقلاب اسلامی  افزود:« اجمال این بیانیه این است که در این بیانیه یک مقیاسی برای انقلاب اسلامی تبیین شده و بر اساس آن تولید شاخص شده و بر اساس آن شاخص ها مسیر پیش رو بیان شده است. مهمترین قسمت، تبیین شاخص های ارزیابی انقلاب اسلامی است.مقیاسی که ایشان ذکر کردند در مقیاس ورود به دوران جدید است. در آن دین و دنیا هماهنگ باید در پیش روی جامعه بشری قرار بگیرد. این مقیاس را فقط با رنسانس می شود مقایسه کرد. آنجا دین و دنیا را جدا کردند. این جدایی را در حد فلسفه ها و نظام سازی ها نیز قاعده مند کردند.» در ادمه استاد میرباقری به مهترین شاخصه ارزیابی انقلاب اشاره کرد:« شاخصه های ارزیابی بیانیه با شاخص هایی که دیگران انقلاب را ارزیابی می کنند، متفاوت است و فقط انقلاب می تواند این شاخص ها را داشته باشد. البته در چهل سالگی انقلاب اسلامی از توانمندی های انقلاب با شاخصه های توسعه، کمی سازی هایی گفته شد که البته خوب بود، هر چند باید با مقایسه اینکار انجام بگیرد. نرخ رشد دیده شود؛ اما اشتباه آنجاست که در این شاخصه ها، رقیب ما کشورهای کوچکی مانند مالزی و قطر و ترکیه هستند، لذا این مقایسه درستی نیست.مقیاس انقلاب رنسانس است، چرا که انقلاب اسلامی آغاز عصر جدیدی است، هیچ کشوری حتی چین و روسیه هم مدعی این نیستند. هرچند غرب با احیای جنگ سرد دنبال کشاندن تقابل اسلام و غرب به تقابل غرب و غرب است، البته موفق نخواهند شد، کشورهای چین و روسیه رقیب «لیبرال دموکراسی» نیستند. انقلاب اسلامی مقابل آن ایستاده است. انقلاب اسلامی در مقیاسی که ایجاد کرده است رقیب ندارد. استاد حسینی همین نکته را تاکید داشتند که انقلاب اسلامی مقابل رنسانس است. البته دشمنان انقلاب هم در همین مقیاس هستند، کل دوران عصر گذشته مقابل این عصر جدید خواهند ایستاده اند.» آیت الله میرباقری در ادامه به  شاخصه های دیگر  پرداخته و افزود:« در فضای بین الملل هم شاخصه ها تغییر کرد. ابتدا چالش بر سر سفارت امریکا بود و الان حضور در مرزهای رژیم صهیونیستی و بیرون کردن امریکا از منطقه است،زمانی چالش خرید و ورود جنگ افزار به داخل بود الان جلوگیری از صدور اسلحه و جنگ افزار به جبهه مقاوت است. کدام کشور اینقدر پیشرفت کرده؟!» استاد میرباقری با اشاره به غربزده های داخلی، چالش درونی با غربگراهای داخلی را در همین مقیاس دچار تفاوت های فاحشی دانستند و بیان کرد:« در داخل هم همینطور است، چالش با غرب گرا ها در ابتدا در مورد تسخیر لانه جاسوسی بود، الان درگیری با جبهه غربی و حمایت از جبهه مقاومت را بر نمی تابند. درگیر با غرب گراها در داخل هم همینطور است.»ریاست فرهنگستان علوم اسلامی با اشاره به تصمیم جدی غرب در آغاز هزاره سوم برای نابودی انقلاب اسلامی بیان داشت:«  در اغاز قرن جدید، در سال ۲۰۰۱ به افغانستان حمله کردند،۲۰۰۳  به عراق و می خواستند ۲۰۰۵ به ایران حمله کنند، ولی نتوانستد، ائتلاف با چند کشور هم ایران را از بین نبرد، به گفته خودشان ۱۷ تریلیون دلار خرج کردند و کاری از پیش نبردند.»ایشان شاخصه های سیاسی و معنوی دیگر را نیز به عنوان شاخصه های بی نظیر رشد انقلاب دانستند که در کل دنیا نظیر ندارد.استاد حوزه علمیه قم نکته مهم دیگر این بیانیه را مخاطب قرار دان جوانان دانسته و اشاره کرد:« نکته مهم تغییر مخاطب است، اینجا برخلاف بیانیه 20ساله دیگر نهادهای سنتی مخاطب نیستند، جوانان مومن انقلابی مخاطب بیانیه چهل سالگی شده اند، نسل جوان انقلابی به نوعی آتش به اختیار، کارها را ساماندهی کنند، دیگر از نهادها سنتی کاری برنمی آید. غربگراها زایش جدیدی نداشتند که آینده کشور را به دست بگیرند. «فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوي عَلي سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ» با این جوانان مومن است که کار پیش خواهد رفت.»استاد میرباقری پشتوانه این بیانیه را نظریات جامع ای دانستند که باید تبیین گردد و  با توجه به مرحله بندی های انجام شده برای رسیدن به تمدن اسلامی افزود:« گام های تمدن سازی در بیانیه دیده شود. طبق پنج گام گفته شده. اقدام های مقابل تمدن غرب هم باید دیده شود. بعضی افراد اقدامات خرد را مد نظر دارند، این اشتباه است، چرا که مقابل رنسانس توان مقابله ندارد. تحول غرب کاملا ایدوئولوژیک بوده و صرفاً برای رفاه بشر دنبال تکونولوژی نبوده اند. محصولات، لایه سطحی بنیان های ایدولوژیک غرب است. آنان نظام اندیشه ای را ایجاد کرده و از بستر انقلاب علمی و صنعتی به سبک زندگی کشانده است.گام اول انقلاب و نظام اسلامی اتفاق افتاد، بدون اقتباس و با اندیشه امام این کار انجام شد. زیرساخت های مرحله سوم هم آماده شده و مرحله جامعه اسلامی و تمدن اسلامی در گام دوم باید رخ بدهد. همچنین همه اسناد ملی ناظر به برنامه چهل ساله باید متناسب با این بیانیه نوشته شود. مانند الگوی ایرانی اسلامی.باید نظریات دولت اسلامی نیز  مشخص شود، متناسب با آن نظریات نظریه اجتماعی و نظریه فلسفه تاریخی تدیون گردد. بعد راهبرد نگاری و گفتمان سازی حول این بیانیه نوشته شود.» آیت الله میرباقری در پایان با بزرگداشت مقام رفیع علامه حسینی افزود، وظیفه فرهنگستان علوم اسلامی است که اندیشه های استاد حسینی را به شکلی متفاهم به جامعه نخبگانی منتقل کند و هر چند موانعه ای در این راه وجود داشته و دارد ولی تلاش بیشتری باید انجام شود. تاکید بر روش مد نظر استاد علامه حسینی در نشر اندیشه ایشان از تاکیدات انتهایی صحبت های استاد میرباقری بود و در انتها بیان داشت:« مسیر استاد حسینی باید تبدیل به زبان تفاهم با نخبگان اجتماعی بشود. کارهای خیلی خوبی در حال انجام است. نباید ارتباط لایه های رویین و بنیادین باهم قطع شود. موضوعات هفتگانه را باید با منطقی اولویت بندی شده و نسبت لایه های بنیادین با این موضوعات بررسی شود.کار اخیر در موضوع الگوی پیشرفت با توجه به اندیشه های استاد حسینی به خوبی در حال انجام است. در این موضوع هم می شود این کار انجام بگیرد.با توجه یه اینکه فیلسوفان بزرگ دنیای اسلام در گذشته داشته و در دوران معاصر نیز بزرگانی بوده و  هستند ولی کسی که می توان به حق فیلسوف انقلاب اسلامی نامید استاد علامه سید منیرالدین حسینی است، این اسناد می تواند کمک بزرگی به مجموعه های نخبگانی و علمی کشور بکند.آینده عصر توجه به این اندیشه است چرا که نیاز انقلاب اسلامی است.» ]]> گزارش ، خبر Tue, 05 Mar 2019 17:16:03 GMT http://isaq.ir/vdce.n8zbjh8zp9bij.html برگزاری مراسم سالگرد علامه سید منیرالدین حسینی http://isaq.ir/vdcd.k0f2yt0fka26y.html ]]> گفتگو ، گفتار Sat, 02 Mar 2019 09:21:30 GMT http://isaq.ir/vdcd.k0f2yt0fka26y.html چهارمین هفته علمی تمدن اسلامی http://isaq.ir/vdcc.pqsa2bqs0la82.html  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی، چهارمین هفته علمی تمدن نوین اسلامی برگزار می شود.در این برنامه علمی که به  همت دانشگاه شاهد برگزار می گردد. تعدادی از مقالات دانش پژوهان فرهنگستان علوم اسلامی نیز ارائه خواهد شد. برنامه زمانی همایش و نشست ها در عکس زیر قابل مشاهده می باشد: ]]> رویداد Sat, 16 Feb 2019 06:50:04 GMT http://isaq.ir/vdcc.pqsa2bqs0la82.html بالاترین عبادت تقویت انقلاب اسلامی است http://isaq.ir/vdcb.sb8urhb8fiupr.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله سید محمد مهدی میرباقری در  چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در استان البرز پس از راهپیمایی حماسی این روز، به ایراد سخن پرداخت، گزارشی از این سخنان ارائه می گردد:***رئیس فرهنگستان علوم اسلامی با بیان اینکه مردم، طی این چهل سال انقلاب همواره همراه و همسو با انقلاب بوده‌اند، افزود: اینکه مردم با تمام مشکلات اقتصادی موجود در این راهپیمایی باشکوه حضور پیدا کردند نشان دهنده حمایت از آرمان‌های امام راحل (ره) و اصول انقلاب و عمق ارتباط مردم با نظام است. این حضور مردم شاخص دینداری و دفاع از کلمه حق است. استقرار جمهوری اسلامی وتلاش برای حفظ آن بیانگر استواری ما در تحقق شعار‌های انقلابمان است.  وی افزود: چهل سال است که پرچم انقلاب در میان هجوم گسترده دشمن سرپا مانده است و این رویش‌ها بزرگترین شاخص دینداری است و برخلاف القای عده‌ای هرگز دینداری تضعیف نشده و این حضور جوانان علامت استواری دین در متن جامعه و قلوب انسانها است.آیت‌الله میرباقری بزرگترین عبادات را تقویت اهداف انقلاب اسلامی برشمرد و تصریح کرد: احادیث بسیاری داریم که جاهلیت در هر زمانی وجود دارد و بت‌ها از دنیای چوب و سنگ‌ها به دنیای تکنولوژی خواهند رسید اما مؤمنین راه خود را ادامه خواهند داد. تا روح بت‌پرسی و عبادت طاغوت در جهان است درگیری و جنگ وجود دارد و جهان روی آرامش به خود نخواهد دید.نماینده استان البرز در مجلس خبرگان با اشاره به کشتار میلیون‌ها نفر در قرون اخیر بیان کرد: دنیای مدرن در طی چند قرن نظم ماشینی خود را آغاز کرده است. این نظم ایدئولوژیک و مبتنی بر دین غربی است و روح باطنی آن ایدئولوژی مدرن است و فلسفه و دانش برای ادامه آن تولید شده است.استاد حوزه با بیان اینکه این دنیای مدرن که از چند قرن قبل تمدن و نظم خود را آغاز کرد یک نظم مبنی بر دینداری است، عنوان کرد: روح باطنی این تمدن چیزی جز ایدئولوژی مدرن نیست و روح این تمدن روح ایدئولوژیک است. میرباقری با بیان اینکه سیاست خارجی آنها سیاست دینمدارانه و ایدئولوژیک است، عنوان کرد: به ظاهر به دنبال انتقال دانش به تکنولوژی بودند و جنگ جهانی را علیه اسلام شروع کردند و به دنیای اسلام حمله کردند که با هدف براندازی تمدن انقلاب اسلامی است و ظاهر آن برای منابع اقتصادی منطقه بود. وی با بیان اینکه این جنگ برای گسترش دین آمریکایی در منطقه بود،گفت: با این جنگ در منطقه نفوذ کردند و در دنیای اسلام مد نظر داشتند که بافت و نگرش مردم را تغییر دهند، آنها دنبال تغییر بافت جامعه انسانی ما هستند و می‌خواهند این دنیا پرستی خود را جهانی کنند و این کار در سایه دانش صورت می‌گیرد.ریاست فرهنگستان در ادامه اضافه کرد: جنگ جهانی جدید جنگی است که غرب بر علیه اسلام به راه انداخته است و تمام تلاش خود را برای نابودی تفکر اسلامی بکار گرفته است؛ چرا که تفکر اصیل اسلامی را تنها تهدید جدی برای ادامه بقای خود می‌بینند.آیت‌الله میرباقری موج مادی‌گرایی را شاخصه اصلی تمدن غرب توصیف کرد و یادآور شد: پس از انقلاب موفق شدیم به دستاوردهای زیادی برسیم و به یک قدرت بزرگ و اثرگذاری تبدیل شدیم که هم معنویات را در دستور کار دارد و هم پیشرفت مادی را.وی به اقدامات امام راحل(ره) اشاره کرد و گفت: انقلاب با هدف عدالتخواهی صورت گرفت و به الگویی برای تمام دنیا تبدیل شد؛ فروپاشی مارکسیسم، افول قدرت آمریکا و آغاز برخورد تمدن‌ها پس از انقلاب نشانه مواجهه جدی انقلاب با منافع غرب است.آیت‌الله میرباقری افزود: دشمن تدابیر جدیدی برای ما دارد. با گسترش فضای الکترونیک به دنبال اثرگذاری بر ماست و فضای مجازی یک ابزار مهم برای آن‌ها است؛ آن‌ها جنگ سرد را آغاز کرده‌اند.وی افزود: آمریکا به دنبال فروکاستن از توان جبهه مقاومتی است که ایران در منطقه ایجاد کرده و اگر دست از مقاومت برداریم به یک کارگزار منطقه‌ای باید تبدیل می شویم.نماینده مردم کرج در مجلس خبرگان به اقدامات دشمن برای نفوذ به ایران اسلامی اشاره کرد و گفت: دشمن FATF را با هدف عبور از موانع خود در نظام تعریف کرده است و به ما تحمیل می‌کند و باید مردم و مسؤولان ما از حیله دشمن آگاه باشند.آیت‌الله میرباقری با تأکید بر اینکه باید تحت فرامین رهبر انقلاب باشیم، اضافه کرد: باید نسبت به تمدن بت پرستی مدرن آگاه باشیم و به حرکت خود در مسیر اسلام ادامه دهیم و تمام اراده ما پیروی از رهنمودهای رهبر انقلاب باشد.نماینده مردم استان البرز در مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه تنها راه برچیده شدن جنگ، حاکمیت کلمه توحید بر کل عالم است، بیان کرد: جنگ‌های بزرگ جهانی ده‌ها میلیون کشته از جامعه جهانی گرفته است و علی رغم اینکه ایران در جنگ جهانی حضور نداشت جنگ تلفات زیادی از ایران اسلامی گرفت و تا توحید حاکم نشود جنگ هست.عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه انقلاب اسلامی سدی در برابر استکبار جهانی است،گفت: برنامه‌ریزی غرب برای گسترش نوع جدید دنیاپرستی است و این کار برای استعمار و حاکمیت کل جهان است، ملت منطقه برای جلوگیری از بت پرستی مدرن قیام کردند و به فضل خدا دستاوردهای خوبی هم حاصل شد.وی با اشاره اینکه انقلاب اسلامی موازنه قدرت در جهان را بر هم زد، عنوان کرد: بعد از انقلاب اسلامی موازنه قدرت تغییر کرده و ایران سبب برهم خوردن معادلات جهانی شده است و در اردوگاه کمونیست و مارکسیست با دین مخالفت می‌کردند و نزاع بین این دو اردوگاه بود.میرباقری با بیان اینکه امام خمینی (ره) پرچم کرامت انسانی را بر دوش گرفتند،گفت: در جنگ هشت ساله ایران اسلامی صددرصد پیروز شد، ادعای امریکا و اردوگاه غرب و قدرت‌های بزرگ جهانی این بود که سال ۲۰۰۵ نوبت ایران است و پول زیادی در منطقه خرج کردند اما آنها ضعیف‌تر و ما قوی‌تر شده‌ایم. نماینده مردم کرج در مجلس خبرگان تأکید کرد: دشمن هفت تریلون دلار در منطقه صرف کرده تا ما را منزوی کند و مانع گسترش پیام انقلاب در منطقه شود ولی ما هر روز موفق‌تر و مقتدرتر شدیم و این مفهوم جمله رهبر کبیر انقلاب است که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؛ بلکه هرکاری که برای نابودی ما انجام می‌دهد نتیجه عکس خواهد داشت.وی با بیان اینکه تمام هزینه‌های آمریکا با استقامت ایران اسلامی به سبد ایران سرازیر می‌شود،گفت: از مدیترانه تا باب المندب آمریکا میلیون‌ها دلار هزینه کرده و آخرین جنگ آمریکا جنگ اقتصادی است که راه انداخته و با استقامت ملت ایران جنگ اقتصادی که آمریکا راه انداخته شکست می‌خورد و این به افول آمریکا بیشتر کمک می‌کند.عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه در مقابل این حرکت ملت دشمن نقشه می‌کشد،گفت: ما در دل این سختی‌ها است که ساخته می‌شویم و آمریکا با گسترش دولت مجازی به دنبال ایجاد یک جامعه جهانی و احیای ابرقدرتی خود است.وی با بیان اینکه امام در ایجاد انقلاب اسلامی به هیچ الگویی اتکا نکرد و از هیچ مدلی برای پیروزی انقلاب استفاده نکرد و شیوه جدیدی از انقلاب را با امت خود تجربه کرد و یک قانون اساسی فاخر تهیه کرد و یک قانون اساسی پیشرفته بدون تقلید تاسیس کرد، ادامه داد: آنها تلاش می‌کنند که اوضاع را به قبل برگردانند و دوگانه اسلام و غرب را به دوگانه غرب و غرب تبدیل کنند و جنگ تسلیحاتی را راه انداخته و به دنبال احیای ابرقدرتی خود و فروکاستن قدرت انقلاب اسلامی و مقاومت هستند.عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه ما نیاز به یک اتحاد و انسجام به محوریت رهبری حکیم انقلاب داریم و در این راه مصمم هستیم،گفت: در دهه پنجم باید استوار بایستیم، باید موضع خود را شفاف کنیم و به هیچ‌وجه با غرب ایدئولوژیک موافق نیستیم.وی با بیان اینکه نسل جوان فرهیخته انقلابی و دلسوز برای ملت در حال شکوفایی است، عنوان کرد: همه موظف هستیم که دست به دست هم دهیم و فریب غرب را نخوریم و این بستر غرب که چهره تکنیکال دارد را شناخته و در مورد آن تصمیم‌گیری کنیم. ما مخالف مفاهیم پایه ای مدرنیسم هستیم اما برای پیشرفت همه جانبه بر اساس مبانی قرآنی تلاش می‌کنیم و شما جوان‌ها باید غرب و واقعیت‌های تمدن غرب را مطالعه کنید. نسل جوان فرهیخته و اندیشمند و انقلابی در حال شکل‌گیری است و این نشانگر تحقق امیدهای آینده انقلاب است. ]]> گفتگو ، گفتار Wed, 13 Feb 2019 08:11:26 GMT http://isaq.ir/vdcb.sb8urhb8fiupr.html مهندسی فرهنگی http://isaq.ir/vdca.mn6k49n6u5k14.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، کارگاه آموزشی یک روزه در زمینه مهندسی فرهنگی برگزار گردید.*** حجت الاسلام دکتر مصطفی جمالی، عضو هیات علمی فرهنگستان، روز یازدهم بهمن ماه در دانشگاه فرهنگیان شهر کاشان، موضوع مهندسی فرهنگی را در کارگاهی یک روزه تشریح نمود.این کارگاه به همت موسسه علمی - فرهنگی امیرالمومنین شهر کاشان برگزار گردید. در این کارگاه علمی ضرورت، موضوعات و نتایج مباحث مربوط به مهندسی فرهنگی بیان شد. استاد جمالی در ضمن بیان مباحث به پرسش های حضار جواب داد. وی در این زمینه تالیفاتی دارد که می توان به کتاب «طبقه بندی موضوعات فرهنگی» اشاره نمود. ]]> گزارش ، خبر Wed, 06 Feb 2019 11:18:10 GMT http://isaq.ir/vdca.mn6k49n6u5k14.html انقلاب اسلامی، کنشگری تاثیر گذار در جهان امروز http://isaq.ir/vdcj.ievfuqevvsfzu.html به گزار ش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از مهر، یکی از مسائلی که انقلاب اسلامی در طول چهل سال با آن مواجهه ای فعال و سخت داشته موضوع نسبت با مدرنیته است. شاهد سیطره مدرنیته بر همه ابعاد زندگی هستیم، اما انقلاب اسلامی توانسته است از سویی با تصرف در برخی مظاهر مدرنیته، طرح جدیدی بیافریند و از سوی دیگر با برخی جایگزینی ها و نوگرایی ها، برخی از این مظاهر را حذف کند. در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند، عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی قم، به بررسی نسبت انقلاب اسلامی و مدرنیته پرداختیم که در ادامه می خوانید:****آیا اساساً انقلاب اسلامی پدیده ای ضد مدرن است؟ مفهوم معادل انقلاب در آموزه های اسلامی چیست؟پاسخ به این سوال منوط به این است که ما مدرنیته را چطور معنی می کنیم و یا پدیده مدرن را چه پدیده ای قلمداد می کنیم. اگر مدرن را به معنای عام کلمه به معنای نوگرایی در نظر بگیریم و به معنای لغوی آن توجه داشته باشیم، اشکالی ندارد که بگوییم انقلاب اسلامی هم یک پدیده مدرن بوده به این معنی که مردم به دنبال نوگرایی و ایجاد تحول و رد ساختارها و ارزش های گذشته و ایجاد یک جامعه جدید با نظامات جدید بوده اند.اما اگر بخواهیم مدرن را به معنای خاص کلمه و اصطلاحی که الان مصداق معینی در غرب دارد قلمداد کنیم و بگوییم که در ادامه اتفاقاتی که در غرب و در دنیای مدرن افتاده، انقلاب اسلامی هم امتدادی برای آن مدرنیته است، طبیعتاً این نتیجه گیری درست نیست به دلیل تفاوت ماهوی که انقلاب اسلامی و معیارها و اهداف و شکل آن با جامعه مدرن و انقلاب هایی که در جامعه های مدرن اتفاق افتاده وجود دارد.در فرهنگ اسلامی واژه تحول و تکامل خواهی یک واژه آشنایی بوده و همواره ما به این دعوت شده ایم که رو به جلو حرکت بکنیم. امیرالمومنین می فرماید هر کس که دو روز او با هم مساوی باشد او دچار خسارت شده است. به این معنی که ما همواره باید به دنبال یک تغییرات بیشتری در وجود خود باشیم و این اختصاص به فرد ندارد و می تواند در مورد جامعه هم اتفاق بیفتد چون جامعه هم می تواند دارای پیشرفت باشد و تحول خواهی برای حرکت به سمت پیشرفت می تواند در جامعه هم اتفاق بیفتد.*برخی می گویند انقلاب ذاتاً پدیده ای مدرن است و بخاطر تمایزاتی که اسلام با مدرنیسم دارد، نمی توانیم انقلاب ایران را یک انقلاب اسلامی بنامیم، می گویند انقلاب چون امری مدرن است با اومانیسم و سکولاریسم نسبت دارد و نمی تواند اسلامی باشد؛ نظر شما در این باره چیست؟انقلاب محصول یک تحول اجتماعی است که محور ایجاد این تحول اجتماعی هم مردم هستند. بنابراین بسته به اینکه مردم به دنبال چه آرمانی حرکت می کنند و رهبران خود را چه شخصیت هایی قرار می دهند، بر علیه چه چیزی شورش می کنند و انتقاد آنها برای خروج از وضعیت فعلی ناظر به چیزی است و... انقلاب می تواند ماهیت متفاوت داشته باشدمن نمی دانم بر اساس چه منطقی این حرف زده شده است. ممکن است از این جهت حرف آنها قابل تصدیق باشد که قبل از انقلاب اسلامی، انقلاب های فرانسه و روسیه، به دنبال مفهوم دینداری و دین خواهی نبودند، بلکه به نوعی در مسیر گسست از دین شکل گرفتند. از سرنوشت این انقلاب ها هم مشخص است که دین در آنها جایگاهی ندارد.ممکن است انقلاب های تاریخ معاصر این ویژگی که اشاره کردید(با سکولاریسم و اومانیسم نسبت دارند) را داشته باشند، اما هیچ ملازمه ای ایجاد نمی کند که هر انقلابی لزوماً باید چنین باشد.انقلاب، محصول یک تحول اجتماعی است که محور ایجاد این تحول اجتماعی هم مردم هستند. بنابراین بسته به اینکه مردم به دنبال چه آرمانی حرکت می کنند و رهبران خود را چه شخصیت هایی قرار می دهند، بر علیه چه چیزی شورش می کنند و انتقاد آنها برای خروج از وضعیت فعلی ناظر به چیزی است و... انقلاب می تواند ماهیت متفاوت داشته باشد.در انقلاب اسلامی هم از فرمایشات امام و هم از شعارهای مردم می توان فهمید که اسلام خواهی از ابتدا تا انتها موج می زده است. محور اصلی بیانات امام ارتباط بین دین و سیاست و دفاع از اسلام و به صحنه آوردن اسلام در اداره جامعه، مقابله با ظلم و ایجاد عدالت در جامعه و مبارزه با مظاهر فساد در کشور و... بوده است که همه خاستگاه اسلامی داشته اند.در شعارهای مردم هم که به صورت فراگیر بیان می شد مثل استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و... این هم یک خط اصلی حرکت را نشان می دهد که مردم می خواستند یک فرهنگ تحولی را رقم بزنند که در آن وابستگی به غرب و شرق وجود نداشته باشد بلکه استقلال مبتنی بر فرهنگ اسلامی و تحقق فراگیر ارزش های اسلامی را دنبال می کردند.لذا ملازمه ای بین اینکه بگوییم هر انقلابی که اتفاق افتاد لزوماً با اومانیسم و سکولاریسم نسبت دارد، وجود ندارد و بسته به شرایط فرهنگی هر جامعه نتیجه متفاوتی از هر انقلاب باید گرفت.*ما می بینیم که در ابتدای انقلاب اسلامی از بعضی از وجوه مدرنیته استفاده شد و انقلاب سعی کرد در آن تصرف کند و تعریف خود را از آن ارائه دهد، مثلا مسائلی مانند تفکیک قوا و مردم سالاری دینی و... مطرح شد. سوال این است که آیا این قابلیت تصرف هنوز هم وجود دارد و آیا این مدل کارآمدی لازم را داشته است؟خود پیروزی انقلاب اسلامی با مشارکت مردم اتفاق افتاد و مشارکت مدنی رکن اصلی و بقا دهنده و موفق کننده انقلاب بود. رهبری فرهیخته ما معیارهایش تحریک به دنیا نبود و از نظر شخصیتی هم عارف و سالک بود و جایگاه او در بین مردم یک جایگاه ایمانی، عاطفی و قلبی بود. این نشان می دهد ارتباط امام با امت یک بافت و شکل متفاوتی را از ابتدا پیدا کرد. بعد از پیروزی انقلاب به دلیل اینکه باید حاکمیتی شکل می گرفت و تقسیم مسئولیت هایی اتفاق می افتاد، قانون اساسی با استفاده از تجربه سایر کشورها شکل گرفت. لذا به تفکیک قوا و ارتباطی که قوا با ولی فقیه باید داشته باشند، رسیدند و این شکل از حاکمیت سامان گرفت.همچنان شاهد این هستیم که قالب دموکراسی در بعضی از جاها نتوانسته مشارکت را از آفت های منفعت طلبی و عوام فریبی و...، مصون بدارد. این پدیده ای است که باید مورد مطالعه دقیق تری قرار گیرد و سازوکارهای کامل تری را برای این منظور فراهم کنیمبه نظرم امتداد آن مردم سالاری دینی که قبل از انقلاب شکل گرفته بود به واسطه قانون اساسی سعی شد که نهادینه تر شود و یک شکل حقوقی و قانونی به خود بگیرد.این عرض بنده به این معنی نیست که ما به ایده آل ترین شکل مردم سالاری دینی از نظر قالب و ساختار رسیده باشیم. همچنان شاهد این هستیم که قالب دموکراسی در بعضی از جاها نتوانسته مشارکت را از آفت های منفعت طلبی و عوام فریبی و...، مصون بدارد. این پدیده ای است که باید مورد مطالعه دقیق تری قرار گیرد و سازوکارهای کامل تری را برای این منظور فراهم کنیم.البته ما نباید ایده آل فکر کنیم چون ما در جامعه حضرت حجت(عج) زندگی نمی کنیم و قهراً همه افراد از یک سلیقه و از یک میزان از اهتمام و باور به اسلام برخوردار نیستند و باید برای آنها نیز حق زیست اجتماعی و مشارکت دید. مهم این است که بشود برآیند را به گونه ای هدایت کرد که اسلام خواهی و عدالت خواهی و آزادی طلبی اسلامی روز به روز گسترش پیدا بکند.*گفته می شود مادامی که ما در دوره سیطره مدرنیته قرار داریم، امکان چندانی برای تحقق تمدن تراز دین نداریم و نهایتاً می توانیم به یک نسبتی تمدن را برقرار کنیم. آیا این نگاه نسبت به مدرنیته درست است و سیطره مدرنیته اجازه تحقق تمدن را به ما نمی دهد؟ از سوی دیگر در حالی که با غیبت امام معصوم مواجه هستیم امکانی برای تحقق تمدن تراز خواهیم داشت؟آنچه محل سوتفاهم شده و توجه به آن می تواند هم‌نظری بیشتری ایجاد کند، تلقی نسبت به تمدن اسلامی است. اگر تمدن اسلامی را یک شکل ایده آل از تمدن که همه انسان ها مومن و موحد هستند و اسلام ناب در همه تصمیم گیری ها و قانون گذاری ها حضور و نقش حداکثری دارد و هیچ رسوخ و التقاطی در جامعه وجود ندارد، تصور کنیم و اگر تصور کنیم تمدن نوین اسلامی یعنی شکل دهی چنین وضعیتی، این حتماً اتفاق نخواهد افتاد و جز با حضور ولی الله اعظم چنین تمدن امکان پذیر نیست.بنابراین تمدن نوین اسلامی در مقایسه با آن تمدنی که در زمان حضرت حجت(عج) اتفاق می افتد، یکسان نیست. آنچه که به دست امثال ما و افراد جامعه ما ممکن است اتفاق بیفتد به نسبت آنچه توسط حضرت ولی عصر، تحت ولایت کلیه الهیه ایشان اتفاق می افتد، حتماً سهم ناچیزی خواهد بود. لذا این نتیجه گیری قابل قبول است و نباید ما یک بلندپروازی و ایده آل گرایی غیر واقعی را نسبت به بحث تمدن اسلامی داشته باشیم.اما اگر تمدن نوین اسلامی را به ظرفیت و توان و مقدورات بشر غیر معصوم و آنچه در زمان غیبت امام معصوم می تواند اتفاق بیفتد، معنا کنیم و آن را ایده آل بگیریم(ایده آلی که ما می توانیم محقق کنیم نه ایده آلی که مطلوب ترین شکل تحقق تمدن اسلامی است)، در آن صورت این حتماً قابل تحقق است.آیا شرایط و بستر عینی که مدرنیته ایجاد کرده، آنقدر گسترده است و آنقدر مانع ایجاد کرده که ما نتوانیم مسیر دیگری را باز بکنیم و زاویه دیگری را ایجاد کنیم؟ این حرف قابل نقد استآیا شرایط و بستر عینی که مدرنیته ایجاد کرده، آنقدر گسترده است و آنقدر مانع ایجاد کرده که ما نتوانیم مسیر دیگری را باز بکنیم و زاویه دیگری را ایجاد کنیم؟ این حرف قابل نقد است.ما می گوییم بهترین دلیل در امکان تحقق چیزی وقوع آن است. اگر قرار بود سیطره مدرنیته وجود داشته باشد و فراگیر باشد و هیچ حرکت مخالفی نتواند اتفاق بیفتد، انقلاب اسلامی نباید پیروز می شد و نباید الان جشن چهل سالگی خود را ببیند. نگرانی دشمن از توانمندی انقلاب روز به روز بیشتر شده است. این نشاندهنده این است که یک اتفاق مبارک و متفاوتی در دنیای جاهلیت مدرن توانسته رخ دهد. منتهی اینکه در آینده چه مسیری را طی خواهد کرد، قابل بررسی است.بهبود پیدا کردن انقلاب تابع اراده مردم و مدیریت اسلامی است. به میزان اینکه حوزه و دانشگاه و مدیران و قانون گذاران و مردم و اصناف پای انقلاب ایستاده باشند و با هوشمندی این گردنه تاریخی ای که در آن هستیم را بشناسند و با مشارکت و هم دلی در رفع موانع با هم تعامل داشته باشند، به هر میزان که این اتفاق بیفتد و هر کس نقش خود را ایفا کند، طبیعی است که این حرکت شتابنده تر و پرتوان تر پیش می رود.*ما در مواجهه با مدرنیته چه راهی داریم؟ برخی حذف از طریق جایگزینی را پیشنهاد می دهند و می گویند قدم به قدم ما باید مدرنیته را پس بزنیم؛ آیا این امر شدنی است؟این مواجهه اتفاق افتاده و شروع شده و این پرسشی نیست که ما امروز با آن مواجه شده باشیم و به دنبال پاسخ آن بگردیم. از ۵۰ سال قبل مردم ما با مدرنیته مواجه شده اند و نبرد فراگیری را شکل داده اند.این واقعیت را باید بپذیریم که مدرنیته توانسته از طریق علم و تکنولوژی و صادر کردن ابزارها و ساختارهای مدیریت، حضور خود را در همه دنیا به اثبات برساند و نشان دهد. اینکه بگوییم ما در یک فضای کاملا متفاوتی زیست می کنیم و ربطی به تحولات جهانی نداریم، حرف اغراق آمیز و دور از واقع است.ما باید به دنبال تعریف دوران گذار باشیم. دوران گذار یعنی دورانی که ما می توانیم از طریق تصرف در عواملی، میزان وابستگی خود را به مدرنیته به حداقل برسانیم و بتوانیم یک ساخت درونی متفاوتی بر اساس فرهنگ اسلامی و بومی ایجاد کنیماز این دو نکته ای که عرض کردم به این راهبرد می رسیم که قهراً ما باید به دنبال تعریف دوران گذار باشیم. دوران گذار یعنی دورانی که ما می توانیم از طریق تصرف در عواملی، میزان وابستگی خود را به مدرنیته به حداقل برسانیم و هر آن که توانستیم این را محقق کنیم به این معنی است که توانستیم یک ساخت درونی متفاوتی بر اساس فرهنگ اسلامی و بومی ایجاد کنیم. نه تنها در سطح ملی بلکه در سطح فراملی هم می توانیم این را تسری دهیم.ما در مسیر این اتفاق قرار گرفته ایم، منتهی باید بتوانیم گام های خود را دقیق تر تعریف کنیم و استوارتر این قدم ها را برداریم. انسان افسوس می خورد که هنوز بعضی از روشنفکران ما هنوز مسیر توسعه کشور را از مسیر عبور از جامعه مدرن می دانند و حال آنکه این به بیراهه رفتن است. دنیای غرب بر اساس معیارهای خودش به دلیل فاصله گرفتن از دین و معنویت توحیدی با بحران های جدی اجتماعی و حکمرانی و... روبروست و پیش بینی این است که بحران ها تشدید خواهد شد و آنها را به زمن خواهد زد. کم توجهی به این مسئله باعث می شود که تصور کنیم راه توسعه آن مسیری است که آنها رفته اند.مهم این است که یک توافق نظر بیش از پیش در مورد بی راهه بودن راه توسعه غربی پیدا کنیم و تشریک مساعی بیشتری نسبت به حرکت در راه نوینی که انقلاب فراروی ما قرار داده داشته باشیم. اگر عقبه فرهنگی و تحول در علم و فناوری متناسب با اهداف انقلاب اتفاق نیفتد، طبیعی است که پشتوانه لازم برای این حرکت تأمین نمی شود. به همین دلیل نقش حوزویان و دانشگاهیان برای عبور از این دوران گذار، نقش ممتاز و ویژه است.نکته نهایی بنده این است که انقلاب توانسته جامعه اسلامی را به عنوان یک کنشگر تأثیرگذار در صحنه جهانی قرار دهد. این فرصت بی نظیر تاریخی را ما باید پاس بداریم، نه تنها به عنوان یک شیعه و یک مسلمان بلکه به عنوان یک آزاده ای که یک راه نوینی را می تواند فراروی بشریت قرار دهد. برای برون رفت از ظلمت و جهالتی که دنیای مدرن بر انسان جدید مسلط کرده و او را از بعد ملکوتی اش غافل کرده و به بعد حیوانی اش محدود کرده است، باید تلاش کنیم.بشریت امروز از ظلم و جهالت و بی عدالتی به ستوه آمده و این اتفاقاتی که ما در قالب جنبش هایی در آمریکا و فرانسه و... می بینیم بارقه هایی از این اتفاق مبارک و این نیاز فراگیر جهانی است. ]]> گفتگو ، گفتار Wed, 06 Feb 2019 10:54:45 GMT http://isaq.ir/vdcj.ievfuqevvsfzu.html سهم سرنوشت‌ساز دانشگاه در تولید نرم افزار علمی انقلاب http://isaq.ir/vdci.wazct1azubc2t.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی قم، به نقل از رسا، حجت الاسلام محمد صالحی، پژوهشگر گروه منطق و روش شناسی، معتقد است که آنچه که در ابتدای تأسیس دانشگاه اتفاق افتاد، فراگیری علوم از کشورهای پیشرفته‌تر در جهت توسعه مادی کشور و رفع عقب‌‌ماندگی ایران بوده و با این حرکت جریان ناتمام و یک‌طرفه غرب به سمت کشور ما کامل شد و دانشجویان دختر و پسر جوان ما جهت تعلیم و آموزش به کشورهای فرنگ نیز مهاجرت می‌کردند. متن کامل این گفت وگو در زیر تقدیم خوانندگان محترم می شود. *** معیارهای ارزیابی برای تشخیص موفقیت یا عدم موفقیت دانشگاهها و و پژوهشگاه‌های کشور را چه می دانید؟ یکی از معیارهای بررسی موفقیت و یا عدم موفقیت هر چیزی این است که حالت مطلوب مورد نظرتان چیست، تا بخواهید سنجش را در نسبت با حالت مطلوب آغاز کنید و در این صورت می توان گفت که در رسیدن به چنین حالتی قدم‌های مثبتی برداشته شده است یا نه، یا به تعبیر شما موفق بوده است یا خیر؟ اگرچه معیارهای دیگری نیز وجود دارد مثل مقایسه حالت موجود با حالت قبل و یا مقایسه با دیگر مراکز فعال در این زمینه، هرچند هم هدف و هم جهت با شما نباشند. اساسا دانشگاه در جهت بهره‌برداری از علوم و به دست آوردن تکنولوژی‌هایی برای رفع نیاز امور مادی و دنیوی مردم به وجود آمده یا به عبارت بهتر، دانشگاه محل تبدیل دانش به صنعت است، صنعتی که قرار است موجب حرکت نظامات اجتماعی به وسیله تولیدات خود باشد. آنچه که در ابتدای تأسیس دانشگاه اتفاق افتاد، فراگیری علوم از کشورهای پیشرفته‌تر در جهت توسعه مادی کشور و رفع عقب‌‌ماندگی ایران بوده و این رویه از زمان میرزا محمدتقی خان فراهانی مشهور به امیرکبیر در دارالفنون و با حضور اساتیدی از کشورهای غربی از جمله اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه آغاز شد و در زمان پهلوی نیز ادامه پیدا کرد با این تفاوت که در زمان پهلوی علاوه بر حضور اساتید غربی، سیل خروج دانشجویان به سمت ممالک غرب جهت تعلیم علوم نیز آغاز شد. به عبارتی جریان ناتمام و یک‌طرفه غرب به سمت کشور ما با این حرکت حکومت پهلوی کامل شد و دانشجویان دختر و پسر جوان ما جهت تعلیم و آموزش به کشورهای فرنگ نیز مهاجرت می‌کردند. همین آغاز کار توسط امیرکبیر را صحیح می‌دانید؟ در این که شروع این کار توسط امیرکبیر صحیح بوده باشد، محل تأمل است و در موضوع مورد سؤال شما هم قرار نمی‌گیرد، اما فی الجمله می‌توان گفت در این مقوله نیز باب سخن فراوان است. نکته بازخوانی این سیر تاریخی در این است که آنچه مد نظر مؤسسین دارالفنون و ادامه دهندگان راه آن‌ها بوده، پیشرفت و رفع عقب ماندگی مملکت بوده است. بوسیله اقتباس علوم از غرب و البته بدون توجه به لوازم آن که آیا اساسا این علوم با مبانی مذهبی و ملی ما سازگار است یا خیر؟ این عدم توجه به لوازم علوم غربی، چه حاصلی برای کشور داشته است؟ نخستین محصول این هدف، ایجاد وابستگی علمی ایران به کشورهای دیگر است، در این صورت دانشگاه‌های شما دائما در حال استفاده از منابع علمی غربی جهت آموزش [اگر نخواهیم اسم آن را چیز دیگری بگذاریم] است که منجر به استعمار و استثمار جوانان شما در دانشگاه و در نهایت مستعمره شدن مملکت شما برای کشورهای غربی می شود. یعنی (قربه الی الله)، خود را برده آنان کرده‌ایم. حتی اگر قایل باشیم که پس از انقلاب، ما نیز به این رویه دامن زده و ادامه دهنده راه آنان بوده‌ و نقطه مطلوب ما رسیدن به تراز دانشگاه های غربی است، به راحتی می توان دریافت که ما از این نقطه مطلوب هم بیشتر حرکت کرده و دست به توسعه علوم زده ایم. حرکت شتابی در رسیدن به نقاطی فراتر از آنچه که غرب و اساتید غربی به دانشجویان ما تعلیم می‌دادند و چه بسا آنان تعمدا این نقاط را به دانشجویان ما آموزش نداده و می‌خواستند که با در دست نداشتن نقاط پسینی علم، وابستگی دائمی علمی به آنان داشته باشیم، نشان از پیشرفت و موفقیت در دانشگاه‌ها بوده و ملاک سنجش این حرکت و پیشرفت، ابزار و تکنولوژی‌های تولید شده‌ای است که منجر به قرار گرفتن ایران در تراز علمی و جزء کشورها موفق و رده بالای منطقه و دنیا شده است، به طوری که پیشرفت ما در برخی علوم موجب حیرت کشورهای غربی، صاحبان اصلی این علوم و تکنولوژی‌ها شده است که از آن جمله می‌توان به علوم نانو، هوافضا و ... اشاره داشت. رهبر معظم انقلاب نیز در این زمینه می‌فرمایند: «برای پیشرفت علمی از همه توانایی‌های غربی ها استفاده کنید و از شاگردی کردن و یاد گرفتن هرگز پرهیز نکنید، زیرا ما از شاگردی کردن ننگمان نمی‌آید، بلکه از همیشه شاگرد ماندن ننگمان می‌آید». این نوع سنجش موفقیت، سنجش جزئی است که یک پدیده نسبت به زمان و هدف تأسیس، نقطه مطلوب آن و شرایط رسیدن به آن نقطه در کلی سازمان بالادستی (وزارت علوم) مورد سنجش واقع می‌شود. به صورتی که جایگاه ملی شما را در بین بقیه کشورها نشان می دهد. نوع دیگر سنجش در حالت مقایسه با مطلوب، سنجش جزء به کل است، به این معنی که شما دانشگاه‌ها را یکی از ریز اجزاء حرکت فلسفه تاریخی بشریت به سمت اعتلای کلمه توحید می‌دانید. حال باید بتوانید تحلیل کنید که عمل این ریز‌جزء چقدر توانسته شما را در این حرکت یاری کرده و چه میزان به این حرکت که قرار است زمینه ساز ظهور منجی بشریت شود کمک کرده است؟ قطعه قطعه از برهه های تاریخی شما، اجزایی از جورچین فلسفه تاریخ شما است که دوره قاجار یک جزء، دوره پهلوی یک جزء و دوره انقلاب اسلامی جزئی دیگر از این جورچین است و این اجزاء با توجه به حکومت ها، سردمداران و اهداف حکومتی آنها از هم جدا می‌شود. در واقع تعلیم و تربیت به صورت عام در هر یک از این اجزاء حضور پیوسته دارد، اما مظاهر آن در این اجزاء به اشکال مختلف است که گاهی به صورت حوزه علمیه و مکتب خانه و گاهی به اسم دارالفنون و گاهی به اسم دانشگاه بوده است. ممکن است بررسی این ریز جزء به صورت روندی صورت پذیرد یا به صورت مقطعی در هر جزئی مورد واکاوی قرار گیرد و پرسش شما هم به صورت کلی است که هر دو صورت را به نوعی در بر می‌گیرد. در سنجش اجزای یک کل علاوه بر اینکه جزء را فی نفسه مورد واکاوی قرار می دهیم به بررسی تناسب حرکت جزء به کل نیز، آن را مورد مداقه قرار می دهیم. در این نوع سنجش، جزء را با اهداف عالی حرکت کل، چگونگی پیمایش در مسیر حرکت و نزدیک شدن به آن اهداف و آرمان ها می‌سنجیم. مقیاس بررسی سنجش، ابعاد خیلی گسترده تری نسبت به حالت قبل دارد، به این صورت که برای سنجش در مدل قبل نیز جایگاهی را تعریف می‌کند. هدف این حرکت (کل) اعتلای کلمه توحید است و برای به احتزاز درآمدن پرچم لااله الا الله بر روی همه قلل رفیع جهان نیاز است که بستر پذیرش حکومت حضرت مهدی(عج) توسط اجزاء این کل به وجود آید. یعنی مقیاس شما از یک حرکت ملی به یک حرکت جهانی و بین المللی تبدیل شده که البته قدم اول آن حرکت ملی است ولی با رویکرد جهانی و بین المللی. در این میان دیگر نیازها متفاوت می‌شود و فقط رسیدن به نقاط نهایی علم برای ما مطلوب نیست، چراکه علاوه بر فتح قله‌های علم به عنوان قدم نخست، نیازمند شکستن حصر علمی و تولید علم نیز هستیم، علمی که علاوه بر رفع نیازهای بشریت، کارآمدی اسلام را در امور مادی نیز محقق کند و جهت علم را در مسیر اصلی خود یعنی بستر ظهور حضرتش قرار دهد.حال باید دید که این اتفاق افتاده است یا خیر تا بتوانیم نسبت به موفقیت یا عدم موفقیت دانشگاه‌ها نظر دهیم. آنچه که در ابتدای نظر به چشم می‌آید، این است که تغییر مسیر به نفع اسلام شروع شده است و این حرکت را در شکستن حصر علومی همانند علوم انسانی به وضوح می‌توان مشاهده کرد و به حول و قوه الهی در بقیه علوم نیز اتفاق خواهد افتاد. تغییر علوم یکی از نقاط شروع تغییر عالم است که سهم دانشگاه‌ها را در مقیاس جهانی به خوبی نشان می‌دهد، کما این‌که اصل انقلاب اسلامی نیز نقطه عطفی در تغییر مسیر حرکت عالم به سمت توحید است و بارقه‌های این تغییر مسیر در جای جای عالم دیده می‌شود. اگر بتوان قلل علمی جهان را فتح کرد و در جایگاه تولید علوم موجود قرار گرفت، آیا نمی توان ادعا کرد معادله تولید و آموزش برعکس شده است؟ درگیری دو جریان حق و باطل از زمان خلقت انسان و تمرد شیطان به صورت علنی آغاز شده و هر کدام از این دو جریان در حال نظام سازی جهت برقراری ولایت و سلطه خود بر جهان آفرینش هستند. آنچه در این بین موجود است، نظامات و تولیدات جریان کفر جهت استیلای بر جهانی است که در این نظم نوین به شما نیز جایگاه داده است. شما با عمیق‌تر شدن در علم و پیشرفت در علوم موجود، اگر هدف دیگری نداشته باشید، صرفا می‌توانید مستعمره و مستثمره خوبی برای آن‌ها باشید؛ حتی زمانی که در حال تولید علم در این چارچوب باشید، باز هم در زمین بازی آن‌ها قرار دارید و فقط یک پله صعود کرده‌اید و نفوذ علمی، فرهنگی و اعتقادی آن‌ها را تکامل بخشیده‌ا‌ید. رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «هیچ گاه به برنامه‌ها و توصیه‌های غربی‌ها اعتماد نکنید، کشورهای غربی که امروز بیشترین پیشرفت‌ها را در زمینه علوم جدید دارند، بیشترین جنایات را نیز در تاریخ ضد ملت‌ها مرتکب شده اند.» برای تغییر جهت حرکت عالم به سمت توحید نیاز است تا قوانین و قواعد این بازی عوض شود و البته این مهم، جز با فتح قله‌های موجود علم، قابل تحقق نیست. ابتدا باید به نقطه نهایی علم موجود دست یافت تا بتوان کنه آن را تغییر داده و به جهان بشریت، قواعد جدید را معرفی کرد، قواعدی که نظم بشریت را آن‌گونه که خداوند می خواهد نظم دهد تا دنیا در طریق پرستش حق قرار گیرد. باید تمدن اسلامی در مقیاس مبارزه جهانی طراحی شود و برای این پی‌ریزی نیاز است تا قله‌های علمی جهان فتح شود. نوع عقلانیت در تمدن اسلامی متفاوت است و نرم افزار موجود، به منظور اداره امور بشریت برای این عقلانیت کارآمدی ندارد. اگر دانشگاه‌های ما بخواهند بزرگترین مراکز تولید علم در جهان یا دانشگاه‌های آنان را برای خود الگو و هدف قرار دهند، در واقع از این سطح درگیری غافل شده و نتوانسته‌اند خود را در مدار این تقابل قرار دهند و برنامه ریزی و طرح ریزی برای پذیرش حکومت حق را نمی توانند انجام دهند. اگر این چنین شد، موضوع درگیری همان اسلام ناب محمدی و اسلام امریکایی می‌شود که باید این موضع از تقابل نیز در این جریان‌ها روشن شود.   جایگاه دانشجویان در کسب این موفقیت‌ها یا حرکت به سمت نقطه مطلوب چیست؟ در دوران انقلاب اسلامی، دانشگاه‌ها علاوه بر این‌که باید در جایگاه واقعی خود ایفای نقش کنند، بایستی برای انقلاب به تربیت و تولید محتوا و نیروی انسانی متناسب با عصر ظهور بپردازند، دانشجویان باید پرچم داران صف حق و اسلام باشند و کارآمدی اسلام را محقق سازند. تولید نرم افزار علمی انقلاب جهت تسری به دنیا و ایجاد بستر پذیرش حکومت عدل الهی تنها به‌ وسیله دانشجویان امکان‌پذیر و تغییر جهت تولید علم و فتح آن فقط با دانشجویانی انقلابی که در دستگاه تربیتی تراز انقلاب اسلامی پرورش یافته اند، قابل تحقق است. باید توجه داشت که انقلاب ما فقط یک انقلاب سیاسی نبود، بلکه انقلابی در تمامی شئون زندگی بشریت بود. بنابراین باید برای همه کارها از جمله تولید علم نیز برنامه داشته باشیم. دشمن این را به خوبی درک کرده است و با مباحثی مثل عدم ورود سیاست در اجزاء حرکتی شما، به دنبال ره زنی و گمراهی در مسیر حرکت است. در انقلاب ما، کلمه توحید بنیان زندگی است و البته این سخن برای اداره امور زندگی کفایت نمی‌کند، بلکه باید آن را تبدیل به دانش، مدل، سبک زندگی و نرم افزار کرد، در این صورت می‌توان برای اداره امور برنامه‌ریزی کرد تا هدف از زندگی به معنای واقعی تحقق یابد. همین که شما به لحاظ علمی یا نظامی قدرتمند شوید و در طبقه بندی‌های موجود در رده‌های بالا قرار گیرید، نمی تواند موجب دشمنی اطراف با شما شود، مگر نه این‌که کشورهای دیگر هم به دنبال رسیدن به این سطح از قدرت هستند، پس چرا غرب با آن‌ها مثل جمهوری اسلامی مواجهه ندارد؛ این نشان می‌دهد که امری فراتر از این امور مورد توجه است. ما نباید دچار غفلت شده و هدف را گم کنیم، دانشجویان ما باید بدانند که پیمودن این مسیر نیازمند ساخت بناهای علمی بر اساس مبانی توحیدی است تا به تکلیف خود عمل کنند و دست یافتن به سطوح عالی علم موجود تنها ابتدای راه است.راهکار حضرتعالی برای ادامه موفقیت آمیز نهادهای علمی کشور، به خصوص در زمینه مدیریت اسلامی چیست؟ برای تولید علم و مدیریت علمی و دانشگاهی نیاز به شناخت دقیق هدف و پایه گذاری تأسیس علوم بر اساس مبانی اعتقادی و معرفتی متناسب با آن هدف است، به عبارت بهتر، بخشی از امور را می‌توانید در دانشگاه به دست بیاورید، اما برخی دیگر را باید در موضع دیگری جست‌وجو کرد. وحدت حوزه و دانشگاه که توصیه حضرت امام خمینی(ره) نیز بوده، به راحتی می‌تواند این امر را به سرانجام برساند و این راهکار حاکی از نگاه ژرف اندیش بنیان گذار و طراح این انقلاب است، ایشان می‌فرمودند: بدون پيوند حوزه و دانشگاه اصلاح و انقلاب دوامي نخواهد يافت. البته وحدت حوزه و دانشگاه به معنای یکی شدن این دو نهاد نیست، بلکه ما نیازمند هماهنگی این دو مرکز تولید علم هستیم و این هماهنگی در مرحله برنامه‌ریزی است، بنابراین به دنبال انحلال و یا ادغام حوزه و دانشگاه نیستیم بلکه نیاز به یک سازمان جامع و بالا دستی داریم تا بتوانید این هماهنگی را ایجاد کند و زیرساخت‌ها و فلسفه تولید علوم که در حوزه بنیان نهاده شده و در واقع فلسفه توسعه است را به دانشگاه‌ها برساند و از این طریق استراتژی توسعه در دانشگاه‌ها رقم می‌خورد. در این صورت پیوند بین علوم کاربردی و علوم پایه نظری حاصل شده و منجر به کارآمدی مبانی در تولید ابزار اداره جامعه می‌شود. اگر این هماهنگی بین دو مرکز تولید علم اتفاق نیافتد و این دو مرکز استقلال خود را به معنای عدم اثرپذیری از یکدیگر حفظ کنند، هیچگاه نمی‌توانند به هماهنگی در مقصد و هدف برسند و چه بسا روابط این دو مجموعه صرفا به یک احترام سیاسی بسنده شود که در این صورت نمی‌توان انتظار هماهنگی در راهبردها را از این دو مجموعه داشت. سازمان جامع هماهنگ کننده تولید علم با ابزار شبکه تحقیقات می‌تواند مدیریت تحقیقات و پژوهش کشور را بر عهده گیرد و به این ترتیب با استفاده از تجربیات کهن، مبانی نظری اسلامی و رویکرد علمی دانشگاه بستر پیدایش حکومت عدل الهی را محقق سازد. البته روشن است که این پیشنهاد را نمی توان صرفا در چند دقیقه توضیح داد، بلکه نیاز به تبیین و تفسیر دارد که ان شاءالله در جای خود باید مفصل در این رابطه صحبت شود.. ]]> گفتگو ، گفتار Mon, 04 Feb 2019 05:41:10 GMT http://isaq.ir/vdci.wazct1azubc2t.html نهاد علم تمدن ساز http://isaq.ir/vdcf.jdyiw6dycgiaw.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، دیداری 11 بهمن 1397 بین برخی از پژوهشگران عرصه تمدنی با مقام معظم رهبری، صورت پذیرفت، در این جلسه حجت الاسلام دکتر مصطفی جمالی عضو هیات علمی فرهنگستان علوم اسلامی به عنوان یکی از ارائه دهندگان، مطالبی ایراد کرد که متن آن در ذیل ارائه می گردد:***باسلام و درود به روح معمار کبیر انقلاب اسلامی و ارواح طیبه همه شهدای امت اسلامی از صدر اسلام تا کنون و شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و شهدای مدافع حرم، مطالبی را پیرامون نهاد علم تمدن ساز به محضر مبارک رهبر فرزانه و اساتید حاضر در جلسه تقدیم می کنم.بر همه اندیشمندان جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی پوشیده نیست که افق حرکت انقلاب اسلامی افق دستیابی به تمدن نوین اسلامی است و لزوم اتخاذ چنین افقی هم به جهت مبتنی بودن آن بر دینی خاتم ، جامع و جهان شمول است و هم به جهت وقوع آن در عصری است که کفر پیچیده دنیای امروز علیرغم ادعای مدیریت جهانی بر مدار ارزش ها، فرهنگ و سبک زندگی غربی به فروپاشی تمدنی رسیده است و لذا برای پاسخ به نیاز بشر امروز باید اسلام بالنده و تمدنی به میدان بیاید. حال درآستانه چهل سالگی انقلاب لازم است با مرور کارنامه درخشان انقلاب اسلامی در مسیر تمدن سازی اسلامی بار دیگر با مهندسی دقیق این تمدن نوین ، زمینه طراحی نقشه دستیابی به آن فراهم گرددکه شاید بتوان الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت را همین نقشه دانست والبته با تحفظ براین شرط که این الگو با مسئله تمدن سازی اسلامی و با رویکردی تمدنی و در مقیاس درگیری همه جانبه با تمدن مادی و کفر جهانی امروز و با حوصله و بدور از شتاب زدگی بازسازی گردد . بنده در این وقت کوتاه تنها به چند محور اساسی پیرامون یکی از ارکان مهم تمدن نوین اسلامی یعنی نهاد علم تمدنی اشاره می نمایم: ۱ـ چالش: با ورود تجدد و نظام آموزشی آن در دیگر جوامع و از جمله ایران ، با تاسیس دانشگاههای نوین، با دو نهاد علمی روبرو می¬گردیم که بر خلاف دنیای مغرب زمین که با حاکمیت سکولاریسم، کلیسا و مدارس دینی مرجعیت خود را در مدیریت اجتماعی از دست دادند، نهاد علمی حوزه همواره به عنوان نهادی تاثیر گذار در فضای عمومی جامعه و متن حوادث اجتماعی در کنار نهاد علمی دانشگاه به عنوان مرجعیت رسمی در مدیریت اجتماعی مطرح بوده است و همواره چالش های این دو نهاد در صحنه مدیریت عینی جامعه، بخشی از تاریخ علمی کشور ما را رقم زده است. با وقوع انقلاب اسلامی و تحقق جمهوری اسلامی فصل جدیدی در تاریخ علمی کشور گشوده شد. معمار کبیر انقلاب اسلامی با شناخت دقیق واقعیت های تاریخی و اجتماعی کشور پس از تحقق انقلاب اسلامی به این چالش مهم در حرکت انقلاب عطف توجه نمودند و ابتدا با طرح گام دوم انقلاب اسلامی یعنی انقلاب فرهنگی پس از انقلاب سیاسی ، مسئله اسلامی شدن دانشگاهها و مسئله وحدت حوزه و دانشگاه را پیش روی اندیشمندان انقلاب قرار دادند. اگر چه تا کنون پیرامون این مسئله فعالیت های فراوان نظری و عینی صورت گرفته است ولی هنوز این مسئلهء دوپارگی نهاد علم در جامعه ما پاسخ در خور خود را نیافته است و شاید بتوان گفت ریشه بسیاری از چالش های پیشروی حرکت تکاملی انقلاب اسلامی، جهت نیل به تمدن نوین اسلامی ریشه در پاسخ دقیق به این مسئله دارد و پاسخ آن در یک جمله، ضرورت حرکت به سمت شکل دهی یک نهاد علم تمدن ساز در عین حفظ هویت دانشگاه ، حوزه و مراکز علمی کاربردی و اجرایی می باشد. ۲ـ علم تمدن ساز: از مهمترین زیرساخت های نظری نهاد علم تمدن ساز توجه به ویژگی¬های تولید علم و اطلاعات در عصر حاضر می‌باشد. در دنیای کنونی آرمان علم و به تبع آن روش تولید علم و مدیریت تحقیقات بسیار متفاوت از دنیای گذشته می‌باشد. شاید بتوان ریشه جهش تمدنی دنیای غرب را در چنین تغییر نگاهی به علم دانست. نگاه تصرفی به علم ، ارائه معادله تغییر پدیده‌های اجتماعی و طبیعی، کمّی کردن معادلات تصرف و در آخر سعی در ارائه نظریه‌های ناظر به تصرفات هماهنگ در تمامی پدیده‌ها، همه از ویژگی‌های جریان علم در دنیای کنونی است که منجر به پدید آمدن روش های تحقیق مجموعه نگر، سیستمی وکل شناسانه گردید روشی که می تواند مولفه و متغییرهای پدیده را شناسائی کرده و نسبت های درونی و بیرونی آنرا شناخته و زمینه ارائه معادله تغییر و تصرف در آن را پدیده آورد. البته زیرساخت فلسفی چنین روش هائی دستیابی به فلسفه کارآمدی می باشد که حرکت پدیده و تغییر آن را در نسبت با تغییر دیگر پدیده ها و شرایط تحلیل می کند که در این راستا می توان نظریه نسبیت مادی را به عنوان نظریه پایه و هماهنگ کننده علوم، معادله تغییر و تولید پدیده‌های جدید در شاخه‌های مختلف علوم متناسب با موضوعات خود دانست، بالطبع خروجی چنین فلسفه ، روش تحقیق و علومی ، دستیابی به الگوی جامع توسعه مادی در همه شئون حیات و زیست متناسب با مبانی و آرمان‌های مادی می باشد. حال در مقابل، جهت نیل به تمدن اسلامی ، علوم اسلامی هم باید قدرت تصرف در پدیده‌ها را داشته باشد و خروجی علوم اسلامی، ارائه معادلات تغییرکیفی و کمّی در عالم انسانی و عالم طبیعی مبتنی بر مبانی و آرمانهای اسلامی باشد. از این منظر می‌توان علوم اسلامی را به معادلات کاربردی در جهت تکامل و قرب الهی تعریف نمود، معادلاتی که مبتنی بر ملاحظه نسبت های کیفی و کمّی بین پدیده¬ها امکان پذیر می گردد. البته شاید برخی از اندیشمندان چنین خصوصیتی را از اساس مذموم بدانند و تصرف ، سلطه و کمّی شدن علوم (مخصوصاً علوم انسانی) را لازمه خوی استیلاجویانه دنیای غرب بر انسان وطبیعت بدانند اما به نظر می رسد مطلق تصرف در عالم و کمّی شدن حتماً ملازم با انانیت نیست بلکه تصرفی مذموم است که منشأ و ریشه آن تعریف اومانیستی وخودبنیادانه از عالم و آدم دارد و نتیجه آن پیوند بیمارگونه مابین علم جدید و قدرت است که ماهیتاً استعمارگرانه، ابزاری، سلطه جویانه، نامشروع، غیراخلاقی و مخرب روابط اجتماعی و ویران‌کننده‌ی محیط زیست و طبیعت می‌باشد. اما این نکته به معنی نفی هرگونه تصرف در عالم نیست. بلکه تصرف الهی در عالم امکان دارد همچنانکه تمامی انبیاء با تصرف در محیط پیرامونی خود و ایجاد جامعه الهی در صدد ایجاد بستر خداپرستی و اقامه توحید بودند.براین اساس می¬توان برای علم تمدن سازسه شاخصه « حجیت ، انسجام و کارآمدی» را برشمرد:الف) علم تمدنی ، علمی است که مبتنی بر ایدئولوژی اسلام جهان شمول شکل گرفته است.ب) علم تمدنی علمی است که عقلانیت منسجم در جامعه جهانی ایجاد می کند و بدنبال تغییر «مفاهیم ،تعاریف حاکم و معادلات تغییرپدیده ها» در ادبیات جهانی است. ج) علم تمدنی علمی کا¬رآمد و مبتنی بر استراتژی درگیری همه جانبه با کفر جهانی، به دنبال «پیش¬بینی ، هدایت و کنترل» تحولات جامعه «جهانی ، منطقه ای و ملی» است. ۳ـ بنیان نهاد علم تمدن ساز: برای رسیدن به چنین ظرفیتی در علوم اسلامی تکامل وهماهنگی بین سه حوزه از عقلانیت، عقلانیت دینی ، عقلانیت نظری و عقلانیت تجربی بر مدار وحی الهی لازم است . تکامل عقلانیت دینی در راستای دستیای به فقه نظامات تمدنی و بلکه بالاتر فقه احکام سرپرستی تغییرات اجتماعی در مقیاس تمدنی صورت می¬گیرد و تکامل عقلانیت نظری در راستای دستیابی به حکمت تمدنی و نظام فکری اجتماعی و تمدنی و تحلیل حرکت و تغییر و کیفیت هماهنگی تغییرات پدیده ای اجتماعی و طبیعی در عمیقترین لایه¬های فلسفی است و تکامل عقلانیت تجربی در راستای بالابردن کارآمدی تمدن اسلامی در ارائه معادلات هماهنگ جهت تصرف در انسان، جامعه و حیات می باشد. تکامل این سه حوزه از عقلانیت و هماهنگی بین آنها جز از طریق تکامل منطق و روش های پژوهش در این سه حوزه از عقلانیت امکان پذیر نمی باشد. فقاهت حوزه¬های علمیه با تاسیس قواعد جدید باید بتواند از استنباط احکام کلی برای موضوعات کلی عبور کرده و فقه حکومتی را به فقه پاسخگو به مسائل مستحدثه تنزل نداده و بلکه با ارائه قواعد جدید به دنبال استنباط نظامات از منابع باشد و بلکه بالاتر دستگاه فقاهت باید ظرفیت خود را در سطح استنباط احکام ولایت و سرپرستی جامعه اسلامی در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی در مقیاس جهانی بالا ببرد. بیانات امام راحل(ره) در این راستا بسیار راه گشا می باشد« الإسلام هو الحکومة بشؤونها و الأحکام قوانین الإسلام، و هی شأن من شؤونها، بل الأحکام مطلوبات بالعرض و امور آلیة لإجرائها و بسط العدالة» همچنین روش پژوهش در حوزه عقلانیت نظری و حکمت اسلامی باید از نگاه انتزاعی و کلی نگری عبور کرده و با رویکردی مجموعه نگر و کل نگر به دنبال ارائه منظومه¬ای هماهنگ از تحلیل «چرایی، چیستی و چگونگی» عالم باشد و تا ارائه بنیان تکامل هماهنگ علوم را ارائه داده و بستر پیوند فقه تمدنی را با عینیت تجربی فراهم آورد.همچنین روش پژوهش در حوزه عقلانیت تجربی می بایست از نگاه منسوخ تجربه گرایی رها شده و با تاسیس روشی اسلامی ـ بومی در شیوه «تجزیه ، تحلیل و ترکیب» روابط پدیده ها و کمّی کردن نسبت بین آنها به دنبال پیوند حوزه نظر و عمل باشد و امکان ارائه معادلات اسلامی تصرف در عالم انسانی و طبیعی را فراهم آورد.۴ـ نهاد علم تمدن ساز: با دقت در توصیف شبکه علم تمدنی ، ضرورت بنا نهادن نهاد علم تمدنی اجتناب ناپذیر می باشد.نهادی که در آن در عین حفظ هویت حوزه ، دانشگاه و مراکز پژوهشی اجرایی و کاربردی، همه آنها با یک داد و ستد قاعده مند با یکدیگر در راستای اقامه تمدن نوین اسلامی حرکت کنند. به دیگر سخن طرح یک نهاد علم تمدنی به معنای نادیده گرفتن تکثرات درون‌نهادی نیست ولی پذیرش این تکثرات هم نباید تا آنجا پیش رود که اطلاق عنوان نهاد بر مجموعه‌ای متهافت، متناقض و برخوردار از مبانی و بناهای متکثر صرفا یک اطلاق لفظی و اعتباری باشد که ثمره نداشتن چنین نهاد علمی، طراحی الگوی ایرانی ، اسلامی پیشرفتی است که در آن مبانی نظری تنها به عنوان زینت المجالس در صدر سند الگوی پایه و الگوهای مشابه نشسته و در بخش طراحی افق و تدابیر با نگاهی کارشناسی و علمی آنهم مبتنی بر علوم رایج و با مبانی خاص و اخص در عرصه ها و موضوعات، ناتوان از ترسیم افق حرکت تمدنی انقلاب اسلامی گشته است.گام اول در تحقق نهاد علم تمدنی، تغییر در فرهنگ علمی کشور است به گونه ای که امام راحل فرمودند : «فرهنگ دانشگاهها و مراکز غیرحوزه ای به صورتی است که با تجربه و لمس واقعیتها بیشتر عادت کرده است، تا فرهنگ نظری و فلسفی. باید با تلفیق این دو فرهنگ و کم کردن فاصله ها، حوزه و دانشگاه درهم ذوب شوند، تا میدان برای گسترش و بسط معارف اسلام وسیعتر گردد».(۲۱ج/۹۹) متاسفانه هنوز با فاصله زیاد فرهنگی دو نهاد علمی کشور با یکدیگر، هنوز مسئله وحدت حوزه و دانشگاه لاینحل مانده است و هر دو نهاد تنها از درون نهاد خود به مسئله آنهم به صورت سطحی می¬نگرند و این آسیب هم ریشه در ضعف مشترک هر دو نهاد در عدم عینیت‌گرایی و مأموریت‌گرایی و سرعت اندک در پشتیبانی از نیازهای اجتماعی کنونی است و بالطبع مسئله نسبت حوزه و دانشگاه در سطح نهادی هنوز مورد خوانش دقیق و کارآمد سیاست‌گذاری قرار نگرفته است و این تعویق تاریخی سرعت تمهید‌گری تمدنی را خواهد کاست.گام دوم در تحقق نهاد علم تمدنی طراحی نرم افزارهای لازم جهت شکل گیری نهاد علم تمدنی است نرم افزار مدیریت شبکه ای تحقیقات و نرم افزار بانک توسعه تحقیقات و نرم افزار گفتگوی سازمانی سه ابزار مهم در شکل گیری نهاد علم و مدیریت تولید علم در راستای مدیریت جریان نیاز و ارضا اجتماعی و تمدنی می باشد.الف) نرم افزار مدیریت شبکه: در مديريت شبكه‏اى تحقيقات به صورت غیر متمرکز، شبکه¬ی ارتباطی روشمند بین سه مرکز حوزه، دانشگاه و مراکز تحقیقاتی اجرایی کشور ایجاد می¬گردد و از طريق هدایت انگيزه‏هاى تحقيقاتى، ارائه مدلها و روشهای کارآمد در تمامى سطوح تحقيقات «نظری، راهبردی وکاربردی» هماهنگی در طرح مسئله¬ها و پاسخ¬ها صورت می¬گیرد و بستر شکل گیری نهاد علمی واحد و منسجم را فراهم می آورد.ب)بانک توسعه اطلاعات: بانک توسعه اطلاعات نه به معنای مخزن جمع آوری اطلاعات ، بلکه به دنبال سازماندهی جریان گردش اطلاعات به گونه ای است که اطلاعات وحیانی مبنای تفکر اندیشمندان و معیار تکامل مدیریت جریان نیاز و ارضاء اجتماعی قرار گیرد. این دو نرم افزار پاسخی است به حل مسئله اجرایی نشدن نقشه علمی کشور.ج)نرم افزار گفتگوی سازمانی: گفتگوی سازمانی به معنای ساز و کار سوق دادن قاعده مند و متفاهم میان نهاد علمی جامعه و ساختار اجرایی برای جریان نظریات تولید شده در صحنه عملیاتی کشور و جلوگیری از عملکرد سلیقه¬ای است. این نرم افزار همچنین در ارتقا و کارآمدشدن کرسی¬های آزاد اندیشی و نظریه پردازی درجهت حل نیازهای عینی کشور ضروری می باشد.رهبر فرازنه الحمدالله در فرهنگستان علوم اسلامی و برمدار اندیشه های بلند استاد مرحوم علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی فلسفه شدن اسلامی تولید گردیده است فلسفه ای که ظرفیت ملاحظه نسبت های پدیده های متغییر را فراهم آورده و مبتنی براین فلسفه کلیات روش های تحقیق در سه حوزه «عقلانیت دینی ، نظری و تجربی» بدست آمده است و سه نرم افزار فوق جهت بنا نهادن نهاد علم تمدن ساز طراحی گردیده است. در ادامه ما سربازان فرهنگی شما با هدایت فکری استاد میرباقری بدنبال ارائه متقن این محصولات به جامعه علمی کشور می باشیم.در آخر با تقدیم سلام همکاران خود انشالله مشمول دعای حضرتعالی در توفیق عمل به انجام تکلیف خود گردیم.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته ]]> گزارش ، خبر Sat, 02 Feb 2019 13:40:24 GMT http://isaq.ir/vdcf.jdyiw6dycgiaw.html دیدار پژوهشگران حوزه تمدن با مقام معظم رهبری http://isaq.ir/vdcg.t9qrak9qypr4a.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی، جمعی از پژوهشگران حوزه تمدنی با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.***جمعی از اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی که در موضوع تمدن، کار علمی و تدوینی انجام داده بودند، عصر پنجشنبه 11 بهمن ماه با رهبر معظم انقلاب دیدار نمودند. در این جمع سی نفره، 6 نفر از  پژوهشگران فرهنگستان علوم اسلامی نیز دعوت شده بودند.آیت الله سید محمدمهدی میرباقری و حجج اسلام، عبدالعلی رضایی، محمدرضا خاکی قراملکی، مصطفی جمالی، علی محمدی و حسین مهدی زاده، از پژوهشگرانی بودند که به این جلسه دعوت بودند؛ البته با توجه به سفر استاد میرباقری، توفیق حضور در این جلسه میسر نبود؛ ولی 5 نفر دیگر در این دیدار حاضر شدند. همچنین حجت الاسلام دکتر جمالی در این جلسه با موضوع « نهاد علم تمدن سازی» مباحث خود را خدمت مقام معظم رهبری و اندیشمندان حاضر ارائه نمود. گزارش این جلسه را آقای حجت الاسلام علی محمدی اینگونه نگاشته است:پنج شنبه شب (۱۱/۱۱/۹۷)، جمعی از پژوهشگران عرصه تمدن، با مقام معظم در فضایی بسیار صمیمی دیدار کردند.  شروع جلسه با بیان ضرورت این جلسه و معرفی افراد توسط دکتر فرزاد جهان بین بود.و سپس تعدادی از پژوهشگران به ارائه نقطه نظرات خود پرداختند:آقای الویری با موضوع «بینش تمدنی»آقای طاهرزاده با موضوع «ریشه های افول تمدن غرب و زایش تمدن شیعی»آقای رهدار با موضوع «ظرفیت های تمدنی جهان اسلام»آقای خرمشاد با موضوع «انتظار تمدن ساز»آقای سیدمحمدحسین متولی با موضوع «ساختارسازی، چالش تمدنی انقلاب اسلامی»آقای واسطی با موضوع «فقه تمدن ساز»آقای عیوضی با موضوع «آینده پژوهی و تمدن سازی»آقای حبیب الله بابایی با موضوع «مسئله های اساسی تمدن سازی»آقای مصطفی جمالی با موضوع «نهاد علم تمدن ساز»آقای لک زایی با موضوع «شبکه سازی بین پژوهشگران عرصه تمدن و شکل گیری ستادی برای جهتگیری تمدنی ساختارهای کشور» همه ارائه ها تقریبا قابل قبول و از سطح علمی خوبی برخوردار بود.بعد از حدود یک ساعت ارائه اساتید، نوبت به بیانات حضرت آقا رسید. امهات فرمایشات ایشان به شرح زیر بود:خیلی خوشحال شدم از اینکه مسئله را از لحاظ نظری دنبال کرده اید. من از جلسه که بروم باید به خاطر بجثهای شما سجده شکر به جا بیاورم.مراقب باشید در بحثهای نظری غرق نشوید. باید تلاش کنیم، نظریه سازی ما ناظر به میدان و عمل باشد. (البته حضرت آقا در بعد از ارائه آقای متولی در واکنش به تاکید ایشان بر لزوم نظریه پردازی در ضمن عمل و عینیت، فرمودند که البته این کار بدون یک نظریه پیشینی امکان پذیر نیست.) این بحثها الان پراکنده است، در حالی که ما می خواهیم جریان اجتماعی درست کنیم. باید تشکلی درست شود که پراکندگی را پیوند دهد. البته تجربه نشان داده که ستادسازی و بنیادسازی هم نیست، راهگشا نیست. الان شما برای این کار «هفته تمدن» ایجاد کرده اید، به نظر من بهتر از اینکار برگزار کردن سمینارها و جلسات همفکری مثلاً نصف روزه است؛ جلساتی کوتاه و با فاصله کم. در این جلسات باید مشخص شود که حرف دیگران با سایر حرفها چه نسبتی دارد؟ و هر حرفی چگونه می تواند سایر حرفها را تکمیل کند؟وقتی ما صحبت از تمدن سازی می کنیم، فقط نمی خواهیم یک حرف را از سطح سیاسی عمیقتر کنیم؛ گو اینکه خیلی از انقلابهای بزرگ مانند انقلاب هند در همین سطح سیاسی باقی ماند و عمیق تر نشد. بلکه باید توجه کرد که شعار تمدن، طبیعتش بشری و جهانی است و باید به نحوی ارائه شود که مورد پذیرش عموم مردم قرار گیرد. البته شرط این جهانی شدن هم منوط به تشکیل جامعه اسلامی و شرط تشکیل جامعه اسلامی هم، تشکیل حکومت اسلامی (دولت اسلامی) است. ایجاد امید در خصوص امکان تمدن سازی اسلامی نیز با ایجاد حکومت و جامعه اسلامی ایجاد می شود. اگر بقیه ببینند که کشوری در مسیر آرمانهای خود باقی مانده است و خود را با آن منطبق کرده است، برای او امید ایجاد می شود. بنابراین، تشکیل حکومت و جامعه اسلامی، مقدمه واجب تشکیل تمدن اسلامی است. حرفی را پنجاه سال پیش از سیدقطب خوانده ام که کاملاً درست است. او نوشته بود که برای تبلیغ اسلام لازم نیست که مبلغ بفرستیم، بلکه اگر یک روستا را اسلامی بسازیم، خود آن بزرگترین تبلیغ است و به صورت طبیعی منتشر می شود. این تمدن را به نحو قابل فهمی به مردم کشور معرفی کنید. پایه های این تمدن از نظر من عبارتست از:«توحید»، «عبودیت» (عمل به احکام شریعت اسلام)، «کرامت انسانی» و «سبک زندگی». به نظر من محور این حرکت نیز انسان است. من مخالف محور بودن انسان نیستم و این معنای کرامت داشتن انسان است. البته انسانی محور است که توحید را پذیرفته و به مقام عبودیت رسیده است.در نظریه پردازی ها، کار و برنامه عملی داشته باشید. الان ما احتیاج به دولت اسلامی داریم. دولت اسلامی یعنی دولتی که هم تصمیماتش بر مبنای اسلام و شریعت اسلام باشد و هم مسئولینش ایمان و انگیزه لازم را داشته باشند و به کارآمدی اسلام مؤمن و معتقد باشند. مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل/۹۷)؛ این مؤمن بودن مسئله مهمی است. دولتی که می خواهد نظام اسلامی را پایداری کند، باید مؤمن و اسلامی باشد. باید با این جهتگیری وارد مسائل اصلی مانند عدالت، مردمی بودن نظام و سایر مسائل شوید. ما متأسفانه می بینیم که جامعه هنوز مرعوب تمدن رو به زوال غرب است. هنوز اسم فروشگاه ها و مغازه را «مآل» و «هایپر استار» و «کافی شاب» می گذارند. این ها نشانه مرعوب بودن است. شکستن این فضا، نیازمند شجاعت است. در خصوص فرمایش رهبری سه نکته برای بنده جالب توجه بود:مقام معظم رهبری به اسم گذاریها خیلی حساس هستند و اسم گذاری ها را یکی از منابع فهم سطح و عمق فرهنگ و روحیه یک ملت به حساب می آورند.بیان ضرورت «شبکه سازی» از طریق «جلسات همفکری نیم روزه و با فواصل کوتاه» شاید برای کمتر کسی به اندازه بنده خوشایند بود. این مسیری است که حدود دو سال است با جمعی از پژوهشگران جوان و فاضل فقه حکومتی و علم دینی شروع کرده ایم و با شکل دهی «دبیرخانه هم اندیشی فقه حکومتی و علم دینی»، به طور متوسط هر دو ماه یکبار، در جلسه ای سه، چهار ساعته خدمت اساتید رسیده ایم؛ هم با دیدگاه آنها آشناتر شده ایم و هم اشکالات و نقطه نظرات سایر اساتید را به ایشان منتقل کرده ایم. إن شاء الله از این پس نیز این مسیر را با انگیزه و جدیت بیشتر دنبال خواهیم کرد.هرچند محتوای ارائه اساتید خوب و قابل قبول بود، ولی دارای یک ضعف بزرگ بود و آن عدم توجه به مراحل پنجگانه تمدن سازی در اندیشه مقام معظم رهبری بود. برعکس، حضرت آقا هر مسئله ای که توسط اساتید طرح شده بود را در قالب این مراحل پنج گانه صورت بندی می کردند و مرحله دولت سازی و مرحله جامعه سازی را تأمین کننده این دغدغه ها معرفی می کردند. مثلاً ایشان حل معضل مشارکت مردم منطقه، امیدزایی و کارآمدی را در قالب تشکیل حکومت اسلامی (دولت اسلامی) حل شدنی دانستند. ]]> گفتگو ، گفتار Sat, 02 Feb 2019 12:57:22 GMT http://isaq.ir/vdcg.t9qrak9qypr4a.html لازمه‌ی تحقق دولت اسلامی، ایجاد فقه حکومتی است http://isaq.ir/vdce.e8zbjh8zf9bij.html به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، آیت الله سید محمدمهدی میرباقری در نشستی با عنوان «الگوی بانک در اقتصاد اسلامی» که به همت گروه مطالعات اقتصاد اسلامی، وابسته به مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، در دانشگاه باقرالعلوم قم برگزار شد، سخنانی بیان داشت که گزارش آن ارائه می گردد:***آیت الله میرباقری با اشاره به تئوری تمدنی رهبر معظم انقلاب مبنی بر اینکه خروجی انقلاب اسلامی باید تمدنی اسلامی و بدیل تمدن لیبرالیستی غرب باشد، گفت: برای رسیدن به مرحله‌ی تمدن سازی اسلامی برداشتن گام‌هایی لازم است که در زمان حیات امام خمینی(ره) ما توانستیم دو گام اساسی یعنی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی را برداریم.وی با بیان اینکه هیچ کدام از این مراحل الگو برداری از مدل‌های غربی نبوده و همگی اسلامی‌اند، افزود: امام(ره) جنس جدیدی از قدرت را طراحی کرد و با انقلاب توانست آن انسداد تاریخی در مسیر حرکت معنوی‌ را بشکند؛ تبلور نظام اسلامی در قانون اساسی است که متفاوت با سایرین است؛ فلذا الگوی نظام و انقلاب ما ظرفیت تبدیل شدن به الگویی برای سایر نظام‌های دنیا را دارد؛ اگرچه مشکلاتی هم دارد.رئیس فرهنگستان علوم اسلامی با اشاره به اینکه هم‌اکنون در آستانه‌ی تشکیل دولت اسلامی هستیم، ادامه داد: لازمه‌ی تحقق دولت اسلامی ترمیم و تکامل فقه و ایجاد فقه حکومتی است که در کنار تولید علوم انسانی اسلامی و داشتن الگویی اسلامی و ایرانی برای توسعه و پیشرفت، می‌تواند زمینه‌ی تحقق سبک زندگی اسلامی و دولت اسلامی و پس از آن جامعه و نهایتا تمدن اسلامی بشود.وی در خصوص موضوع جلسه ضمن قدردانی از طلاب جوان بابت داشتن شجاعت و جسارت نظریه پردازی و لزوم آن، اظهار کرد: اگرچه بایسته است انحصار نظریه پردازی در بزرگان و تقلید سایرین بشکند و سایرین نیز به این حوزه گام بگذارند اما این امیر خطیر ملزومات و شرایطی دارد.آیت الله میرباقری در خصوص این شرایط بیان کرد: اگر در کشور، بانک اطلاعاتی وجود داشت که این گمانه‌زنی‌ها را (که مقدمه‌ی ضروری نظریه‌پردازی است) تجمیع می‌کرد و با تعیین ارزش افزوده‌ی آن، امکان هم‌افزایی و نقد و نظر متقابل‌ را فراهم می‌کرد؛ شرایط برای نظریه‌پردازی مهیاتر بود اما در شرایط فعلی باید خود گروه‌ها و حلقه‌ها دست به کار شوند و با تشکیل کرسی‌های نظریه پردازی، این زمینه‌ را برای خود فراهم کنند.استاد حوزه علمیه قم، با اشاره به موضوع جلسه که نوعی نظریه پردازی در زمینه‌ی الگوی بانک در اقتصاد اسلامی است، گفت: این موضوع میان‌ رشته‌ای است و طرح آن در وهله‌ی اول نیازمند طرح گمانه‌ها با اساتید و نخبگان علوم اقتصادی، فقه است و همچنین به علت کلان بودن آن، باید جوانب مبنایی‌تر آن که مربوط به نظریات اجتماعی و مبانی فلسفی را در نظر گرفت.عضو خبرگان رهبری همچنین افزود: علاوه بر ملاحظات ساختاری و سخت‌افزاری یاد شده، باید نرم افزاری برای تبیین نحوه‌ی ترکیب منطقی میان عقل و وحی و تجربه نیز داشت تا بتوان به نظریه‌ای اسلامی در باب اقتصاد و بانکداری رسید والا ترکیبی ملوک الطوایفی بدست می‌آید و قید اسلامی صرفا امری شورای نگهبانی و سلبی خواهد بود نه اینکه جنبه‌ی ایجابی داشته باشد و دین برایش زیربنا باشد.وی در خصوص گروه‌هایی که در این زمینه فعال‌اند و مواجهه با آنان اجتناب ناپذیر است، ابراز کرد: سنتی‌ها از سویی و روشنفکران مدرنیست نیز از سویی دیگر رقبایی هستند که سرسختانه با شما مقابله خواهند کرد؛ لذا در وهله‌ی اول شما باید با گروه سوم که انقلابی‌های باورمند به امکان تحقق تمدن‌سازی اسلامی هستند، همراه شوید و نظریات خودرا در جمع آنان به اشتراک و مورد نقد و نظر بگذارید و پس از رسیدن به پختگی لازم، با دو گروه اول نیز مواجهه و دیالوگ داشته باشید و این مواجهه ضروری است ]]> گزارش ، خبر Sat, 26 Jan 2019 12:49:18 GMT http://isaq.ir/vdce.e8zbjh8zf9bij.html