فقه اجتماعی

ضرورت ورود فقه در تکامل نظام اجتماعی

آیت الله سید محمد مهدی میرباقری

11 تير 1397 ساعت 14:30

برویم به سمت اینکه تکامل نظام اجتماعی را برنامه ریزی کنیم، ما در دنیا حادثه ایجاد کنیم و آنها را وادار کنیم به اینکه در مقابل این حادثه، پاسخگو باشند. ما متصرف باشیم. تلقی‌ من ازسخن رهبر عزیز انقلاب که فرمودند «تمدن اسلامی اگر پیدا شد، نفوذ فرهنگی پیدا می‌کند» همین است. یعنی ما یک نظام جدیدی ایجاد کنیم که دشمن را تحت تأثیر فرهنگی قرار دهد


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از وسائل؛ آیت‌الله سید محمدمهدی میرباقری، رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم در سخنان خود در پنجاه و سومین نشست علمی معاونت پژوهش مرکز فقهی ائمه اطهار(ع)، به مسائلی چون چیستی فقه اجتماعی، جامعه و دولت مدرن و نسبت آنها با فقه و موضوع و مکلف در فقه پرداخته است. نوشتار پیش رو، متن تنظیم شده از این سخنرانی می باشد:


***






- مقدمه و تحذیرات بحث

«فقه اجتماعی» از موضوعاتی است که با این عنوان، سابقه تاریخی زیادی ندارد؛ گرچه بسیاری از تعریف‌هایی که از فقه اجتماعی می‌شود؛ ناظر به مسائلی است که در حوزه فقهی ما سابقه بیش از هزار ساله دارد، ولی با این عنوان، امر جدیدی است که باید مورد دقت قرار گیرد. من پیش از ورود، به نکاتی اشاره می کنم.

۱ـ اگر بنا است حوزه جدیدی از فقه پذیرفته شود، باید پژوهش در آن بر اساس روشی باشد که فقه برآن استوار بوده است. اساس این روش، بر استفراغ وسع در رسیدن به احکام الهی و تلاش در تعبدِ کامل نسبت به وحی و منابع دین است. بنابراین از روش‌هایی که حجیت ندارند باید به شدت پرهیز کرد. به تعبیر دیگر اگر بخواهیم دنبال پیشرفت و گسترش فقه باشیم، باید مبتنی بر همان روش تعبد به وحی، گسترش فقه را دنبال کنیم.

۲ـ باید دقت کنیم که بحث‌ها، رنگ و بوی سیاسی نگیرند. کار علمی و فرهنگی، نباید با سیاسی کاری آمیخته شود. از دو جانب هم دیده می‌شود. بعضی‌ها چون با حکومت زاویه دارند، فقه حکومتی را تخطئه می‌کنند. یعنی کاملا سیاسی برخورد می‌کنند و می‌گویند فقه، ایدئولوژیک می‌شود و نفی‌اش می‌کنند. این برخوردها در واقع علمی نیست. بحث باید با روش علمی انجام شود.

۳ـ چون در آغاز این راه هستیم، ممکن است خلط اصطلاح بشود. ما باید تلاش کنیم بحث، لفظی نشود که فقه حکومت است یا فقه حکومتی ؟! باید ببینیم واقعِ مسئله‌ چیست؟ آن را روشن کنیم و حل و فصل نمائیم.

۴ـ در حل و فصل واقعِ مسئله هم باید آن را به خوبی بشناسیم و تحلیل کنیم. ببینیم آیا مأموریت فقه پرداختن به این مسائل هست یا خیر؟ و اگر باید فقه به این مسائل بپردازد، در حل آنها بین عقلانیت استنباطی و عقلانیت علمی و اجرایی در جامعه چه نسبتی است؟ یعنی اگر شما در تصمیم گیری‌های اجتماعی، عقلانیتی دارید که سه بُعد «معرفت های دینی ، معرفت‌های علمی و معرفت‌های اجرایی» دارد که در حوزه برنامه ریزی هستند، اینها در حل مسائل اجتماعی چگونه به وحدت می‌رسند؟ هم چنین نحوه تعامل فقه با سایر دانش‌های اجتماعی را در حل این مسائل تعیین کنیم تا دایره فقه، آمیخته با فعالیت‌های دیگر نشود و در عین حال عرصه فقه را هم به دانش‌های دیگر بشری واگذار نکنیم. لذا باید از نقطه‌ای شروع کنیم که بشود این کثرت‌ها را حل و فصل کرد.



- چند احتمال در چیستی فقه اجتماعی

در باب «فقه اجتماعی» سخن‌های زیادی گفته شده است؛ همه هم قابل مطالعه و بسیاری هم قابل دفاع است، برخی هم سابقه تاریخی دارد. من فهرست کوتاهی از آنها عرض می‌کنم، البته بیش از اینها است:

بعضی فقه اجتماعی را پرداختن به مسائلی اجتماعی‌ مثل نماز جمعه و جماعت می‌دانند. این جزو فقه ما بوده، استنباط شده و مسئله جدیدی نیست.

گروهی بخشی از فقه را که مسائل نوپدید است، مثل رسانه، ترافیک، تجارت الکترونیک، بیمه، شرکت‌های سهامی جدید، بورس، بانک و بازار بورس و امثال اینها را فقه اجتماعی می دانند.

برخی نیز دایره فقه اجتماعی را مفاهیم جدیدِ اجتماعی می دانند که در حوزه دانشِ جامعه شناسی پیدا می‌شود و صورت مسئله برای فقه است. مثل مسئله سبک زندگی و جهانی شدن، پاسخ گویی به سوالاتی که جامعه شناسی، پیش روی ما قرار می‌دهد.

نگاه دیگری هم می گوید احکام وضعی و تکلیفیِ «جمع» بما هو جمع، البته منوط به