گفتگو درباره حوزه انقلابی

اقامه اجتماعی دین، رسالت حوزه انقلابی

حجت الاسلام و المسلمین پیروزمند

10 دی 1398 ساعت 19:19

انقلاب اسلامی برای اقامه اجتماعی دین بنیان گذاشته شده است، آن وقت طبیعی است با آن بن مایه و جوهره و مقصد اصلی، حوزه علمیه دارای یک هدف و کارکرد فرهنگی است و یک ارتباط نا گسستنی با فرهنگ پیدا می‌کند.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی به نقل از رسا، استاد حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پیروزمند در مورد رابطه انقلاب اسلامی و حوزه های علمیه و ویژگی های حوزه علمیه انقلابی مباحثی را در گفتگویی داشته اند که متن کامل آن ارائه می گردد:


***



 با عرض سلام و خسته نباشید؛ ابتدا برای خوانندگان ما مفهوم انقلاب، انقلابی گری و انقلابی ماندن را تبیین بفرمایید.

عرض سلام خدمت شما و خوانندگان محترم؛برای تعریف حوزه انقلابی باید یک ارتباط مستقیم و معناداری بین مسؤولیت و مأموریت حوزه با انقلابی گری برقرار کنیم و تا زمانی که انقلابی گری را یک وصف غیر لازم یا مفید ولی غیر ضروری برای حوزه های علمیه محسوب کنیم به درک عمیق و کاملی از انقلابی گری نمی رسیم.

انقلابی گری مغایر با حفظ قداست حوزه نیست

اگر انقلابی گری را مغایر با حفظ قداست حوزه و حفظ و انتقال میراث علمی گذشتگان به آینده قلمداد و تصور کنیم که این انقلابی گری به معنای حضور در میدان سیاستی است که هم حوزه را از تلاش علمی باز می دارد و هم باعث می‌شود بدنامی های دنیای سیاست، گریبان حوزه علمیه را بگیرد و به این ترتیب قداست و اعتماد و اعتبار حوزه علمیه را مخدوش کند طبیعتا با چنین درکی از انقلابی گری نتیجه همان تفکری می‌شود که امام راحل با شدت و با تکرار هم در حوزه و هم در بیرون حوزه آن را مورد نقد قرار می دادند و آن تفکر جدایی دین از سیاست بود.

این نگاه طبیعتا قابل تأیید نیست؛ نگاه دیگر توجه به مسائل اجتماعی و سیاسی را لازم می‌داند و همراهی سیاسی با انقلاب و تظاهرات و انتخابات را ضروری می‌داند و مردم را در این راه هدایت و حمایت می‌کند؛ این رویکرد طبیعتا یک گام به جلو هست و همراهی سیاسی با انقلاب را وظیفه خود می‌داند چه این که قاطبه حوزه علمیه چنین بوده و هستند ولی این ملاک و این نوع تعریف و تلقی از انقلابی گری هرچند تلقی درستی است ولی کامل و کافی نیست.

علت این مسأله این است که اگر انقلاب را یک پدیده صرفا سیاسی قلمداد کنیم آن وقت تعریف حوزه انقلابی می‌شود حوزه ای که مشارکت سیاسی با جمهوری اسلامی یا حمایت سیاسی از جمهوری اسلامی داشته باشد.

انقلاب اسلامی یک پدیده فرهنگی است

اگر انقلاب اسلامی را یک پدیده فرهنگی قلمداد کنیم که به واقع چنین است چون برای تحقق اسلام در عمل بنیان گذاشته شده و استمرار پیدا کرده است و در این مسیر تلاش کرده و در یک کلمه انقلاب اسلامی برای اقامه اجتماعی دین بنیان گذاشته شده است، آن وقت طبیعی است با آن بن مایه و جوهره و مقصد اصلی، حوزه علمیه دارای یک هدف و کارکرد فرهنگی است و یک ارتباط نا گسستنی با فرهنگ پیدا می‌کند.

ارتباط حوزه انقلابی با تمدن سازی و ظهور | بحث حوزه انقلابی مایه تفرقه نشود

 می توانید تعریفی کامل و جامعی از حوزه انقلابی بیان کنید؟

انقلاب اسلامی یک ذخیره عظیم و یک سرچشمه زلال غنی است در اختیار حوزه های علمیه برای این که بتوانند مأموریت خود را در مقیاس ملی و جهانی تحقق ببخشند، به همین دلیل طبیعتا حوزه انقلابی می‌شود حوزه ای که در اقامه اجتماعی دین نقش فرهنگی و نقش سیاسی خودش را به خوبی شناخته و در سطوح مختلف مسؤولیت پذیری می‌کند و فقط صرفا همراهی به معنای تأیید آنچه در خارج حوزه اتفاق می افتد نیست بلکه باید هم نقادی کند و هم هدایت گری و هم پشتیبانی علمی و سیاسی داشته باشد که در ادامه هم به آن می پردازیم.

 در عمل چطور می توانیم حوزه ای انقلابی داشته باشیم؟ راهکار شما برای این مسأله چیست؟

بنده طبیعتا اظهار نظری که می کنم به عنوان یک طلبه از ده ها هزار طلبه ای است که در حوزه علمیه مشغول تحصیل هستند و از پیرامون خود اطلاع دارند و قضاوت دقیق در این خصوص مستلزم اطلاعات جامعی است که در اختیار بنده نیست.

آنچه بنده از مشاهدات خودم می توانم عرض کنم این است که حوزه علمیه هرچه رو به جلو آمده بیشتر به اهمیت انقلاب پی برده و توانسته نسلی را تربیت کند که دغدغه های انقلاب را بیشتر دارند و بیشتر فهم می‌کنند و بیشتر برای آن تلاش می‌کنند.

تلاش غرب برای ایجاد انحراف فرهنگی در کشور

یک جهت این توجه هم مبنی بر اتفاقاتی است که حتی به صورت فراملی افتاده و حوزه های علمیه هم از آنها بی بهره نبوده است، منظورم از اتفاقات فراملی به عبارتی انحرافات فراگیر فرهنگی است که در مقیاس جهانی صورت گرفته و غرب هم تلاش زیادی برای امتداد دادن این انحرافات فرهنگی در کشورهای اسلامی عموما و جمهوری اسلامی خصوصا می کند؛ این توجه برای حوزه های علمیه هم حاصل شده است.

امروز حوزه های علمیه به همین خاطر بیش از پیش متوجه شده اند اگر حکومت با قدرت حاکمیت و با استفاده از اقتدار حکومتی در مقابل این جریان و این موج نایستد با حرکت های ایذایی و جسته گریخته و با حرکت هایی با توانمندی های محدودی مواجه خواهیم شد که ممکن است دفتر یک مرجع محترم تقلید یا طرفداران آن مرجع داشته باشند؛ این کار هرگز کافی نیست تا بتوانیم حرف اسلام را به گوش افراد طالب برسانیم تا چه برسد بخواهیم از تمدن سازی اسلامی و اقامه اجتماعی دین صحبت کنیم.

افزون بر این بعد فراملی که عرض کردم در بعد ملی طبیعتا تجربه ۴۰ ساله انقلاب اسلامی و فهم و درک اهمیت حکومت اسلامی برای حوزه های علمیه این زمینه را بیشتر فراهم کرده برای این که حرف خود را بهتر بتوانند بزنند و با تریبون های گسترده تری بتوانند حرف خود را به مخاطبان وسیع تری برسانند، بنابراین خدمات متقابلی که بین حوزه های علمیه و جمهوری اسلامی شکل گرفته را نباید نادیده بگیریم.


 برخی در صدد هستند تا معنای حوزه انقلابی را در شور و هیجانات سیاسی خلاصه کنند، نظر شما چیست؟

وقتی گفتیم حوزه انقلابی حوزه ای نیست که صرفا موضع گیری سیاسی در حمایت یا حتی هدایت سیاسی نظام داشته باشد معلوم می‌شود که فقط هیجانات سیاسی له یا علیه فردی که ضد انقلاب یا بی تفاوت نسبت به اهداف انقلاب باشند این کافی نیست؛ بلکه باید بپذیریم حوزه علمیه مهمترین نقش آن نقش فرهنگی یعنی تولید دانش و تولید نیروی انسانی توانمند و مسلح و مسلط به منابع اسلامی است.

رابطه حکومت و حوزه علمیه

این اتفاق در سنت گذشته حوزه های علمیه یعنی تولید دانش و انتقال دانش و تربیت نیروی انسانی بوده ولی آنچه در فصل جدید حرکت تاریخی و تکاملی جامعه تشیع صورت گرفته بحث به دست گرفتن حکومت و حاکمیت است و حوزه های علمیه در صورتی نقش انقلابی خودشان و نقش تاریخی خودشان را به خوبی ایفا می‌کنند که با نیازمندی های انقلاب در حال و آینده او پیوند بخورند و این پیوند وقتی صورت می گیرد که نیازمندی های استمرار و بقا و تقویت انقلاب اسلامی را بشناسیم و سهم خودمان را در پاسخگویی به این نیاز ادا کنیم.

سهم خودمان منظور بیشتر بحث علمی و دانشی و عقبه علمی انقلاب اسلامی است، در این صورت اولا در مسیر مأموریت ذاتی حوزه های علمیه حرکت کرده ایم و ثانیا آن کار و خدمتی را به انقلاب و جمهوری اسلامی ارائه داده ایم که قاعدتا از نهاد دیگری نباید انتظار داشت که این مسؤولیت را بپذیرد.

حوزه های علمیه در قبال حکومت چه وظایفی برعهده دارند؟

این باور را نباید انکار کرد که انقلاب و نیازمندی های فرهنگی آن بیش از پیش رشد پیدا کرده ولی آن چیزی که باید با شتاب بیشتری اتفاق بیافتد این است که روی جنبه تأمین عقبه فکری و علمی و فرهنگی جمهوری اسلامی توسط حوزه های علمیه بیش از پیش تلاش شود تا ببینیم چطور می توان به نیازمندی های حکومت پاسخ بدهیم.

حوزه علمیه و نیازمندی های مختلف حکومت اسلامی

منظور از نیامندی های حکومت، صرفا نیازمندی های سیاسی نیست که اگر حکومت یک موضع گیری کرد حوزه های علمیه چشم بسته نخواهند مورد حمایت قرار بدهند، و با چشم باز مسأله ای سیاسی یا حکومتی را مورد حمایت یا انتقاد قرار بدهند، بلکه کارویژه روحانیت در ارتباط با حاکمیت می تواند مسؤولیت سیاسی نباشد بلکه می‌تواند مسؤولیت فرهنگی باشد.

از این رو می خواهم عرض کنیم باید فکر کنیم که در مورد مسائلی مثل فقه حکومتی یا تأثیر این نیازمندی ها در دستگاه علوم عقلی یا علم تفسیر و سایر علوم رییسه یا علم اخلاق و عرفان چه کارهایی باید انجام بدهیم و چه بالندگی باید در این دانش های صورت بگیرد تا حوزه های علمیه بتواند در عرصه الگوی پیشرفت و سبک زندگی و اخلاق و معنویت و تبیین زوایای عدالت و آزادی در جامعه و تحول علوم انسانی و اسلامی و مهندسی فرهنگی کشور و عرصه تحول نظام آموزشی و متون آموزشی و در عرصه تعلیم و تربیت و عرصه خانواده و کاهش ناهنجاری های خانواده و مسائلی از این دست بتواند در عرصه تحول اداری و اصلاح ساختارهای مدیریتی در کشور و امثال این ها بتوانند نقش مؤثر تری ایفا کنند.

نقش مؤثر حوزه در انقلاب، فرهنگ سازی است نه کارهای اجرایی

وقتی می گوییم نقش مؤثرتر منظور این نیست که حوزه های علمیه باید جایگزین مسؤولیت پذیری دانشگاه ها یا مدیران دستگاه های اجرایی باشند بلکه باید حوزه های علمیه نقش اثر گذاری در حوزه فرهنگ اسلامی در این موارد داشته باشد و حوزه انقلابی یعنی حوزه ای که نسبت به این موضوعات به صورت هوشمند و فعال برخورد کند.

ارتباط حوزه انقلابی با تمدن سازی و ظهور | بحث حوزه انقلابی مایه تفرقه نشود

 شما چه ارتباطی بین حوزه انقلابی، تمدن سازی، انتظار و زمینه سازی برای ظهور دولت موعود می بینید؟

این که حوزه علمیه باید مروج فرهنگ مهدویت باشد و عموم مؤمنان و شیعیان را به انتظار عدل مهدوی دعوت بکند این قبل از انقلاب بوده و الان هم هست و باید استمرار پیدا بکند، ولی باید گفت تلقی از انتظار متناسب با انقلاب اسلامی و فرصتی که انقلاب اسلامی در اختیار مسلمانان و شیعیان گذاشته به نظرم ارتقا پیدا کرده است.

الان می توانیم تصور بهتری از جامعه منتظر داشته باشیم، جامعه منتظر غیر از این که تک تک انسان ها انتظار عدل مهدوی را می کِشند و غیر از این که تک تک انسان ها انتظار را به معنای توقف تلقی نمی‌کنند بلکه به معنای حرکت و آماده شدن برای درک محضر و همراهی با ولایت امام قلمداد می‌کنند، جامعه منتظر یعنی جامعه ای که تمرین حرکت جمعی بر محور ولایت امام کرده و می‌کند و به الزامات آن تن می دهد و به سختی های آن انس دارد.

جامعه منتظر اهل تحول و صلابت است

جامعه منتظر اهل تحول و صلابت است، اهل معرفت و بصیرت و تبعیت و دشمن شناسی است و جامعه ای آرمان خواه و تحول خواه بوده و اهل تلاش و مجاهدت و سایر ویژگی هایی است که یک جامعه ای را به سمت ظهور حرکت می دهد و زمینه سازی ظهور را در رفتار اجتماعی خودش تجربه می‌کند.

اگر ما جامعه منتظر را این گونه معنا کنیم آن وقت اهمیت تمدن نوین اسلامی در مسیر ظهور ولایت عظمای امام عصر(عج) معنای روشن تری پیدا می‌کند، این حرکت جمعی و تلاش جمعی بر محور امام وقتی شکل اجتماعی به خودش می گیرد که سازو کار ها و ابزار ها و روش ها و ساختارها و محصولات اجتماعی بهره می گیرد و این ها را تحت تأثیر خودش قرار می دهد و شکل می دهد این همان تمدن اسلامی است که از آن سخن می گوییم.

رابطه حوزه انقلابی و انتظار

ربط این مسأله با حوزه انقلابی این است که حوزه انقلابی حوزه ای است که نقش خودش را در این تمدن سازی نوین اسلامی به خوبی شناخته و عمل می‌کند، بنابراین حوزه انقلابی در صورتی پیوند با جامعه مهدوی پیدا می‌کند و در مسیر ولایت عظمای امام عصر(عج) حرکت کرده است که متناسب با این فرصت تاریخی که انقلاب اسلامی در اختیار ما قرار داده است یعنی در مسیر تمدن سازی اسلامی حرکت کند، چراکه تمدن سازی بدون ولایت و ولی فقیه و تبعیت فراگیر از او امکان پذیر نیست.

 در پایان اگر نکته ای برای توضیح بیشتر لازم می دانید بفرمایید؟

نکته پایانی من این است که باید توجه کنیم؛ پرداختن به حوزه انقلابی و ویژگی های آن و این که چه کسی انقلابی هست یا نیست خودش نباید عاملی برای چند قطبی شدن حوزه های علمیه و تفکیک و تجزیه بیش از پیش توان حوزه های علمیه در فهم و تبلیغ و اقامه اسلام بشود.

مقوله حوزه انقلابی فضای حوزه را دو قطبی نکند

حوزه انقلابی باید موضع وحدت باشد و جهت گیری حوزویان را همسو بکند و اگر از این زاویه به موضوع نگاه کنیم توجه می کنیم که حتی کسانی که مسؤولیت حوزه را در امتداد تلاش گذشتگان صرفا تعریف می‌کنند آن هم حتما دارند بخشی از مسؤولیتی که باید حوزه های علمیه به عهده بگیرند را انجام می دهند و نهایت این است که باید این تلاش تکمیل و مضاعف شود و نباید به هم با نظر بدبینی نگاه کنیم و این را عاملی برای متهم کردن دیگران قلمداد کنیم بلکه باید عاملی برای تحرک بیشتر و انسجام بیشتر و وحدت بیشتر در حوزه های علمیه بدانیم.


کد مطلب: 1173

آدرس مطلب: http://isaq.ir/vdcd.50f2yt0fsa26y.html

فرهنگستان علوم اسلامی قم  http://isaq.ir