یادداشت

اقامه زکات، گامی به سوی اقتصاد مقاومتی(بخش سوم)

اسماعیل پرور

26 ارديبهشت 1398 ساعت 13:07

برای رونق بخشیدن به حکم زکات و احیای این فریضه الهی در جامعه اسلامی، فعالیت‌های مختلفی باید صورت گیرد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، استاد اسماعیل پرور در سه بخش به بررسی جایگاه زکات در اقتصاد مقاومتی پرداخت، فصل اول و فصل دوم آن قبلاً ارائه شده بود که بخش سوم آن در متن ذیل تقدیم می شود:


***



فصل سوم ـ راه کارها
برای رونق بخشیدن به حکم زکات و احیای این فریضه الهی در جامعه اسلامی، فعالیت‌های مختلفی باید صورت گیرد که دراین قسمت به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.
۱ ـ تبلیغ و اطلاع رسانی
رفع مهجوریت از حکم زکات قبل از هر چیز نیاز به تبلیغ و اطلاع رسانی مناسب دارد. چون متأسفانه هم اکنون وضعیتی پیش آمده که بسیاری از مردم و حتی مسئولین جامعه اسلامی از جایگاه حکم زکات و نقش و کارآمدی آن در ساماندهی زندگی اجتماعی بی خبر هستند و هرگز تصور نمی‌کنند که زکات می‌تواند محور طراحی یک نظام جامع اقتصادی قرار گیرد. در واقع حکم زکات امروزه در یک انزوای علمی و فرهنگی قرار گرفته و ارزش و اهمیت آن مورد غفلت واقع شده است. لذا در نخستین گام باید به تبلیغ و اطلاع رسانی پرداخت تا این انزوا و غفلت برطرف شود.
در این راستا سخن گفتن از ده‌ها آیه و صدها روایت مرتبط با زکات وطرح و تبیین پیام‌های این آیات و روایات می‌تواند کارگشا باشد. درست است که امروزه اکثر مردم خود را مخاطب حکم زکات نمی‌دانند و حتی برخی تصور می‌کنند که حکم زکات مربوط به زمان‌های قدیم بوده و امروز دیگر دلیلی برای تبلیغ درمورد این حکم وجود ندارد، ولی اطلاع رسانی دقیق در مورد این امر و تأکید بر میزان اهمیت و اهتمامی که شارع مقدس برای زکات قائل است، می‌تواند تا حدودی در اصلاح نگرش عمومی نسبت به این حکم مؤثر باشد.
۲ ـ اصلاح سبک زندگی
گام دیگری که در راستای احیای حکم زکات باید برداشته شود اصلاح سبک زندگی است. همان گونه که اشاره شد سبک زندگی موجود که تا حدود زیادی متأثر از فرهنگ غرب است، باعث مهجوریت حکم زکات شده و عرصه را بر تحقق این حکم تنگ کرده است. لذا باید برای اصلاح و تغییر آن حرکتی جدّی صورت گیرد. البته می دانیم که عوض کردن سبک زندگی، یک امر دشوار و زمان بر است. ولی ما حتی اگر نتوانیم سبک زندگی موجود را تغییر دهیم، می‌توانیم نحوه تعارض این سبک زندگی با حکم زکات را تبیین نماییم و چشم اندازی از یک سبک زندگی مطلوب که در آن حکم زکات رونق دارد، را ترسیم نماییم.
در همین رابطه ابتدا از بحث انعام و چارپایان شروع می‌کنیم. چون یکی از موضوعات حکم زکات انعام ثلاثه (شتر، گاو و گوسفند) است. در سبک زندگی مبتنی بر حکم زکات، نقش انعام در زندگی انسان‌ها بسیار پر رنگ تر از آن چیزی است که امروز مشاهده می‌کنیم. یعنی همان سبک زندگی که تا یکی دو قرن گذشته در جامعه ما رواج داشت. در آن سبک زندگی انسان و دام در کنار یکدیگر زندگی می‌کردند. البته آن سبک زندگی لوازم متعددی داشت و نه تنها نقشه معماری خانه‌ها، بلکه حتی الگوی شهرسازی، حمل و نقل، اشتغال، تغذیه، صنایع دستی و حتی نحوه تهیه سوخت برای پخت غذا یا مقابله با سرما را نیز تحت تأثیر قرار می‌داد. یعنی مثلاً بسیاری از خانه‌ها در گوشه‌ای از حیاط یا در محوطه پشت محل سکونت، دارای آغل برای نگهداری دام بود و شغل برخی افراد یا حداقل بخشی از اوقات فراغت بسیاری از افراد صرف رسیدگی به امور دام‌ها می‌شد. همچنین هر گاه کمترین سرمایه‌ای به دست افراد می‌رسید اقدام به خرید یک یا چند دام کوچک می‌کرد تا پس از مدتی از سود حاصل از رشد و نمو این دام‌ها استفاده کند.
نکته عجیب آن که در فرهنگ قرآنی مسئله «انعام» به نحو چشمگیری مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. قرآن کریم از انعام به عنوان امری که از آسمان نازل شده است یاد می‌کند و آن را مایه امداد و یاری انسان می‌داند. همچنین دو بار این نکته را یادآوری می‌فرماید که برای شما در انعام، عبرت‌هاست. و سپس از فواید مختلف انعام سخن می‌گوید و گوشت و شیر آن‌ها را مثال می زند. و تهیه لباس و چادر برای سکونت را بیان می‌فرماید و آن‌ها را وسیله‌ای برای سوار شدن معرفی می‌کند.
قرآن کریم در چند مورد بحث منفعت داشتن برخی امور را مطرح می‌کند که از جمله آن‌ها منافع کشتی رانی در دریاها و منافع آهن است ولی بیش از همه به بیان منافع انعام می‌پردازد و حتی در یک مورد از «منافع کثیره» برای انعام یاد می‌کند. که این‌ها همه بیانگر اهمیت انعام است. به تعبیری می‌توان گفت که در فرهنگ قرآنی، یکی از مهم‌ترین راههای دست یابی به توسعه و ایجاد ارزش افزوده، سرمایه گذای در زمینه دام و انعام ثلاثه (شتر، گاو و گوسفند) است که علاوه بر گوشت، شیر، پوست و پشم یا کُرک و مو دارای منافع کثیره دیگری است.
ضمن این که انعام علاوه بر منافع مادی دارای برخی منافع روحی و روانی هم هست که قرآن از آن به عنوان جمال و زیبایی یاد می‌کند. «و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون» و برای شما در آن‌ها زیبایی است آن گاه که شامگاهان آن‌ها از چرا باز می‌گردانید و صبحگاهان آن‌ها را به چرا می‌فرستید.
بنابراین یکی از راه های احیای زکات، تقویت امر دامداری و توجه بیشتر به انعام ثلاثه (شتر، گاو، گوسفند) است که این امر به نوبه خود در استقلال کشور و ایجاد اشتغال بسیار موثر بوده و به عبارتی یکی از طرح های مناسب برای تحقق اقتصاد مقاومتی است.
نکته دوم بحث غلّات اربعه (یعنی گندم، جو، خرما و کشمش) است که در سبک زندگی مطلوب باید حضور این غلات در سبد غذایی مردم پررنگ تر باشد. در این رابطه نیز همان سبک زندگی که در یکی دو قرن گذشته رواج داشت با حکم زکات سازگارتر بود. زیرا در آن زمان هر خانه‌ای دارای یک محل مناسب برای نگهداری گندم و جو بود و یا حداقل این که دارای تنور بود و نان مورد نیاز اهالی خانه به وسیله همین تنور تهیه می‌شد. همان گونه که می دانیم در منابع اسلامی تأکید شده که تهیه نان در درون خانه نسبت به خرید آن از بیرون خانه ارزش بیشتری دارد و با حفظ عزّت و استقلال مؤمن ارتباط بهتری برقرار می‌کند. یعنی در سبک زندگی مطلوب، نقشه معماری خانه‌ها باید به گونه‌ای طراحی شود که امکان نصب تنور و تهیه نان در داخل خانه وجود داشته باشد.
ضمن این که در تنظیم الگوی تغذیه نیز باید تلاش کرد تا نان و سایر غذاهایی که از گندم و جو تهیه می‌شود نسبت به محصولات دیگری چون برنج، ذرّت، سویا، قارچ و مانند آن اولویت داشته باشد. البته در صورت وجود تنور مناسب، امکان تهیه نان‌های متنوع در داخل منزل به خوبی فراهم می‌شود.
متأسفانه در حال حاضر وضعیت مصرف نان در کشور ما اصلاً مناسب نیست، تا آنجا که طبق برخی آمارها یک سوم نان‌های تولید شده دور ریخته می‌شود. این بیانگر آن است که الگوی تهیه نان از بیرون خانه، الگوی مناسبی نیست و ناکارآمدی آن در چند دهه گذشته به خوبی روشن شده است. در هر صورت اگر مدیریت نگهداری گندم به دست خود مردم باشد و این گندم‌ها به تدریج و متناسب با نیاز خود اهل خانه آرد شوند و سپس برنامه پخت نیز در داخل خانه، طراحی و اجرا گردد علاوه بر افزایش کیفیت نان، از اسراف در این بخش نیز جلوگیری می‌شود.
در مورد خرما و انگور (کشمش) هم باید توجه داشت که قرآن کریم بارها از این دو نوع میوه یاد کرده و گاه از آن‌ها به عنوان «جنّات من نخیل و اعناب» نام برده است. همان گونه که می دانیم درخت خرما و انگور فواید فراوانی دارندو میوه‌های آن‌ها در طول سال به صورت تازه یا خشک مورد استفاده قرار می‌گیرند. در سوره نحل وقتی از نعمت‌های الهی سخن به میان می‌آید قرآن کریم نام خرما و انگور را نیز مطرح کرده و سپس می‌فرماید: «و از میوه‌های آن، شراب مست کننده یا رزق حسن می‌گیرید» به نظر می‌رسد منظور از رزق حسن، شیره و سرکه و محصولاتی مانند آن باشد که از خرما و انگور به دست می‌آید. با توجه به جایگاهی که شراب در جوامع غیر اسلامی دارد اهمیت این نوع موضوعاتی که در مقابل آن مطرح شده‌اند، بیشتر روشن می‌شود.
شراب از دیرباز یک ابزار مهم شیطان برای گمراهی انسان بوده و در طول تاریخ نقش مهمی را در زندگی غیر مسلمانان ایفا کرده است. البته در همه ادیان آسمانی، شراب ممنوع و حرام بوده است ولی متأسفانه این حکم مهم دستخوش تحریف شده است. در روایتی از امام رضا (ع) آمده است که آن حضرت فرمودند:
«ما بعثت الله نبیّا قطّ الا بتحریم الخمر» خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرمود مگر آن که شراب را حرام کرده بود.
تنها با نگاهی اجمالی به وضعیت شراب در دنیای امروز می‌توان دریافت که صنعت تولید شراب هم اکنون چه صنعت بزرگ و پردرآمدی است و چگونه بسیاری از مردم جهان، حتی در برخی از کشورهای اسلامی، از این محصول استفاده می‌کنند. تنّوعی که هم اکنون در مشروبات الکلی وجود دارد، بسیاری بالاست و انواع مختلفی از مشروبات با طعم‌ها، رنگ‌ها و درصد الکل‌های متفاوت برای انواع گوناگون مجالس و مشتریان تولید می‌شود. ضمن این که مصرف مشروبات الکلی در کشورهای غیر اسلامی نه تنها یک کار زشت و ناپسند محسوب نمی‌شود، بلکه یک امر عادی و در مواردی یک حرکت ارزشمند و پرافتخار به شمار می‌آید و در مجالس رسمی از مهمانان به وسیله شراب پذیرایی می‌شود.
همان گونه که اشاره شد از تقابل بین شراب با سرکه و شیره می‌توان به اهمیت این فرآورده‌های خرما و انگور پی برد و نقشی که این دو نوع محصول در سلامت جسمی و قوّت روحی مؤمنین می‌تواند ایفا کند را دریافت. البته جای تأسف است که در زمینه تولید، بسته بندی و تنوع در کمیت و کیفیت این نوع محصولات و نیز در مورد نحوه افزایش مصرف آن‌ها، پژوهش و سرمایه گذاری خاصی صورت نمی‌گیرد.
با این حال نکته مهم آن است که این دسته از موضوعات می‌توانند در اقتصاد جامعه نقشی ویژه ایفا کنند. متأسفانه امروزه در برنامه‌های توسعه کشاورزی به جای آن که باغ‌های خرما و انگور (نخلستان و تاکستان یا به تعبیر زیبای قرآن «جنات من نخیل و اعناب») مورد توجه و حمایت قرار گیرند بخش زیادی از سرمایه‌ها به تأسیس گلخانه یا کاشت ذرت، سویا، قارچ و مانند آن اختصاص می‌یابد که در مقایسه با آن نوع محصولات از ارزش بسیار کمتری برخوردارند.
۳ ـ تغییر نظام پولی
همان گونه که قبلاً اشاره شد یکی از موضوعات زکات، پول است، بلکه به نظر می‌رسد تنها حکم شرعی که موضوع آن به صورت مستقیم پول است، همین حکم زکات است. لذا کسانی که به تبع فرهنگ قرآنی در صدد اقامه زکات هستند باید نسبت به مسئله پول و تغییرات آن حساس باشند و اجازه ندهند که مدیریت تغییر این موضوع به دست کسانی باشد که اساساً عقیده‌ای به حکم زکات نداشته و یا حتی جزو مخالفان این حکم به شمار می‌آیند.
با این حال باید توجه داشت که بحث پول، بحث پیچیده و دشواری است و تغییر نظام پولی و هماهنگ ساختن آن با حکم زکات به سادگی امکان پذیر نمی باشد. می دانیم که جهان غرب در طول نزدیک به دو قرن گذشته تحولات زیادی در حوزه پول و نظام پولی ایجاد کرده و ماهیت پول و روابط آن را به کلی تغییر داده است. از این رو برای اصلاح نظام پولی باید این تغییرات را شناخت و از اهداف پیدا و پنهان آن آگاه شد.
تغییراتی که غربی ها در پول ایجاد کرده اند چند هدف عمده دنبال می کند. نخستین هدف این تغییرات، افزایش سرعت چرخش پول و سهولت در حمل و نقل و جابه جایی آن است. پول حقیقی، یعنی طلاه و نقره یا درهم و دینار، از سرعت چرخش نسبتاً پایینی برخوردار بوده و جابه جایی آن، خصوصاً برای معادلات کلان، دشوار است. جهان غرب پس از رنسانس با یک تحول بزرگ در حوزه اقتصادی همراه بود و نیاز به انجام معاملات کلان و گسترده در طول هر روز داشت. لذا دست به خلق پول اعتباری، یعنی همان پول کاغذی یا اسکناس، زد و از این طریق نخستین تغییر را در ماهیت پول ایجاد کرد.
تغییر ماهیت پول و تبدیل پول حقیقی به پول اعتباری، یک تحول بزرگ در عرصه اقتصاد بود و آثار ولوازم فراوانی به دنبال داشت. نخستین اثر این تحول، «افزایش سرعت چرخش پول» بود. «میزان سرعت چرخش پول» از نظر اقتصاددانان یک امر مهم است و خصوصاً در رابطه بین پول و کالا بر ارزش پول تأثیر می گذارد. به این معنا که هر چه سرعت چرخش پول بالا رود از ارزش پول در برابر کالا کاسته می شود و هر چه این سرعت پایین آید ارزش پول در برابر کالا افزایش می یابد. لذا با تبدیل پول حقیقی به پول اعتباری فرآیند کاهش ارزش پول آغاز گردید و این فرآیند سالهاست که ادامه دارد.
اثر مهم دیگری که این تغییر روند تحولات به دنبال داشت این که پول به یک امر «مدیریت پذیر» تبدیل شد که ابعاد مختلف آن به راحتی قابل تصرف گردید و امکان برنامه ریزی برای تغییر نوع پول رایج در بازار، حجم پول و حتی میزان ارزش و اعتبار آن در کوتاه مدت فراهم شد. البته این ویژگی همه امور اعتباری است که ابعاد مختلف آن به آسانی قابل تغییر و تبدیل است چون خصوصیت امور اعتباری تابع خواست و اراده اعتبارکنندگان بوده و هویّت واقعی ندارد. تا آن زمان که پول حقیقی در جامعه رواج داشت حجم پول تابع میزان طلاه و نقره های موجود در بازار بود و بیش از آن امکان نداشت که پول وارد بازار شود، ولی امروزه سرنوشت این مسئله در چاپخانه هایی که پول چاپ می کنند رقم می خورد و افزایش حجم پول هیچ مانع و محدودیتی ندارد.
متأسفانه حجم پول موجود در بازار نیز از آن دسته عواملی است که بر میزان ارزش پول بسیار تأثیر می گذارد. لذا هر نوبت که بانک مرکزی اقدام به چاپ پول جدید می کند این کار، خواسته یا ناخواسته، بر ارزش پولی که در جیب تک تک افراد جامعه است تأثیر می گذارد و ارزش یا قدرت خرید آن را در قبال اجناس و کالاهای موجود در جامعه پایین می آورد.
هدف مهم دیگری که در جریان تغییر پول دنبال می شد حاکمیت بانک و نظام بانکی بر مسئله پول است که از نظر اقتصاددانان غربی یک امر بسیار حساس و سرنوشت ساز به شمار می آید. یعنی در نظام سرمایه داری، جایگاه بانک و موسسات پولی و مالی نسبت به سایر مراکز و بنگاه های اقتصادی، اعم از تولیدی، توزیعی یا خدماتی، بایدجایگاهی رفیع تر و کلیدی تر باشد تا اهداف و سیاست های نظام سرمایه داری به خوبی تأمین شود. این در حالی است که اگر پول رایج در جامعه پول حقیقی باشد امکان برجسته شدن موقعیت بانک در نظام اقتصادی وجود ندارد.
ضمن این که پایه بانک و موسسات مالی و اعتباری بر اساس نرخ سود پول یا همان «ربا» بنا نهاده شده و حیات آنها به این امر بستگی دارد. چون تداوم فعالیت بانک، بر خلاف صندوق های قرض الحسنه، بدون گرفتن سود پول ممکن نیست و اصلاً پرداخت وام های بدون بهره در نظام سرمایه داری یک امر معقول به شما نمی آید.
بنابراین داستان تغییر پول، که از یک امر به ظاهر ساده، یعنی افزایش سرعت چرخش پول آغاز شده بود در نهایت به حاکمیت بانک و موسسات مالی و اعتباری بر شریان های مهم اقتصادی و جریان یافتن ربا در همه بخش ها ختم می شود و بدین ترتیب نه تنها حکم زکات از همان ابتدا متروک و مهجور می شود، بلکه ربا که نقطه مقابل زکات است، در پیکره اقتصاد جامعه به جریان می افتد و سود پول در همه فعالیت های کوچک و بزرگ اقتصادی، وارد شده و به عنوان یک عامل اساسی مورد دقت و محاسبه قرار می گیرد.
در همین راستا تحول دیگری که در حوزه پول و نظام پولی صورت گرفت، پیدایش پول اعتباری و طرح خرید به وسیله عابر بانک ها بود، که این امر نیز اگر چه به ظاهر به منظور ایجاد سهولت در مبادلات اقتصادی است، ولی در واقع باز هم از یک سو سرعت چرخش پول را به نحو شگفت آوری افزایش می دهد و از سوی دیگر حاکمیت بانک ها بر نظام پولی و اقتصادی را چند برابر می کند، تا آنجا که امروزه دیگر عمومی حتی پول کاغذی نیز همراه خود ندارند بلکه همه مبادلات خود را به وسیله کارت انجام می دهند. یعنی تمام پول موجود در جامعه، حتی پول های تک تک افراد، در داخل شبکه بانکی است و هر فردی هر معامله‌ای که انجام می دهد فقط درون این شبکه بانکی، پولی را جابه جا می کند. لذا قدرت استفاده و بهره برداری بانک ها از پول موجود در جامعه به شدت افزایش پیدا کرده و به تعبیری سلطه شبکه بانکی بر نظام پولی به حدّ اعلا رسیده است.
برای اصلاح این وضعیت و ایجاد یک نظام پولی هماهنگ با حکم زکات، بسیاری از صاحب نظران پیشنهاد ترویج دوباره پول های حقیقی در جامعه را مطرح کرده و از لزوم ضرب سکّه های طلا و نقره و استفاده از آن به عنوان پول و ابزار مبادله سخن گفته اند. بی شک این یک امر اجتناب ناپذیر است، یعنی حتماً باید به فکر ترویج دوباره پول حقیقی در جامعه بود، ولی مهم نحوه تحقق این امر است که باید به شکلی آرام، تدریجی و با برنامه صورت گیرد. ضمن این که رواج دوباره پول حقیقی حتماً به معنای حذف پول اعتباری و کنار گذاشتن آن از عرصه مبادلات نیست، بلکه ما می توانیم در دوران گذار از وضعیت پولی موجود و دست یافتن به یک نظام پولی مطلوب، از یک برنامه ترکیبی استفاده کنیم که در آن هم پول حقیقی و هم پول اعتباری، به عنوان ابزار مبادله در بازار مورد استفاده قرار گیرند. البته از آنجا که هم اکنون پول اعتباری در جامعه رواج دارد فعلاً فقط باید به فکر ارائه یک طرح مناسب برای رواج سکّه های طلا و نقره در بازار بود تا مبادله و خرید و فروش به وسیله این سکّه ها نیز امکان پذیر گردد.
تحقق این مهم، یعنی ورود سکّه های طلا و نقره به عنوان پول و ابزار مبادله به بازار اقتصاد، با حمایت دولت و همکاری مردم به راحتی امکان پذیر است. مثلاً دولت می تواند حقوق آن دسته از کارمندان که مایل هستند را به وسیله پول حقیقی پرداخت کند و در مراکز دولتی در قبال فروش کالا و خدمات، همین نوع پول را بپذیرد. در واقع برای رواج پول حقیقی در جامعه هیچ مانع جدّی وجود ندارد، بلکه فقط یک عامل روانی مانع تحقق این امر است. و الاّ همان گونه که طلا فروشی ها انواع سکّه های کوچک و بزرگ طلا می پذیرند و در قبال آن پول کاغذی پرداخت می کنند، سایر فروشگاه ها و مراکز خدماتی نیز می توانند این سکّه ها را به عنوان پول قبول کرده و در قبال آن کالا و خدمات پرداخت کنند.
پس رونق بخشیدن به پول حقیقی چندن دشوار نیست، بلکه مهم رصد کردن آثار و لوازم این امر است چون به هر نسبت که پول حقیقی رونق یابد از سلطه شبکه بانکی بر نظام پولی کاسته می شود و در عین حال زمینه برای تعلق گرفتن زکات به پول فراهم می شود. در مجموع به نظر می رسد اعتبار بخشیدن به پول حقیقی و وارد کردن آن، (به عنوان یک ابزار مبادله)، به چرخه اقتصاد و تجارت، گامی مهم در مسیر اصلاح وضعیت پول و دست یافتن به یک نظام مطلوب پولی است که در آن زمینه های ترویج ربا محدود شده و بسترهای تحقق حکم زکات فراهم‌تر می‌گردد و در نهایت آرمان دست یافتن به اقتصاد مقاومتی را محقق می‌سازد


کد مطلب: 1162

آدرس مطلب: http://isaq.ir/vdcb.0b8urhb85iupr.html

فرهنگستان علوم اسلامی قم  http://isaq.ir