فرهنگستان علوم اسلامی قم 15 بهمن 1398 ساعت 20:03 http://isaq.ir/vdcf.vdyiw6dyvgiaw.html -------------------------------------------------- یادداشت عنوان : تمدن غرب و تلاش برای سلطه فرهنگی حجت الاسلام عابدی -------------------------------------------------- وقتی سخن از تسلط فرهنگی می شود منظور هم فرهنگ عمومی و هم فرهنگ تخصصی و بنیادین است، تسلط بر فرهنگ بنیادین که شامل لایه های عمیق تری همچون علوم و معارف یک جامعه می شود، مهمتر بوده، زیر ساخت فرهنگ عمومی را پی ریزی می کند و خطرناکتر از تسلط بر فرهنگ عمومی است. متن : به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی، حجت الاسلام احمد عابدی از پژوهشگران فرهنگستان در مقاله ای به تلاش های تمدن غرب برای اضمحلال تمدن اسلامی و نحوه مقابله با آنها پرداخته که متن آن ارائه می گردد: *** 1-مقدمه خدای متعال در آیه ۱۴۱ سوره نساء می فرماید: لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا یعنی خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است، این نفی سلطه که توسط سایر آیات به بیان های دیگری(همچون:وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ، آل عمران ۱۳۹ ) مورد تاکید قرار گرفته است شامل همه انواع سلطه اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در همه مکان ها و اعصار می شود حتی می توان نفی سلطه را به عنوان معیار صحت پیشرفت جامعه موحدین معرفی کرد. در بین سه نوع سلطه فوق، سلطه فرهنگی از اهمیت فوق العاده ای برخورد دار است، منظور از فرهنگ همان آداب، رسوم و سبک زندگی است که مورد پذیرش جامعه قرار گرفته است، پذیرفته شده های یک جامعه زیر مجموعه اعتقادات و ایدئولوژی های آن جامعه شکل گرفته و رشد می کنند و در نهایت رفتارهای افراد را ساماندهی می کنند به عبارت دیگر، از یک طرف فرهنگ برمبانی هستی شناسی، انسان شناسی و جامعه شناسی و آرمانهای جامعه استوار است و از طرف دیگر، عملکردها و محصولات در بستر فرهنگ آن جامعه شکل می گیرند. همچنین وقتی سخن از تسلط فرهنگی می شود منظور هم فرهنگ عمومی و هم فرهنگ تخصصی و بنیادین است، تسلط بر فرهنگ بنیادین که شامل لایه های عمیق تری همچون علوم و معارف یک جامعه می شود، مهمتر بوده، زیر ساخت فرهنگ عمومی را پی ریزی می کند و خطرناکتر از تسلط بر فرهنگ عمومی است. ۲- تفاوت در اعتقادات منشاء اختلاف در فرهنگ ها و بستر درگیری فرهنگی از ابتدای خلقت با توجه به تفاوت مبانی اعتقادی و شکل گیری دو جبهه حق و باطل، دو مسیر تاریخی مختلف پیش روی انسان ها قرار گرفته که به تشکیل دو نوع جامعه و دو نوع تمدن الهی و الحادی منجر شده است، این دو مسیر که می توان از آن به مسیر انبیاء علیهم السلام و فراعنه یاد کرد، در آخرین مرحله خود، بعثت نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله را داشته است که عصر و فضای جدیدی را پیش روی جهانیان گذاشته است، پیامبر اکرم در طول زندگی مبارک خویش، ضمن مرز بندی قاطع و روشن بین دو جبهه حق و باطل، زنجیره متصل بین اعتقادات، فرهنگ و رفتار را در هر دو جبهه برای مردم تبیین و درگیری تمام عیار دشمنان را برای تسلط بر جبهه حق، پیش بینی و گوش زد فرمودند. ۳- دوره های مبارزه برای تسلط فرهنگی در این عصر جدید درگیری ها و مبارزات دشمن را با هدف تسلط فرهنگی - در قدم نخست - و تضعیف اعتقادات -در قدم های بعدی- می توان به سه دوره تقسیم کرد: ۱/۳- دوره اول این دوره که همزمان با بعثت و شروع نزول قرآن است، فضا و محیط پیرامونی اسلام را فرهنگ یهود و مسیحیت فرا گرفته بود و انصافا در مبارزه با اسلام و تسلط فرهنگی بر جامعه نو پای اسلامی، چیزی کم نگذاشتند انواع شگردهای مبارزاتی را برای سست نمودن اعتقادات مسلمین از طریق تحقیر و تسلط فرهنگی، بکار گرفتند. ۲/۳- دوره دوم این دوره بعد از رحلت پیامبر شروع می شود و به تدریج در زوایای گوناگون جامعه تاثیر می گذارد. در این دوره علاوه بر فرهنگ یهود و مسحیت، شاهد به ثمر نشستن آثار فرهنگی انحراف عظیم اعتقادی یعنی جریان سقیفه هستیم، جریانی که بعد ها در قالب خلافت بنی امیه و بنی عباس، هجمه های شدیدی را نسبت به فرهنگ اسلام ناب( مکتب اهل بیت علیهم السلام) وارد کرد. این هجمه ها در حوزه فرهنگ بنیادن، با ترجمه آثار به ظاهر علمی یونان باستان و ترویج آن به جامعه مسلمین ادامه یافت و اثرات خود را در فرهنگ عمومی و تغییر سبک زندگی بجای گذاشت، درحالی که معادن و ارکان علم و فرهنگ (اهل بیت علیهم السلام) در جامعه اسلامی و در بین مردم زندگی می کردند و ناب ترین آداب و رسوم و فردی، خانوادگی و اجتماعی را بر مبنای اعتقادات دینی تبیین و نشر می دادند ۳/۳- دوره سوم دوره سوم تهاجم فرهنگی و تلاش برای تسلط فرهنگی، به شروع رونسانس در مغرب زمین بر می گردد، در این دوره، شاهد تغییر در روش ها و راهکارها برای تهاجم و تسلط بر فرهنگ رقیب هستیم، در دوره رنسانس، صنعت و تکنولوژی به کار گرفته شده و با استفاده از صنایع نرم و سخت، شیوه های کارآمد تری برای تسلط فرهنگی همچون صنعت سینما، فیلم، تلویزیون و..... مطرح شد. همچنین تهاجم برای تسلط در لایه های بنیادین فرهنگ(علوم و معارف) توسط طراحان تمدن غرب به روش های قبلی اضافه شد. ۴- مراحل و راهکارهای دشمن برای تسلط فرهنگی دشمن برای تسلط فرهنگی در هر دوره ای راهکارهای گوناگونی را بکار می گرفته است ولی با کمی تامل و دقت می توان راهکارهای عامی را پیدا نمود که در همه دوره ها مورد استفاده قرار می گرفته اند با این تفاوت که در دوره رنسانس برای هضم خرده فرهنگ ها- به گفته خودشان - در فرهنگ تمدن غرب، روش های پیچیده تری بکار گرفته اند. در همین جا لازم است به یکی از راهبردهای مورد استفاده برای تسلط فرهنگی، که به نحوی بر همه برنامه های فرهنگی دشمن، سایه افکن شده است، اشاره کنیم؛ بعضی از این راهبرد تعبیر به راهبرد قورباغه ای می کنند زیرا؛ معتقدند که اگر قورباغه را یکدفعه در آب داغ بیندازید، می جهد و خود را نجات می دهد ولی اگر در آب معمولی بگذارید و به تدریج آب را گرم کنید، تا بخواهد به خود بیاید و خودش را پرت کند، ماهیچه هایش شل و بی حس شده، توان حرکت از او گرفته می شود. با توجه به این راهبرد، تمام مراحل و راهکارهای تسلط فرهنگی غرب به صورت گام به گام و به تدریج انجام می گیرد تا جامعه مومنین به حرکت های ضد فرهنگی آنها کمترین حساسیت و واکنش را داشته باشند. مراحل مورد استفاده برای تهاجم و تسلط فرهنگی را می توان در سه سطح طبقه بندی نمود: ۱/۴- مرحله نخست: تحقیر و تجلیل اول، آخر، ظاهر و باطن تمدن غرب در دوره رنسانس، تحقیر دین و دین داران و کشورهای عقب مانده- به اصطلاح آنها- و تجلیل افراطی از داشته های خود است، آنها خود را عقل کل و فرهنگ خودشان را خرد گرا، و سایر فرهنگ ها را خرد ستیز و کودک منش معرفی می کنند برای تحقیر فرهنگ ها و ملت ها از یکطرف، از حربه ایجاد تردید و شبهه در اعتقادات و مبانی فکری آنها استفاده می کنند و از طرف دیگر، بوسیله به رخ کشیدن موفقیت های ظاهری و محصولات صنعتی خود، دیگران را تحقیر، و فرهنگ دنیا پرستی خود را به جامعه هدف تزریق می کنند. ۲/۴- مرحله دوم: فریفتگی و تخلیه فرهنگی تحقیر فرهنگی افراد و جوامع را تا جایی ادامه می دهند که آرام آرام به تخلیه فرهنگ خودی و فریفتگی نسبت به فرهنگ بیگانه منجر می شود. یک قانون طبیعی می گوید: وقتی در فضایی خلاء ایجاد شود، نزدیکترین نیروی موجود، آن خلاء را پر می کند. ۳/۴- مرحله سوم: انحلال فرهنگی تحقیر فرهنگی به تخلیه فریفگی و فریفتگی فرهنگی منجر می شود و زمینه را برای حضور و تثبیت فرهنگ بیگانه فراهم می کند و تثبیت فرهنگی تغییر در رفتارها را بدنبال دارد به گونه ای که، پشت هر رفتار ناهنجار اجتماعی می توان تحقیر و فریفتگی فرهنگی را مشاهده کرد. امروزه اگر در جامعه اسلامی شاهد اختلاط بیش از حد زن و مرد، بالارفتن سن ازداوج، تغییر سبک زندگی، معماری غلط شهری، رواج یافتن طلاق های سیاه و سفید و....هستیم، قبل از بوجود آمدن چنین رفتار هایی، مراحلی از تحقیر و تجلیل طی شده است. ۵- راهکارمقابله با تهاجم و تسلط فرهنگی قبل از پرداخت به راهکار مقابله با تهاجم و تسلط فرهنگی، لازم است به یک راهبرد مهم- در مقابل راهبرد قورباقه ای آنها- اشاره شود. راهبرد ما باید افشاءگری نسبت به تمدن غرب باشد، یعنی در همه اقدامات خود، نسبت به مبانی شرک آلود و نجس تمدن غرب و اخلاق و رفتار بوجود آوردگان آن، روشنگری و افشاگری نموده، همان مراحل سه گانه تسلط را نسبت به خودشان بکار ببریم یعنی باید تمدن مادی و فرهنگ شرک آلود آن را در همه جا، بویژه برای نسل جوان، تحقیر کنیم، شرک، هواپرستی و شهوت پرستی بوی نامتبوع و جهنمی است که شامه هر مومنی را آزار می دهد، از این رو، خدای متعال کفار و اعمال به ظاهر خوب آنها را در آیات متعددی تحقیر می کند: أَرَءَيْتَ مَنِ اتخََّذَ إِلَهَهُ هَوَئهُ أَ فَأَنتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلاً ، أَمْ تحَْسَبُ أَنَّ أَكْثرََهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كاَلْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً، آيا ديدى كسى را كه هواى نفسش را معبود خود برگزيده است؟! آيا تو مى‏توانى او را هدايت كنى (يا به دفاع از او برخيزى)؟! آيا گمان مى‏کنی بيشتر آنان مى‏شنوند يا مى‏فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپايانند، بلكه گمراهترند! (فرقان، ۴۴) چطور کسانی را که خدای متعال و اولیائش تحقیرکرده و پایین تر از حیواتات و در ردیف سگ و خوک معرفی می کند، در جامعه اسلامی باید تجلیل و تعریف کرد. خدای متعال حتی عملکرد کفار و کسانی که بدون ایمان به مبدا و معاد، اقدام به عملی می کنند، را تحقیر می کند يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! بخششهاى خود را با منت و آزار، باطل نسازيد! همانند كسى كه مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى‏كند و به خدا و روز رستاخيز، ايمان نمى‏آورد (كار او) همچون قطعه سنگى است كه بر آن، (قشر نازكى از) خاك باشد (و بذرهايى در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد، (و همه خاكها و بذرها را بشويد،) و آن را صاف (و خالى از خاك و بذر) رها كند. آنها از كارى كه انجام داده‏اند، چيزى به دست نمى‏آورند و خداوند، جمعيت كافران را هدايت نمى‏كند. (بقره، ۲۶۴) در قدم بعد لازم است رابطه محصولات و صنایع غربی را با فرهنگ مادی و مشرکانه آنها تبیین و توضیح دهیم و تاثیرات آن را روی جامعه، اخلاق، خانواده و...روشن نماییم به گونه ای که منشاء شک و تردید در ارکان تمدن غرب شود، باید ضمن دفاع از پیشرفت، اختراع، ابتکار و بدست آوردن صنایع نو، نسبت به فرایند غلط صنعتی شدن غرب و آسیب های جدی آن، افشا گری کنیم باید نشان داد راه صنعتی شدن فقط راه اشتباه غرب نیست، نباید ما را بین دو راهی برگشت به دوران الاغ سواری یا پذیرش محصولات و صنایع غرب، گیر بیندازند. می توان راه سومی را پیش روی بشرگذاشت که همه کارکردهای راه قبلی را داشته باشد بدون ناهنجاری های طاقت فرسا، در چهل سال گذشته انقلاب، به دلایلی، تجلیل و تعریف افراطی فضای صدا و سیما و جامعه علمی و حتی مذهبی ما را پر کرده است تا جایی که از تمدن غرب بهشت برینی ساخته شده که اکثر اوصاف و آرزوی های انبیا در آن محقق شده است. برای عبور از تمدن غرب و نیل به تمدن نوین اسلامی، لازم است تهاجم و شبیخون فرهنگی بنیان کن انقلاب اسلامی را نسبت به تمدن غرب یادآوری و مستند کنیم و بدانیم همانطور که انقلاب بازوی چپ آن را (کمونیسم) قطع کرد، به همت مردان بزرگ جبهه حق و با ظرفیت عظیم موجود در مکتب اهل بیت علیهم السلام، به زودی بازوی راست آن(لیبرال دمکراسی) نیز قطع می شود. باید بوسیله استدلال روشن و منطقی و با استفاده از ارقام و آمار صحیح، نشان که، بحران اقتصادی غرب، ناشی از ضعف ایدلوژی است، همان چیزی که در مواجهه با انقلاب اسلامی به شدت تضعیف شده است. آنها می خواستند انقلاب اسلامی را از یک رقیب به یک نوچه تبدیل کنند ودر نهایت در تمدن غرب منحل نمایند، خوابی که تعبیر نشد و هرگز نمی شود. امروزه به برکت تهاجم عمیق و همه جانبه فرهنگ انبیاء علیهم السلام، مسلمانانی که طبق برنامه بایستی در تمدن غرب حل می شدند، بر هویت توحیدی خود اصرار کرده، جامعه در حال تزلزل غربی را متاثر کرده اند. نتیجه گیری: جامعه اسلامی، مردم و خانواده های مسلمان باید نسبت به راهبرد قورباغه ای دشمن حساس بوده، اجازه ندهند هویت و داشته های آنها تحقیر شود، بایستی جامعه اسلامی دوران تعریف و تمجید از تمدن غرب را پایان دهد و برای ایجاد امید، به فرایند سقوط تمدن غرب بیشتر نگاه کند و نگاه دیگران را نیز جلب کند، باید توجه داشت که، بزرگ کردن ریزش ها و مشکلات جامعه و ندیدن ضربه های انقلاب اسلامی به پیکره نیمه جان تمدن غرب، روحیه یاس و سرخوردگی را به جامعه تزریق می کند و خسارت های فراوانی را به بار می آورد: إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ اگر (در ميدان احد،) به شما جراحتى رسيد (و ضربه‏اى وارد شد)، به آن جمعيّت نيز (در ميدان بدر)، جراحتى همانند آن وارد گرديد. و ما اين روزها (ى پيروزى و شكست) را در ميان مردم مى‏گردانيم (- و اين خاصيّت زندگى دنياست-) تا خدا، افرادى را كه ايمان آورده‏اند، بداند (و شناخته شوند) و خداوند از ميان شما، شاهدانى بگيرد. و خدا ظالمان را دوست نمى‏دارد.( آل‏عمران : ۱۴۰) یکی از راههای تحقیر، تخلیه و انحلال در فرهنگ بیگانه، استفاده برنامه ریزی شده ازصنعت توریسم بوده است، دراین صنعت مردان و زنان را در تورهای گردشگری، به تماشای جمال وجلال تمدن مادی برده و جلوه های آن را به رخ دیگران می کشانند، بدون تردید، این صنعت توان مبارزه با سنت زیارت و بیعت با اولیا الهی را ندارد. امروزه میلیون ها نفر بین مشهد،کربلا، نجف، مدینه و مکه رفت و آمد می کنند و ظرفیت جدیدی را برای تحول در حمل و نقل جهان بوجود آورده است. والسلام