فرهنگستان علوم اسلامی قم 29 دی 1397 ساعت 19:42 http://isaq.ir/vdcb.ab8urhb8aiupr.html -------------------------------------------------- سخنرانی عنوان : جایگاه منطق توحیدی در شناخت واقعیت حجت الاسلام والمسلمین پیرزمند -------------------------------------------------- تحلیل واقعیت یک واقعیت اجتماعی است که به نظر می آید زیربنای تحول علمی است و اگر بتوانیم نگرش توحیدی را بر تحلیل واقعیت وارد کنیم، امکان آن فراهم می شود که منطق توحیدی را در شناخت واقعیت وارد کنیم؛نتیجه اینکه نظریه پردازی هایمان مبتنی بر نگرش الهی می شود. متن : به گزارش پایگاه اطلاع رسانی فرهنگستان علوم اسلامی،به نقل از مهر؛ مراسم رونمایی از جلد سوم کتاب نظریه با حضور حجت الاسلام رضا غلامی، حجت الاسلام علیرضا پیروزمند، عبدالحمید نقره کار و عطالله رفیعی آتانی در خبرگزاری مهر برگزار شد. ***در این نشست، حجت الاسلام پیروزمند که نظریه او با عنوان مبانی و روش تحقیق تکاملی در علوم انسانی- اسلامی در این کتاب منتشر شده است، اظهار داشت: روش های تحقیق موجود، مبتنی بر مبانی هستند و اگر این مبانی بازخوانی شود، ما شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه خواهیم بود. آنچه که در چکیده مقاله بنده آمده است، حاصل چندین سال فعالیتی است که در فرهنگستان علوم اسلامی صورت گرفته است. وی افزود: بنده دراین مقاله در مورد سه موضوع سخن گفتم؛ ۱- فلسفه روش تحقیق ۲- کلیات اجمالی روش تحقیق ۳- به کارگیری روش تحقیق اجرایی شده در قالب یک نمونه. تغییر درسبک زندگی مبتنی بر به دست آمدن الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت است و این الگو هم مبتنی بر به دست آوردن علوم انسانی اسلامی است که این موضوع احتیاج به تحول دارد. با نگاهی به این زنجیره معلوم می شود که ما چه راه طولانی ای داریم که باید به سمت آن حرکت کنیم. عضو هیأت علمی فرهنگستان علوم اسلامی گفت: در بخش اول که مربوط به فلسفه روش تحقیق است دو موضوع را متذکر شدم؛ یک اینکه تحلیل واقعیت یک واقعیت اجتماعی است که به نظر می آید زیربنای تحول علمی است و اگر بتوانیم نگرش توحیدی را بر تحلیل واقعیت وارد کنیم، امکان آن فراهم می شود که منطق توحیدی را در شناخت واقعیت وارد کنیم. نتیجه اینکه نظریه پردازی هایمان مبتنی بر نگرش الهی می شود. یعنی اسلامیت را نه فقط در مبانی بلکه باید در منطق محاسبه و سنجش تحت تأثیر نگرش توحیدی قرار دهیم که این خود یک دستاورد علمی است. پیروزمند گفت: در قدم دوم نتیجه تأثیر تحلیل واقعیت در معرفت شناسی مطرح شده و بنده بیان کردم که شناخت، ضلع سومی هم دارد که بستر و منشأ معرفت است. هم عالم و هم معلوم باید در نظام ولایت تبیین شوند و تحت تأثیراین نظام مورد بررسی قرار بگیرند. براساس این نگاه معرفت شناسانه وارد حوزه معرفت شناسی شدیم و یک مدل سه شاخه ای را تعریف کردیم و سه مابه ازای روش شناختی برای عالم و معلوم و معرفت شناسی قرار دادیم و به صورت مقایسه ای روش شناسی توانستیم الگویی برای روش شناسی تعریف کنیم که به دلیل نبود فرصت از جزئیات این سه شاخه می گذرم. وی افزود: در حوزه معرفت شناسی دو گونه نگاه وجود دارد؛ نگاه اول نگاه جبرگرایان است که تأثیر اراده را صفر می داند و نگاه دوم نگاه اختیارگرایان یا تفسیری ها که واقعیت را تحت اختیار انسان تعریف می کنند. در میان این دو گروه هم گروه هایی هم وجود دارند و نظریاتی را مطرح می کنند. مجموعه روش ها در سه گروه قابل تفکیک اند؛ گروه اول روش های انتزاعی که قدرت تجزیه موضوعات از هم را دارند، گروه دوم روش های مجموعه نگر یا سیستمی که قدرت مطالعه نسبت به متغیرها را دارند. عرض من در این مقاله این بوده که بگویم که ما علاوه بر اینکه به این دو روش احتیاج داریم اما این دو روش کافی نیستند و ما به روش دیگری تحت عنوان روش تحقیق تکاملی نیاز داریم. این روش تحقیق قدرت ملاحظه عوامل و جریان دادن جهت الهی در چینش مجموعه را به ما می دهد. دغدغه اصلی این روش تحقیق امکان جریان بخشی اراده الهی، آموزه ها و معارف اسلامی در نظریه پردازی های علوم اجتماعی است. در حال حاضر ما خلاء چنین روشی را داریم و باید روی آن کار کنیم.